معلومات الإصدار

[AnimWorld] Cocoon (2025)
[NanakoRaws] Cocoon: Aru Natsu no Shoujo-tachi Yori (NHK BS 1920x1080 x265 AAC)
Cocoon: Aru Natsu no Shoujo-tachi yori
Cocoon: Aru Natsu no Shoujo-tachi Yori (2025)
تعليق من Prometheus
🏹 Prometheus :ترجمان 🏹 @AWSub | @TheuSub دانلود فونت‌ها: https://t.me/TheuSub/265

الوسوم

hdtv
نشرت في: 2025-04-07
تنزيلات: 64
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫سان.

‫حدس می‌زدم اینجا باشی.

‫مایو...

‫- چیزی اونجاست؟ ‫- هان؟! نه... هیچی!

‫عـــه...؟ مشکوک می‌زنی ها.

‫هان...؟ هان...؟

‫اینجا واقعاً آرامش‌بخش‌ـه...

‫این جزیره مثل بهشت می‌مونه، ‫همیشه گرمه.

‫سان... تو تا حالا برف دیدی؟

‫برف؟

‫وقتی روزهای برفی نفست رو بیرون می‌دی،

‫عین تار کش میاد.

‫شبیه کرم ابریشمی که ‫در حال تنیدن تاره.

‫کرم ابریشم...؟

‫روزهای برفی دنیا در سکوت فرو می‌ره.

جوری که صدای خودت از همیشه بلندتره؛ ‫انگار توی یک پیله گیر کرده باشی.

‫توی پیله...؟

‫امیدوارم بتونم روزی نشونت بدم.

‫آه... اوهوم!

‫خب دیگه... بهتره راه بیفتیم.

‫- آه... ‫- موقع تغییر شیفت‌ـه.

‫- انگار زیادی از زیر کار در رفتیم. ‫- بریم!

‫بگیر!

‫یک... دو! یک... دو!

‫درست به موقع رسیدیم.

‫ای داد! هنوز لباس‌هامون رو عوض نکردیم!

‫«پیله: تابستانی دخترانه»

‫‫مترجم: Prometheus

@AWSub | @TheuSub

‫همگی امروز سخت زحمت کشدید.

‫همون‌طور که قبل‌تر هم گفته بودم،

‫از فردا به بیمارستان جدید ‫ارتش منتقل می‌شیم.

‫پرسنل ارتش و من...

‫...مقدمات رفتن رو آماده خواهیم کرد.

‫- دم آخری رسیدیم! ‫- گروه 3، کار گروه 2 رو دست می‌گیره.

‫ماری و یوری دارن این طرف رو نگاه می‌کنن.

‫من و گروه 2 هم برمی‌گردیم مدرسه.

‫کلاس‌های ظهر هم تشکیل می‌شن...

‫متوجه شدید؟!

‫شرایط جنگ روزبه‌روز داره بحرانی‌تر می‌شه.

‫همگی باید سعی کنید مسئولیت‌پذیرتر باشید.

‫بنابراین لطفاً دیر نکنید.

‫خب دیگه. همگی برگردن سر کارهاشون.

‫چشم!

‫واقعاً که! تقصیر ماری و یوری ‫شد که خانوم معلم ازمون عصبانی شد.

‫ما که یه گوشه وایساده بودیم و بادقت...

‫- ...داشتیم گوش می‌کردیم، نه؟ ‫- چرا.

‫بعدش هم خودت دیر کردی! به ما چه!

‫دقیقاً!

‫اون که آره... اما...

‫- خوبی؟ طوریت که نشد؟ ‫- آخ...

‫هعی... گفتم این همه رو برندار ها.

‫نخیرم! خودت گفتی یه‌باره تمومش کنیم بره!

‫فعلاً که فقط تو خوردی زمین!

‫کی داشت هل می‌داد؟!

‫بعدشم گفتی باید بجنبیم که ‫برای جشن آماده شیم!

‫خودِ خودت گفتی!

‫جشن؟

‫هیس! مثلاً قرار نبود مایو بفهمه ها!

‫از بس می‌پری بهم مگه حواس برام می‌مونه؟!

‫سان، من کمکشون می‌کنم.

‫تو زودتر برو پیش هینااینا.

‫باشه.

‫- چه گرمه... ‫- تاماکی...

‫- خیس عرق شدم. ‫- تابستونه دیگه...

‫پوست نازنیم سوخت رفت...

‫پس برای همین از زیر کار در میری، هان؟

‫- انگار لو رفتم... ‫- چه‌جورم...

‫- حالت خوبه؟ ‫- اوهوم. از همیشه بهترم.

‫هینا!

‫برات آب آوردم.

‫- بیا. ‫- ممنون.

‫- من چی؟ ‫- برو خودت بیار.

‫- هاااان... ‫- یه‌کم از مال من بخور...

‫کرم ابریشمه، هان؟ ‫چه خوب کشیدی.

‫دارم درس‌ها هفته‌ی پیش ‫رو مرور می‌کنم.

‫هوم؟ پی.. پی...؟

‫این رو می‌گی؟ ‫نوغان‌داری.

‫سال بعد می‌خونیدش.

‫من که از حشرات هیچی سرم نمی‌شه...

‫برای استخراج ابریشم باید ‫کرم‌های ابریشم رو جوشوند، درسته؟

‫- درسته. ‫- اما اینجوری که بعدش...

‫...کرم‌ها از بین می‌رن.

‫گمونم بهتره از اول بهت توضیح بدم.

‫طول عمر کرم ابریشم دو ماه بیشتر نیست.

‫لاروهایی که از تخم بیرون میان،

‫با تغذیه از برگ توت، به سرعت رشد می‌کنن.

‫پس از چندین بار پوست‌اندازی...

‫...بزرگ و بزرگ‌تر می‌شن.

‫در نهایت ابریشم ذخیره‌شده در بدنشون رو ‫بالا میارن و طی 2-3 روز دور خودشون پیله می‌سازن.

‫- که اینطور. ‫- سپس دوباره تبدیل به شفیره می‌شن.

‫در نهایت... ‫ما شفیره رو می‌جوشونیم،

‫- و ابریشم خام رو استخراج می‌کنیم. ‫- شفیره‌هه...

‫اما...

‫...بعضی از اون‌ها هم می‌تونن وارد ‫مرحله‌ی بعد بشن و زنده بمونن.

‫پس همه‌شون هم از بین نمی‌رن.

‫بسیار هم عالی، خانوم معلم.

‫می‌خوای تو هم تصویرشون رو بکشی، تاماکی؟

‫هان؟... من که گفتم از حشره‌ها چیزی سرم نمی‌شه.

‫اما امتحانش که ضرری نداره...

‫سان...! سان...!

‫محض اطلاعات...

‫...کرم‌های ابریشم نمی‌تونن پرواز کنن ها.

‫پس اینجاش رو نخونده بودی، نه؟!

‫بقیه‌ش رو نمی‌خوری، هینا؟

‫وقت ناهار الآن تموم می‌شه ها...

‫چون کاری نکردم، گرسنه‌م نیست. ‫بیا یوری، تو بخور.

‫- جدی؟ ممنون! ‫- نپره گلوت!

‫سان داره چیکار می‌کنه؟

‫غلط نکنم اون‌ها گل‌های کمیابی باشن...

‫- دلم می‌خواد هنوز استراحت کنم... ‫- چقدر هم که از صبح تا حالا کار کردی!

‫هی، سان! ‫استراحت تمومه!

‫امروز باید درخته رو قطع کنیم.

‫اومدم!

‫ســان!

‫-دیر نکنی ها! ‫- ما جلوتر می‌ریم.

‫بچه‌ها...

‫اگه تمومش نکنیم، خانوم معلم ‫حسابی عصبانی می‌شه!

‫بدو بیا! بدو!

‫سان. چیزی شده؟

‫نـ نه. بریم که که زودتر به بقیه برسیم.

‫سان.

‫خب... انگار دیگه نیستش...

‫ولی حس کردم یه‌چیزی ‫توی آسمون درخشید.

‫یعنی می‌خوای بگی...

‫- می‌رم به نگهبان‌ها خبر می‌دم! ‫- صبر کن!

‫شاید... اشتباه دیده باشم...

‫نگران نباش. می‌گم خودم دیدم. خب؟

‫هوی! شیهو! ‫بیا اینجا!

‫چیه؟ چی شده؟

‫سمت باد رو دقیق نگاه کن!

‫باشه!

‫ای وای...

‫مایو! سان! ‫وضعیت اضطراریه.

‫هواپیماهای دشمن دارن ‫از دماغه نزدیک می‌شن!

‫فوراً همگی آماده‌ی تخلیه بشید!

‫چقدر وقت داریم؟

‫یک دقیقه!

‫زود باشین... از این طرف.

‫ما هم باید عجله کنیم.

‫بیا هینا، از این طرف!

‫منم میام!

‫- از این طرف. ‫- ممنون.

‫آره، همین طرف!

‫هی مراقب باش!

‫دیگه؟

‫اینم هست!

‫بده بیاد!

‫اینجا!

‫تاماکی! دیگه کافیه!

‫سان، عجله کن!

‫- تاماکی! ‫- چیه؟

‫مایو! تاماکی! چیکار می‌کنین؟ ‫برگردین!

‫- چیزی نیست. به من تکیه بده. ‫- ببخشید...

‫- زود باشین! ‫- عجله کنین!

‫شما می‌تونین!

‫ایول!

‫آخیش!

‫- کاری هم نداشت ها! ‫- راحت می‌تونیم از پسش بربیایم!

‫خب پس...

‫امروز شش ماه از اومدن مایو می‌گذره.

‫ضمناً امروز تولدش هم هست!

‫و هم‌اکنون مایو وارد می‌شود!

‫بفرمایید مایو خانوم!

‫- انگار همین دیروز بود. ‫ - اوهوم.

‫چرا ساکتی؟ یه‌چیزی بگو!

‫هان؟! خب...

‫بابت این جشن... ممنونم.

‫شش ماه از اومدنم به اینجا می‌گذره،

‫اما انگار از اولِ اول همین‌جا بودم.

‫واقعاً خوشحالم که با شماها آشنا شدم.

‫حتی از آشنایی با من؟!

‫آخ! لپ‌هات گل انداخت...

‫ساکت.

‫خب. این مال توئه.

‫- این چیه؟ ‫- کادوی من.

‫امروز تصمیم گرفتیم بهت کادو بدیم.

‫این دفتری از شعرهای مورد علاقه‌مه.

‫هنوز که نخوندیش، خوندی؟

‫ممنون! واقعاً ارزشمنده!

‫این هم از کادو من. بیا.

‫شونه‌ی چوبی؟!

‫- چه خفن! ‫- چه خوشگله!

‫یادم باشه دفعه بعد یه مدل ‫مو قشنگی برات بزنم.

‫سلیقه‌ی تاماکی حرف نداره.

‫نوبتی هم باشه، نوبت ماست!

‫این هدیه... از طرف هر دومونه!

‫بفرما! چوق الف مزین‌شده با گل تقدیم به شما!

‫- چه خوب درستش کردین. ‫- قشنگه...

‫واقعاً قشنگه!

‫برای درست کردنش که اذیت نشدین؟

‫با هم انجامش دادیم!

‫- عـ عالیه... ‫- چقدر زدن سروکله‌ی همدیگه.

‫تاماکی! دهانت را ببند!

‫و اما... می‌رسیم به سان.

‫خـ خب...

‫آماده‌ش کرده بودم ها، ولی گمش کردم... ‫شرمنده مایو. کادوت بمونه برای یه‌وقت دیگه.

‫همیشه دست‌وپا چلفتی‌ای...

‫- خوبه خودت این جشن رو تدارک دیدی... ‫- شرمنده دیگه

‫خوبه کلی هم براش مشتاق بودی.

Cocoon: Aru Natsu no Shoujo-tachi yori subtitles in other languages

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left