Utada Hikaru In Budokan 2004

Utada Hikaru In Budokan 2004

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Gintama 056 480
تعليق من Dogtor
نسخه هماهنگ با این کیفیت

الوسوم

480
نشرت في: 2018-05-03
تنزيلات: 41
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

چومه ‏،‏ چومه ‏،‏ چومه‏،‏ کوووو ‏!‏‏!‏ پُلي ‏،‏پلي ‏،‏پلي ‏،‏پلي تحويل بگير ‏!‏‏!‏

آهنگ ‏‏"‏‏ چومه ي خدمت گزار مردم ‏‏،‏‏ تو روحت ‏‏!‏‏ ‏‏"‏‏ با تکنوازيه تراکادو تسو ‏‏،‏‏ هم اکنون در بازار هايه سياه تهران و شهرستان ها ‏‏!‏‏‏‏!‏‏

خوب گوش کنيد ‏!‏

هدفمون از مأموريت ويژه ي امروزمون ‏،‏

اينه که براي شهروندان ادو ‏،‏ خطر مجرمين را ‏،‏ ياد آوري کنيم ‏.‏‏.‏‏.‏

و جايگاه شينسنگومي را در قلب مردم ‏،‏ که اخيرا در حد تيم ملي بهش گند خورده شده است را ‏،‏ دوباره مستحکم کنيم ‏!‏

در همين جهت ‏،‏ ستاره ي موسيقي ‏،‏ اوتسو ‏-‏ چان براي امروز فرمانده ي ما هستند ‏،‏ باشد که ذهنيت مردم از ما ‏،‏ دگرگون بشود ‏!‏

پس خوب گوشاتونو باز کنيد ‏!‏ امروز بايد شايسته ترين رفتار از تک تکتون سر بزنه ها ‏!‏

و همچنين از اوتسو ‏-‏ چان ‏.‏‏.‏‏.‏ نه ‏.‏‏.‏‏.‏ فرمانده اطاعت بکنيد ‏.‏‏.‏‏.‏ از رفتار خوبشون هم درس بگيريد ‏!‏

ايول ‏!‏‏!‏واقعا اوتسو ‏-‏ چانه ‏!‏‏!‏

امضا ‏!‏ جون من بيا اينجا رو امضا کنيد ‏!‏

اســـگلا ‏!‏‏!‏

اگه نتونيم خودمون رو کنترل بکنيم ‏،‏ چجوري ميتونيم مردم رو کنترل بکنيم ؟

شرمندم ‏،‏ فرمانده ‏،‏ من خيلي خوب اونا رو آموزش ندادم ‏.‏‏.‏‏.‏

اشکالي نداره ‏.‏

يه نگا به يونيفرمت بندازه ‏،‏ خودتم که ازش امضا گرفتي ‏!‏‏!‏

من تا دم آخر اين يونيفرم رو از تنم در نميارم ‏!‏‏!‏

آه ‏،‏ انگار که روحيه ها چسبيده به سقف ‏.‏

اين که روحيه نيست ‏‏.‏‏ همشون هيجان زده شدند ‏‏.‏‏

اين که روحيه نيست ‏‏.‏‏ همشون هيجان زده شدند ‏‏.‏‏

تراکادو ‏-‏ سان ‏،‏ اين برنامه ي امروزتونه ‏.‏

آه ‏،‏ بله ‏.‏

تنها کاري که بايد بکنيد ‏،‏ اينه که يه جا وايستيد و لبخند بزنيد ‏،‏ براي همين هم خيلي خودتون رو ‏.‏‏.‏‏.‏

ام‏.‏‏.‏‏.‏

دوست ندارم که کاري رو که بر عهدم ميزارند ‏،‏ نيمه کاره تمومش کنم ‏.‏

پدرم هميشه بهم ميگفت

که مهم نيست که چه کاري روي دوشمه ‏،‏ بايد تمام توانم رو براش بزارم ‏.‏

آره ‏.‏‏.‏‏.‏ ولي ‏.‏‏.‏‏.‏

درسته که فقط يه روزه ‏،‏ ولي ميخوام براي همين يک روز هم ‏،‏ وظايفم رو به نحو احسن انجام بدم ‏.‏

براي همين هم مدت زيادي رو ‏،‏ صرف فکر کردن به اين کردم که چجوري ميتونم تصوير شينسنگومي رو تويه ذهن مردم ‏،‏ بهتر بکنم ‏.‏

خوب ‏،‏ وجود شما خودش به اندازه ي کافي ‏.‏‏.‏‏.‏

آهاي ‏،‏ شما ها ‏!‏ تمومش کنيد ديگه ‏!‏

به خاطر همين دعوا هاست که اسمتون بد در رفته ‏!‏

بد ترين کاري که ميتونيد بکنيد ‏،‏ اينه که با همه چيز ‏،‏ با خوشونت بر خورد کنيد ‏.‏

اصلا من هر کي رو که امروز خشونت به خرج بده ميفرستم پيش پاگنده ي انيم ورلد ‏!‏‏!‏

شمشيراتون رو هم بزاريد زمين ‏!‏

اي بابا ‏،‏ اين خانوم کوچولو فکر کرده که راستي راستي فرمانده شده ؟

هر کسي نميتونه اونا رو کنترل بکنه ‏.‏

بعلاوه ‏،‏ بدون شمشير ‏،‏ کي به حرفمون گوش ميده ؟

يه شمشير ‏،‏ روح يه ساموراييه ‏.‏‏.‏‏.‏

رو سياهيم ‏،‏ فرمانده ‏!‏

ميگم برم شغلمو عوض کنم ؟

توشي ‏!‏ سوگو ‏!‏ چي کار داريد ميکنيد ؟‏!‏ يالا زود باشيد خودتون رو خلع سلاح کنيد ‏!‏

کوندو ‏-‏ سان ‏!‏ مطمئنيد که اشتباهي مغزتون رو جا شمشيرتون نذاشتيد زمين ؟

بايد تمام سعيمون رو بکنيم که ذهنيت مردم رو عوض کنيم ‏!‏

فکر مي کنيد که اوتسو ‏-‏ چان رو من همينجوري ‏،‏ بدون فکر دعوت کردم ؟

نه ‏،‏ شرط ميبندم که وقتي که ايشونو دعوت کرديد ‏،‏ حسابي افکار خبيث تويه ذهنتون داشتيد

اوتسو ‏-‏ چان ‏.‏‏.‏‏.‏ نه ‏.‏‏.‏‏.‏ فرمانده‏.‏‏.‏‏.‏

بعد از اون رسوايي که شدند ‏،‏ نزديک بود که کارشون رو از دست بدند ‏،‏ ولي حتي اونموقع ‏.‏‏.‏‏.‏

ايشون بدون اينکه تسليم بشند ‏،‏ هر جايي که ميتونستند ‏،‏ هر چيزي رو که ميتونستند رو ميخوندند ‏!‏

و وقتي که تسونپو ‏،‏ توليد کننده ي موسيقي ‏،‏ استعداد ايشون رو ديد ‏،‏

ايشون موفق شدند که تصوير خودشون رو کاملا دگرگون بکنند ‏!‏

حالا اون يکي از بهترين ستاره هايه ادو هستش ‏!‏

ايشون بيشتر از اينکه يه خواننده باشند ‏،‏ يه ققنوسند ‏!‏

من ميدونم که به شما ها ميگند پليساي 24 ساعته ي لات و لوط ‏!‏

ولي من به عنوان فرماندتون ‏،‏

با استفاده از تکنيکايي که تسونپو ‏-‏ سان بهم ياد داده ‏،‏

تصوير ذهني مردم رو عوض مي کنم ‏!‏

اول از همه هم بايد اون تصوير وحشيانه رو که توي ذهن مردم هست ‏،‏ از بين بره ‏!‏

براي همين ‏،‏ فکر کردم که بهتر باشه که قوانين رو عوض بکنيم ‏!‏

به قوانين شينسنگومي ميگند کيوکُچو هاتتو ‏.‏

کيوکُچو هاتتو ‏:‏ آنهايي که به رسم يک سامورايي عمل نکنند ‏،‏

بايد سپپوکو بشوند‏.‏

ابهت داره ‏،‏ ولي يکم وحشتناکه ‏.‏

پس از امروز به بعد ‏،‏ با اين ميريم جلو ‏-‏ خوک سوخاري ‏!‏‏!‏

آخر جمله هاتون يه چيز قشنگ بگيد ‏،‏

در غير اين صورت خودتون رو سپپوکو بکنيد ‏-‏ کلونِ آدم ‏!‏‏!‏

خيلي هم قشنگ نشده ها ‏.‏ وحشيانه ترين قسمتش که هنوز مونده ‏:‏ سپپوکو ‏!‏

خيلي هم قشنگ نشده ها ‏.‏ وحشيانه ترين قسمتش که هنوز مونده ‏:‏ سپپوکو ‏!‏

خوب اين تو خون سامورايي هاست ‏،‏ واسه همين حذفش نکردم ‏-‏ کوهان شتر ‏.‏

مترجم ‏:‏ اين موومينه انگار اسم يه شخصيتي هستش از يه کتابي ‏!‏

آخه تو اونا ديگه از اسم و خون ساموراييا چي مونده ‏-‏ موومين؟

آها آره ‏،‏ همينجوري ‏!‏

خفه شو ‏!‏

کاري از دستمون بر نمياد ‏.‏ هيجيکاتا ‏-‏ سان ‏.‏

بايد يه امروزو با اين بسازيم ‏.‏ يه ليتر سوس سويا بخور و بمير ‏،‏ هيجيکاتايه حرومزاده ‏!‏

وقتي که تو بخواي به اين قانون عمل کني ‏،‏ بهتر از اين نميشه ‏!‏

تازه ‏،‏ ما نميتونيم اين ذهنيت رو که شما ها يه مشت آدم شلخته هستيد رو عوض کنيم ‏.‏

نوري بنتو ‏:‏ يه نوري ‏-‏ جلبک خشک شده ‏-‏ که تويه جعبه هايي براي ناهارگذاشته ميشه ‏.‏

براي همين هم فکر کردم که شما ها به يه نماد خوش يمن نياز داريد ‏-‏ نوري بنتو ‏.‏

براي همين هم خودم يه دونه براتون ساختم ‏-‏ دومستيک وايولنس ‏!‏‏!‏

دومستيک وايولنس ‏‏‏:‏‏‏ خوشونت خانگي ‏‏‏:‏‏‏ خوشونتي که باعث آسيب ديدگي ‏‏‏-‏‏‏ چه از لحاظ روحي و چه از لحاظ جسمي ‏‏‏-‏‏‏ يکي از اعضاي خانواده بشود ‏‏‏!‏‏‏‏!‏‏

اينجا ‏،‏ اينجا ‏!‏

هماي سعادت شينسنگومي ‏:‏ ماکوتو ‏-‏ چان ‏!‏

آخه اين کجاش خوشگله ؟‏!‏ اصلا اين بابا چه ربطي به شينسنگومي داره ؟‏!‏

اصلا اين چرا يه جنازه رو دوششه ؟ ببينم ‏،‏ کدومشون ماکوتو ‏-‏ چانه ؟ کدومشون ؟‏!‏

اسبه ‏،‏ ژله ي باقالي ‏!‏‏!‏

آخه کدوم همايه سعادتي يه همچين نگاهي داره ؟

قشنگ که نيست هيچ ‏.‏‏.‏‏.‏

اين اصلا نماد تراژديه ‏!‏‏!‏

آه ‏.‏‏.‏‏.‏ کارم تمومه ‏.‏‏.‏‏.‏

گفتش ‏"‏ کارم تمومه ‏"‏ ‏!‏ يعني چي ؟ مگه چيکار کرده ؟

توشي ‏،‏ اين روزا يه چيزي که ازش خوشگلي داد بزنه خيلي اثر گذار نيست ‏-‏ ماست ‏.‏

يه نگاه بنداز ‏.‏ از اينجا خيلي خوشگل و کُلُـ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

کثافت ‏!‏ چرا اينکارو کردي ؟ ترسو ‏!‏

هوي ‏،‏ تمومش کن ‏-‏ تنشيندو ‏.‏

تنشيندو يه غذايي هستش ديگه ‏.‏‏.‏‏.‏

تو خيابونا با غرور راه ميرند ‏.‏

انگار که تا خرخرِ عدالتند ‏.‏

همه حرفاشون ظاهريه ‏.‏‏.‏‏.‏

ولي حقيقتو به کسي نمي گند ‏.‏

واو ‏،‏ بايد بگم که فرمانده خيلي مشهورند ‏.‏

هر جا که ايشون باشند عام هم اونجا هست ‏،‏ خودتو از سخره پرت کن پايين و بمير ‏،‏ هيجيکاتا ‏.‏

ولي اين ديگه چجور آهنگيه ؟

انگار که داره ما رو مسخره ميکنه ‏.‏ يه فصل کتک بخور و بمير ‏،‏ اوکيتا ‏.‏

شما ديگه خيلي خودتون رو اذيت ميکنيد ‏.‏

اين براي من يه آهنگ خيلي عادي و قشنگه ‏،‏ با گاز سمي مسموم بشو و برو به درک ‏،‏ هيجيکاتا ‏.‏

از همتون خيلي ممنونم ‏!‏ چُس فيل ‏!‏‏!‏

چُسِ فيل ‏!‏‏!‏

انگار که ذهنيت مردم همينجوري داره از قبل هم بدتر ميشه ‏،‏ برو خودتو از سخره پرت کن و بمير ‏،‏ اوکيتا ‏.‏

اگه تروريستا حمله کنند چيکار کنيم ؟

هيچکدوممون الان شمشير همراهش نيست ‏.‏ خودتو بنداز تو آبجوش و بمير ‏،‏ هيجيکاتا ‏.‏

ديگه اهميتي نميدم‏،‏ موممين ‏،‏ اوکيتا رو بکش ‏!‏

بمير ‏،‏ هيجيکاتا ‏.‏

بمير ‏،‏ اوکيتا ‏.‏

بمير اوکيتا ‏.‏ آ ‏.‏‏.‏ نه ‏.‏‏.‏‏.‏ يعني هيجيکاتا ‏.‏

خسته نباشيد ‏،‏ ريئس ‏.‏

ممنون ‏.‏

همونجوري که ازتون انتظار داشتم ‏،‏ فرمانده ‏.‏

من هيچ وقت نفهميدم که چجوري

بدون اينکه خيلي به خودتون زحمت بديد ‏،‏ اين همه آدم رو جمع کرديد ‏-‏ شاخه ي بامبو ‏.‏

يه ذهنيت خوب ‏،‏ سخت درست ميشه ‏،‏ ولي راحت از بين ميره ‏.‏

شما ها هم بدترين ذهنيت ممکن رو برايه خودتون درست کرديد ‏.‏

پس ما براي شروع بايد بزنيم اون تصوير رو نابود کنيم ‏-‏ لوبيايه هيولا کش ‏!‏

هي ‏،‏ اين بابا همين الان يه چيز وحشتناکه خيلي راحت گفت ‏.‏‏.‏‏.‏

ولي اين خيلي غم انگيزه ‏.‏

ما شب روز براي برقراريه صلح تويه ادو ميجنگيم ‏،‏

ولي انگار که کارمون بي فايدست ‏.‏

اهداف ما با اون چيزي که مردم فکر ميکنند خيلي متفاوته ‏-‏ رقص برزخي ‏!‏

ولي شما ها خيلي خوب دستور ميگيريد ‏.‏

به صورت عادي ‏،‏ آدما نمي تونند نظرات بقيه رو در مورد خودشون رو قبول کنند ‏.‏

ولي اگه ما فقط نگران اين باشيم که بقيه چي فکر ميکنند ‏.‏

اونوقته که هيچ کاري از دستمون بر نمياد ‏-‏ روح بي ثبات ‏.‏

اين ديگه چه جور حرف زدنيه ؟ خيلي حال بهم زنه ‏.‏‏.‏‏.‏

منم اينجوري بودم ‏.‏

وقتي که اون شايعه درست شد ‏،‏ خيلي نصبت به نظر مردم حساس شدم ‏.‏

اونقدري که حتي ميترسيدم پامو از خونه بزارم بيرون ‏-‏ تخم گورکن ‏!‏

الان گفت ‏"‏ تخم‏"‏ ؟ يه ستاره ي موسيقي گفت تخم ؟ اون واقعا ستاره ي موسيقيه ؟

از اونجايي هم که نميشه نظر مردم رو عوض کرد ‏.‏‏.‏‏.‏

با خودم گفتم که فراموشش کن ‏.‏

تصميم گرفتم که بهترين آدمي که ميتونم بشم ‏.‏

بعد از اون ‏،‏ همه چيز خيلي بهتر شد ‏-‏ تِرياکي برگر ‏.‏

ولي االان که فکرشو ميکنم ‏،‏ ميبينم تنها دليلي که تونستم به اين درک برسم ‏،‏

اين بودش که دچار اون شايعه شده بودم ‏-‏ پايه مارماهي ‏!‏

اين خيلي خوب نيستش که آدم به حرف مردم حساس باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

ولي نبايد اونا رو کاملا هم حرفاشونو نشنيده بگيريم ‏-‏بازگشت گربه ‏.‏

ديگه به اثر جاودانه ي ميازاکي هايائو رحم بکن ديگه ‏!‏

ولي من مطمئنم که همتون از پسش بر ميايد ‏.‏ چونکه همين حالا هم داريد تمام سعيتون رو ميکنيد ‏،‏ مونونوکه هيمه ‏.‏

اوتسو ‏-‏ چان ‏.‏‏.‏‏.‏ شما زن خوبي هستيد ‏-‏ برو بِرين ‏!‏

آ ‏،‏ الان اين بار دومتونه که گفتيد ‏"‏ برو برين ‏"‏ ‏!‏‏!‏

دفعه ي بعدي که اين حرف رو بزنيد بايد بريد سپپوکو بشيد ‏-‏ کوهان شتر ‏!‏‏!‏

آه ‏،‏ شما کوهان رو هم براي بار دوم گفتيد اوتسو‏-‏ چان ‏.‏ خرطوم فيل ‏.‏

اِ ؟ پس اگه اينجوريه بيا بگيم که اصلا يه همچين اتفاقي نيوفتاده ‏!‏

اين راز کوچولويه ما هستش ‏،‏ دُمِ موش ‏.‏

واقعا ‏.‏‏.‏‏.‏ ميخوام کتکشون بزنم ‏.‏‏.‏‏.‏

حرومزاده ‏!‏‏!‏ کي بهت اجازه داده با ناموس مردم گفتمان کني ها ؟

ماکو ‏-‏ چان ‏!‏

يه ماکوچانه ديگه تويه ماکوچان هستش ‏!‏

ها ؟ پس بالا تنش کجاست ؟

آه ‏.‏‏.‏‏.‏ کارم تمومه ‏.‏‏.‏‏.‏

کارم تمومه ‏.‏‏.‏‏.‏ هوي ‏،‏ ديگه واقعا کارم تمومه ‏.‏‏.‏‏.‏

فکر کردم يه گرازه ‏.‏‏.‏‏.‏ کارم تمومه ‏.‏‏.‏‏.‏

قربان ‏،‏ نمي دونم چه اتفاقي افتاده ‏،‏ ولي کاري که شده ‏،‏ ديگه شده ‏.‏

بنوش و از ياد ببر ‏.‏

ميدوني ‏،‏ من غير عمد اون تير رو شليک کردم ‏.‏ کارم تمومه ‏.‏‏.‏‏.‏

تمومش کن ‏!‏‏!‏

چه غلطي داري ميکني ؟‏!‏ مگه خير سرت همايه سعادت ما نيستي ؟

چرا اومدي يه همچين جايي ؟

کارم تمومه ‏.‏‏.‏‏.‏ هيچوقت فکرشون نمي کردم که تويه جنگل يه آدم پيدا کنم ‏.‏

هي ‏!‏ چرا داري يه جوري حرف ميزني که انگار جرم بدي رو مرتکب شدي ؟

ماکوتو ‏-‏ چان ‏!‏

ماکوتو ‏-‏ چان ‏!‏ زود باش بيا اينجا ‏!‏

يه گروه از بچه ها دارند از مکتب ميرند به خونه هاشون ‏!‏

حالا وقتشه ‏!‏ بچه ها معصومند ‏،‏ براي همين هم ميشه راحت تصوير ذهنيشونو عوض کرد ‏!‏

تازه اگر هم به مامان بابا هاشون هم بگند ‏،‏ شهرتمون خيلي سريع افزايش پيدا ميکنه ‏!‏

بچه ها از چيزايه قشنگ خوششون مياد ‏.‏

وقتشه که خودتو نشون بدي ‏،‏ ماکوتو ‏-‏ چان ‏!‏

صبر کن ‏!‏ تو ميدوني که اين بابا چه گذشته اي رو پشت سر گذاشته ؟‏!‏

هوي ‏!‏ چپکيه ‏!‏ ماکو ‏-‏ چان ‏!‏ اشتباه سوار شدي ‏!‏

اين به مولا يه پا هيولاست ‏!‏

مواظب باش ‏!‏

جلو ‏!‏ برو جلو ‏!‏ اي داد ‏!‏ جنازه افتاد زمين ‏!‏

نه بابا بهتر ‏!‏ کاريش نداشته باشيد ‏!‏ اينجوري کمتر ميترسند ‏!‏

گفتم بيخيال جنازه ‏!‏‏!‏

خوشم نمياد که گروهي بريم خونه ؟

کاريش که نميشه کرد ‏.‏ با اون اتفاقايه اخير چيکار ميتونيم بکنيم ؟

آخ ‏.‏‏.‏‏.‏

هي ‏،‏ موفق شديم ؟

نمي دونم ‏.‏ هيچ چيزي رو نمي تونستم ببينم ‏.‏

جنازه ‏!‏ چطور بود ؟ موفق شديم ‏،‏ جنازه ؟

اينقدر خودتو به موش مردگي نزن ديگه ‏!‏

هي ‏،‏ چه غلطي داريد ميکنيد ؟‏!‏

حس کردم که يه جايه کار عجيبه ها ‏!‏

پس شما ها بوديد ‏!‏ بايد حدس ميزدم ‏!‏

نه ‏!‏ اشتباه شده ‏!‏ اوتسو ‏-‏ چان ازمون خواست که ‏.‏‏.‏‏.‏

خفه شو ‏!‏ ميدونيد که چقدر دردسر برامون درست کرديد ؟ هدفتون از اين کارا چيه ؟

نه ‏!‏ دارم راست ميگم ‏،‏ اوتسو ‏-‏ چان ازمون خواست ‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

ساعت 14‏:‏17 ‏،‏ به دليل جلوگيري از اجراي عدالت ‏،‏ بازداشت هستيد ‏.‏

چي ؟ واقعا ؟

اينکارو نميتونيد بکنيد ‏!‏ جلو گيري از عدالت ؟ مگه چيکار کرديم ؟

Utada Hikaru In Budokan 2004 subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Utada Hikaru In Budokan 2004

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left