أول 168 سطر.
"به واحد "203 "CCG" از پايگاه
در ساختمان "آکوا" واقع در بخش 20 یه مورد گزارش شده .
به نظر میرسه کار غول ها باشه....تکرار می کنم غول ها!
سریعا به محل اعزام شید.
آه ....
بیشتر! بیشتر!
خوشمزه است !
ظاهرا راجب پرخوری تو همچین بیراهم نگفتن!
متنفرم کسی وسط خوردن مزاحمم بشه.
تو منُ نمی شناسی نه؟
چرا اتفاقا. تو یه آشغالی هستی که از اذیت کردن دیگران لذت می بری.
از بالا بهم دستور دادن .
باید زنده بگیرمت.
ولی قبل از اون، می تونم یک یا دو انگشت،
یک یا دو دست یا جفت پاهاتُ ببرم؟
تو که مشکلی نداری هان؟
یه اسباب بازی کوچیک واسه همچین هیکل بزرگی.شرط می بندم عاشق خاله بازی هستی.
چقدر عالی.
بزار ...
ببرمشون .
پسشون بده. اونا مال منه.
پسشون بده.
نمی خوام باهات بازی کنم .
صبح امروز ، جسد چند مرد ناشناس
در مرکز تجاری ساختمان "آکوا"،
واقعا در ناحیه 20 توکیو پیدا شد.
بر روی بدن این اجساد،بزاق غول ها مشاهده شده است.
این حادثه جزو جنایت "غول"ها در حال بررسی ست.
دقیقا کجاش خنده داره؟
آخه می خوای واسه اولین قرار پاشی بری کتابخونه!
چرا نه؟ شاید حالا خوشش بیاد.
شرط میبندم باهات. امکان نداره. جواب نمیده.
هان؟ خب پس دفعه اول میبرمش رستوران، فقط ما دو تا،
و با هم همبرگر می خوریم.
دارم باهات جدی حرف میزنم!
نه، اتفاقا عالیه! دقیق تریپ خودته!
ولی برای قرار افتضاحه
چرا هرکاری من میکم اشتباهه؟ اصلا هیده خودت چیکار می کنی؟
خوب گوشاتو وا کن. باید یه جایی رو انتخاب کنی
که دختره دلش بخواد باهات بیاد سر قرار.
مثلا؟
مثلِ ؟ ...
هیده، تو خودتم نمی دونی.
اگه می دونستم ،
نمی شستم اینجا با تو حرف بزنم. - در این چند روز گذشته دسته ای از...
- راست میگی... - "غول" های شکارچی در حال حمله در ناحیه 20 توکیو دیده شدند.
به نقل از "سی سی جی" واقع در ناحیه 20
در حال بررسی این احتمال هستند که...
- خیلی نزدیکه ، ها ؟ - همگی این حوادث توسط یک مجرم صورت گرفته است. در اخبار دیگر...
خب؟ خب، خب خب؟
حالا طرف کی هست؟ همون خوشگله که میگی؟
اونه نه؟ - راستش بله. - نه اون نیست.
راست میگی خوشگله...
ببخشید .
یه کاپوچینو لطفا، "کانکی" تو چی ؟
من هنوز اینو نخوردم. - یه کاپوچینو.
و اسمت چیه؟
هیده !
کیریشیما توکا .
"توکا-سان" دوست پسر داری ؟
بس کن احمق .
چقدر نازه.
اگه از اینجا بندازنم بیرون اونوقت چیکار کنم؟!
اینجا تنها جاییه که می تونیم همدیگرو...
این ... همون .
بی خیال شو .
ها ؟
تو اون مثل چی چی و دلبر می مونین!
دیو و دلبر!
خب ... حالا که عشقتو دیدم،
بهتره برم .
واستا "هیده" ....
بعدا میبینمت توکا-چان.
موفق باشی ، "کانکی" رویا پرداز .
تو هم بعضی موقع ها خوب شانس میاریا!
آره ، فکرشو بکن هر دومون از یه نویسنده خوشمون میاد .
آره. اسمش چی بود؟ تاکاساکی سن؟
تاکاتسکی سن !
قراره یکشنبه با هم بریم کتابفروشی .
واقعا؟ نمیدونم ایده کتابفروشی رفتن واسه قرار به کجا میرسه،
ولی خوش بگذره.
باشه .
دیگه داره اوضاع خیلی بد میشه.
آره .
انتظار میره خوردن یه آدم واسه یه ماه بسشون باشه،
ولی این عیاشا قضیه اشون فرق می کنه.
مثل حیوون میمونن،
و هر تعداد انسان که می خوان میخورن، اینطور نیست؟
"غول ها" مثل حیوون ان، هان؟
از اونم بدتر، چون هیچ فایده ای ندارن.
راست میگی.
"کانکی-سان" از کدوم کار "تاکاتسکی" بیشتر خوشتون میاد ؟
فکر کنم اولین کتابش .
اون کتاب شاهکار بود.
در واقع یه جور ظرافت توی اون کار هست.
د-دقیقا. داشتن همچین استعدادی،
و این که تو نوجوانی این کتابُ نوشته...
حالت خوبه ؟
من...خوبم...
منظورم اینه ....که...
"ریزه-سان" زیاد غذا نمی خوری نه؟
ها ؟ آه ... راستش رژیم دارم ...
ببخشید باید برم دستشویی .
دختره ...
بخاطر امروز ممنونم .
نه من ممنونم. خیلی خوش گذشت.
راستش، من... خونمون نزدیک جاییه که این حوادث اخیر پیش اومده...
آه ، "غول"ها ؟
نمی تونم باهاش کنار بیام.
حتی الانم که دارم بهش فکر می کنم باعث میشه دستام بلرزه.
اشکال نداره .
لطفا آروم باش. من تا خونه باهات میام.
آره ، بعد "هیده" ازم پرسید ، "منو بیشتر دوست داری یا رمان هاتو ؟"
به نظر آدم جالبی میاد .
بله .
چی باعث شد که به کتاب خوندن علاقمند بشی؟
پدرم بعد از رفتنش کلی کتاب تو خونه گذاشت.
آه ...
من زمانی پدرمو از دست دادم که حتی یادم نمیاد. من عاشق کتاباش شدم،
و وقتی مادرم سرکار بود، تمام وقت کتاب می خوندم.
حتی وقتی مادرم فوت کرد ...
می دونی ، من راجع به این موضوع تا حالا فقط با "هیده" صحبت کرده بودم.
که اینطور .
از اینور .
آه ، باشه .
"توکا-چان" چی شده ؟
چیزی نیست.
دیگه تقریبا رسیدیم...
"ریزه-سان"...
اگه اشکال نداره ، میشه بازم ببینمتون ؟
ما سلیقه امون تو کتاب یکیه، و همسن هم هستیم...
خیلی نقاط مشترک داریم، اینطور نیست؟
کانکی-سان ...
بـ - بله ؟
راستش تازه فهمیدم .
جوری که منو نگاه می کردی .
هان؟ پس، یعنی، تو هم...
آره .
منم ...
به تو...
علاقه مند شدم .
آه ، خوشمزه است !
کانکی-سان ،
من یه چیزیُ از خوندن هم بیشتر دوست دارم. می دونی اون چیه؟
بیرون کشیدن تمام اعضای بدن انسان ها،
که سعی نمی کنن از دستم فرار کنن.
این حس! عالیه!
اجازه میدی...
بیشتر به هیجان بیام؟!
امکان نداره! امکان نداره! امکان نداره! امکان نداره! امکان نداره!
گرفتمت !
کانکی-سان .!
الان می خوام خیلی آروم وارد بدنت بشم، باشه؟
آه ، مُردی ؟
خیلی بد شد. من واقعا دوست داشتم.
دقیقا به اندازه چربی داری،
خیلی آروم و مهربونی و راحت میشه خوردتت.
چطور ...
چطور ... این...
اندام داخل شکمش پاره شدن .
- این چیه؟ - باید سریعا عمل بشه.
اینجا کجاست ؟
فکر کنم با "ریزه-سان" سر قرار بودم...
آماده پیوند عضو بشید .
بدون رضایت والدین ؟
اعضا؟ خویشاوند؟
راجع به چی دارن حرف میزنن؟
کانو-سنسه .!
No comments yet. Be the first to leave one.