As primeras 200 linias.
خب، مرسی به خاطر ناهار، عزیزم
تو خونه میبینمت
فقط همین؟ - ...خب -
نمیخوای خبرای خوب رو به بقیه بگی؟
چی؟ چی رو بهمون بگه؟
مادرم مرد
امم... هورا؟
به مدت 40 سال باید میگفتم بازی همخونه منه
،و حالا که اون مرده
همخونهی من بالاخره میتونه ازم یه زن درستکار درست کنه
...وای خدا، بچهها
بازی" حلقه دستم کرده"
بازی" قول داده بود هر وقت مادرم فوت کرد" ازم خواستگاری کنه
بعد از اینکه خونه براش چپه شد
و پاهای کوچیکش به هم پیچید، اونم خواستگاری کرد
به قول باید عمل کرد دیگه
خیلی خب، تو خونه میبینمت
خیلی خب
خیلی خب، یکی منو بکشه
چی شده "باز"؟ نمیخوای ازدواج همجنسگرایی بکنی؟
"یا مثل آدم میتونی بگی: "ازدواج کنی
...الان اوضاعمون خوبه، ولی برای تامی مهمه، پس
،اگه دلت نمیخواد ازدواج کنی
صد در صد نباید بکنی
مشکلی نیست
،تو نگرانی اگه ازدواج کنین
تمایل جنسیاتون رو نسبت به همدیگه از دست بدین
نه
خون من به زحمت به قلب من میرسه
خب، به نظر من که عالیه
و این حرف رو کسی داره میگه که تا یک سال و نیم پیش
باور داشت همه همجنسبازها به جهنم میرن
ممنونم، جوی
هب، بن، میخواستم بدونم که
اگه بشه جشن رو اینجا بگیرم
،تامی میخواد این آخر هفته اینکار رو بکنیم و قیمت اینجا هم که خوبه
...خب، ما هنوز راستش در مورد قیمتش حرفی نزدیم
،چون معلومه که اینجا مجانیه
آدم وحشتناک و خسیس
باشه. خیلی خب
میتونین ازدواج همجنسبازی رو توی مغازه من برگزار کنین
"دوباره میگم، فقط باید بگی: "ازدواج
میتونیم روی پشتبوم مهمونی مجردی راه بندازیم
من همه چی رو با خرج خیلی کمی ترتیب بدم
جهت اطلاعتون، من عروسی خودم رو ترتیب دادم
جوی، بذار منم کمکت کنم
.نه، مشکلی نیست خودم میتونم از پسش بربیام
من راستش... متقاعد نشدم
...میدونی، توی عروسیـت تو یکم
چجوری بگم؟
مثل دیوونهی تیمارستانی بود؟
آره
من اصلا هم دیوونه نشده بودم
من یه عروسی با 300 نفر مهمون
و 5 نوع غذا و 36 تا کبوتر زنده برگزار کردم
که توی کلیسایی که 15 تا پنکه سقفی داشت، آزاد شدن
"شده بود مثل "وقتی کبوترها گریه میکنند
خیلی خب
فقط یه صندلی هستش
سخته که یه جلسه کاری اینجا داشته باشیم
شاید بهتره بریم مغازه بغلی تراویس
نه، ما نمیتونیم توی مغازه خالکوبی
جلسه کاری راه بندازیم
دفتر من خوبه. کاملا خوبه
بیاین... آره. خیلی خب
تراویس، بشین اینجا، رفیق
.بشین همینجا بذار من برم کنار
خیلی خب
منم باید بشینم پشت میزم
خب، "مو" پشت من کلی جا هست، راحت باش
.دفتر خوبیه، بن یه سوال
اگه ما اینجاییم، جاروها رو کجا گذاشتی؟
،خب، تراویس
...تو گفتی جلسه تشکیل بدیم، واسه همین
مو، اینجا مغازه بستهبندیـه؟
با آرنجم میتونم بستهبندیـت رو حس کنم
ببخشید. بدون جاروها هم دفترت کوچیکه
آره، خب یه کاریش بکن
انگار استخوان اسباببازی سگ رو پشتم گرفتن
.بکش عقب بکش عقب
فرض کن میخوای از جای تنگ رد بشی
...خیلی خب، پس
ببخشید
بهت گفتم که تیلهها رو توش نذار
عجله باش، زود جمعش کن
بجنب دیگه - حله، حله -
من میخوام کارهامون رو با هم ادغام کنیم
میتونیم مغازه خالکوبی من رو به این آرایشگاه متصل کنیم
و فقط باید دیواری که بین مغازههامون هستش رو خراب کنیم
تراویس، واضحه که باید یه راه عبوری
بین مشتریها باشه
ولی لازمه که نقشهی ساختمان رو داشته باشیم
مو، ببخشیدا
خودم از پسش برمیام
یعنی، واضحه که باید نقشههای ساختمان باشه
آره، باید صاحب ملک امضا کنه
...و همینطور شهرداری
مو، ببخشیدا
میدونی چیه، تراویس؟
میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟
حتماً
شارمین، میخوای واسه عروسی "بازی" چی بپوشی؟
همین لباسها و همین وجنات
چرا تو تنها کسی هستی که در این مورد هیجانزده نیستی؟
فقط نمیفهمم که چرا میخوان ازدواج کنن
الانش هم اوضاعشون خوبه. چرا خرابش میکنن؟
ازدواج کردن چشه؟
ازدواج یه سنت تاریخ گذشتهاس که
با صفحههای "پینترست" با تم عروسی دخترای سفیدپوست پابرجا مونده
بهت برنخوره یه وقت
فکر میکنی منم از اونا دارم؟
آره، حتماً
اگه داشتم، فقط به عنوان شوخی اینکار رو کردم
میدونی که من فقط با اون صفحه شوخی میکنم دیگه؟
هشت تا صفحه اصلا هم جدی نیست
باشه. ولی تو که شنیدی اون گفت نمیخواد ازدواج کنه
چرا این همه منفیبافی میکنی، مو؟
تو قرار بود خواننده کمکی من باشی
من "نوتریوس" هستم. تو "پاف دیدی" هستی
من فقط داشتم نظرمو میگفتم
خب، "دیدی" اینکار رو نمیکنه
نوتریوس رپ میخونه. دیدی کمکش میکنه
آره... آها"
"خودشه. خودشه
آره، ولی دیدی
تنهایی خیلی موفق شد
شان جان بازار شلوار جین رو چندین سال تحت اختیار داشت
آره، وقتی که نوتریوس مرده بود
حرف آخرم اینه که، وقتی من مردم
بالهات رو باز کن، شلوار جین خودت رو درست کن
ولی تا اون موقع، میخوام که هوامو داشته باشی
باشه؟ - باشه -
اوضاعمون روبراهه؟
هوام رو داری؟
درسته، درسته
تراویس، این نقشههای ساختمان اونقدرا هم بد نیست
نقشه ساختمانی؟
اینا با رژ لب روی دستمال سفره کشیده شدن
تو چطوری خالکوبی میکنی؟ طراحیات افتضاحه
رژ لب وسیله طراحی من نیست که
حس میکنم تو دید من رو درک میکنی ولی اون نه
.مهم نیست رئیس منم
بذار من یکم اینا رو ببینم، باشه؟
و بعداً با هم یه نوشیدنی میخوریم
حله - خیلی خب -
من میرم استریپکلاب "سیلور کوگر" توی ولزلی
رقاصهاش همه بالای 50 سالشونه
این کجاش سکسیه؟
درماندگی و حقشناسی
مخلوط جذابیه، دوست من
!خداحافظ
چیه؟
از هدفی که تراویس داره خوشم نمیاد
خیلی خب، بیا اینجا بشین کنارم، رفیق
بیا بشین کنار بنی
بیا بشین
بیا بشین
مو؟
به من نگاه کن
خودشه
میدونم اینجا چه خبره، خیلی خب؟
تراویس و من به عنوان دو تا کاسب با هم ارتباط داریم
و این تو رو نگران میکنه
چون فکر میکنی من و اون با هم رفیق میشیم
ولی، من درکت میکنم، درک میکنم
ولی به من گوش کن
من هیچوقت نمیذارم کسی دوستیمون رو خراب کنه
باشه؟
تو همیشه مثل رابین برای من که بتمنـم، هستی
من راجعبه تراویس ناراحت نیستم
من از تو ناراحتم
تو همیشه با من مثل دستیار رفتار میکنی
بیخیال، این حقیقت نداره
رابین"؟ "پاف دیدی"؟"
چند روز پیش گفتی تو شرلوک هستی
و منو "لوسی لو" صدا کردی
.خب این یه تعریف بود اون با بازیش میترکونه
من از اینکه مثل آدم درجه دوم باهام رفتار میشه خسته شدم
جدی میگم
انگار از دوره مدرسه ابتدایی تا حالا هیچوقت به حرفم گوش نمیکردی
داری حرفای مسخرهای میزنی
واقعاً؟ این جریان با تراویس رو نگاه کن
چرا به هر چیزی که میگم گوش نمیدی؟
چون من کاسب موفقم و تو یه آرایشگری
و منظورم این نبود
ایناهاش
خوب شد که فهمیدم چه فکری دربارهام میکنی
.خیلی خب، ببین من یه چیزی گفتم، خب؟
و تو حالا داری احساساتی میشی
طوری رفتار نکن انگار من زن عصبیات هستم
من یه زن عصبی نیستم
...مو، میخوای بشینیم و حرف بزنیم
،من دیگه باهات حرف نمیزنم بنجامین هرشل گروسمن
بهم زنگ نزن چون من گوشی رو برنمیدارم
...مو، قبلا گفتم که در
در بسته نمیشه
خب، لطف کنید و به سمت پشتبوم تشریف بیارین
و کاری نکنید دوباره ازتون بخوام
چون من کونم رو هم سر آماده کردن عروسی میدم
جوی هستم. درسته
No comments yet. Be the first to leave one.