City Hall

City Hall

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

City Hall 1996 1080p BluRay DDP5 1 x264-PTer
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian City Hall 1996 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-12-04
Descargas: 23
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

نیویورک سیتی-

حرف‌های زیادی درباره‌اش زده شده،

اما فقط یکی‌شو واقعاً دوست دارم.

نیویورک-

می‌تونه نابودت کنه یا به اوج برسونتت،

که خیلی به شانس بستگی داره.

هیچ‌کس نباید بیاد نیویورک

مگر اینکه حاضر باشه خوش‌شانس باشه،

و من خوش‌شانس بودم.

آپارتمانی پایین شهر داشتم،

اما خونه‌ی من شهرداری بود.

همه‌چیز از اونجا شروع شد.

اون روز مثل خیلی از روزهای دیگه شروع شد،

با یه مراسم تشریفاتی.

شهردار نیویورک داشت کلید شهر رو می‌داد

به فرماندار توکیو.

...و طبق سنت ژاپنی‌ها،

ایشون برای صبحانه سوپ دوست داشت-

سوپ ماهی.

خب، پدرم که اینو شنید،

پیشنهاد داد که تو منو بذاره.

اما آقای هیاتاما گفت: "نه، نه، نه، نه، نه!"

ضمناً، آدم خیلی مهربونیه.

"نه. خیلی زحمت میشه."

بابام جواب داد،

"زیادی دردسر یعنی بی‌مشتری."

شهردار...

رئیس من بود،

و من معاون شهردارش بودم؛

دست راستش... یا پسرش.

بستگی داشت کی درباره‌م حرف می‌زد.

اما تو بروکلین، اتفاق دیگه‌ای افتاده بود

که قرار بود همه‌چیزو عوض کنه.

هی، چطوری ادی؟

همه‌چی با یه پلیس شروع شد - ادی سانتوس -

سرسخت‌ترین کارآگاه شمال بروکلین.

داشت می‌رفت سر یه قرار با تینو زاپاتی،

یه قاچاقچی خرده‌پا

که تنها ویژگی بارزش این بود که برادرزاده‌

به پل زاپاتی، رئیس مافیا.

خب، اینم از این.

جیمز بون، یه بچه که داشت میرفت مدرسه...

اینجا مواظب باش.

و بالاخره، وینی زاپاتی، پسرعموی تینو-

یه کارآگاه خبرچین که ادی سانتوس تو مشتش داشت.

همه چی ردیفه؟

بریم.

همه چی اتفاق افتاد

سر نبش برادوی و مارسی، تو بروکلین شمالی.

پسر، امروز پات رو تو پارک نمی‌ذاری.

توروخدا، بابا، توروخدا.

نه. بارون خیلی شدیده.

ای بابا.

اینم از پسرمون.

گمشو بیرون از ماشین.

گفتی می‌خواستی ببریش دیگه.

من فقط می‌خوام یه کم باهاش حرف بزنم.

هی...

اونو از من دور کن.

پا به پای من بیا.

یالا. فکر کردم سریع‌تر از اینا حرکت می‌کنی.

یالا.

هی، تینو.

هی، چطوری؟

باشه. بگو ببینم، چه خبره؟

گوش کن، یه خبر خیلی خوب دارم.

چه مرگته بابا؟

هی، تینو.

اوه!

دو مرد که متعهد به زندگی‌شان بودند

و خانواده‌هایشان...

کوین.

پل زدن بین قاره‌های آسیا

و جنوب اروپا...

می‌تونه صبر کنه؟

نه، نه. همین الان، لطفاً.

دو مرد که از دو قاره عبور می‌کنند

تا در سومی با هم ملاقات کنند،

همانطور که امروز اینجا داریم—

فرماندار توکیو و شهردار نیویورک.

به شهر نیویورک خوش آمدید،

پایتخت سوشی دنیا.

خوش آمدید. لذت ببرید.

سایونارا.

یه وضعیت جدی داریم.

بچه مرده.

۸۰ دلاله.

و پلیسه چی؟

خوب نیست.

گلوله کی بچه رو کشت؟

هنوز نمی‌دونیم.

کی می‌رسیم؟

۱۰ دقیقه دیگه بلوو هستیم، قربان.

اون بچه کوچولو چند سالش بود... چی بود، پسر بود؟

۶ سالش بود.

و...

بودجه‌مون تا نیمه‌شب چقدر بود؟

۳۱.۷ میلیارد.

خیلی پول می‌بره.

که بچه‌هامون تو خیابونا سلاخی بشن.

آره.

سلام، آقای شهردار.

راه باز کنید. لطفاً عقب برید.

عقب برید. داریم رد می‌شیم.

آقای شهردار.

حالش چطوره؟

تازه از اتاق عمل اومده بیرون.

راه باز کنید.

بهشون جا بدید.

عقب برو. تا ته، همین حالا.

بیوه کجاست، جری؟

هنوز بیوه نشده، آقای معاون.

برو معرفی‌ام کن.

باشه؟

نشان شجاعت، مدال لیاقت،

تقدیرنامه،

مدال افتخار اداره.

بچه داره؟

دو تا: پنج ساله و سه ساله. یه پسر و یه دختر.

اسم زنش اِلین ـ اِلین سانتوسه.

کدوم یکیه؟ اشاره نکن.

اون قرمزه. اون یکی خواهرشه.

خانم سانتوس؟

من جان پاپاس هستم.

واقعاً متاسفم.

ممنون.

اگه کاری از دستمون برمیاد...

هر کاری که...

تیرانداز کدومشون بود؟

هردوشون تیراندازن، آقای معاون شهردار.

یکیشون مرده. اون یکی هم تقریباً.

حالا، ما اون دلال رو می‌شناسیم ـ تینو زاپاتی.

زاپاتی؟

اون خواهرزاده‌ی پُل بود.

لاتِ عوضی. چی شد؟

هنوز نمی‌دونیم.

کارآگاه سانتوس ثبت شده که خارج از شیفت بوده.

این رو می‌دونیم.

اما بی‌سیم همراهش نبود،

جلیقه نپوشیده بود.

پشتیبانی؟ صفر.

نقض کامل قوانین اداره.

اون یارو چیکار می‌کرد؟

با یه قاچاقچی مواد مخدر سابقه‌دار قرار گذاشته بود؟

معلوم نیست. اما این‌ها جمع می‌شه به...

یه بچه کشته شده و یه خواهرزاده‌ی کشته شده

رئیس خانواده‌ی زاپاتی.

یه یارویی که باید ۱۰ تا ۲۰ سال بره آتیکا،

بعد آزادی مشروط می‌گیره.

آزادی مشروط؟

حبس نداره؟

این روزا آزادی مشروط تو نیویورک یه حکمه، مگه نه؟

که اونم زیرش زد.

از اون موقع دنبالش بودیم.

شهردار می‌خواد از همسرش حمایت کنه.

اگه من جاش بودم، این کارو نمی‌کردم.

شما کی هستید دوباره؟

بازرسی داخلی.

گوش کن...

می‌تونیم سانتوس رو دفن کنیم،

و اگه معلوم بشه که خلافکار بوده،

خب، یه پلیس خوب بد شده.

همیشه اتفاق میفته.

حتماً. یه مراسم تدفین رسمی هم براش می‌گیریم، روی همه‌ی اینا.

هوش داشت؟

برمی‌گردم داخل.

اون کیه؟

اون یکی از وکیلاس

انجمن حمایت از کارآگاهانه.

فکر کنم ایشون قراره نمایندگی کنه

اِدی سانتوس و خانواده‌اش رو.

آره؟ خب،

همیشه برام سؤال بود که کی قراره بپرسی.

خب، دیگه لازم نیست سؤال کنی.

وایستا.

شوک بدید. کنار!

نبضش رفته.

این شهر هوای اهالی خودش رو داره.

یه کنفرانس خبری برای ساعت ۱۲ بذار.

مطمئن شو که "پُست" اولین سؤال رو بپرسه.

می‌دونی اولین سؤال چی قراره باشه؟

«گلوله مال کی بود؟»

به سناتور مارکواند زنگ بزن.

آروم باش. بهش بگو همه چیز تحت کنترله،

و البته شهردار امشب باهاشه.

من فقط دارم سعی می‌کنم پیش‌دستی کنم.

بله.

و اِیب، به لئونارد استریت زنگ بزن و یه کپی بگیر

از گزارش آزادی مشروط تینو زاپاتی.

کدوم زاپاتی؟

خواهرزاده ـ یه سابقه محکومیت.

با آزادی مشروط خلاص شد. یه لاتِ عوضیه.

۲۰ دقیقه دیگه می‌ریم پارک درایو ـ مرکز شهر.

نظرت چیه بریم سمت اف.دی.آر؟

زودتر می‌رسیم.

قربان، امرتون؟

پسر بچه کجا زندگی می‌کرد؟

رینبو یک، رینبو دو،

مشخصات آپارتمان پسر بچه رو بده.

خیابان پنجم جنوبی، پلاک ۵۱۵.

More Farsi Persian subtitles for City Hall

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left