As primeras 107 linias.
تایتانهای نوجوان، حمله!
اه، اینجا چقدر خشک و بیآبه!
دارم کباب میشم، ایول!
حدوداً یه میلیارد درجه گرماست!
دمای هوا ۹۹ درجه فارنهایت هست!
انگار وسط خورشید وایستادیم!
چی میگی واسه خودت؟
۹۹ درجه فارنهایت یه دمای معتدل و خوبه.
حالا اگه سانتیگراد بود...
حرف سانتیگراد رو پیش ما نزن!
اون مال بقیه دنیاست.
واحد اندازهگیری امپراتوری یا مرگ!
باشه.
فقط میگم هوا خوبه بیرون.
واقعاً گرمت نیست و عرق نکردی؟
نه استارفایر، چون من ارباب بدنم هستم.
با استفاده از قدرت ارادهام،
مغزم رو مجبور میکنم که باور کنه
هوا هر دمایی که من میخوام هست.
وای چقدر داغه!
اوه خدای من، شکرت!
آب از همه چیز باطراوتتره!
بیشتر میخوایم!
آره!
آخ! آخ! وای!
بس کن! این... وای! خیلی سخته!
آب! آب! آب!
هوم... عجیبه.
واندر توئینز!
سلام تایتانها. ما خبر مهمی آوردیم.
شماها محشرترین هستید!
اون کاری که اون حرف رو میزنید انجام بدید!
وقت بازی نداریم.
ما اینجا برای یه کار جدی هستیم.
لطفاً! لطفاً! لطفاً!
فقط یه بار.
باشه.
قدرتهای واندر توئینز، فعال شو!
به شکل یک اسب!
به شکل یک زین یخی!
اوه!
من میخوام سوار اسب شگفتانگیز بشم!
ووو!
دیگه بسّه این لودگی!
ما اینجاییم چون شما پنج نفر...
فقط باعث یک کمبود آب فاجعهبار شدید!
مخزن آب کاملاً خالی شده!
مطمئنم همه چیز خوب میشه
به محض اینکه آب برگرده!
اینطوری کار نمیکنه.
آب همینطوری برنمیگرده.
نیازمند صرفهجویی و سالها بارش پیوسته بارانه
تا سطح آب به حالت عادی برگرده.
این که خیلی سخته، رفیق.
بیستی حق داره. من یه ایده راحتتر دارم.
عه، لعنتی! ایدهام جواب نداد!
تلاشت خوب بود، سایبورگ.
اما خیلی بیشتر از این حرفها طول میکشه
تا آب به جامپ سیتی برگرده.
باید سخت کار کنیم
تا مخزن رو پر کنیم.
اما برای سخت کار کردن، هوا خیلی داغه!
آره!
نمیشه فقط استراحت کنیم
و شما دو تا رو تماشا کنیم که به چیزای مختلف تبدیل میشید؟
آره!
اصلاً و ابداً!
لطفاً! نه!
خواهش میکنم!
باشه!
اما این دفعه آخره و بعدش میریم سر کار.
قدرتهای واندر توئینز، فعال شو!
به شکل یک آلپاکا!
به شکل یک لیوان آب یخی!
اوم.
وای! نه! نه!
آه!
تو الان داداشمو خوردی!
ببخشید، فقط خیلی تشنهام بود.
منم تشنهام، رفیق. زَن دیگه نمونده؟
شما هیولا هستید!
که نمیتونید همینطوری آدم بخورید!
هی، اگه منصف باشیم، زَن خودش تبدیل به یه لیوان آب شد
اونم وسط کمبود آب.
راسته. ما واقعاً تشنهمونه.
داداشم رفته!
بدون اون، هیچ امیدی نیست.
اوه، آروم باش. همه چی درست میشه.
ما کمک میکنیم کمبود آب رو حل کنیم.
اما بدون زَن من نمیتونم تغییر شکل بدم!
من برای "قدرتهای واندر توئینز، فعال شو!" بهش نیاز دارم!
اووه!
چی داره اتفاق میافته؟
این... ممکن نیست!
تغییر شکل بده، رفیق.
به شکل... یک لمور!
اوه... به شکلِ یه... لاستیک یخی!
وای!
رابین با خوردنِ زن قدرتاشو به دست آورد!
دمش گرم!
وو-هو-هو! من یه لاستیکم!
ببینید، بچهها. انجامش دادم.
آره! رابینِ لاستیکی! وو-هو!
قدرتهای دوقلوهای شگفتانگیز، غیرفعال شو!
ای بابا!
دیگه بسه مسخرهبازی!
برادرم زن دلش میخواست که ما
No comments yet. Be the first to leave one.