أول 200 سطر.
..:: تقديم به تمام پارسي زبانان جهان ::..
TranSlated By H.zandi ft Tripple.S
با تشکر از همکاري آقاي مجتبي تجري
،اگر من دوتا شيريني داشته باشم و دوتاش رو بخورم
من چند تا تيکه خوردم؟
،تو 4تا شيريني داري،و 2تاش رو ميخوري
...و اگه بيام اينها رو در هم ضرب و تقسيم بکنيم
.4،2،صبر کن
4،2،4،20
.تو...تو 50%کلوچه ات رو خوردي
يکي از ناراحت کننده ترين روز هاي زندگي من
.وقتي بود که مادرم بهم گفت سوپر من وجود نداره
(من اون موقع ها خيلي کتاب هاي کاميک(کمدي .ميخوندم؛و خيلي اونها رو دوست داشتم
چون هميشه تو اون اعماق گتو(محله کليمي ها)،با ،خودت فکر ميکني اون داره مياد
اون مياد،اما نميدونم کِي،چون اون هميشه .يِهو ظاهر ميشه
و از مردم خوب مراقبت ميکنه و هيچ وقت ...نميگذاره اونا از بين بروند
من فقط ميخوندم،يادم نمياد،فکر کنم اون موقع ها ...کلاس چهارم يا پنجم بودم
مامانم..من ازش ميپرسيدم:مامان،تو فکر ميکني سوپر من الان اون بالا است؟
،اون گفت:سوپر من واقعي نيست
من گفتم:چي،واقعي نيست؟منظورت چيه .واقعي نيست؟نه،اون واقعي نيست
و اون فکر کرد من الان دارم واسه اين گريه ميکنم .که سوپر من هم مثل بابانوئل واقعي نيست
و من داشتم به خاطر اين گريه ميکردم که ديگه آدم قدرتمندي وجود نداره
.که بتونه از ما مواظبت کنه
در انتظار سوپر من
.هر روز صبح مثل هميشه است
،آبميوه،کفش،کوله پشتي
.مراسم صبح گاه
.و اون برام شده بود يه حس بد و استرس آور
مهم نبود ما کي هستيم
يا در همسايگي کي زندگي ميکنيم
هر روز صبح،فقط ميخواستيم تا در مدارسمان باور کنيم که
.ما داريم ايمان خودمون رو تقويت ميکنيم
در سال1999 من يه مستند درباره .معلمين مدارس عمومي تهيه کردم
- به علاوه؟ - جمعش کن
- شماره اش چند بود؟ - 7
- يک +7 ميشه چند تا؟ - 8
و من يک سال تحصيلي رو در مدرسه با
افرادي گذراندم که زندگيشون رو وقف بچه ها کرده .بودند
.امروز جمعه اس
تو بايد بهتر رو اين تست ها کار کني،باشه؟
-... پس اينها رو بنويس - اين معلم ها تجسم کرده بودند و
و اميدوارانه و با عهدي که با خودشون بسته بودند
پيش مي اومدند و اميد داشتند که نظريه .تحصيل عمومي کار بکنه
10سال بعد ديگه وقت اين رسيده بود که ...واسه بچه هام يه مدرسه انتخاب کنم
.تا اونها هم تحصيل رو شروع کنند
احساس ترس من درباره تحصيل همگاني خيلي کمتر از ترسم
از فرستادن اون ها به يه مدرسه .ضعيف بود
،و واسه همين هر روز صبح
من فکر ميکردم دارم با يه ،خيانت بزرگ زندگي ميکنم
من از سه تا مدرسه عمومي رد شدم
.و بچه هام رو به يه مدرسه خصوصي فرستادم
.اما من خيلي خوش شانسم،من يه انتخاب دارم
خانواده هاي ديگه همه اميدشون به توپ ،قرعه کشي بود
،يه دست که يه کارت رو از تو جعبه در مياره
يا يه کامپيوتر که به صورت تصادفي يه سري .اعداد رو انتخاب ميکنه
چون اگر يک مدرسه عمومي خوب وجود ،داشته باشه
ديگه فضاي کافي وجود نداره،و :ما هم بايد کاري رو بکنيم که منصفانه است
ما بچه هامون رو اونجا ميگذاريم و آينده اونها
.فقط به شانسشون بستگي داره
- الان تو مدرسه حالت خوبه؟ - بله
-بيشتر بهم بگو - مدرسه،اون اولاش
،من يه سري مشکلات و سختي ها تو مدرسه داشتم
اما بعدش مشکل از اين بود که من خونه .نميرفتم و درس هام رو نميخوندم
و اون موقع بود که شروع کردم به درس خوندن .تا بتونم اون درس ها رو پاس کنم
.و از شاگرد اولي عقب افتادم و شدم شاگر دوم
چرا عقب افتادي؟
- چرا؟ -...چون من داشتم ميرفتم
.چون پدرم ديگه رفته بود
- آره؟اون رو يادت مياد؟ - آره
- چي شد؟ - اون مُرد
.اون دارو ها رو گرفت
.ممنون
باشه،ميبينمت .روز خوبي داشته باشي،خوش بگذره
- باشه،بعدا ميبينمت -. مراقب باش
باشه
و انتخاب شما واسه اينکه اون رو همچنان علاقمند نگه داريد،چي بود؟
انتخابي نبود،منظورم اينه ديگه من نميتونستم .به هيچ روشي اون رو مثل قبل نگه دارم
،ميدوني،من خيلي اشتباه کردم،وقتي جوان تر بودم .با بچه هام
نميدونم الان،تو اين لحظه .اگر اون رو از دست بدم،چيکار بايد بکنم
.چي،تو؟اون بهت نياز داره تو چرا به اون نياز داري؟
.نميدونم ..فکر ميکنم ما هردومون به هم نياز داريم
.من واقعا فکر ميکنم ما به هم ديگه احتياج داريم .آره واقعا
.و هيچ کاري نيست که بتونم واسه اون بکنم،هيچ کاري
.يک،دو،سه،چهار .ما اونها رو تو سه دسته تقسيم ميکنيم
- الان هر دايره چه کسري رو نشون ميده؟ - سه
- سه تا چي؟ - يک سوم
.سه تا يک سوم،سه تا سه تا
يکي دستش رو بلند کنه و به من بگه ببينم 12تقسيم بر 2چند ميشه؟
- 12تقسيم بر 2.آنتوني بگه - شش
.من ميخوام...خب،من خيلي انتخاب دارم
،من ميخوام يه پرستار بشم،من ميخوام يه دکتر بشم
.و من ميخوام که يه دامپرشک بشم
چطوري آخه؟
چون من حيوانات رو دوست دارم و دوست ...دارم باهاشون حرف بزنم
من دوست دارم به آدم هاي نيازمند .کمک کنم
چطور به اين نظريه رسيدي؟
.من کتاب هاي تو کتاب خونه رو خوندم
،وقتي که آمريکايي هاي محلي ميرن به رودخانه
فرق بين مهاجرايي که به اونجا ميروند با اون محلي ها چيه؟
مهاجرا...مهاجرا همه آشغال هاشون رو تو رودخونه ميريزند
و آمريکايي هاي محلي هم به اين قضيه .اهميت ميدهند
.اظهار نظر خوبي بود منظورت از "آشغال"چي بود؟
چون اونها از هرچي که استفاده ميکنند بعدش اون رو ميندازن دور،مثلا
اونها همه کاغذهاشون رو ميريزند .اون آخر رودخانه
اون کالج خودش رو انتخاب کرده و به پذيرش اونجا هم نامه نوشته و
و ازشون درخواست کرده تا با رفتنش به اونجا .موافقت بکنند
- قبلا؟ -اوه،آره،آره
.اون از قبل...اون ميدونه چه کارهايي در پيش رو داره
بنابراين،اگه من همکلاسي تو بودم،چي بهم ميگفتي :اگه ميگفتم که
،مدرسه خيلي خيلي کسل کننده است .خيلي سخت و بيخوده
.فقط دوست دارم از مدرسه برم بيرون چي به من ميگفتي؟
خب،بجاي اينکه کسل بشي .فقط يه کم بيشتر دقت کن
فقط به معلمت نگاه کن و راه هاي مختلفي رو پيدا کن
.تا بتوني يادگيري رو واسه خودت دلچسب کني
!دو،سه،بعدي....
فکر ميکني دِيسي ميتونه يه دامپزشک بشه؟
.اوه،آره،اگه خودش بخواد
اگه به اندازه کافي خودش رو باور کنه،البته ،که ميتونه
- آره،من بهش ايمان دارم - اما اون اول بايد بره دبيرستان
.و بعدش دانشگاه و بعدش دانشکده پزشکي
.کالج،بعد هم دانشکده پزشکي،خيلي زمان زياديه
.فکر کنم..نه،مطمئنم يه ،6،7،8سالي ميشه
- آره،اون هم دانشگاه - فکر ميکني از پسش بر مياد؟
.آره
.باباي من يک سره داره تلاش ميکنه
.اون يه شغل ثابت نداره
،مامانم شاغله
و بابام هم الان حسابي داره دنبال ،کار ميگرده
...خداحافظ
.مدارس خوب ،اين اون چيزيه که همه ما ميخواهيم
اما بعضي وقت ها آرزو ميکنم کاش يکي بود .که به من معني اين کلمات رو ميگفت
به نظر مياد همه ما يه سري نظرات مختلف ،درباره يک موضوع داريم
قبلا همه مون فکر ميکرديم اون بهترين .راه چاره است
.من تو جنوب خيابان بروکس بزرگ شدم،تو دهه 50
مدرسه اي که هميشه فکر ميکردم ميرم اونجا .دبيرستان "موريس" بود
،اگه ميتونستم برم دبيرستان "موريس"اون وقت .الان ديگه اينجا نَشِسته بودم
.اون مدرسه ترسناکي بود .اونجا يه کارخانه متروکه بود
،من وارد بازار کار شدم منظورم اينه که،به قول خودمون
،راهم رو از دانشگاه کج کردم .اولين چيزيه که ياد گرفتم
،من رفتم به مدرسه فارغ التحصيلان هادوارد ،تو آموزش و پرورش
.و من زدم بيرون و ديگه آماده بودم
و فهميدم که اينجا ميتونه بعد از 2سال و نيم،3سال تلاش
،زحمات من رو به بار بشونه،راستش ميدوني ،اين کار واسه من تو رده اول قرار داشت
ميخواستم تا آموزش و پرورش ...اين کشور رو درست کنم،و بعدش
تو ميخواستي وضعيت تحصيلي کشور رو درست کني؟
...توي کشور،اين کار فقط .آخه اصلا کار سختي نبود
.من...نه...راستش من کاملا اين رو درک کرده بودم .من روزنامه ها رو مطالعه ميکردم
من ديگه اين رو درک کرده بودم،خودت بهتر .ميدوني چه اتفاقاتي داشت ميفتاد
سال 75 بود ديگه،خب؟ ،من سال 77،78 ديگه اين رو فهميده بودم
من بايد همه اون مشکلات رو درست ميکردم،و .واسه همين بود که وارد اين سيستم شدم
به نظر من ما به يه سري اطلاعات بهتر .و بيشتر نياز داشتيم
شما چي فکر ميکنيد آقاي رايس؟
.من دوست داشتم تا يه کميته درست کنم
شما نميتونيد بفهميد چرا اين چيز
،اينقدر که به نظر بَد مياد،بَده
و به نظر نميرسه که هنوز هم کسي مايل باشه ،تا واقعا به اين نگاه کنه و بگه
"اين کار،يعني شکست محض"
من دوست داشتم تا اين کشور يه رئيس آموزش و پرورش .واقعي داشته باشه،تا بتونه تغيير کنه
.من دوست داشتم تا رئيس آموزش و پرورش ميشدم
من هيچ وقت فکرش رو هم نميکردم که امضاي من زير هر قانون
مهم تر از کارهاي آموزش و پرورش در سال .1965باشه
،هدق ما از آموزش با کيفيت در اين دوره
برخورد با خواسته هاي نابجاي افزايش .قيمت دلار عمومي است
از سال 1971،تحصيل کردن کم کم .داشت تو آمريکا از بين ميرفت
مخارج تحصيل براي هر دانش آموز از4300دلار به 9000دلار افزايش پيدا کرده
.و همين ها موجب تورم شده است
...رَد شدن از مخارج شهريه و ماليات...
ما بايد يه سري از مشکلات واقعي .رو دنبال ميکرديم
...مدارس داوطلب متقاضي...
اين در اصل مشکل پولي نبود،و خود .پول بود که اينجا مشکل ساز شده بود
و داشت سازمان آموزش و پرورش رو .از بين مي برد
بنابراين ما هر آنچه که براي يه دانش آموز .خرج ميکرديم رو دوبرابر کرديم
اما اين پول خرج کردنا به شرطي ارزشش رو داشت ،که ما به نتايج بهتري ميرسيديم
.اما متاسفانه،اينطوري نبود
از سال 1971 به بعد،رتبه خواندن و مطالعه کردن .ديگه به صورت يه خط صاف در اومده بود
.و رياضي هم بهتر از اون نبود
گزارشات مثبتي که ديروز به دستم رسيد .نشان ميدهد که بچه ها در حال يادگيري هستند
.امروز روز تصفيه حسابه
تو مدرسه رو دوست داري؟
- نه - نه؟
چون رياضي بعضي وقت ها ،خيلي واسه بچه ها سخته
.واسه همين اونا ميگن:حالم از رياضي بهم ميخوره
.از رياضي خوشم نمياد .و من ميگم:من عاشق رياضي ام
- پس تو از اون بچه هاي عاشق مدرسه اي؟ - همه ميگن که رياضي دوست ندارند
و من...من تنها کسي هستم که .ميگم من رياضي دوست دارم
دوست داري وقتي بزرگ ميشي چيکاره بشي؟
.يه نگارنده(ثبت کننده اطلاعات)....مثل شماها
.بيخيال فرانسيسکو،من که صدات رو نمي شنوم
فرانسيسکو،اين به خاطر اينه که .تو موهات رو کوتاه کردي
.من ميتونم از اسپري استفاده کنم
.مطمئن شو که چشمات رو بستي .نگذار بره تو چشمت
من تاحالا توي مدرسه نبودم،ميشه اون .رو برام شرح بدي
اگر من بخواهم وارد مدرسه بشم،با قدم زدن تو مدرسه چه احساسي بهم دست ميده؟
- چي اونجا ميبينم؟ - اگه وارد اونجا بشي،اول يه ميز
.با يه مامور حراست ميبيني،اين از اين .تو نميتوني بيشتر از اون جلو بري
اونا توي منطقه اي هستند که سومين مدرسه .پر جمعيت در برونکس رو داره
تحصيل عمومي،ميدوني،اين تنها راهيه .که ما الان اينجا داريم
...اين
بچه ها به دنيا نگاه ميکنند و مطمئن ميشوند که
اين پيش بيني هايي که از همسالان و
No comments yet. Be the first to leave one.