As primeras 200 linias.
.کار من و فلیشیا تموم شده
.میدونم و با این واقعیت کنار اومدم
.دیشب رفتم خونش. دیدم چراغهاش روشنه
.میشنیدم که تو خونه اینور اونور میره
.ولی نیومد دم در
.حتی نیومد پشت پنجره
.تمومه. تمام
.من عاشق طبیعتم. بهم حس خوبی میده
.درختها، گلها و آسمون
.همهش گرده گیاه و فضله پرندهس
.نزدیکترین چیزی که میخوام به طبیعت باشم، اون سریال شبکه پیبیاسه
.توی زمستون، چیزایی که از بین رفتن، یهو تو بهار شکوفا میشن
چی؟
.یعنی، آدم یه قدم عقب بره
.و به چرخه طبیعت نگاه کنه
.معجزه بودنش
چی فرمودین؟
.باید به ممکن بودن معجزهها باور داشته باشی
.من دارم درد میکشم، رفیق
اون وقت تو داری از معجزه حرف میزنی؟
.من دیگه امید به زندگی ندارم. به زور سرپا وایسادم
میدونی الان چی منو سرپا نگه داشته؟ حافظه ماهیچهای، باشه؟
.میدونم داری اذیت میشی، جان
.اگه میتونستم این درد رو ازت بگیرم یا به جای تو تحملش کنم، حتماً این کارو میکردم
جان؟ از کی تا حالا منو جان صدا میکنی؟
از کی تا حالا اصلاً میدونستی من اسم کوچیک دارم؟
.یه زوج بیخانمان
.این آقا داشت سگش رو میگردوند
.دنبال قارچ ترافل و مورل میگشت که به این دو نفر برمیخوره
همینجوری دست هم رو گرفته بودن پیداشون کردن؟
.آره، یه مشت شیشه دارو تو چادرشون پیدا کردیم
.یکیشون داشت داروهای قوی قلب مصرف میکرد
.غمانگیزه این چیزا
.ناراحت نبودن، نگاه کن چطور نشستن اونجا
.به هم چسبیده بودن
.رو به شرق نشستن، اونجا اولین نور روزه
.اونجا نشستن
.تا خودشونو بسپرن به هر بادی که اونا رو با خودش میبره
.تو مسیری که پیش رو دارن
مطمئنی تو اون شیشههای دارو هیچی نمونده؟
!کِی. استنلی
ـ تو رو میخوام. ها؟
ـ بهت نیاز دارم. من؟
.عاشق شدم
.ـ خب... امشب با من شام بخور
.ـ شام؟ لطفاً
.ـ خب، تو یه جا انتخاب کن. یه جای رمانتیک
ـ استنلی، هنوز با اون پسرهای؟
.ـ اون یارو دَنورز که دستیار دادستان ایالته؟ آره
.باشه، عالیه، عالیه! هردوتون رو میخوام
این بحث دقیقاً داره به کجا میره؟
.من... من ازت میخوام یه قرار چهارنفره بریم
!آره، چی فکر کردی؟ آخه بابا
.یعنی منم برای خودم یه پارتنر میارم
.این دختره... یعنی زن، لیندا
ما خیلی وقت با هم بودیم، اوکی؟
.ولی این اولین قرار جدیه، پس میخوام تو و دنورز رو
.که بیاید و یه جورایی، میدونی
.فشار رو کم کنید و فضا رو راحتتر کنید
.ـ آه! اون خاصه
ـ آره... فکر کنم عاشق شدم. عشق؟
ـ آره، خب، پس با ما غذا میخورید؟ چطور میتونم رد کنم؟
.تو محشری، خودت میدونی؟ آره
.هر جا تو تصمیم بگیری، همونجا میریم
.یعنی من حساب میکنم. میخوام بهترینِ بهترین باشه
.پولش اصلاً مهم نیست
.شراب، خاویار، گل روی میز
.میتونی یه... ببخشید
میتونی یه جای با موزیک و رقص پیدا کنی؟
میخوای برقصی؟
.هر چی بگی، حتی آهنگ "وولی بولی"
!اونو حاضرم پول بدم ببینم
.خفه شده. اوهوم
اوه! "اِد انجامش داد." اون انجامش داد، آره؟
آره، تو یادداشت نوشته: "اِد انجامش داد."
.اِد کیه؟ خب اِد، اِده دیگه، این حدس منه
حدس منم همینه پس. عاشق این نیستی که قربانی یه یادداشت بذاره و قاتل رو شناسایی کنه؟
خیلی با ملاحظهس، مگه نه؟
خب، اونی که پیداش کرده کجاست؟
.همسایه بغلی؟ اون خونه بغلیه
.بفرمایید
...و اسمش فرندینا بود؟ اِف-آر-اِی-اِن
دی-آی-اِن-اِی...
.درسته، آنجلا فرندینا. اوهوم
و شما کلید آپارتمانشو داری؟
.بله، فقط برای احتیاط، میدونید
.ولی در کاملاً باز بود. به خاطر همین در زدم
.به خاطر همین رفتم تو. داشتم از سر کار برمیگشتم خونه
.و در آنجلا کاملاً باز بود
جرمی، اینجا زندگی میکنی؟
.یه جورایی
.ما از دبیرستان همدیگه رو میشناسیم
و تا ساعت شش صبح کار میکنی؟
.تو یه شرکت حقوقی، پروندهها رو تایپ میکنم
.آنجلای بیچاره
.یعنی اون آدم فوقالعادهای بود
.آره
اِد کیه؟ اِد؟ کدوم اِد؟
خب، کدوم اِد که آنجلا ممکنه بشناسه؟
آنجلا دوستپسر داشت؟
.آره، خیلی زیاد. جرمی
.اینطور نبود که زیاد اهل روابط یه شبه باشه
.یه دوستپسر پیدا میکرد، شاید برای چند هفته یا چند ماه
.و بعد هم میرفت
.هیچوقت راضی به نظر نمیرسید
خب، آنجلا چیکاره بود؟
.توی یه فروشگاه لباس کار میکرد
.لدر چین، اونور خیابون برادوی
پس آخه چرا مرده؟
.بگو تانیا رو میخوام. اون مدیره
.نه، ول کن. هی، یه دقیقه صبر کن، یه دقیقه
استنلی دوستدختر داره؟
.فکر نکنم بشه رسماً اسمشو دوستدختر گذاشت
چرا بهم نگفت که دوستدختر داره؟
مطمئنم دلایل خودشو داره، آره؟
.بیخیال بابا، مثل زن خیانتدیده رفتار میکنی
.یه لحظه صبر کن، بو. تو که باهاش گشت نمیری
.راز دلتو بهش نمیگی
.تو که براش واسه فشار خونش بیگل سیردار نمیخری
اون از تو برای قرار چهار نفره دعوت کرده؟
میدونی چند بار ازش خواستم با هم بریم قرار چهار نفره؟
.میدونی چیکار میکنه؟ تف میکنه تو صورتم
لابد میخواد بره یه جای حسابی، نه؟
.گل سر میز میخواد
.میخواد همهاش رو حساب کنه
حالا این بساطی که من ازش محرومم کجاست؟
.نمیگم. اون تو رو دعوت نکرده
.به من نیست که بگم، مگه نه؟ هی، باید بهم بگی
.حرف نمیزنم، نمیدونم. اون که یهودا نیست
.هرچی دلت میخواد درباره یهودا بگو ولی نکات مثبت خودشو هم داشت
اگه اون نبود، کل ماجرا اصلا راه نمیافتاد،
اصلا شروع نمیشد، کِی؟
.کِی، خواهش میکنم، بهش بگو، باشه؟ وگرنه تمام شیفت رو غر میزنه
تو و آنجلا دوست بودین، مگه نه؟
.امم، نمیشه گفت دقیقاً دوست بودیم
.امم، ما فانتزیهای مشترکی داشتیم
...آنجلا هیچوقت از کسی حرف زد
که ازش عصبانی بود یا دوسش نداشت؟...
.آنجلا از خیلیها خوشش نمیاومد
.و از گفتنش نمیترسید
.ولی اون ازت خوشش میاومد
.عالیه
کارآگاه پمبلتون، شما متأهلید؟
.اوم... آره
خانمتون تو اون محشر نمیشد؟
.آه... بله. آره، میشد
.این رو حسش کن
.اوه، چه خوبه
.هیچچی مثل حس و بوی چرم نو نمیشه
.چرم اسب
.چرم اسب؟ اوهوم
.مثل آقای اِد و سی هیرو؟ آره
...چرم اسب گرمتره، برای همین وقتی موتور سواری میکنید
.میتونید اینو بپوشید و زیرش هیچی تنتون نباشه
.بیا، امتحانش کن. آره، آره، این و اون شلوارای چرمی
.فقط چون سر کارید، دلیل نمیشه که خوشی نکنید
آره، تیم، یالا، امتحانش کن. نه، گفتم نه، فرانک، باشه؟
...باشه، نمیشه به یه دختر ایراد گرفت
بابت اینکه داره جنس میفروشه، مگه نه؟...
.بستگی داره چی بفروشه
.اِد کیه؟ اِد رئیسشه
منظورت صاحب اینجاست؟
.نه، رئیس دیگهش، از اون یکی کارش
.آنجلا دو شیفت کار میکرد. باید قبضهاشو میپرداخت
.فامیلی اِد چیه؟ نمیدونم
اون یکی کارش چی بود؟
.اِم... تلفن جواب میداد
منظورت تو شرکت تلفنه؟
.نه، نه، میدونی، از اون شمارههای 900
اوه، منظورت مثلاً شبکه خرید تلویزیونیه؟
.با مردم حرفای رکیک میزد
...ببخشید؟ میدونی که
.سکس تلفنی میکرد
.با آهنگهای عاشقانهی جی اِستَنلی بولَندِر دیگه کارمون تموم شد
.پروندهی اون خودکشی دو نفره رو میخوام
.برام مهم نیست شعری باشه یا نثر، میخوام تموم شه
.تموم شده، روی میزم هست. پس باید روی میز من باشه
.باید بدم استنلی عاشقپیشه امضاش کنه
.از دست رئیسها دارم پدرم درمیاد
.به خاطر کاغذبازیهای شلختهات
.این رو دیگه کم داشتم
.حرفم اینه که رفتارش عجیبه
مانچ. حواست هست چطور لباس میپوشه؟
.امروز یه کراوات طرحدار و رنگی زده
.جوراباش رو تا بالای قوزک پاهاش کشیده
.دیروز تو ترافیک موندیم
.از ماشین پیاده شد، شروع کرد به رقصیدن
.از ناکجاآباد، وسط ترافیک ظهر، داشت اون رقص هوکی پوکی لعنتی رو انجام میداد
.من یه کارمند دولتی حرفهای هستم
.من نمیتونم اینجوری جلوی بقیه خجالتزده بشم
!مانچ
.گزارش. رو میزم
.آخِرِ شیفت
فهمیدی؟
!استنلی قدیمیم کو؟ اوه، خدای من
.صبح نمیتونم پاشم، نمیتونم با روز روبرو بشم
.مگر اینکه بدونم اون قراره از منم بدبختتر باشه
.کل دنیا ریخته به هم، جی، باید یه کاری بکنی
مثلاً چی؟
.بگو دوباره بدبخت شه. اوه، بسه
No comments yet. Be the first to leave one.