F is for Family

F is for Family

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 5

Información d'a versión

F is for Family S05E07 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
F is for Family S05E07 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
F is for Family S05E07 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
F is for Family S05E07 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-PALEALE
F is for Family S05E07 WEBRip x264-ION10
Un comentario de thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Etiquetas

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Publicau o: 2021-12-09
Descargas: 30
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

‫خیلی‌خب، بابا. جعبه‌ی شماره 16 رو ‫پیدا کردم

‫کلی عقل و خرد اینجاست

‫چی می‌خواستی بهم بگی؟

‫سلام. این ضبط صوت جدیدمه

‫امروز از فروشگاه مونتگومری وارد خریدمش

‫تخفیف خورده بود

‫یه شلوارک حوله‌ای هم خریدم

‫جای به خصوصش جاداره

‫خیلی‌خب، برو سراغ اصل کاریا

‫بذار ببینم صدام چطوریه

‫من که صدام اینطوری نیست. ‫صدام شبیه یه آدم کثیف شد

‫آشغالای ژاپنی

‫خدایا

‫امروز یه چیزی دیدم که تا ابد ‫منو عوض می‌کنه

‫یه عنی ریدم که توی کاسه توالت ‫شبیه کلمه‌ی تِد بود

‫ای خدا

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫خبر فوری

‫الان بهترین خواننده‌ی جهان رو پیدا کردیم

‫بیل مورفی!

‫بازم آهنگ "ماه عسل آبا دابا؟"

‫فرانک، ساعت دو نصفه شبه

‫نمی‌تونی بیای توی تخت؟

‫سو، بابام در حالی مُرد که می‌خواست ‫این نوارها رو پیدا کنم

‫می‌دونم که توی یکی از اینا ‫یه نصیحت پدرانه‌ست

‫یه خِردی که توی زندگیم کمکم می‌کنه

‫شرط می‌بندم لارنس ولک ‫همه‌جور کصی کرده

‫هر شب یکی از اعضای گروه ‫"خواهران لنون" رو کرده

‫یالا، روشنم کن، مادرجنده

‫فرانک، الان به عنوان یه خانواده ‫روز خوبی داشتیم

‫فرانکِ توی باشگاه بولینگ ‫مردیه که عاشقش شدم

‫فرانکی که نصفه شب دندوناشو ‫به هم فشار میده...

‫و میگه: "اون حرومزاده‌ی کسکشِ مُرده،" ‫اون آدم نیست

‫میشه بیخیال این قضیه بشی؟

‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که ‫نمی‌تونه اینطوری تموم بشه. باشه؟

‫نمی‌تونه اینطوری تموم بشه

‫فقط آروم‌آروم پیش برو، باشه؟

‫پاهام بوی عجیبی میده. ‫مثل پنیر پارمسان و مو...

‫ولی نه از اون موهای خوب، ‫یا پنیر پارمسان خوب

‫من و خواهرت واسه روز بیست و دوم ‫بلیط هواپیمامونو رزرو کردیم

‫مامانم روی نوار بابام چیکار می‌کنه؟

‫توی منشی تلفنیه

‫نوشته با یه چیزی به اسم ‫آلاهیکان پرواز می‌کنیم. چی هست؟

‫اسم جدید موهیکان‌ـه، مامان

‫اصلاً چرا انقدر اسامی سرخ‌پوستی ‫انتخاب می‌کنن؟

‫فرانک، بهشون بگو عوضش کنن ‫یه اسم آمریکایی بذارن

‫اون مسئول اسامی نیست، مامان

‫به من گفت کله‌گنده بود

‫خب شاید قبلاً بوده...

‫نوار تمام شد

‫وقتی مست و احساساتی بودم ‫دعوت کردنشون واسه کریسمس...

‫فکر خیلی خوبی به نظر می‌اومد

‫آها، راستی رئیستم یه پیغام گذاشته

‫گفت می‌خواد همه امروز...

‫رأس ساعت ده سر کار باشن

‫که به گمونم پنج دقیقه مونده

‫کیرم توش!

‫باستر تاندر جونیور غرش می‌کنه

‫اِد بی‌ناموس. یکشنبه بهم میگه بیام سر کار

‫بکشیدش عقب و تصادفشو ببینید

‫وای

‫- دست و پای کنده‌شده‌ی فنری داره ‫- دسته‌کلیدم کجاست؟

‫هیچی باستر تاندر جونیور رو متوقف نمی‌کنه

‫باستر تاندر جونیور متوقف شد

‫خدایا، هیچی رو توی این خونه ‫نمیشه گذاشت رو زمین

‫به خاطر سقوط وحشتناکش ‫توی عید شکرگزاری...

‫هاراز رینو میزبانی...

‫پرش باستر که در 24 دسامبر ‫برنامه‌ریزی شده بود رو لغو کرده

‫آدمای غمگینی که توی عید کریسمس ‫شرط‌بندی می‌کنن یه ذره غمگین‌تر شدن

‫- لعنتی ‫- بابا، جلوی تلویزیون رو گرفتی

‫پولشو دادم، خودمم می‌تونم جلوشو بگیرم

‫بهت هم بگم، کله‌ی کیریتو...

‫می‌کوبونم توش اگه...

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. ‫دیگه از این کارا نمی‌کنم

‫دیروز عالی بود

‫عاشق همه‌تونم

‫بیایید یه روز دیگه بازم بریم بولینگ...

‫لعنتی. بدش به من. ‫می‌زنم می‌کشمت مادرجنده

‫اَه

‫تکرار می‌کنم، همه‌تونو خیلی دوست دارم

‫نوارای کیری که بهم آرامش میدن رو یادم رفت

‫لعنتی، لعنتی

‫اِد تخم سگ. کل زندگی کیریم

‫امروز یه مقدار روی زندگیم فکر کردم

‫عالیه. بازم از خِردت بهم بگو، بابا. ‫امروز چه اسمی رو ریدی؟

‫بعد از اینکه مغازه‌مو از دست دادم، ‫مثل یه جنازه بودم

‫مست، در حال فرار از شکست...

‫ولی پارسال در چنین روزی...

‫23 ژوئن سال 1970...

‫کار فروش نوار ماشین تحریرمو شروع کردم

‫تو اون لحظه زندگیم دوباره ‫یه هدف پیدا کرده بود

‫حالا که دارم کار می‌کنم، ‫یه دلیل برای زندگی دارم

‫کص ننت

‫من یه کار دارم و خیلی کیریه. ‫مردک چاقال مُرده

‫چیکار می‌کنی؟ این یه آهنگ غم‌انگیزه

‫قرار نیست بخندی، بچه

‫خیلی قشنگه که مگان دوستت داره

‫که عالیه، چون باید یه چند ساعتی ‫مراقبش باشی...

‫تا بیل و مارین رو ببرم خرید

‫- اَه ‫- اونطوری به من نگو اَه

‫باید از اون دستمال توالتای هفت و نیم لایه ‫که مامان‌بزرگ نورا دوست داره بخرم

‫و مراقبت از مگان کمکت می‌کنه ‫ذهنت سمت آلیس نره

‫می‌دونم. بابا بهم گفته بهش فضا بدم

‫90 متر فاصله

‫قرار منع علیه‌ات گرفته، معبد هم همینطور

‫ممنون، خیلی عزیزی

‫در ضمن سمت قصاب نرو. فکر کنم یهودی باشه

‫مامانی، فکر کنم دوست بابایی ‫توی مبلمون ذوب شد

‫نگران نباشید. امروز از اینجا میره. ‫وگرنه باباتون میره

‫جورجیا، وقتی توی چنین دردسری افتاده که ‫نمی‌تونیم بندازیمش بیرون

‫گانگسترها افتادن دنبالش. اون یه انسانه

‫بازم بابت مهمون‌نوازیتون ممنونم

‫اصلاً نمی‌فهمید من اینجام

‫خیلی خب، یه جوراب رو پوشیدم

‫حالا نوبت سخته‌ست

‫جوراب چپ

‫تا از کلیسا برگردی رفته

‫لعنتی، لعنتی، لعنتی

‫لعنتی، لعنتی، لعنتی

‫شرمنده، اِد

‫اشکالی نداره، فرانک

‫همه تو سکوت منتظر موندیم تا برسی

‫گفتم همه‌تون بیایید که بهتون بگم...

‫متأسفانه از زمان ادغام دو شرکت ‫سودمون پایین رفته

‫ظاهراً تبلیغ جدیدی که ‫اسم جدیدمونو اعلام می‌کنه...

‫اثر منفی روی فروش داشته

‫پرواز بچه‌ها رایگان است!

‫الان که می‌بینم، اشتباه کردیم...

‫که به آقای استنلی کوبریک ‫اختیار تام توی ساختش دادیم

‫خلاصه که امسال هیچکدوم ‫پاداش کریسمس نمی‌گیریم

‫چی؟ بیخیال

‫اِد، چرا صبح یکشنبه ما رو خبر کردی ‫بیاییم که فقط همینو بهمون بگی؟

‫خب نمی‌خواستم کسی شروع به ‫خرج کردن پول پاداشش کنه

‫حدس بزنید کی شده جو ناماث؟ ‫(بازیکن فوتبال)

‫چیه؟

‫عاشق این وقت سالم

‫چراغا، درخت، صحنه‌ی تولد مسیح

‫ایول. عیسیِ بچه داره به گرسنه‌ها غذا میده

‫آره. چطوره برید اون داخل...

‫یه چیزی واسه باباتون بخرید؟

‫توی فروشگاه پوشک بزرگسالان؟

‫فقط دردسر درست نکنید. من باید...

‫از عمو لوئیس بابت اینکه توی عید شکرگزاری ‫بهش دروغ گفتی عذرخواهی کنی؟

‫دقیقاً که نمیشه گفت دروغ بود

‫این خودش یه دروغه

‫خیلی ممنون

‫خیلی ممنون

‫ای کیر توش

‫ای کیر توش

‫بیا یه چیز ارزون واسه بابا بخریم ‫و بقیه‌شو آب‌نبات بخریم

‫فعلاً، بدبخت

‫سلام، جسی

‫بیلی، خوشحالم که می‌بینمت

‫می‌خوای یه دقیقه سر ماشینا...

‫داد بزنی تا من میرم بشاشم بیام؟

‫سواله آخه؟

‫وای خدا، وای خدا

‫شاش، شاش، شاش

‫من به الهی بودنت شک دارم...

‫ولی این به این معنی نیست ‫که یه کلاغ بخواد صورتت رو بخوره

‫امیدوارم این چشم شیطانی، ‫بهت آرامش بده، عیسی کوچولو

‫بی‌خیال. کریسمسه. چیکار کنیم؟

‫به گا رفتم

‫رسید همبرگر رو نگه می‌دارم، ‫ولی اینو نه؟

‫پوست خوکچه‌ی هندیه

‫رفقا، خبر خوبی دارم

‫شکایت معقولتون رو ‫به مدیریت انتقال دادم...

‫اونا هم گفتن هرکی یه ایده‌ای ‫به ذهنش برسه...

‫که وجهه‌ی ما رو درست کنه ‫و سودمونو ببره بالا...

‫هم پاداش کامل کریسمس رو می‌گیره، ‫هم ترفیع

‫پس حتی اگه جواب بده هم ‫فقط یه نفرمون نجات پیدا می‌کنه؟

‫بقیه می‌تونن برن درشونو بذارن؟

‫به قول گاندی که سخنانش جاودانه بود: "آره"

‫- این کسشره ‫- چی؟

‫نمی‌دونم می‌خوای چند بار بگم...

‫ولی خیلی متأسفم که بهت دروغ گفتم

‫میشه منو ببخشی؟

‫یا حداقل به اینکه دارم ‫باهات حرف می‌زنم توجه کنی؟

‫می‌دونی، تو واقعاً دلمو شکوندی

‫فقط به خاطر این بود که دوستت دارم...

‫و می‌خواستم خانواده‌مون دوباره ‫همه‌چیش طبیعی بشه

‫نمی‌خوام دوباره پونزده سال دیگه ‫با هم حرف نزنیم

‫خیلی خیلی متأسفم که...

‫خیلی‌خب، سو. می‌تونی تمومش کنی

‫منو می‌بخشی؟

‫یه ذره

‫ولی بیشتر به خاطر اینکه کلاس بعدیم ‫پنج دقیقه دیگه شروع میشه

‫و باید از اینجا گم شی بیرون

‫قبوله

‫در ضمن منم بابت عید شکرگزاری متأسفم

‫نباید فرانک رو کثافت کچل صدا می‌کردم

‫بخش کچل شدنش بود که ‫خیلی ناراحتش کرد

‫خودش نمی‌دونست

‫ببین، می‌خوای بیای مهمونی کریسمسمون؟

‫می‌تونیم اگ‌ناگ بخوریم و دوباره ‫سر همدیگه داد و فریاد کنیم

‫البته، به مهمونی کریسمست میام

‫وای، فوق‌العاده‌ست

‫سو! تو به استادم کص میدی؟ ‫فرانک خبر داره...

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left