As primeras 194 linias.
چه خبر؟
.منظره قشنگیه
.منظورم بندره
.عجب منظره کوفتی خوبیه
همیشه از خودم میپرسم: امروز روزی ـه که تا بندر "فورت آرمیستد" رانندگی میکنم تا به بندر خیره بشم؟
نه، فهمیدم اگر سرم به کار خودم باشه ...فرانک" زنگ میزنه و ساعت هفت صبح منو بیدار میکنه"
و بهم میگه که تن لشم رو .به یه دلیل مرموز بیارم اینجا، پس سلام
لنگرگاه خوب، جرثقیلهای خوب .قطارهای خوب، نزدیک به بزرگراه میان ایالتی 95
.خیلی از مردم آماده کار کردن هستن
.این شهر کوفتی منه
به جز اینکه ما برای .هر کشتی که از "همپتون رودز" میاد یه 176 کیلومتر اضافه هستیم
که میشه یه روز اضافی. پس چرا میان، درسته؟
مگر اینکه بدونی محموله بارت .خیلی سریع تمیز از بندر رد میشه
چرا باید تو بالتیمور بارت رو خالی کنی مگر اینکه دلیلش این باشه ما سریعتر از بندرهای دیگه بار کشتیت رو خالی میکنیم؟
،یه گروه بالتیموری مطمئن میشه بارت .همه بارت، به جایی که لازمه برسه
.انگار شماها هیچی تو گذشته ندزدیدین - ."ما تو گذشته نیستیم، "نیکی -
آخرین بار کی دیدی که کامیونها توی یه صف 5 کیلومتری جلوی ترمینال "پاتاپسکو" جمع بشن؟
اگر به خاطر کشتیهای حمل ماشین نبود .ما از گرسنگی میمردیم. دوربینها برمیگردن
جدی میگم. امروز برمیگردن. به مسئولین .کشتی میگیم که کانتینر رو در انبار گم کردیم
.دیگه از دست رفتن. قبلا تحویلشون دادیم
به کی؟
"میدونی که بخش حملونقل "پاتاپسکو .یه تار موی کوفتی فاصله داره که به بخش نورفولک ملحق بشه
.این گندکاری رو الان دیگه نمیخوام - .من میخوام، عمو "فرانک"، پول نیاز دارم -
!خدا لعنتت کنه! نمیفهمی چی میگم - فکر میکنی که این گندکاری آسونه؟ -
.سعی کن فقط با پنج یا شش روز کار در ماه زندگی کنی .ببین چطوری سریع حسابت رسیده میشه
."حسابم رسیده شده عمو "فرانک - .پول نیاز داری، باید بیای پیش من -
.تازگی "فرانکی سوبوتکا" بابا نوئل کوفتی شده
.شکی نیست که جیبهاش پر از پوله - فکر میکنی برای خودم میگم؟ -
اینطوری فکر میکنی؟ !"برای خودم نیست، "نیک
.میدونم، متاسفم
تو "زیگی" رو دیگر این ماجرا کردی؟ یا عیسی مسیح، آخه چه فکری میکردی لعنتی؟
من و "زیگ" در مورد این .ماجرا درست و حسابی حرف میزنیم
.بریم سر کار
چقدر؟ - .بیست تا -
.بین سه نفر تقسیمش میکنیم - جدی؟ آدمتون داخل بارگیری کیه؟ -
نمیدونی؟
.گوربابات، پس، من خبرچین نیستم
هیچکس نباید یهو نشون بده پول زیادی دستش اومده، اینو که میدونی، درسته؟
.آره
اگر موزیک به گوشم بخوره، شروع میکنم به رقصیدن گرگز
:ترجمه از داوود
،نتیجه سمشناسی برای استرایکنین مثبت اومده، 10 تا 12 درصد .خیلی خوب مخلوط شده بوده
عمدی بوده؟ - .اینطور که پزشک قانونی میگه آره -
همیشه دیدم که مواد خیابونی .با همه جور مواد شیمیایی مخلوط میشن
،زیادی استفاده نکنی .با یه مواد ضعیف زیاد نئشه نمیشی
وقتی مردم فکر کنن که جنست عالیه .جنست رو با مرگ موش قاطی میکنی و وزنش رو زیاد میکنی
.سم زیادی باشه، مردم بیهوش میشن و میمیرن
خوشبرخورد باشین تا جواب .چندتا خبرنگار رو باید بدین
چی میخوان بدونن؟ - .چطور مواد وارد زندان شده، ما چه کار میکنیم، چیزای عادی -
.مواد همونطور وارد شده که همه چی میشه - ...اگر نتونی جنگ مواد مخدر رو در زندان برنده بشی -
پس کدوم جهنمی میخوای برندهش بشی؟
.اگر یک یا دو نفر مرده بودن، موضوع سریع کمرنگ میشد
،پنج نفر مرده در یک شب .هشت نفر دیگه هم در درمانگاه هستن؟ باید خودمون رو نشون بدیم
چیزی که نیاز دارم اینه که شماها کمک کنید شرایط به نفع ما بشه؟ - منظورت چیه؟ -
...این پرونده فقط توسط یه خبرچین حل میشه
و شماها هم چندتایی دم دستتون دارید اگر حاضر باشید .از چند سالی از زندانشون بگذرین
.سرهنگ
."جیمی" - ."وینونا" -
.هی، هی، هی، "گلیگان"، رفیق کوچولو
هی، مگه تو کار نداری؟
!آخ
.بوی کار پلیسی تازه به مشام میخوره .باشه، همینطوری کار کنین
چندتایی کاغذ از داخل کانتینر پیدا کرده بودین؟ یه نامه، پاکتهای نامه، چیزای بیخود؟
.آره، همگی به بخش کنترل مدارک رفته
تو برگه تحویل رو گرفتی؟ - .اون گرفته -
."لستر" - میخوای همهش رو ببری؟ -
.صبر کن
قبل از اینکه شروع کنی ...به رقصیدن با اون قربانی ناشناست
من یه چیزی ازت درباره .پرونده "گنت" میخوام
.چند تا رد دندون از "ایلین ناتان" روی پشتم دارم
.مشکلی نیست، هواتو دارم - عمر" رو پیدا کردی؟" -
.هیچوقت گمش نکرده بودم، دوست من
اون "عمر" رو پیدا کرده؟ - .مزخرفه -
عمر" کیه؟"
استعفام تحویل داده شد؟
.بله
.میخوای بری، میتونی بری
.اما من پیشنهاد میکنم که از هم کینهای به دل نداشته باشیم
چرا؟
رای شورا هفته بعد اعلام میشه ...و بعد از اینکه رییس شدم
اگر بخوام فرصتی پیدا کنم تا از خودم .در این اداره آوازه خوبی بسازم، به افراد خوبی نیاز دارم
.افرادی که بتونی بهشون اعتماد کنی
و تو همچین آدمی نیستی، ها؟
باشه، تو مثل یه ماری اما .به نظر میاد که کارت رو خوب بلدی
.تا یه ماه دیگه قراره آزمون وکالت بدم
چرا یکی دو سال عقبش نندازیم تا با حقوق بازنشستگی سرگردی اداره رو ترک کنی؟
.اسکالیس" این تابستون داره بازنشست میشه"
توی این ماموریت در جنوب شرقی .به من خودتو نشون بده و منم اون پست رو میدم بهت
چرا این کار رو میکنی؟ - ."برات ارزش قائلم "سدریک -
...ببین، تو متکبر و قدرنشناسی
اما شاید اگر زمان کافی داشته باشی .راهی برای درخشیدن پیدا کنی
ماموریتش چی هست؟ - .احتمالا پرونده مواد مخدره -
"حدس من اینه که "ولچک ...یه سری مشکلات شخصی
.با یکی در اتحادیه بندر داره
فکر میکنه پولشون زیادی ـه و بنابراین .از اونجایی که "ولچک" ـه، یه ماموریت برای خودش درست کرده
.فقط همین؟ اینکه چیزی نیست - .برام مهم نیست که بتونی پرونده رو برای "ولچک" جمع کنی یا نه -
برام مهمه که اون پیرخرفت لهستانی .به این احساس برسه که پولش ارزش داره
ولچک" خودش منو خواسته، درسته؟"
شما دو تا دارین با هم معامله میکنین .و منو برای بارکشی نیاز دارین
این چطوره؟
...اگر قرار باشه پروندهای رو قبول کنم
ماموریت رو تبدیل به یه پرونده .بزرگ ثابت میکنی که در محدوده دایره جنایی باشه
...منصفانهس، فقط "ولچک" رو راضی نگه دار
.و مطمئن شو یکی دو تا پرونده مواد جور کنی
.یه چیز دیگه
ترفیع و یه واحد ویژه برات کافی نیست؟
.من خودم افرادم رو انتخاب میکنم
.یه بار ترتیب منو دادی، لعنت به تو ...دوباره میخوای ترتیبم رو بدی
.یه فهرست درست کن. به "راولز" تحویلش بده .هر کی که تو بخوای رو بهت میده
لعنتی هیچ معنی نداره. بعضیهاشون چیزیشون نبود، "تی"؟ "لیزارد"؟
لعنتی، اگر مواد بد بوده، از .بد دلال حرومزادهای مواد میگرفتن
هی، "دی"، مجلههای "سیلور سرفر" رو میخوای؟ .دارن وسایلی که "تی" تو سلولش داشت رو میندازن دور
هر کسی که اون مواد رو پخش کرده .نمیدونستی داره چه کار میکنه
آدمم توی درمونگاه میگه موادش .بیشتر مرگ موش بوده تا مواد
بدجور معرکهس، آره؟
.قربانی ناشناس شماره 5
...پنج، پنج
چه خبر، عزیزم؟
.اینجا نه، بذارش کنار
.یه شات مشروب و آبجو، عزیزم
یکی رو برای خودت نگه داشتی، آره؟ - .اون ژاپنیها دوربین خوب و کوچولویی میسازن -
حتی تو اون آشغال فیلم هم گذاشتی؟ - .نه، دیجیتالی ـه -
میدونم که دیجیتالی ـه، خب که چی؟ - .خب، فیلم نمیخواد، بیا ببین -
.یه چیپ کامپیوتری داخلش ـه .اینو درمیاری، عکسهاش رو تو کامپیوتر میریزی
."ممنون "دلو
."هی"زیگ
."زیگی"
تا یه مدت این اطراف هیچ پولی خرج نکن، باشه؟
.معلومه که خرج نمیکنم
یعنی میگم شاید یه کلاچ جدید .برای "پرنسس" (ماشینش رو میگه) بذارم، فقط همین
.پدرت هم خبر داره - اون از کجا میدونه؟ -
اسب" ما رو دید، درسته؟"
لعنت به من، اون چیزی گفته؟ - چند وقته که "اسب" با بابات رفیق صمیمی ـه؟ -
.البته که اون گفته
.اون عصبانی بود "زیگ"، خوشحال نیست - تو چی گفتی؟ -
بهش گفتم که دوربینها رو رد کردیم رفته .و بعد از یه مدتی اونم دست از داد کشیدن برداشت
.آره، شاید دیگه سر تو داد نکشه، لعنتی
...به هر حال
برای یه مدت کاری نکنیم، باشه؟ - .باشه -
پس اگر با اون عکس بگیری دیگه لازم نیست بری عکاسی تا ظاهرش کنه؟
.نه، میتونی تو کامپیوتر بریزیش
.میرم دستشویی
!هی! پسر خوشگل،، سلام
."محض رضای خدا بس کن "زیگی
.جیمی"، فقط برای برنامهریزی میگم"
.شان" به جشن تولد "مارک" در شنبه دعوت شده" .بعد از ساعت دو از اونجا سوارش کن
متوجهم که این آخر هفته نوبت تو ـه اما .شان" ناراحت میشه اگر جشن تولد رو از دست بده، باشه؟ عالیه"
"عمر" تا آخر هفته "جیمی"، "ایلین" .داره میره دادگاه
.حرومزاده، جدی میگم
آقای "مکنالتی"، از .دفتر دکتر "هالپرن" تماس میگیرم
.جلسه سهشنبهتونو از دست دادید .ازتون خبری نشنیدیم
.لطفا بهمون زنگ بزنید
.مکنالتی"، دوست عزیزت "ایلین ناتان" هستم"
من این پرونده آشغال رو به دادگاه کشوندم ...چونکه تو قسم خوردی ما یه شاهد عینی داریم
...ساعت 6:38 صبحه و گزارشهایی داریم
.برو اونور، عوضی - چی بهم گفتی؟ -
.من این طرف میخوابم .چون وقتی تو بلند بشی، همه چیز بلند میشه
.آره
.دستشویی رو تمیز کن "نیک"، میدونم که ازش استفاده کردی
.اگر میتونستم بگوزم، این کار رو میکردم - .تعجب داره این کار رو نکردی -
برای صبحونه وقت نداری، ها؟
.نه، تو مشروبفروشی یه چیزی میخورم
نه، نمیخوری، وقت نداری. باید .منو برسونی پیش مامانم تا "اشلی" رو بردارم
.عجله کن .میدونی که امروز باید برم رو کشتی
.مامانت هم میدونه که امروز یه کشتی داری
.بالا نرو، فقط از در پشتی برو .من پشت کوچه میبینمت
ما با هم بچهدار شدیم. اشکالش چیه اگر شب رو تو زیرزمین پدرومادر تو بگذرونیم؟
.اونا آدمهای خوبی هستن
.وقت نداریم - .میدونم -
پس چرا میگیریش؟ - .بهم زل زده بودن -
.پشت میبینمت
چطوری کانتینر رو از کشتی بیرون میارید، از اسکله بیرون میارید؟
میخوای مطمئن بشی که محمولهت دست نمیخوره .باید هوای یکی از این آدمهای "چکرز" رو داشته باشی
اونا کی هستن؟ - .آدمهای محله 1514 -
،اونا تمام بارگیری و تخلیه رو زیر نظر دارن .اونا با فهرست کالا مطابقتش میدن، محموله رو بررسی میکنن
هیچی بدون اینکه اونا .یه جایی نذارنش، بیرون یا وارد نمیشه
.مگر اینکه ندونن - .مگر اینکه ندونن -
.پس باید با یکی از "چکرز" حرف بزنیم
چیه؟
سیاه، سفید، ایرلندی، ایتالیایی .مهم نیست، هیچکس با پلیس حرف نمیزنه
پس چطوری پرونده رو حل میکنی؟
.گشت میزنم. برگه جریمه مینویسم
کانتینر باز یا .آسیب دیدهای داشته باشن، گزارشش رو مینویسم
.چیزی دزدیده باشن، یه گزارش دیگه مینویسم
اگر کسی چیزی رو اونا بندازه .یا یه لودر بهشون برخورد کنه، بازم گزارشش رو مینویسم
کار همینه دیگه، ها؟
چند وقته که توی این کار بودی؟ - .دو سال -
قبل از اون چه کار میکردی؟
در تونل "فورت مکهنری" عوارض میگرفتم .که خوشحالم بگم اصلا به این اندازه خوش نمیگذشت
22،500تا درمیاوردم، هر شب خسته میرفتم خونه ...تا وقتی که از کنار تابلوی اعلانات اداره رد شدم
و موقعیت شغلی در .سازمان حملونقل مریلند رو خوندم
افسران مسئول بندر، برنامه اول کاری .با 33 تا همراه با مزایا شروع شد
روزهای گرفتن عوارض تموم شده بود، ها؟
پدر دو تا بچههام سال 99 رفت به هیوستون .توی این سه سال خبری ازش نشنیدم
No comments yet. Be the first to leave one.