أول 200 سطر.
آخرش همه چی ختم میشه به مرداب
همینه که متفاوتش میکنه
متفاوت از هر جای دیگهای
خودِ مرداب
زیر این آبها، زیر این علفهای هرز
چیزهایی کمین کردن که حتی نمیخوای بهشون فکر کنی
از چیزایی که این زیره کابوس میبینی
و شهر من روی همینها بنا شده
تمام این ساختمونها
کل این منطقه روی مرداب ساخته شده
بهش فکر کن
یه شهر کامل که روی این آبهای تیره، لجنگرفته و لغزنده بنا شده
اینجا نیواورلئانه
این دنیای منه
اینجا حتی مردهها رو هم جور دیگهای دفن میکنن، روی زمین
اینجوری مردهها وارد مرداب نمیشن
حداقل اینطوری میگن
اون جلوتر، دارن یه مرد رو دفن میکنن
رفت تو دل مرداب و دیگه هیچوقت برنگشت
مردابِ اون، یه زن زیبا بود
زنی که اونقدر زیبا بود
که بیشتر مردها با سر شیرجه میزنن توش، اونم با فریاد شادی
کی اهمیت میده این زیر چیه؟
اگه غرق بشی، مار نیشت بزنه یا زنده زنده خورده بشی
مهم نیست، اون زن اونقدر زیبا بود
اون زن همسر من بود
خب، بیاییم اون یارو رو پیدا کنیم
هی
هی، اوضاع چطوره؟ خوبه
سلام
چه خدمتی از دستمون برمیآد، آقای لبلانک؟
خب، فکر کردم شاید بد نباشه یکم با پسرهات حرف بزنم
خب، اِم، چندتاشون اینجان
خیلی خوبن، سختکوشن
آره، شرط میبندم خیلی زنبازی، نه؟
زنباز؟
اگه به حرفاشون گوش بدی، همهشون خودشون رو دلربا میدونن
آره، کدومشون خروسِ محلـه؟
خب، اِم، اگه قرار باشه یکی رو انتخاب کنم
میگم اون غولتشنه رو که تیشرت رکابی آبی پوشیده ببین
شنیدم آمارش تو مخزنی خیلی بالاست
هوم
چطوری؟
چطوری؟
اسمت چیه؟
کایلم
کایل، این داته
این چیه؟
دات (نقطه). اسمش اینه؟
آره، مثل تهِ یه جمله
دیگه خودت میدونی، دات
چه اسم احمقانهایه
آره، خوشحال شدم از حرف زدن باهات
آره، هر چی. یکم از خودراضیه
جی.ای. هی
اون پسره کیه؟
خب، اون جیمی مولِیتـه
آره، پارهوقت کار میکنه
از نجارای ماهرِ ماست
نمیتونم نگهش دارم
میآد و میره، یعنی
شبها درسِ حقوق میخونه و
دانشکده حقوق؟ آره، آره
وقتی پول لازم داره میآد سرِ کار
سعی کردم تماموقت بیارمش، ولی قبول نکرد
کلاً سرش تو لاکِ خودشه
چطوری؟ خوبم
شنیدم نجار ماهری هستی
آره، اینطور میگن
میشه یه لحظه دست از کار بکشی تا بتونم باهات حرف بزنم؟
آقا، من پول میگیرم که کار کنم، نه اینکه حرف بزنم
پسرم
پسر، پسر، پسر
اصلاً میدونی داری با کی حرف میزنی؟
ایشون آقای چارلز لبلانک هستن. باشه
ایشون صاحب این ملک و هر چیزی که توش هستن، از جمله خودِ تو
به عبارت دیگه، ایشون حقوق تو رو میدن
آره، بیا این ۱۰۰ دلار
بذار مهمون من ناهار بخوریم، باشه؟
عزیزم، میشه یه آبجوی دیگه برامون بیاری؟
حتماً
خب، اِم... مادرت کجاست؟
وقتی بچه بودم گذاشت رفت
آره، از این کارها میکنن
بعضی وقتها
پدرم هم توی یه خانهی سالمندان تو لافایِتـه
سکته کرده
گوش کنید آقای لبلانک، نمیخوام بیادبی کنم
ولی میخواید بهم بگید قضیه اصلاً چیه؟
میخوای وکیل بشی؟
پس حتماً با توافق شفاهی آشنایی داری
ما نیم ساعت وقت داشتیم
با اون ۱۰۰ دلار، ۱۵ دقیقهی دیگه بهم بدهکاری
خب، زمان داره میگذره
فقط نمیخوام وقتت تموم بشه
فهمیدم، ممنون
حالا، میخوام دربارهی یه پیشنهاد کاریِ کوچیک باهات حرف بزنم
من یه زنِ زیبا دارم
لعنتی، خیلی زیباست
ببین، فهمیدم که توی سرم یه تومور دارم
یه بمب ساعتیِ کوچیک
و این اِم... انگار یه ظرف پر از افعی رو چپه کرده
اولین چیزی که از توش خزید بیرون و صدام کرد
این بود که به همه چی فکر کنم
میدونی، من دیگه رفتنیام
برای همین باید بفهمم که اون وفادار هست یا نه، میفهمی؟
یعنی، باید بدونم که اون واقعاً دوستم داره
سخته برام باور کنم که واقعاً دوستم داره
اون خیلی زیباست
خب، آقای لبلانک، از اینکه این موضوع رو با من در میون گذاشتید تحت تاثیر قرار گرفتم
ولی هنوز نمیدونم این چه ربطی به من داره
ده دقیقهی دیگه وقت دارم، پسرجون
میفهمی، باشه؟
حالا چیزی که ازت میخوام اینه
میخوام بری سراغ زنم و امتحانش کنی
فقط برای همین کار، ۱۰ هزار دلار بهت میدم
فقط واسه اینکه بری سراغش
و اگه اون اِم... تسلیم جذابیتت بشه
اگه بتونی از راه به درش کنی
اونوقت ۵۰ هزار دلار بهت میدم
آقای لبلانک، دارید وفاداریِ من رو
به عنوان یه کارمند امتحان میکنید؟
نه، اینطور نیست
این شمارهی خونهمه
اینها هم چندتا عکسه
بهش فکر کن
ولی زیاد لفتش نده، پسرجون
چون من وقت زیادی ندارم
و به هیچکس در این باره چیزی نگو
هیچکس
خب، گوش کنید، این یه
پیشنهاد خیلی وسوسهکنندهایه، آقای لبلانک
ولی فکر کنم همون ۱۰۰ دلاری رو که بابت ناهار بهم دادید
بردارم و برگردم سرِ کارم
خوشتیپه، ولی متکبره
فکر کنم پسره همجنسباز باشه
هوم
سلام عزیزم
سلام، باگت
اوه، بیا اینجا
خب، رسید؟
چی رسید؟
تابلوی نقاشیم
همون تابلوئه
آره، امروز بعدازظهر توی یه جعبه رسید
از جعبه درش آوردن، به دیوار زدنش و
و حالا کجاست؟
نیم میلیون دلار پولشه
عالی به نظر میآد
مگه نه؟ حتماً عالیه
لابد هست
روزت چطور بود؟
ناهار رو توی رستورانِ مستر بی خوردم
با کی؟ تنها بودم
بعدش یه بعدازظهر معرکه داشتم
اون دوستت رو دیدی؟
اِهم، و اون بهم گفت
بهم دربارهی ندیدهاش گفت
که تمام این خاطرات روزانه رو نگه داشته بود
تو قراره، اِم
مشهور بشی، میدونی که؟
یه فیلمنامهی عالی مینویسی
میری هالیوود
با کلی از اون پسرهای جوون و خوشتیپ آشنا میشی
و آدمایی تو مایههای همین برد پیتِ لعنتی
من هیچجا نمیرم
همینجا میمونم
اگه دلشون خواست، خودشون بیان اینجا دیدنم
همه از من جوونترن
تادااا
خب، ببین کی اینجاست، جناب وکیل
چه خبری، گاوچران؟ چطوری؟
داغونم
ای بابا
این چیه؟
مدارک مربوط به کارآموزیته؟
نه، نه، اون نامهها رو فرستادم
هنوز خبری نشده
تو چی؟
پسرِ خوبی بودی؟
اوه، آره
منو که میشناسی
راستی بهت گفتم که پالی برگشته به شهر؟
پالی؟
ای وای
اون عوضی هنوز حتی یه زنگ هم بهم نزده
خب، اینکه خوبه
رفته با یکی دیگه همخونه شده
مریضیش رو به اونم سرایت میده؟
ببین تد، بهتره بیخیالش بشی
دیگه تموم شده، مگه نه؟
آره، تمومه
تمومه، باشه
آره، میشه اونو بدی به من؟
باورت نمیشه امروز چه اتفاقی برام افتاد
مگه امروز چه اتفاقی افتاد؟
اگه یکی بهت ۵۰ هزار دلار پیشنهاد میداد
تا با این زن بخوابی
چیکار میکردی؟
اصلاً میفهمی این کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.