Vampire Academy

Vampire Academy

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Vampire Academy 2014 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Vampire Academy 2014 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-27
Descargas: 9
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

اوه، بابا، صداشو زیاد کن.

لطفا، آقای دراگومیر، من عاشق این آهنگم.

این آهنگ افتضاحه... همون تعریف سنتی "حالت تهوع" از این کلمه.

خفه شو آندره. من و رز می‌خوایم گوش بدیم.

"من و رز"، لیسا، "من و رز".

به نظرم آهنگش خیلی گیراست.

لیسا؟

لیسا. هی لیسا، بیدار شو.

داری خواب بد می‌بینی. - خواب نبود.

می‌دونم. تصادف.

ببخشید. دوباره نه.

می‌دونی، از اون شب به بعد، هنوزم نتونستم بهش عادت کنم.

اینکه تو توی سرمی، خیلی عجیبه.

دیگه باید بدونی، بین ما،

"عجیب" حتی شروع ماجرا هم نیست.

چرا نمی‌تونی مثل یه دختر نوجوان عادی باشی

و خواب پسرهای خوش‌تیپ لخت روی اسب‌های تک‌شاخ رو ببینی؟

حتماً باید اسب تک‌شاخ باشن؟

معلومه که نه. می‌تونه جت‌اسکی باشه، گاو مکانیکی یا...

چرا یه پوستر ترسناک از یه رئیس‌جمهور سابق آمریکا داری؟

خب، تو بهم گفتی باید بیشتر تو جامعه "اورگانو" جا بیفتم.

ما تو "اورگُن" هستیم. می‌دونی که کلاً آدم بی‌عرضه‌ای هستی،

مگه نه؟

من هنوز دارم کنار میام، رز.

کمتر از یک سال شده که از آکادمی فرار کردیم،

دو سال از تصادف می‌گذره.

هیچ‌وقت وای‌نمیستی به چیزایی که از سر گذروندیم فکر کنی؟

وایسادن کار بازنده‌هاست. من فقط به این فکر می‌کنم که در حرکت باشیم

و تو رو در امان نگه دارم.

اصلاً کسی ما رو یادش هست؟

واقعاً فکر می‌کنی آکادمی هنوزم دنبال ماست؟

کاملاً. به نظرم شاید مجبور بشیم جراحی پلاستیک کنیم.

نه، لطفا این کارو نکن.

آره؟ نه؟ - نه.

همین‌طوری؟ خوشت میاد؟ - رز، نه.

وای. آخرین باری که...؟ - گرسنه نیستم.

دقیقاً همینیه که هر وقت گرسنه‌ای می‌گی.

بیا تو آشپزخونه. غذای مورد علاقه‌تو درست می‌کنم.

تو... تو از این مطمئنی؟

نوش جان.

ممنون. - دوست به چه دردی می‌خوره؟

حسودیت میشه، اسکار؟

چی رو داری نگاه می‌کنی؟

چیزی به... صورتم مونده؟

لیسا، بخند. دارن نگاهمون می‌کنن. تمرین نیست.

اون بیرون چیه؟ استریگوی نیست؟ - نه، استریگوی نیست، خدا رو شکر. نگهبانانن.

نزدیک هم بمونید، درست مثل کاری که تمرین کردیم.

لیسا، برو.

حتماً باید بهشون آسیب می‌زدی؟ - حتماً باید بهشون آسیب می‌زدم؟

خواهش می‌کنم. نقشه رو در بیار، گاندی.

میریم شمال به سمت کانادا.

تو واقعاً اون توپ پشمالو رو آوردی؟

نمی‌تونستم همین‌طوری ولش کنم.

لعنتی، آره.

رز.

پرنسس واسیلیسا دراگومیر.

اسم من دیمیتری بلیکوفه.

اومدم شما رو به آکادمی سنت ولادیمیر برگردونم.

گوش کن، رفیق، برای اینکه بهش برسی، باید از روی جنازه من رد شی.

همون‌طور که گفتم، "عجیب" حتی شروع ماجرا هم نیست.

بهترین دوستم لیسا دراگومیر یه عضو سلطنتیه

از یه "نژاد" جادویی و باستانی، یعنی موروی‌ها.

موروی‌ها شنل سیاه نمی‌پوشن، به خفاش تبدیل نمیشن یا تو تابوت نمی‌خوابن.

نور روز آزارشون می‌ده ولی نمی‌کشتشون، و اونا هم برق نمی‌زنن.

اما بله، مثل بیشتر موجودات دندون‌دار، موروی‌ها با خون زندگی می‌کنن.

ولی اونا ابدی نیستن، به خاطر همینه که به ما نیاز دارن.

اسم من رز هاتاوی‌ایه و مثل این بقیه، من یه دَمپیرم.

ما محافظ‌ها هستیم، نگهبان‌ها.

من که فقط نصف موروی‌ام، می‌تونم برگر بیکن یا هر چی دلم بخواد بخورم.

زندگی دَمپیرها وقف محافظت از موروی‌هاست.

ما با یه "جمله" ساده زندگی می‌کنیم: اونا در اولویتن.

فقط هیچ‌وقت هیچی ساده نیست.

دستبند؟ حتماً یه تعریفی هم توش هست.

پس شما ما رو برمی‌گردونید آکادمی.

بگید ببینم، قراره چقدر بد باشه؟

هیچی؟

می‌دونی، من پرنسس رو برای یه سال کامل سالم و مخفی نگه داشتم

قبل از اینکه تو شانس بیاری.

تبریک می‌گم. - حرف زد.

وای، چه علامت‌های "مُلنِیا" زیادی داری اونجا.

شش تا استریگوی رو کشتی؟

ما می‌ترسیدیم اون عقب به یکی از اونا بربخوریم.

اگه به یه استریگوی برمی‌خوردید، الان این مکالمه رو نداشتیم.

این تعریف تو از مکالمه‌ست؟

دقیقاً.

ما رسیدیم. دروازه رو باز کن.

کسی اونجاست؟

همه کجا رفتن؟

بزن بریم! - لیسا!

بجنب، بجنب!

تو ماشین بمون.

نه!

این یکی با منه. اینجا بمون.

اون بیرون چه خبره؟

اینجا بمون.

اسپریدون.

خوش برگشتی، دیمیتری.

و بعد گروه "سه" هست: خون‌آشام‌های بد، یعنی استریگوی‌ها.

خون‌مک‌های شیطانی که فقط شب‌ها میان بیرون

و فقط با چوب‌تیر نقره‌ای کشته می‌شن.

پنج تا از بهترین‌های ما لازم بود تا یکی از بدترین‌های اونا رو بکشیم.

اگه شانس بیاری، فقط پاره پاره‌ت می‌کنن،

اما می‌تونن تو رو هم یکی از خودشون کنن.

استریگوی‌ها هیولاهای واقعی کابوس‌های ما بودن.

با وجود تمام اون داستان‌ها، هشدارها و فیلم‌های آموزشی،

من هیچ‌وقت یکی‌شون رو از نزدیک ندیده بودم.

بهت گفتم تو ماشین بمونی.

اوضاع آرومه.

و این بود... خداحافظ فیسبوک.

خداحافظ آیفون ۵.

سلام، سنت ولادیمیر.

فقط یه مدرسه دیگه نیست.

یه دنیای دیگه است.

دانش‌آموزای مروی و دامپیر از سرتاسر دنیا میان

که تاریخ، علوم، ریاضی و بقیه چیزای کسل‌کننده رو بخونن،

اما حدوداً زنگ چهارم،

ما دامپیرها می‌ریم و راه‌های جدید و باحال برای لت و پار کردن و کشتن یاد می‌گیریم،

در حالی که برای مروی‌ها، وقت جادوه.

آب، خاک، آتش، هوا.

می‌بینی، فقط رژیم غذایی‌شون نیست که مروی‌ها رو خاص می‌کنه،

و بعضیاشون از بقیه خاص‌ترن.

جامعه مخفی ما حکومت خودش رو داره

که رهبراش رو نوبتی از ۱۲ خانواده سلطنتی انتخاب می‌کنه.

اون بالا ملکه تاتیاناست، اما لیزا، رفیق خودم، هم تو این بازیه.

می‌بینی که چرا رفتن پرنسس از آکادمی همچین رسوایی‌ای بود،

و کمک کردن من بهش بدتر بود.

لعنتی، برگشتیم به آکادمی خون‌آشام‌ها.

لطفاً نگو آکادمی خون‌آشامی. می‌دونی چه حسی به کلمه "خ" دارم.

ببخشید.

این‌جوری نیست که خون خوردن منبع اصلی تغذیه‌ت باشه.

نه، وایسا، دقیقاً همینه.

مجبور بودن ما رو وسط شب برگردونن.

وای، چه بی‌حال... ساعت ۱ صبح، آخر زنگ پنجم.

اه، انگار آرون سعی کرده یه جایگزین برات پیدا کنه

با یه مدل جاکلیدی کوچولو.

وای، چقدر از دبیرستان بدم میاد.

پرنسس. مدیر کیروا منتظرته.

بیا بریم.

این اتفاق بی‌سابقه‌ست. موندم چطور یه مجازات مناسب براش پیدا کنم.

به عنوان نگهبان لیزا...

تو نگهبان رسمی نیستی، هث‌وی.

تو یه تازه‌کاری.

تو واسیلیسا رو به دست استریگوی‌ها دادی،

که عاشق اینن نابود کنن، یا حتی بدتر، تبدیل کنن...

ایده من بود که بریم. رز فقط کاری رو کرد که...

یه نگهبان آموزش‌دیده می‌دونه که...

اِلن، لطفاً.

ویکتور. - لیزا.

آه.

پرنس دشکوف، شما چقدر...

بله. سندروم ساندوفسکی من بدتر شده.

اوه، ویکتور، ما اصلاً نمی‌خواستیم نگرانت کنیم.

خانم مدیر،

این دخترا خیلی چیزا کشیدن.

به عنوان سرپرست این مدرسه

و قدیمی‌ترین دوست پدر لیزا،

ازتون خواهش می‌کنم، کمی به دلتون راه بدید.

واسیلیسا، من نهایت همدردی رو باهات دارم

برای از دست دادن پدر و مادرت و برادرت، آندره.

اما چرا از یه محوطه به شدت محافظت شده فرار کردی؟

که دانش‌آموزای مروی از سرتاسر دنیا توش بودن؟

توضیحش آسون نیست.

لیزا اینجا، تو محیط امن شما، بیشتر احساس خطر می‌کرد

تا بیرون به عنوان یه نوجوان گمنام.

جالبه. اینجا جاییه که باید بهم جزئیات رو بگی.

خانم کارپ کجاست؟

اون باید اینجا باشه.

شاید بتونه یه کم این وضعیت رو روشن کنه.

خانم کارپ دیگه جزئی از این مؤسسه نیست.

من...

اینجاست که باید جزئیات رو بهم بگی. منظورت چیه؟

مهم نیست!

واسیلیسا دراگومیر از یکی از ۱۲ خانواده سلطنتیه.

اون آخرین بازمانده خاندان دراگومیره.

با وضعیت من که خانواده دشکوف رو از رقابت بیرون می‌کنه،

لیزا یه جانشین احتمالی برای تخت سلطنته.

اما تو، هث‌وی، یه دختر دامپیر که از جامعه جدا شدی،

تو خیابونای عادی، بدون یه قرون پول یا شماره تأمین اجتماعی؟

"فاحشه خون" چه اصطلاح زشتیه،

اما مطمئنم مردان مروی تو سفرهای کاری پول زیادی می‌دن

برای طعم به‌خصوص شیرین.

خانم مدیر کیروا.

اونا پیوند دارن. - این... این غیرممکنه.

تو دوره کوتاه مشاهدات من،

رز می‌تونست بفهمه لیزا چی فکر می‌کنه یا چی حس می‌کنه،

گاهی اوقات بدون اینکه تو یه جا باشن.

چه هدیه کمیاب و فوق‌العاده‌ای.

این چیزی از این واقعیت کم نمی‌کنه که رز هث‌وی وحشی، خطرناکه...

سرکش، بی‌ادب. - همینجام، رفقا. همینجام.

اما تعداد نگهبانان زن دامپیر خیلی کاهش پیدا کرده

خیلی زیاد، که بخوایم یکی رو با چنین پتانسیلی از دست بدیم.

اِلن، چیزی که این نگهبان جدید و تأثیرگذار می‌گه، منطقی به نظر میاد.

ما خیلی متأسفیم، خانم مدیر.

بعد از اون تصادف، من یه بزرگتر قوی نداشتم که باهاش درد و دل کنم.

متأسفانه من و رز خیلی دست گُل به آب دادیم.

دو تا بچه‌ی خل و چل.

هث‌وی می‌تونه بمونه، اما بدون فعالیت‌های فوق برنامه،

بدون مهمونی، بدون معاشرت، هیچی شبیه به تفریح.

پرنسس رو به اتاق سلطنتیش ببرید و یه انباری جاروها پیدا کنید برای...

اوه، رز، تقریباً فراموش کرده بودم.

More Farsi Persian subtitles for Vampire Academy

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left