أول 200 سطر.
...آنچه گذشت
ما يه دختر هشت ساله داشتيم، بکي
پارسال از دستش داديم
!کمک
!يکي کمک کنه
من دکترم- دارن بر ميگردن، مرد-
وقتي بابات نباشه وظيفهي منه که ازت مراقبت کنم
اون مرد رو ميبيني؟ اون يه دکتره، هواتو داره
من کاراي "ايزي" رو براش انجام ميدم پدرِ آنتوان
بفرما - اين يه پرونده پزشکي جعليه؟ -
اه، آره
...اگه ميخواي انتوان توي سيستمِ
مرکز جراحي "انسلي" ثبت بشه راهش همينه
يه نفر با اسمِ اشتباه به "انسلي" منتقل شده
واقعا؟
آره، واقعا
بذار من پيگيري کنم
ميخوام تا فردا جواب روي ميزم باشه
ميشه واسه اون برنامه دست از سرم برداري؟
شيفت شبه، "سم"، اين شغلمه
موضوع دربارهي شغلت نيست
من دارم وسيله هاي "بکي" رو خودم تنها بسته بندي ميکنم
چون تو نميخواي با هيچي سر و کار داشته باشي
فقط به خاطر اينکه من جلوي ...تو عزاداري نميکنم
اين اصلا منصفانه نيست
واقعا؟ پس الان داري سر من داد ميزني
چون دست از اين کارا بر نميدارم
ازت ميخوام که انقدر منو ناديده نگيري
باهام حرف نميزني به جلسههاي گروه نمياي
ميخواي بدوني چرا نميام به اون جلسهها؟
چون يه مشت کسشعرِ افراطيِ غيرعلمي هستن
خب؟
مراحلِ کنار اومدن با مرگِ عزيز ...که اونا ازش استفاده ميکنن رو
يه روانپزشک تو دههي 60 از خودش در آورده
همش خرافاته
خرافات؟
يعني من يه ساده لوحِ رقت انگيزم که ميرم اونجا؟
منظورم اين نبود
يه کاري ميکني که حس کنم تو اين ماجرا تنهام
چند روز پيش يه نامه به دستم رسيد
از يه مدرسهي آشپزي
فکر کنم "تريش" اسممونو براي کلاس آشپزي نوشته بود
قبل از اينکه از دنيا بره
يه سورپرايز واسه سالگرد ازدواجمون
ولي من ازش قايم نشدم
ازش فرار نکردم
به جاش، تلفن رو برداشتم
بهشون زنگ زدم
و برنامهي کلاس رو گرفتم
"دسرهاي "دکدنت
ميدونين، با خودم گفتم اگه قراره گريه و زاري کنم
بهتره بالاي سرِ ...يه کيک شکلاتي با خامه و
خلال بادوم گريه کنم
به هر حال، قبل از اينکه بيام اينجا
مطمئنا نميتونستم بهشون زنگ بزنم
پس...ممنون
به خاطر شما 10 کيلو وزن اضافه کردم
خيلي خب، چند هفته بود که برگشته بودم سر کار
...و ديدم که دستگاه منگنه
شروع کرد به صدا کردن
چرا؟
اين جريان باعث ميشه فکر کني ... مادرِ بدي هستم، ولي
وقتي "بکي" کلاس اول بود
براش لباس فرم مدرسه گرفتم
و چون عجله داشتيم لباسو امتحان نکرده بودم
روز اول مدرسه
با اون دامن از پله ها مياد پايين
و انگار داره با چتر نجات مياد پايين
خيلي بزرگ بود
ديگه داشتيم ميرفتيم بيرون
وقت نبود که عوضش کنيم
...پس منم
آره
اه، من خيلي بدم
نه، نه، تو مثل "مک گايور"ـي
يا خدا- هي، ما هنوز اينجاييم-
اگه ميخواستن از اينجا بريم کافي بود بهمون بگن
ببخشيد
...ببخشيد، اه
ترجمه و زيرنويس از Xenox
"امروز" پرستار "پلک"، يه لحظه وقت داري؟
راستشو بخواي، نه ندارم، دکتر اليسون
نه، واقعا بايد باهات صحبت کنم
ديگه کارمون با هم تمومه، يادته؟
پس الان مشکلت هر چي که هست
به يکي ديگه بگو کمکت کنه
يا خودِ لعنتيت درستش کن
من مريض دارم، دکتر
بريجت" ميدونه که يه نفر" به "انسلي" انتقال داده شده
ما بايد آنتوان تايلر رو جابجا کنيم
چي شد؟
بهش گفتم من پيگيري ميکنم
ولي اگه چيزي براي گفتن نداشته باشم
...خودش پيگيري ميکنه و ميفهمه که
"کسي که به "انسلي انتقال داده شده، آنتوان بوده
دکتر اليسون
اگه از قضيه آنتوان با خبر بشه
همه چي از هم ميپاشه
اه، پس حالا به من احتياج داري
نه، موضوع من نيستم
موضوع يه بچه 11 سالهست ...که با زخمِ گلوله
توي بيمارستان خوابيده
حالا ميگي چيکار کنيم؟
شايد بتونيم براش هتل بگيريم يا يه همچين چيزي
تجهيزات پزشکي ببريم اونجا
دکتر "اونيل" حسابي بهمون گير داده
...اونوقت تو ميخواي تجهيزات پزشکي و
يه کاميون آنتي بيوتيک بدزدي؟
فقط دارم سعي ميکنم يه راه حل پيدا کنم
!دکتر اليسون
خيلي خب، گوش کن
من شايد...شايد يه جا داشته باشم
ولي ارزون در نمياد ...و بايد يه کم
!دکتر اليسون
چيه، ناتاشا؟
مجروح، تخت دو
باشه تو برو، منم چند تا تماس ميگيرم
ممنون
مونث، 19 ساله، فشار خون بالا
پارگيِ شديد، خونِ زيادي از دست داده
راهو باز کنيد - چه اتفاقي افتاده؟ -
پليسا ريختن تو يه پارتيِ دانشجويي "تو محله "کندلر پارک
بچه ها از پنجره پريدن بيرون
اين يکي افتاد رو سيم خاردار
داشتيم همينجوري خوش ميگذرونديم که يهو پليسا سر رسيدن
اه، خداي من، ميميره؟
وضعيت؟ - همه چي درست ميشه -
همه چي درست ميشه همينجا بشين
حدود يک ليتر خون از دست داده
يک دو سه
نتونستين از اين بيشتر در بيارين؟
سعي کرديم، ولي خيلي بريدنشون خيلي سخته
وقتي ميبُريش مثل مار ميپره و نيش ميزنه
!درد داره
ثابت نگهش دار ثابت نگهش دار
هي، ناتاشا، دکتر هارپر رو پيج کن
...بعدش برو از توي انبار
چند تا دستکش الکتريکي برام بيار
دستکش الکتريکي؟
آره، برو
خيلي خب، خيلي خب، حواست بهش هست؟ - آره، آره ، آره -
خوبه، خوبه، ثابت، ثابت
باشه، با شماره سه، خب؟ يک، دو، سه
آره، درسته
خيلي خب - ثابت -
زيباست، زيباست
ايناهاشش - خيلي خب، خوبه -
خوبه، خوبه، بعدي
رسيديم به عصبِ "تيبيال"ـش
آره، بايد بيهوشش کنيم
پنجاه ميلي "فنتانيل" بهش ميديم
وايسا، وايسا، يه لحظه صبر کن
الان شرايط جوري نيست که "بشه گفت "يه لحظه صبر کن
ضربانشو نگاه کن
...سه کيسه "فلوييد" بهش داديم
ولي هنوز ضربانش پايينه
...فکر کنم اين دخترا
قبل از اينکه بيان اينجا برا خودشون دارو تجويز کردن
...و اگه مواد مصرف کرده باشه
خوب نيست داروهاي بيشتري بهش بديم
تصميم خوبيه
خب، بذار ببينيم دوستش چي ميگه
نه، نه، نه، پايينو نگاه نکن
نه، نگاهت به اين دکترِ خوشتيپ باشه
حالت خوب ميشه، خب؟
...دوستت
ميتوني بگي چي زده؟
هيچي
اون هيچي... اصلا ما خيلي با هم دوست نيستيم
...وقتي "تانيا" افتاد رو سيم خاردار
همه فرار کردن
و تو پيشش موندي؟
نميتونستم ولش کنم برم داشت جيغ ميزد
نه، کار درست رو انجام دادي
بهش کمک کردي
...بهت قول ميدم اگه بگي چي مصرف کرده
بازم کمکش کردي
...اگه ندونم و داروي اشتباه بهش بدم
ممکنه بهش صدمه بزنه
فکر کنم "پاوربال" کرده بود
کوکائين و هروئين
خيلي خب، به "کونتين" بگو "اپيويد" بهش نده
مسدود کنندهي بتا هم همينجور
اسمت چي بود؟
"مندي"
مندي، ميتونم دستاتو ببينم، لطفا؟
حالت خوبه؟
آره، خوبم
اينا رو ميبيني اينجا؟
بهشون ميگن لخته خون
ميتونه بي ضرر باشه
شايد فقط علائم حساسيت فصلي باشه
يا شايد علائم يه بيماري به اسم آندوکارديت
اون ديگه چيه؟
عفونتِ دريچههاي قلب
...اگه مواد مصرف ميکني
چي؟
خب، بار ها ديديم که اين بيماري از سرنگهاي کثيف منتقل شده
نه، من فقط دوسه بار اين کار رو کردم
و الان چند هفتهست که اينجوري شده
No comments yet. Be the first to leave one.