أول 200 سطر.
درود!
اگه داری این ویدیو رو میبینی،
تو به عنوان خلبان انتخاب شدی
برای 'کاسموورسورس'.
بزرگترین شرکت دفع زباله های هسته ای در اروپای شرقی!
در 150 سال استفاده از انرژی هسته ای،
بشریت بیشتر از 3 میلیارد
تن زباله تو انبارهای موقت جمع کرده.
به خاطر افزایش تعداد زلزله ها،
تشعشعات داره زندگی رو تو سیاره مون نابود میکنه.
ولی الان میشه درستش کرد.
تو کشتی باربری ما، 'اوبری'
باید زباله های هسته ای رو از زمین ببری به قمر مشتری، کالیستو.
این سفر رفت و برگشت چهار سال طول میکشه:
دو سال رفت، دو سال برگشت.
ولی نگران نباش،
از این سفر تو کهکشان جذاب ما لذت میبری!
در اختیار خلبان هست:
یه سالن استراحت،
باشگاه،
آشپزخونه،
اتاق خواب،
و البته، تنهایی کامل!
و برای اینکه حوصله ت سر نره،
ربات 'ماکسیم' سرگرمت میکنه،
که جوری تنظیم شده که خوشحالت کنه.
'مکس'، نوبت توئه!
سلام همکار.
میدونی اگه تو خلاء جیش کنی چی میشه؟
جیش تو خلاء میشه.
راستی، همیشه میتونی سطح شوخ طبعی رو مطابق با نیازت تنظیم کنی.
پرواز خوبی داشته باشی!
و یادت باشه:
تو زندگی ما رو بهتر میکنی.
'کاسموورسورس' - کار کثیف برای یه سیاره پاک!
یه جوک دیگه هم هست.
دو تا ربات تو یه بار نشستن.
اولی یه شات روغن سفارش میده.
و گوش کن چی میشه...
هی ملنیک. حوصله ت سر رفته؟
یه خبر داریم که خوشحالت کنه...
خب، وادیم میشون از 'کیهاننورد' بهم زنگ میزنه و میگه،
'گوش کن، ما یه شیء پرنده نزدیک اورانوس شناسایی کردیم.'
منم میگم، 'امکان نداره!'
اونم میگه، 'جدی میگم.'
'یه چیز دراز، فلزی. درست مثل کانتینر زباله تو.'
لعنت.
ملنیک، چه مرگته،
تو خاصی یا چی؟
مغزت تو فضا کاملا آب شده؟
میفهمی که این یه پرونده جناییه؟
اگه بفهمم تو بودی،
که دفعه قبل کانتینر رو اشتباهی فرستادی...
با شغلت خداحافظی کن...
چه گستاخی که به هیچکس درباره خرابکاریت نگفتی،
و سوار یه پرواز جدید شدی.
میتونستی زنگ بزنی،
'فلانی، پالیچ،
این کوفتی - خب، من خراب کردم.'
ولی یه کلمه هم نگفتی...
به هر حال،
وقتی داری برمیگردی خونه،
دنبال یه شغل جدید باش...
من اینجا رئیسم.
آندروخا، موتورهای معکوس رو روشن کردی؟
باید طبق پروتکل به کالیستو نزدیکتر بشیم.
واقعا؟
خب، اشکالی نداره، برای بار دوم اخراجم نمیکنن.
ولی واقعا نمیخوام یه دوز اضافی تشعشع بگیرم.
ممکنه اشتباه کنی و بعد فضای بیرونی رو آلوده کنیم.
خیلی خب، دهنتو ببند،
چون واقعا میخوام این کانتینرها رو
یه جایی تو کونِ ناکجاآباد بفرستم.
خب...
میخوای یه جوک برات بگم؟
میخوام خفه شی و بذاری تمرکز کنم.
خب...
مسیر آماده است.
دارم جداسازی رو شروع میکنم.
هشدار روی صفحه: نقص در جداسازی.
لعنت به این کشتی قدیمی که به درد هیچ کاری جز پرواز فضایی نمیخوره.
ستاد فرماندهی، 'اوبری' صحبت میکنه.
جداسازی خودکار تو کانتینر سوم کار نمیکنه.
من درخواست اجازه برای رفتن به فضای بیرونی رو دارم.
و...؟
و به یه دلیلی، ارتباط ویدیویی ما قطع شده،
پس از طریق رادیو ادامه میدم.
داره دروغ میگه...
واقعا خرابه.
بیا جزئیات رو بیخیال شیم...
ببین، آندروخا. سرنوشت از دروغگوها خوشش نمیاد.
خدای من...
یادم بنداز این صندلی کوفتی رو از اینجا بندازم بیرون.
و دقیقا کیه 'مادرِ فاکینگ'؟
یه زن خیلی دانا که به شدت به یه صندلی نیاز داره.
تموم شد.
بهم بگو وقتی از زمین جواب دادن.
میخوای یه جوک بشنوی؟
نه...
'Maxim'!
چه اتفاقی افتاده؟
بله، آندروخا.
من فقط دارم اطلاعاتی که دریافت کردم رو چک میکنم...
اوه...
اوه؟
این یعنی چی؟
خب...
من نمیدونم چطوری خبر بد بدم،
چون من برای این ساخته شدم که همه رو خوشحال کنم.
'Maxim'، میخوای بگی یا نه؟
بله.
سعی میکنم به خنده دارترین شکل ممکن بگم.
انگار که
زمین منفجر شده!
این یکی از جوک های احمقانه توئه؟
این یه جوکه، درسته؟
'ماکسیم'؟
متاسفم، آندروخا.
دیگه زمینی وجود نداره.
و این همه چیز نیست.
اگه درست حساب کرده باشم،
سرعت آوارها حدود 10 هزار کیلومتر بر ثانیه است.
یعنی ما 24 ساعت وقت داریم.
آندروخا!
دستوری داری؟
شاید تغییر مسیر بدیم؟
این تکه ها برای هر موجود زنده ای خطرناکن.
احتمال مرگ تو خیلی بالاست،
و هدف من محافظت از زندگی توئه.
آندروخا!
آندروخا.
مجموعه اپرای طلایی
اومدی خداحافظی کنی؟
خب، من قرار بود به عنوان شاهد وصیت نامه تو خدمت کنم.
ولی...
فکر کنم میتونیم از این یکی بگذریم.
میخوای به یه کم موسیقی گوش بدی؟
نه.
مهم نیست...
اهمیتی نداره.
میخوایم چیکار کنیم، آندروخا؟
نمیدونم.
من تا حالا تکه های یه سیاره رو ندیدم که به سمتم پرواز کنن.
حداقل میتونیم از منظره فضا لذت ببریم.
برای آخرین بار.
صبر کن، کالیستو!
چقدر فاصله داره؟
72 هزار کیلومتر.
فکر میکنی...
آره، میتونیم تو سایه اش پنهان شیم. مثل یه سپر تو فضای بازه!
میتونه جواب بده، نه؟
خب، اگه همه اطلاعاتی که داریم رو در نظر بگیریم
و این حقیقت که کالیستو تو...
الان وقت خودنمایی نیست!
میتونیم برسیم یا نه؟!
اگه با تمام قدرت موشک پیش بریم، میتونیم برسیم.
احتمالا...
محاسبه اش سخته.
لعنت، دیگه چه کاری میتونیم بکنیم؟
بیا بریم به سمت کالیستو.
و اگه برسیم، یه داستان خیلی خوب برای تعریف کردن خواهیم داشت.
ولی کسی رو نداریم که براش تعریف کنیم.
چقدر طول میکشه تا برسیم؟
حدود 20 دقیقه و 'OBRIY' پشت...
واقعا میخوای همشو بخوری؟
چرا؟
نمیخوام گرسنه بمیرم.
میدونی، حتی به کسایی که محکوم به مرگ هستن
اجازه میدن آخرین وعده غذاییشون رو انتخاب کنن.
لعنتی...
هی، اون کنسرو ساردین ها کجاست؟
واقعا اون ساردین ها رو هم میخوای؟
عجله نکن.
میتونم صبر کنم.
تو قسمت بار. جعبه آبی سمت راست.
این بهتره!
'Max'، اون چی بود؟
آوارها دارن سریعتر از
چیزی که فکر میکردم حرکت میکنن. فکر کنم محاسباتم اشتباه بود.
چطور ممکنه؟ - تو یه کامپیوتری!
گفتم 'حدود 24 ساعت'. - میتونم با جزئیات بیشتری توضیح بدم.
'Max'، یه کاری بکن،
وگرنه باید اون رو شخصا برای عیسی مسیح توضیح بدی!
یکی از تکه ها خیلی محکم بهمون برخورد کرد.
حالت خوبه؟
مهم نیست. برو رو حالت کنترل دستی.
هشدار! خسارت بحرانی.
هشدار! خسارت بحرانی.
آندروخا،
من 'Dexocetrin' رو برای تمیز کردن زخم بهت دادم،
نه برای خوردن.
چرا بهم نگفتی 57 درصد الکل داره؟
خیلی خوبه!
فکر کردم ناراحت میشی.
ناراحت؟ چرا؟
مگه مردم یا چیزی شده؟
نه!
پس چرا باید گریه کنم؟
خب، کل نژادت از بین رفته، آندروخا.
تو آخرین انسان تو کل جهانی.
No comments yet. Be the first to leave one.