As primeras 200 linias.
بل و سباستین
اون رد پا رو میبینی؟
این رد پای گرگ نیست
اون هیولاست
از روی یال رفته
دنبالش میریم
سه تا گوسفند تو یه هفته خیلی زیاده
لعنتیها!
تیر زدن به یه ماده، اونم تو اوج تابستون!
نمیتونیم بذاریم اون بچه اونجا بمیره
میفرستمت پایین، باشه؟
وقتی رسیدی به لبه، بهم بگو
تا طنابو شل کنم
حالت خوبه؟
آره
وقتی گذاشتیش تو کولهات، بکش تا بیارمت بالا
باشه
دنبال شیر میگشتیم، بره پیدا کردیم
ببینیم قبولش میکنه یا نه
یالا. بذار بوش کنه
برو جلو. آروم
خیلی آروم. آفرین
خب، سعی کن شیرش بدی. خیلی آروم و ملایم
شیرش بده
خوبه
خیلی خوبه
بد نیست، نه؟
ولی هنوز زوده باور کنیم
این کارها زمان میبره
ولشون کنیم
من میرم گاوها رو بیارم تو
با اون هیولا اطراف، میخوام مراقب باشم
امشب خونه میبینمت
تو برو به آنجلینا کمک کن
از گلانتیرس برو، باشه؟
مستقیم خونه
هیچ انحرافی نه. فهمیدی؟
یالا!
سزار؟
صبح بخیر، سزار
اون نیاز به ضدعفونی داره
اون هیولا مستقیم اومد سمتم
اگه تفنگم دستم بود
تو از فاصله دو متری هم یه فیل رو به خطا میزنی
کی به اون بز کوهی شلیک کرد؟
به تو ربطی نداره، سزار
ندیدی ماده بود و بچه داشت؟ کوری مگه؟
الان وقتش نیست
ما به کمکت نیاز داریم
باید از شر اون هیولا خلاص شیم
رد پاشو روی یال آندان دیدم
بیشتر رفت پایین
آندره تو گلانتیرس بود
گلانتیرس؟
خرگوشتو برنمیدارم
سزار بهت میگه "هیولا"
سزار پدربزرگمه
پدربزرگ واقعیام نیست
ولی فرقی نداره
ببین
اون وحشی کوچولوت زندهست
اون چه قیافهایه؟
هیولا رو دیدی؟
داره اطراف پرسه میزنه
پای آندره رو ببین
کی بهش حرف زدن یاد میدی؟
وقتی تو یاد گرفتی خفه شی
یالا بچهها
داشتید چیکار میکردید؟
هیچی
هیچی؟
باشه
باهاشون برو. اینطوری امنتره
برو
سزار برای یه بارم که شده خیلی مست نبود
سه ساعت دیگه دوباره چک کن
تو هم همونقدر مینوشی
و اون مامان بزهای کوهی رو نمیکشه
فکر کردی کی هستی، بچهپرو؟
میدونم چرا گازت گرفت
بوی گندت باعث شد فکر کنه تو یه بزی
حرف دهنتو بفهم!
ولش کن. بچه حرف بیراهی نمیزنه
تو واقعاً بوی بز میدی
راهتو برو!
سنت مارتین، ژوئیه ۱۹۴۳
توره، سلاحها رو پنهان کن
من میرم به آنجلینا هشدار بدم
عجله کنید، بچهها
برو به گیوم هشدار بده
داره از مسیر اکرین میآد پایین
راهو بلدی. برو!
دستگیرش میکنن؟
نه، فقط باید بهش هشدار بدی
یالا، سریع!
همه چی خوبه؟
صبح بخیر
از این هفته هر دوشنبه
باید ۳۰ کیلو نان تامین کنید
دستور از ستاد فرماندهی است
30 کیلو برای نونوایی کوچیک ما؟
توصیه میکنم سبوس قاطی آرد نکنی.
مثل اون نونوا بیچاره تو موریَن.
شما آرد رو تامین میکنید؟
دستور، دستوره.
یادتون باشه ما تو جنگیم.
سربازای واقعی میجنگن. نونوایی رو غارت نمیکنن.
دوشنبه میبینمت.
گردنه «گراند دفیله» خطرناکه؟
ما اونجا نبودیم. ما تو «گلَنتیر» بودیم.
یه حیوونی داره گوسفندامون رو میکشه.
بدون اسلحه... دروغگو!
در واقع، شما هم کاری رو میکنید که من میکنم، آقای شهردار.
شما دنبال حیوونای موذی هستید.
تو کوهستانهای شما زیادی زیادن.
خیلی زیادن.
اونا شبا، زیر سایه تاریکی از گردنهها رد میشن.
مثل موش.
منظورت اون حیوونهست؟
لطفاً منو اشتباه نگیرید با...
چطوری میگید؟
یه الاغ؟
همینه؟
من اسم کسایی رو میخوام که فراریها رو رد میکنن.
آلمانیا اینجان. تو ده.
بهش دست نزن.
بیا.
گلوله واقعی داره؟
هیس، سباستین.
بیا.
حالا مزاحم پیرزنا میشید؟
ما تو گردنه «گراند دفیله» ردپا پیدا کردیم.
یه عبور دیگه هم دیشب بود.
یه عبور؟
از چی؟
بالاخره گیرشون میندازم.
بهتره اتفاقی تو اون منطقه نباشی.
مشغول چیدن زغال اخته،
یا تماشای مارموت.
معلومه؟
کاملاً معلومه.
تو اون سن و سال،
بچه نمیتونست کاری کنه.
بدون مادرش هرگز نمیتونست زنده بمونه.
درسته، سزار؟
نه ممنون. ترجیح میدم هوشیار بمونم.
این چیزیه که ذهن منو باز میکنه.
تو هم باید امتحانش کنی.
حالا دیگه خوبه، سباستین.
بچه یه مادر جدید داره.
و تو رو هم داره.
ولی بازم براش سخته.
اینکه مادر واقعیشو نداره.
سزار؟
مامانم امسال برای کریسمس میاد؟
گفتی میاد.
چقدر طول میکشه از آمریکا برسی اینجا؟
نمیدونم. من تا حالا آمریکا نرفتم.
چرا، سزار؟
چرا آمریکا نرفتی؟
درست اون ور کوههاست.
سوپت داره سرد میشه آنجلینا.
آنجلینا؟
گوشای گیوم رو لیس میزنی؟
چرا اینو میپرسی؟
پسر آندره میگه عاشقها گوشای همدیگه رو لیس میزنن.
اون باید عاشق بشه.
اونوقت میتونه راجع بهش حرف بزنه.
شب بخیر، سباستین.
کسی دیده که گوسفند کشته باشه؟
کی؟ اون حیوون.
سزار گوسفندای مرده رو بهت نشون نداد؟
چرا، ولی هرگز ندید که حمله کنه.
اگه دیده بود، از دستش نمیداد.
وقت خوابه حالا.
سه تا دیگه میذارم.
اگه حیوونه نزدیک گوسفندا بشه... کلیک!
شاید اون نیست که گوسفندارو میکشه.
معلومه که هست.
یه چوپان تو «ورپی» برای گرگا یه سگ گرفت.
اونا زیاد دارن.
متاسفانه اون سگها رو دوست نداشت.
چیکار کرد؟
کی میدونه؟ بعضیا میگن کتکش میزد.
واسه همین فرار کرد و وحشی شد.
مطمئنم.
مطمئنم همون سگه.
کی بهت گفت؟
آندره. اون چوپان رو میشناسه.
دنبال آندره میگردم.
آندره؟
اون اون بالا تو جنگل کار میکنه.
تو اینجا چیکار میکنی؟
مگه من بوی بز نمیدم؟
اونجا وای نستا. زخمی میشی.
ولی من میخوام کمکت کنم.
میخوای کمک کنی؟
اون چوب رو از اونجا بردار.
زود باش!
راسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.