Another World

Another World (世外)

Descargar subtítols en Farsi/persian

Información d'a versión

Another World 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NESTED
Un comentario de NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-08-04
Descargas: 24
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi/persian

As primeras 200 linias.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫اسم من گودو هست.

‫قبلا یه نگهبان روح بودم.

‫کارم این بود که...

‫روح مُرده های تازه رو ببرم ‫برسونم به تولد دوباره شون.

‫اما وظیفه ام بعدا عوض شد.

‫برای هر روحی که میره، ‫یه نگهبان روح تعیین میشه.

‫وقتی که بالاخره میتونن ‫از دنیای آدمها دل بکنن،

‫با دستهاشون تو دست ما...

‫ما اونا رو کنار دریاچه ‫هدایت میکنیم تا کوه می.

‫اونجا، خاطراتشون رو پشت سر میذارن.

‫بعد که از آبشار رد بشن...

‫دوباره متولد میشن.

‫آبشار خیلی از وجودشون رو میشوره.

‫چیزی که میمونه تبدیل به یه طناب میشه.

‫معمولا روی طناب گره هایی هست.

‫این گره ها نشون دهنده ‫کینه های حل نشده زندگیشون هستن.

‫نمیدونم "کینه های حل نشده" یعنی چی،

‫اما میدونم که جمع شدنشون ‫دونه های شر رو درست میکنه.

‫دونه ها تو بدنشون قایم میشن

‫تا وقتی که با خشم و کینه آزاد بشن.

‫آدمها رو تبدیل به غضب های ترسناک میکنن...

‫بفرستین منو برگردونین، به من نیاز داره!

‫...اما فکر میکنم آدمها ‫از این پیچیده تر هستن.

‫دونه های شر لزوما اونا رو نابود نمیکنن.

‫حتی ممکنه آدمها رو به زنده موندن وادار کنن.

‫ببخشید...

‫یه بچه کوچولو به این قدی ندیدین؟

‫نه.

‫من و برادرم از هم جدا شدیم، ‫میشه کمکم کنین؟

‫برادر؟

‫چرا نمیتونین همون جدا بمونین؟

‫چون اون برادر کوچیک منه!

‫موهاش مثل خودم سبزه، و اون...

‫یه روز، با دختری به اسم یوری آشنا شدم.

‫بی خبر از اینکه مُرده،

‫اصرار داشت که برادر گمشده اش رو پیدا کنه.

‫باشه، منم با شما تو جست و جو همراهی میکنم.

‫ببخشید، راه بدین.

‫چرا صورتش رو اینجا نشون میده؟

‫هیس! صداش رو میشنوه!

‫پدر!

‫ژنرال موک، چرا فقط شمایین؟ پدرم کجاست؟

‫پادشاه کشته شد، زنده باد پادشاه!

‫پادشاه تو جنگ کشته شد؟

‫چه بلایی سر شهر گلها میاد؟

‫شنیدم که توسط یه نفر از خودشون کشته شده.

‫چطور ممکنه؟ کی میتونه پادشاه رو بکشه؟

‫هنوز میخوایم با نیر بجنگیم؟

‫بدون ملکه و پادشاه چطور میتونیم برنده بشیم؟

‫این به خاطر نفرین گوران هست؟

‫ملکه وقتی به دنیا اومد مُرد.

‫باورم نمیشه این باعث سقوط شهر گلها بشه.

‫شاید اون وارث تخت پادشاهی نباشه.

‫اعلیحضرت هیچوقت نمیخواست ‫که اون سیاست رو دست بگیره.

‫اگه اون بر تخت بشینه، آیا آخر شهر گلهاست؟

‫عالیجناب،

‫آیا پادشاه واقعا قصد داشت...

‫تختش رو به دختر نفرین شده اش بسپره؟

‫شما...

‫عالیجناب،

‫حالتون خوبه؟

‫چکار میکنین؟ ول کنین منو!

‫چی شده عمو یین؟

‫گوران،

‫این خنجر رو تو خیمه پادشاه پیدا کردیم!

‫ژنرال موک، آیا پادشاه رو با خنجر خودت کشتی؟

‫من نکشتمش!

‫عمو یین، چطور ممکنه ژنرال موک باشه؟

‫حتما سو تفاهمه.

‫گوران، همه میدونن ژنرال موک اهل نیاره.

‫این خائن رو میکشم و تو مراسم ‫خاکسپاری برادرم ازش انتقام میگیرم!

‫دوک، مراسم خاکسپاری جای غصب تخت نیست!

‫تو حق نداری حرف بزنی، پادشاه کُش!

‫ببرینش و اعدامش کنین!

‫چشم قربان!

‫ولم کنین! بی گناهم!

‫- باور نمیشه که اونه. ‫- ولم کنین!

‫پادشاه خیلی بهش اعتماد داشت.

‫ممکنه همدست داشته باشه؟

‫میتونی یه دختر کوچولو رو گول بزنی،

‫اما منو نمیتونی گول بزنی!

‫نمیتونین قبل از تحقیق بکُشینش!

‫داری چکار میکنی؟

‫این مراسم خاکسپاری پدرمه.

‫کنار برو!

‫گوران، من دارم سعی میکنم

‫- از پادشاه انتقام بگیرم! ‫- ولم کنین!

‫ولم کنین و عقب برین!

‫این چیزی نیست که پدرم میخواست!

‫عالیجناب!

‫عالیجناب، چی شده؟

‫کنجی!

‫کنجی...

‫اسم من یوریه، اِسمت چیه؟

‫من گودوم.

‫گودو، اینجا کجاست؟

‫نگران برادر کوچیکم هستم.

‫اینجا دنیای دیگه هست.

‫- کمک میکنم برادرت رو پیدا کنی. ‫- کنجی!

‫گودو، تو هم مثل من گم شدی که اینجایی؟

‫نه، من اینجا زندگی میکنم.

‫پس حتما برادرم رو پیدا میکنیم!

‫بین همه روح هایی که دیدم...

‫اون اولیه که به جای گریه کردن ‫ از ترس، لبخند میزنه.

‫کنجی!

‫اونا غالبا از کلماتی استفاده میکنه ‫ که تا حالا نشنیدم...

‫کلماتی مثل...

‫"دلتنگ"، "جدا" و "گرسنه".

‫هیچکدوم این کلمات رو نمیدونم.

‫- فکر میکنم... ‫- کنجی!

‫- ...باید کنجی رو پیدا کنیم... ‫- کنجی!

‫...قبل از اینکه اون منو ‫ تا تولد دوباره همراهی کنه.

‫دنیای دیگه خیلی بزرگه.

‫پیدا کردن کنجی غیر ممکنه.

‫به یه استراحت نیاز دارم.

‫گودو، تو خسته نمیشی؟

‫"خسته" یعنی چی؟

‫اون صدا رو میشنوی؟

‫منظورت چیه؟

‫دلم یه غذا میخواد.

‫دلم برا خونوادم تنگ شده!

‫همش از خونوادش حرف میزنه.

‫غذای مامانم انقدر خوشمزه هست!

‫وقتی خسته میشه...

‫- کنجی کجایی؟ ‫- ...میگه دلم یه غذا میخواد.

‫میخوام برم خونه و غذا بخورم!

‫میخواد کنجی رو پیدا کنه،

‫تا خونوادش دوباره دور هم غذا بخورن.

‫روی شکمش یه دایره میکشید.

‫میگفت یعنی "دلم یه غذا میخواد".

‫یادم نمیاد خونواده ای داشته باشم.

‫چطور میتونم "خونواده" داشته باشم؟

‫چرا یوری

‫دنیای دیگه رو اینقدر متفاوت میبینه؟

‫متفاوت بودن چه حسی داره؟

‫دنیای آدمها چطوریه؟

‫شاهدخت، حالت خوبه؟

‫عالیجناب، خوبین؟

‫من هنوز زنده ام؟

‫البته شاهدخت، چرند نگو.

‫پدرم چطوره؟

‫برین بیرون! همگی!

‫شنیدم ژنرال موک میخواسته تخت رو غصب کنه.

‫شاهدخت، گوش کن! ژنرال موک بی گناهه.

‫یه ترورکننده دشمن این کار رو کرده!

‫گوران!

‫گوش کن، وقت زیادی نداریم!

‫منظورت چیه؟

‫هزاران سرباز نیر 10 کیلومتر ‫ خارج از شهرمون مستقر شدن.

‫طبق گزارش جاسوسمون،

‫ژنرال موک نقشه کشته پادشاه رو کشیده

‫و با نیر همدست شده.

‫میخواد شهر گلها سقوط کنه.

‫شاهدخت، اجازه بدین اعدامش کنم!

‫من پادشاه رو نکشتم!

‫پدرم به من یاد داد که به آدمها فرصت بدم.

‫فکر میکنم باید تحقیق کنیم...

‫وقت تردید نیست!

‫به جای تو تو جلسه بریف شرکت میکنم.

‫باید مقابله کنیم.

‫متوجه میشی؟

‫شهر گلها به یه رهبر توانا نیاز داره.

‫امیدوارم متوجه بشی.

‫شاهدخت گوران.

‫با پدرم چکار کردی؟

‫چرا کشتش؟

‫من همچین کاری نکردم.

‫پس کی کرده؟

‫چرا هیچکس حقیقت رو به من نمیگه؟

‫برام مهم نیست که با نیر همدستی یا نه.

‫فقط میخوام بدونم سر پدرم چی اومده.

‫اگه رفته دنیای دیگه،

‫چطور پیداش کنم؟

‫شاهدخت، شهر گلها الان به قدرت تو نیاز داره.

‫اعلیحضرت...

‫خودش رو کشت!

‫چی؟!

‫دیگه طاقت جراحتاش رو نداشت...

‫ممکن نیست! این نمیتونه...

‫راه برگشت به شهر خیلی دراز بود.

‫خفه شو! دروغ میگی!

‫چرا شهر گلها رو رها کرد؟

‫نمیخواسته برگرده؟

‫شاهدخت، منظورم این نبود!

‫خفه شو!

‫اون تا آخرین نفس برای کشورش میجنگید!

‫هیچوقت خودش رو نمیکشت...

‫- داشت از کشورش دفاع میکرد... ‫- خفه شو!

‫...و از تو هم.

‫به خاطر همینه که... امیدوارم متوجه بشی.

‫دروغگو!

‫چه بلایی سرت اومده پدر؟

‫حالا که شما هر دو رفتین، من تنها شدم...

‫من چکار کنم؟

‫من مامان و تو رو کشتم؟!

‫اینجا تو شهر گلها کسی منو نمیخواد.

‫من برای شما هر دو یه بار بودم، درسته؟

‫کاش به دنیا نمیومدم.

Another World subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Another World

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left