As primeras 200 linias.
:ویراستار آرشین
لینگ چائو
اون ماشین بابای توئه؟
چقدر باکلاسه
بابات واقعا پولداره
اون یهویی شغل ثابتشو
ول کرد
تنهایی رفت یه جای دیگه تا پولدار بشه
حتی بعد از شروع کردن به پول درآوردن با شکوه اومده خونه
خانم لینگ
واقعا خیلی خوش شانسه
شوهرش خیلی شجاع و اهل ریسکه
پسرش حرف نداره و بینظیره
من یه کاری دارم، باید برم
لینگ چائو
خونه ات اینجاست؟
اومدم
بزار من
درو باز میکنم
فکر کن اینجا خونه خودته
خیلی مودب نباش
بیا تو
برای هر ناراحتی و مشکلی معذرت میخوام
راحت باش- بیشتر بخور-
بخور
چرا نگفتی که داری میای؟
چرا بگم؟
وقتی میخوام بیام خونه ات، باید وقت قبلی بگیرم؟
نه منظورم این نبود
پس منظورت چی بود؟
این همه از همکلاسی هاتو دعوت کردی، چرا منو دعوت نکردی؟
اینجا کلی آدم هست
ما دمپایی کافی نداریم
دمپایی های من کو؟
پدر و مادرخونده می دونن که توی خونه چیکارا میکنی؟
رفتن خرید
تا امشب برنمیگردن
جوآن
لینگ چائو
مبل خیلی شلوغه
لینگ چائو، تو قدت بلنده
جا تو با جیا شیون عوض کن
منم قدم اندازه لینگ چائوئه
لازم نیست جامونو عوض کنیم
خب
یین زیهان
بیا جامونو با اونا عوض کنیم
حتما
نه
خب
من تازه جامو گرم کردم
نمیخوام پاشم
خب این یکی جا رو گرم میکنی پاشو دیگه
زودباش
بیا اینورتر
اینجا جا هست
به ندرت پیش میاد که اینجا دور هم جمع شیم
چطوره جرات و حقیقت بازی کنیم؟
باشه
من نمیدونم چطوریه
همیشه بار اولی هست، من یادت میدم
بیا
زود باش
الان بهتون نشون میدم
من حقیقت و میخوام
کی میخواد حقیقت تو رو بشنوه؟
باید جرات رو انتخاب کنی
جرات
باشه بابا جرات انتخاب میکنم
خب
با لینگ چائو آهنگ عاشقانه بخونی
بلد نیستم بخونم
منم نمیتونم
عزیزم
تو هیچ وقت آسیب نمیبینی
عزیزم
تو هیچ وقت آسیب نمیبینی
نکن، خیلی خب
فقط یه خط
یه بار دیگه بچرخون
باشه
...پس منم- نه-
منم نمیخوام حقیقتو بشنوم
میخوام جرات رو انتخاب کنم
باشه
فقط تو چشمای یکی از پسرهای توی اتاق ده ثانیه نگاه کن
تو، بیا
زودباش
الان شروع میکنم
زودباش
ده
نه
هشت
هفت
شیش
پنج
چهار
سه
دو و نیم
یک
جوآن
میخوای منو به کشتن بدی؟
با ترفندهای تو
احتمالش زیاد بود تو میتونستی توی بخش لباسشویی سریال های توطئه ای قصر خدمتکار بشی
بهت فرصت میدم، تو بچرخون
باشه
حقیقت یا جرات؟
حقیقت
خرگوش
تو بپرس
یه چیز باحال بپرس
سه
دو
وایستا
غذای مورد علاقه ات چیه؟
چه سوال مسخره ای
خب
بین من و
لینگ چائو رازی وجود نداره- شکلات-
تو از شیرینی خوشت نمیومد که، چی شد؟
این سوال دومه
تو یه رازی داری
از کی شروع کردی به دوست داشتن شکلات؟
خرگوش
مهم نیست
ادامه بده
باشه؟ ادامه بده
میخوام به آهنگ عاشقانه بخونم
....قشنگترین
کی ازت خواست آهنگ عاشقانه بخونی؟
حقیقت
یین زیهان
چه رازی داری؟
الان وقتشه اعتراف کنی
شیائو تو
راستش، یه زمانی بود
که من تو و لینگ چائو رو دنبال میکردم
میدونم
یه ماشین دنبالمون بود
خجالت نکش
من میفهمم
مدرسه ات تموم شد؟
چه تصادفی
میخواستم بیام دیدنت
دست از تظاهر کردن بردارین
چند روزه دنبال منین
چی میخواین؟
...خب، تو
....سو تفاهم شده، من
....فقط داشتم امروز رد میشدم، من
براتون جالبه؟
مزاحم زندگی ما نشین
....چائو، من
قبلا میخواستم راجب یه چیزی تحقیق کنم
ولی الان دیگه مهم نیست
من تمام تلاشمو میکنم
تا چیزی که میخوام رو بگیرم
شیائو تو
من واقعا خیلی خوشحالم
که با تو دوستم
منم همینطور
جیا شیون، بچرخونش
یک، دو، سه
من میخوام آهنگ عاشقانه بخونم
از الان به بعد
خیلی نرقص
مگه میشه؟
من خوب میرقصم
عزیزم
لینگ چائو
خونه جوآن خیلی دوره
داره تاریک میشه
برسونش خونه
کی منو میرسونه؟
لازم نیست
ما راهمون یکیه
من میتونم برسونمش خونه
اون چشه؟
نمیدونم
شاید ناراحت شده که الان موهای پاشو کندیم
حتما
تو از همه بیشتر کندی
...من
راجع بهش خوشحال نیست
خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ
یین زیهان زود زود بیا
چرا از جیانگ جوان جوان نمیخوای زود به زود بیاد؟
اون بدون دعوتم میاد
لازمه چیزی بگم؟
توهم زود به زود بیا
دارم میرم
میری بیرون بازی کنی؟
دارم میرم خونه شیائو تو
،خب
اخیرا حالت چطور بوده؟
خوبم
تو چی؟
خوبم. همه چی خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.