The Last Viking

The Last Viking (Den sidste viking)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Den sidste viking 2025 NORDiC 1080p WEB-DL DDP5 1 H 264-BANDOLEROS
The Last Viking 2025 720p WEB-DL
تعليق من shine021
زیرنویس فارسی فیلم آخرین شوالیه

الوسوم

webdl
نشرت في: 2025-12-23
تنزيلات: 126
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

زیرنویس shine021

این دنیا پر از آدمه.

یه سری سالمن، مریض نیستن. یه سری مردن، زن نیستن.

یه سری عاقلن، نه خنگ. خوشگلن، نه زشت.

و یه سری همه‌چی تمومن.

'بالدور' و 'آرنی' هردو سالم، خوشگل و عاقل بودن.

پسرای رئیس قبیله.

بعد یه یورش، به هردوشون یه تبر داد با دسته‌ی صدف مروارید -

از دریاهای اون‌ور دنیا.

ولی یه روز خنک تابستونی، به دهکدشون حمله شد -

و همه دنبال یه جا واسه قایم شدن گشتن.

چون 'بالدور' ریزه‌تر بود، تبر سنگین سرعتشو کم کرد.

'بالدور' اون روز دست چپشو از دست داد -

و دنیای واقعیش واسه همیشه عوض شد.

حس متفاوت بودن و طرد شدن داشت مغزشو می‌جوید.

یهو 'بالدور' یادش رفت کیه.

دیگه نه حس می‌کرد سالمه، نه عاقله و نه خوشگل.

اون از بقیه کم‌ارزش‌تر بود.

رئیس قبیله، که همیشه قسم خورده بود زیر حکومتش همه با همن -

- نمی‌تونست ببینه پسر کوچیکش داره نابود می‌شه.

تصمیم گرفت که همه‌ی پسرا، مردا، پیر و نوزاد -

توی هر دهکده‌ای تو قلمروش -

باید دست چپشونو قربونی کنن.

چون می‌دونست اگه همه شکسته باشن -

دیگه کسی شکسته نیست.

و چون دنیای واقعی 'بالدور' قابل تغییر نبود -

- دنیای اطرافش باید عوض می‌شد.

آخرین وایکینگ

سه تا شش دزد مسلح به شرکت جابه‌جایی پول 'لومیس' حمله کردن.

دزدا بی‌رحم، حرفه‌ای و خیلی هدفمند بودن.

شاهدها دوتا شاسی بلند رو حدودای زمان دزدی دیدن...

- 'آنکر'، می‌گن یه نفر مرده. - 'فریا'، وسایلم و پاسپورتمو جمع کن. زود باش!

نکن، نکن... بسه دیگه! کمک کنین!

- 'منفرد'... - داریم تو بالکن کباب می‌زنیم.

اون همبرگر گنده‌ها.

- کارت چطور بود؟ - خوبه. باید یه مدت برم یه جایی.

- باید یه کاری برام بکنی. - کجا داری میری؟

- خوبه. 'فریا' اینجاست. - من تو رو هم می‌خوام اینجا باشی.

برمی‌گردم. این کلید رو می‌بینی؟

می‌خوام این کلید رو قورت بدی.

بعضی وقتا باید حرفمو گوش کنی.

وقتی اومد بیرون، دوباره قورتش بده... اول بشورش.

بعد دوباره بخورش تا اوضاع آروم شه. داری گوش می‌دی؟

ایستگاه مرکزی، کمد شماره 23. الان کلیدشو داری.

اون کمد یه کیف داره. کیفو بردار -

و تو جنگل نزدیک خونه مامان، کنار میز بلوط دفنش کن -

همون‌جایی که قبلاً تولدت رو جشن می‌گرفتیم.

می‌تونی این کارو برام بکنی؟ تو تنها کسی هستی که می‌تونم بهش اعتماد کنم، 'منفرد'.

- می‌تونم یه جای دیگه دفنش کنم؟ - فقط همون‌جوری که قرار گذاشتیم انجامش بده.

'آنکر'، بهتره بیای. 'آنکر'.

۱۵ سال بعد

تو کی هستی، 'آنکر'؟

من 'آنکر' هستم. من 'آنکر اندرسن' هستم.

'آنکر'، زندانی نمونه‌ای که همه فکر می‌کنن باید آزاد شه -

- یا 'آنکر' که ۳۱ بار کوبوند تو صورت یه زندانی دیگه -

- چون قهوه رو ریخت رو سودوکوت؟

یا 'آنکر' که تو دزدی و قتل 'هربرت نودسن' دست داشت؟

من خیلی چیزا هستم، ولی قاتل نیستم. من هیچ‌وقت کسی رو نکشتم.

من خیلی از دست آدما عصبانی بودم، خانواده‌م.

از دست پدرم، چون ولمون کرد.

از دست برادرم...

ولی الان دیگه خشممو کنترل می‌کنم. خودمو جمع کردم.

حرفی درباره‌ی ۴۱.۲ میلیون کرون گمشده از پولای دزدی داری؟

گوش کن...

ما اینو بارها بررسی کردیم. اگه می‌دونستم اون پول کجاست -

خیلی وقت پیش بهتون می‌گفتم.

گوش کن... من پاکم و ۱۱ ساله لب به الکل نزدم.

من دیگه خشن نیستم. نمی‌دونم دیگه چیکار می‌تونم بکنم.

فقط می‌تونم بگم که من الان یه آدم دیگه‌م.

'آنکر'، از زندان اومدنت خونه خوش اومدی

- چرا باز نمی‌کنی؟ - نه، یکم دیگه صبر می‌کنم.

میشه...

- سلام، داداش گلم. - سلام.

اون ۶۰ تا از رول‌های مورد علاقه‌تو خریده و یه هفتس نخوابیده -

چون تو داری میای خونه.

فکر می‌کنی رول‌ها کافی باشن؟

ها، 'منفرد'؟

اوه، یادم رفت. اسمش الان 'جان' هست.

- 'جان' صداش کن. - چرا؟

اون نمی‌خواد 'منفرد' صدا شه. همه 'جان' صداش می‌کنن.

گلا رو دیدی؟

'جان' جمعشون کرده و خشکشون کرده و به دیوار چسبونده. قشنگه، نه؟

آره، خیلی قشنگه. چرا دیگه نمی‌خوای 'منفرد' صدات کنن؟

- حالا چی؟ - نه، 'جان'...

تمومش کن.

نمی‌تونی بعد این همه مدت برگردی و انتظار داشته باشی همه چی همون‌جوری باشه.

از وقتی مامان مرد همه چی بدتر شد.

خیلی دلتنگت بود، و الان فکر می‌کنه دوباره داری میری.

- ازش معذرت بخواه و قول بده بمونی. - باشه.

می‌خواستم ببرمش یه سفر.

- به خونه مامان. - چه فکر خوبی.

می‌تونید چند روز بمونید. صاحابای جدید دارن 'Airbnb'ش می‌کنن.

فقط یادت باشه 'جان' صداش کنی. 'جان'؟

نه، ببخشید. خیلی نمایشی شد. قصدم این نبود.

چه خبرته؟! نیا اینجا. کارمون تمومه، 'فلمینگ'.

من همه پولتو می‌خوام، 'آنکر'، وگرنه همه‌چی به فنا میره.

برو گمشو. تو که نصفشو گرفتی.

خب، من سال‌ها پیش خرجش کردم.

من به خیلی‌ها بدهکارم و قول دادم وقتی تو اومدی بیرون صافش کنم.

- وای، دلم می‌خواد دوباره بزنمت. - چقدر بدهکاری؟

همه‌چیو بده. همون ۲۰ میلیونو.

به هر حال، تا دوشنبه وقت داری.

وای خدا. اون چارچوب در خیلی خطرناکه.

ببین... درستش می‌کنم.

دوشنبه وسایلامو میارم.

یکی دیگه می‌خوری؟

آره. تو می‌تونی یکی دیگه بخوری؟

- این سگ رو از کجا آوردی؟ - 'فریا' نمی‌تونه ببینتش.

اگه بمونی، الان مال خودمونه. میمونی؟

می‌خوای با من و سگه شنا کنی؟ می‌خوای؟

به هر حال، ما الان یه سگ جدید داریم.

سگ رو بده. 'بنته' پایینه.

- بده به من. 'بنته' پایینه. - کدوم سگ رو میگی؟

- اون سگ، توروخدا! - اوه، حتماً یواشکی اومده پیشم.

فکر کنم می‌خواد اینجا زندگی کنه. بهتره یکم آب بذارم -

- اگه می‌خواد با ما زندگی کنه و نه 'بنته' خنگ.

این سگ اون نیست. این یه سگ دیگه‌ست. الان من و 'آنکر' رو دوست داره.

بده به من. 'بنته' می‌خواد به پلیس زنگ بزنه.

پلیس نه. سگ رو بده بهش، 'منفرد'!

'جان' صداش کن، لعنتی.

اصلاً به کی چه؟!

اون همش سگ‌های مردمو برمیداره. همسایه‌ها از دستش خسته شدن.

باید 'جان' صداش کنی.

هفته پیش یادم رفت و اون با چنگال گوشت زد تو رون خودش.

نه، 'جان'... 'جان'.

اگه جلوی میز بلوط وایسم، رو به خونه -

کیف رو کجا دفن کردی؟

تمومش کن، 'منفرد'.

- نمی‌دونم با کی حرف می‌زنی. - تمومش کن. حالم از این کار بهم می‌خوره.

- چرا می‌خوای 'جان' باشی؟ - من 'جان' هستم.

- ولی چرا؟ - چرا تو 'آنکر' هستی؟

برام مهم نیست چی فکر می‌کنی. من 'جان' هستم.

'جان لنون'.

- 'جان لنون'؟ - 'جان دبلیو لنون'.

اوه، گمشو!

چه خبر شده؟

تو اصلاً شبیه اون نیستی. عینکاتم درست نیستن.

داریم پول جمع می‌کنیم براشون. فقط باید قبول کنی، وگرنه...

وگرنه چی؟ با چنگال فوندو می‌زنی تو سر خودت؟

می‌تونم با چنگال فوندو خودمو بکشم. چه مرگ غم‌انگیزی. خیلیا این کارو کردن.

این ۶۰ روز گذشته، داشتم واسه این کار برنامه‌ریزی می‌کردم. ولی ما هیچ‌وقت فوندو نمی‌خوریم.

تمومش کن، 'منفرد'. حالا بگو کجا...

- حالش خوبه؟ - کی؟

برادرم، 'منفرد اندرسن'. از ماشین پرید بیرون.

'اندرسن'؟ فقط زخم‌های سطحی.

می‌تونم ببرمش خونه؟ اون نباید تو بخش روانی باشه.

خب، ما باید نگهش داریم چون اقدام به خودکشی بوده -

- ولی یه پول گنده بذار کف دستم و مال تو.

- باید بهت رشوه بدم تا ببرمش خونه؟ - اوه، ناراحت شدی؟

شوخی می‌کنم.

برادرت تو اتاق 8C هست.

خوبی؟

می‌تونی تو ماشین بشینی؟

فهمیدم.

دلت برام تنگ شده.

تو گیج و ناراحتی چون من پیشت نبودم.

آره... ولی الان من اینجام.

بیا دیگه.

واقعاً باید خودتو جمع کنی و جای کیف رو نشون بدی، باشه؟

بعدش با هم می‌گردیم. باشه، 'منفرد'؟

خوبی؟

می‌تونم بگیرمش؟

آره، آره. از اون خانم خنگ دورش کن.

اختلال تجزیه هویت.

بقیه ما یه واقعیت داریم -

- ولی 'منفرد' بین چند تا شخصیت و واقعیت مختلف جابجا میشه.

الان تو یه شخصیت دیگه به عنوان موسیقی‌دان 'جان لنون' گیر کرده.

باید با خودم ببرمش. باید باهاش حرف بزنم.

'منفرد' واقعی.

می‌فهمم، دلت براش تنگ شده، ولی 'منفرد' باید اینجا بمونه.

چرا؟ اون که به کسی آسیب نزده.

اون چندین بار اقدام به خودکشی کرده و از اکتبر ۹ تا سگ دزدیده.

'منفرد' می‌دونه کیه. اون همیشه متفاوت بوده. این فقط یه نمایشه.

راستش رو بخوای، ما با یه فرایند یه ساله روبرو هستیم -

از درمان و دارو.

بعضی از بیمارا تا آخر عمر تو شخصیت دیگه‌شون می‌مونن.

یه چیزی که می‌دونیم اینه که اختلال تجزیه هویت از اینجا میاد که -

از تجربه‌های آسیب‌زای گذشته.

ممکنه ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ سال پیش باشه.

'منفرد'!

چه غلطی داری می‌کنی؟ اون می‌خواد ما رو بکشه.

تبر همونجا می‌مونه. کلاهخود رو بردار. باید بریم مدرسه.

- نه، من دارم میرم یه یورش. - نه. اینقدر عجیب نباش.

تو خیلی پیری. همه دارن بهت می‌خندن.

تو وایکینگ نیستی.

وایکینگ‌ها وجود ندارن.

ولی من وجود دارم.

'آنکر'، تو اونجایی؟

خب، اگه رئیس واحد مبارزه با تقلب اینجا نیست. هشت تا 'بیتر'، لطفاً.

'لوثار نیلسن'، از بخش روانی. منو یادت میاد؟

- آره. - داری برادرت رو برای قایقرانی می‌بری؟

نه، اون تو بخش امنه.

خب، شاید این بهترین کار باشه.

اونا تشخیصش دادن؟

- تجزیه هویت... - اختلال تجزیه هویت.

- هشت تا 'بیتر' برای خودت گرفتی؟ - همیشه. بیشتر از این زیاده‌روی به نظر می‌رسه.

اختلال تجزیه هویت یه تشخیص مزخرفه. متاسفم.

دیوونه‌کننده‌ست.

اون فکر می‌کنه 'جان لنون' هست.

یه بار تو بخش امن یه 'مایکل لادروپ' دیدم.

More Farsi Persian subtitles for The Last Viking

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left