A Teacher

A Teacher

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

A Teacher S01 Full Episodes 720p WEBRip 2CH x265 HEVC PSA Fa
Un comentario de Shahin_MD
Translated by: Morteza_Lkz Sync for 720p WEBRip 2CH x265 HEVC PSA

Etiquetas

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
Publicau o: 2022-05-07
Descargas: 63
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 183 linias.

تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz

‫سلام، احیاناً نمی‌دونی جلسه اساتید کجاست؟

‫چرا، چرا، از این طرف ‫بیا دنبالم

‫اوه، ممنون

‫هفته پیش کلیدهای کلاسم رو برداشتم،

‫ولی هنوز با اینجا آشنایی ندارم

‫آره، همچین حسی رو یادمه

‫من کترین سندرز هستم ‫معلم فرانسوی‌ام

‫کلیر ویلسون ‫دبیر انگلیسی

‫- اوه، از دیدنت خوشبختم ‫- منم همینطور

‫قبلا کجا درس می‌دادی؟

‫توی مدرسه راهنمایی ریورتون بودم

‫داری پیشرفت می‌کنی

‫آره

‫خب، هیجان‌زده‌ام که اینجام ‫و با بقیه آشنا میشم

‫خیلی خب، صبح بخیر همگی ‫خوش برگشتین

‫سعی می‌کنم خیلی خلاصه بگم

‫امسال همراه ما چند چهره جدید وجود داره

‫بیاید همگی به خانم کلیر ویلسون ‫خوش‌آمد بگیم،

‫- معلم انگلیسی جدیدمون ‫- سلام، کلیر

‫سلام، کلیر

‫- کلیر ‫- خوش اومدی

‫وای خدا

‫و آقای چارلز هیل ‫دبیر تاریخ

‫باید یه وقتی یه نوشیدنی بخوریم

‫تمام خبرای خوب رو بهت میدم

‫خیلی دوست دارم

‫ای کاش مجبور نبودی به این سفر بری

‫می‌دونم ‫از مسافرت خسته شدم

‫و تو داری تخمک‌گذاری می‌کنی

‫آره، ولی می‌تونیم یه ماه دیگه تلاش کنیم

‫هرچند با توجه به اینستاگرام،

‫ما تنها آدمایی هستیم که ‫تو دهه 30 سالگی‌مون

‫نه بچه‌ای داریم و نه سگی

‫هی، فکر کردم قرار گذاشتیم ‫توی تخت گوشی ممنوع باشه

‫درسته. شرمنده

‫یه چیزی از امروزت بگو

‫آره؟

‫یه چیزی درباره امروز؟

‫- آره ‫- باشه

‫خیلی خب

‫یه رژلب توی فروشگاه دیدم

‫احتمالا دزدیدمش

‫چرا؟

‫نمی‌دونم

‫فقط،

‫من سال‌هاست پول زیادی ‫توی اون مغازه خرج کردم

‫فقط، هرچی

‫یک رژلب؟ ‫چیز مهمی نیست

‫خب، کلیر، کمی عجیبه

‫خب، دیگه اینکارو نمی‌کنم

‫کار احمقانه‌ای بود ‫از دستم عصبانی‌ای؟

‫نمی‌دونستم با یه مجرم ازدواج کردم

‫وای خدای من ‫نباید بهت می‌گفتم

‫همیشه شگفت‌زده‌م می‌کنی

‫شب بخیر

‫آره، شب بخیر

‫سال آخری‌ها! سال آخری‌ها! سال آخری‌ها!

‫- سلام ‫- سلام

‫همیشه از اینکارا می‌کنن؟

‫آره بابا هر سال

‫- موقع ناهار می‌بینمت؟ ‫- آره

‫سال آخری‌ها! سال آخری‌ها! سال آخری‌ها!

‫سلام، بچه‌ها

‫من خانم ویلسون هستم

‫من معلم انگلیسی پیشرفته‌ جدیدتون هستم

‫لعنتی

‫خب شماها سال آخری هستین

‫برای همین،

‫قبل از هرکاری، از دیلن تامس ‫یک شعر می‌خونیم

‫اون فوق‌العاده‌ست

‫و درباره بزرگ شدن ‫واقع‌بینه

‫کار اون در مورد تلاش

‫و ارزشِ رنج کشیدنه

‫درباره‌ی جنگیدن در برابر سرنوشته،

‫که ممکنه غیرعقلانی به‌نظر برسه

‫جنگیدن در برابر چیزهای اجتناب‌ناپذیر،

‫شاید برای همینه که ‫خیلی دوستش دارم

‫"نرو مطیعانه در آن خواب خوش،

‫پیری باید بدرخشد و آتش بیافروزد در پایان روز

‫بخروش، بخروش بر مرگِ نور

‫مردمان فکور گرچه می‌دانند ‫در پایان تاریکی محتوم است...

‫برو!

‫چون کلامشان آذرخشی نیافروخته

‫نمی‌روند مطیعانه در آن خواب خوش"

‫بریم. بزنین بریم

‫مردمان خوب، که در فرود آخرین موج،

‫فریاد برمی‌آورند

‫چه زیبا تلاش خُردشان در خلیجی سبز

‫به رقص می‌توانست آید

‫می‌خروشند، می‌خروشند بر مرگ نور

‫مردمان پرشور که در پرواز خورشید ‫آواز می‌خوانند،

‫چه دیر می‌فهمند که غروبش را ‫در حال ماتم بودند

‫نرو مطیعانه در آن خواب خوش..."

‫همینه!

‫مردمان بزرگ، لب گور،

‫که در آفتابِ کورکنان می‌بینند

‫که چشمان کور هم می‌توانند بدرخشند ‫چون شهاب و خوشحال باشند"

‫سال آخری‌ها!

‫بخروش، بخروش بر مرگ نور"

‫- آقای کاستیلو ‫- سلام، اریک، خوشحالم می‌بینمت

‫میشه بشینم؟

‫حتما، بیا تو

‫ممنون

‫- تابستونت چطور بود؟ ‫- خیلی خوب بود، می‌دونین؟

‫زیادی اینجا موندم،

‫کمی فوتبال بازی کردم

‫- مثل همیشه ‫- تعجبی نیست، خوبه

‫- برای امسال آماده میشی؟ ‫- آره، آره

‫شنیدم کاپیتان شدی

‫آره

‫بعد از فصل پیش تعجبی هم نداره

‫امسال تیم خوبی به‌نطر میاد

‫عالیه. خب چه خبر؟

‫خب، یه سوال داشتم

‫درباره کمک‌هزینه تحصیلی انجمن ‫شهرستان تراویس

‫فقط یه لحظه وایسا ‫بذار بیارمش بالا

‫می‌دونم تا این دسامبر نیست

‫فقط می‌خواستم یه مزیتی ‫داشته باشم، می‌دونین؟

‫کار خوبیه

‫خیلی خب، اینم از این

‫خب ‫"برای کسانی قابل استفاده‌ست که

‫می‌خوان توی یه محیط پزشکی کار کنن"

‫و غیره

‫و همچنین باید یه کار داشته باشی

‫در حالیکه کلی دوره برمی‌داری

‫- هنوز توی رستوران کوچیک کار می‌کنی؟ ‫- بله، آقا

‫تا آخر سال کار می‌کنی؟

‫آره

‫پس توی اینش مشکلی نداری

‫خیلی خب، بذار اینجا رو ببینیم

‫به‌نظر میاد از دید کلاسای آمادگی پزشکی

‫خیلی متناسبی،

‫و عاشق دانش‌آموزایِ ورزشکارشون هستن

‫ولی توی آزمون استعداد تحصیلی

‫باید حداقل 1250 بگیری

‫هنوز نگرفتی اینو؟

‫نه هنوز

‫خب پس، بهت پیشنهاد می‌کنم ‫درس بخونی، آقای واکر

‫حتما

‫اوه، یالا ‫یالا، رفیق

‫محکم‌تر بزن، باشه؟

‫هی رفیق، اون کیه؟

‫اوه، آره

‫آره، اون خانم ویلسون‌ـه ‫آره، تازه اومده

‫انگلیسی پیشرفته درس میده

‫- اون معلمته؟ ‫- آره

‫اوه، برای معلم بودن خیلی جذابه

‫معلم خوبیه

‫کلی تکلیف کوفتی بهمون داد

‫اونم تو اولین روزش

‫خب نمی‌دونم ‫جری هنوز بیرونه

‫مرد، جداً هرکاری بخواد ‫می‌تونه بهم بگه که انجام بدم

‫هی، شماها چیز دیگه می‌خواین؟

‫لازم نیست، ماریا ‫ممنون

‫- ممنون، ماریا ‫- خواهش می‌کنم

‫یه‌کم شیر سویا لطفا؟

‫شیر سویا، آره ‫شیر سویای شما

‫متشکر

‫هی، آلیسون مثل گوله آتیشه، مرد

‫- آره، بدک نیست ‫- بدک نیست؟

‫- آره، خوبه ‫- جدی؟

‫قطعا وقتی شما باهم بودین ‫اینقدر جذاب نبود

‫شنیدم که آلیسون

‫و اون پسره توی مدرسه دیگه ‫از هم جدا شدن

‫آره، البته که شدن

‫دختره خیلی رو مخه

‫همیشه از بحران آب‌وهوا یا هرچی ‫حرف می‌زنه

‫اگه اینقدر نگرانی خب برو کانادا دیگه

‫اوه، لعنتی

‫چی؟

‫شرمنده، رفیق، ولی کِی خواهرت...

‫خفه‌خون بگیر، لوگن

‫- وای خدای من، رفیق ‫- چرا؟

‫هرکسی خواهرِ یه آدمیه

‫جدی میگی؟ ‫یعنی چی؟

‫- اونو فالو می‌کنی؟ ‫- رفیق

‫- اون دخترا 12 سالشونه ‫- اون 14 سالشه، مرد

‫تو به 30 ساله‌ها می‌خوری، پس...

‫هی، یکی‌تون می‌تونه ‫منو برسونه سر کار؟

‫کِی برای خودت ماشین می‌گیری؟

‫خفه شو و منو برسون

‫میشه گوشیم رو پس بدی؟

More Farsi Persian subtitles for A Teacher

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left