As primeras 200 linias.
خیلیخب، بابا. جعبهی شماره 16 رو پیدا کردم
کلی عقل و خرد اینجاست
چی میخواستی بهم بگی؟
سلام. این ضبط صوت جدیدمه
امروز از فروشگاه مونتگومری وارد خریدمش
تخفیف خورده بود
یه شلوارک حولهای هم خریدم
جای به خصوصش جاداره
خیلیخب، برو سراغ اصل کاریا
بذار ببینم صدام چطوریه
من که صدام اینطوری نیست. صدام شبیه یه آدم کثیف شد
آشغالای ژاپنی
خدایا
امروز یه چیزی دیدم که تا ابد منو عوض میکنه
یه عنی ریدم که توی کاسه توالت شبیه کلمهی تِد بود
ای خدا
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
خبر فوری
الان بهترین خوانندهی جهان رو پیدا کردیم
بیل مورفی!
بازم آهنگ "ماه عسل آبا دابا؟"
فرانک، ساعت دو نصفه شبه
نمیتونی بیای توی تخت؟
سو، بابام در حالی مُرد که میخواست این نوارها رو پیدا کنم
میدونم که توی یکی از اینا یه نصیحت پدرانهست
یه خِردی که توی زندگیم کمکم میکنه
شرط میبندم لارنس ولک همهجور کصی کرده
هر شب یکی از اعضای گروه "خواهران لنون" رو کرده
یالا، روشنم کن، مادرجنده
فرانک، الان به عنوان یه خانواده روز خوبی داشتیم
فرانکِ توی باشگاه بولینگ مردیه که عاشقش شدم
فرانکی که نصفه شب دندوناشو به هم فشار میده...
و میگه: "اون حرومزادهی کسکشِ مُرده،" اون آدم نیست
میشه بیخیال این قضیه بشی؟
تنها چیزی که میدونم اینه که نمیتونه اینطوری تموم بشه. باشه؟
نمیتونه اینطوری تموم بشه
فقط آرومآروم پیش برو، باشه؟
پاهام بوی عجیبی میده. مثل پنیر پارمسان و مو...
ولی نه از اون موهای خوب، یا پنیر پارمسان خوب
من و خواهرت واسه روز بیست و دوم بلیط هواپیمامونو رزرو کردیم
مامانم روی نوار بابام چیکار میکنه؟
توی منشی تلفنیه
نوشته با یه چیزی به اسم آلاهیکان پرواز میکنیم. چی هست؟
اسم جدید موهیکانـه، مامان
اصلاً چرا انقدر اسامی سرخپوستی انتخاب میکنن؟
فرانک، بهشون بگو عوضش کنن یه اسم آمریکایی بذارن
اون مسئول اسامی نیست، مامان
به من گفت کلهگنده بود
خب شاید قبلاً بوده...
نوار تمام شد
وقتی مست و احساساتی بودم دعوت کردنشون واسه کریسمس...
فکر خیلی خوبی به نظر میاومد
آها، راستی رئیستم یه پیغام گذاشته
گفت میخواد همه امروز...
رأس ساعت ده سر کار باشن
که به گمونم پنج دقیقه مونده
کیرم توش!
باستر تاندر جونیور غرش میکنه
اِد بیناموس. یکشنبه بهم میگه بیام سر کار
بکشیدش عقب و تصادفشو ببینید
وای
- دست و پای کندهشدهی فنری داره - دستهکلیدم کجاست؟
هیچی باستر تاندر جونیور رو متوقف نمیکنه
باستر تاندر جونیور متوقف شد
خدایا، هیچی رو توی این خونه نمیشه گذاشت رو زمین
به خاطر سقوط وحشتناکش توی عید شکرگزاری...
هاراز رینو میزبانی...
پرش باستر که در 24 دسامبر برنامهریزی شده بود رو لغو کرده
آدمای غمگینی که توی عید کریسمس شرطبندی میکنن یه ذره غمگینتر شدن
- لعنتی - بابا، جلوی تلویزیون رو گرفتی
پولشو دادم، خودمم میتونم جلوشو بگیرم
بهت هم بگم، کلهی کیریتو...
میکوبونم توش اگه...
خیلیخب، خیلیخب. دیگه از این کارا نمیکنم
دیروز عالی بود
عاشق همهتونم
بیایید یه روز دیگه بازم بریم بولینگ...
لعنتی. بدش به من. میزنم میکشمت مادرجنده
اَه
تکرار میکنم، همهتونو خیلی دوست دارم
نوارای کیری که بهم آرامش میدن رو یادم رفت
لعنتی، لعنتی
اِد تخم سگ. کل زندگی کیریم
امروز یه مقدار روی زندگیم فکر کردم
عالیه. بازم از خِردت بهم بگو، بابا. امروز چه اسمی رو ریدی؟
بعد از اینکه مغازهمو از دست دادم، مثل یه جنازه بودم
مست، در حال فرار از شکست...
ولی پارسال در چنین روزی...
23 ژوئن سال 1970...
کار فروش نوار ماشین تحریرمو شروع کردم
تو اون لحظه زندگیم دوباره یه هدف پیدا کرده بود
حالا که دارم کار میکنم، یه دلیل برای زندگی دارم
کص ننت
من یه کار دارم و خیلی کیریه. مردک چاقال مُرده
چیکار میکنی؟ این یه آهنگ غمانگیزه
قرار نیست بخندی، بچه
خیلی قشنگه که مگان دوستت داره
که عالیه، چون باید یه چند ساعتی مراقبش باشی...
تا بیل و مارین رو ببرم خرید
- اَه - اونطوری به من نگو اَه
باید از اون دستمال توالتای هفت و نیم لایه که مامانبزرگ نورا دوست داره بخرم
و مراقبت از مگان کمکت میکنه ذهنت سمت آلیس نره
میدونم. بابا بهم گفته بهش فضا بدم
90 متر فاصله
قرار منع علیهات گرفته، معبد هم همینطور
ممنون، خیلی عزیزی
در ضمن سمت قصاب نرو. فکر کنم یهودی باشه
مامانی، فکر کنم دوست بابایی توی مبلمون ذوب شد
نگران نباشید. امروز از اینجا میره. وگرنه باباتون میره
جورجیا، وقتی توی چنین دردسری افتاده که نمیتونیم بندازیمش بیرون
گانگسترها افتادن دنبالش. اون یه انسانه
بازم بابت مهموننوازیتون ممنونم
اصلاً نمیفهمید من اینجام
خیلی خب، یه جوراب رو پوشیدم
حالا نوبت سختهست
جوراب چپ
تا از کلیسا برگردی رفته
لعنتی، لعنتی، لعنتی
لعنتی، لعنتی، لعنتی
شرمنده، اِد
اشکالی نداره، فرانک
همه تو سکوت منتظر موندیم تا برسی
گفتم همهتون بیایید که بهتون بگم...
متأسفانه از زمان ادغام دو شرکت سودمون پایین رفته
ظاهراً تبلیغ جدیدی که اسم جدیدمونو اعلام میکنه...
اثر منفی روی فروش داشته
پرواز بچهها رایگان است!
الان که میبینم، اشتباه کردیم...
که به آقای استنلی کوبریک اختیار تام توی ساختش دادیم
خلاصه که امسال هیچکدوم پاداش کریسمس نمیگیریم
چی؟ بیخیال
اِد، چرا صبح یکشنبه ما رو خبر کردی بیاییم که فقط همینو بهمون بگی؟
خب نمیخواستم کسی شروع به خرج کردن پول پاداشش کنه
حدس بزنید کی شده جو ناماث؟ (بازیکن فوتبال)
چیه؟
عاشق این وقت سالم
چراغا، درخت، صحنهی تولد مسیح
ایول. عیسیِ بچه داره به گرسنهها غذا میده
آره. چطوره برید اون داخل...
یه چیزی واسه باباتون بخرید؟
توی فروشگاه پوشک بزرگسالان؟
فقط دردسر درست نکنید. من باید...
از عمو لوئیس بابت اینکه توی عید شکرگزاری بهش دروغ گفتی عذرخواهی کنی؟
دقیقاً که نمیشه گفت دروغ بود
این خودش یه دروغه
خیلی ممنون
خیلی ممنون
ای کیر توش
ای کیر توش
بیا یه چیز ارزون واسه بابا بخریم و بقیهشو آبنبات بخریم
فعلاً، بدبخت
سلام، جسی
بیلی، خوشحالم که میبینمت
میخوای یه دقیقه سر ماشینا...
داد بزنی تا من میرم بشاشم بیام؟
سواله آخه؟
وای خدا، وای خدا
شاش، شاش، شاش
من به الهی بودنت شک دارم...
ولی این به این معنی نیست که یه کلاغ بخواد صورتت رو بخوره
امیدوارم این چشم شیطانی، بهت آرامش بده، عیسی کوچولو
بیخیال. کریسمسه. چیکار کنیم؟
به گا رفتم
رسید همبرگر رو نگه میدارم، ولی اینو نه؟
پوست خوکچهی هندیه
رفقا، خبر خوبی دارم
شکایت معقولتون رو به مدیریت انتقال دادم...
اونا هم گفتن هرکی یه ایدهای به ذهنش برسه...
که وجههی ما رو درست کنه و سودمونو ببره بالا...
هم پاداش کامل کریسمس رو میگیره، هم ترفیع
پس حتی اگه جواب بده هم فقط یه نفرمون نجات پیدا میکنه؟
بقیه میتونن برن درشونو بذارن؟
به قول گاندی که سخنانش جاودانه بود: "آره"
- این کسشره - چی؟
نمیدونم میخوای چند بار بگم...
ولی خیلی متأسفم که بهت دروغ گفتم
میشه منو ببخشی؟
یا حداقل به اینکه دارم باهات حرف میزنم توجه کنی؟
میدونی، تو واقعاً دلمو شکوندی
فقط به خاطر این بود که دوستت دارم...
و میخواستم خانوادهمون دوباره همهچیش طبیعی بشه
نمیخوام دوباره پونزده سال دیگه با هم حرف نزنیم
خیلی خیلی متأسفم که...
خیلیخب، سو. میتونی تمومش کنی
منو میبخشی؟
یه ذره
ولی بیشتر به خاطر اینکه کلاس بعدیم پنج دقیقه دیگه شروع میشه
و باید از اینجا گم شی بیرون
قبوله
در ضمن منم بابت عید شکرگزاری متأسفم
نباید فرانک رو کثافت کچل صدا میکردم
بخش کچل شدنش بود که خیلی ناراحتش کرد
خودش نمیدونست
ببین، میخوای بیای مهمونی کریسمسمون؟
میتونیم اگناگ بخوریم و دوباره سر همدیگه داد و فریاد کنیم
البته، به مهمونی کریسمست میام
وای، فوقالعادهست
سو! تو به استادم کص میدی؟ فرانک خبر داره...
No comments yet. Be the first to leave one.