The Magicians

The Magicians

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

The Magicians S01E06 720p WEB-DL Hevc x265 RmTeam
The Magicians S01E07 720p WEB-DL Hevc x265 RmTeam
تعليق من zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.Co

الوسوم

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
x265
HEVC
نشرت في: 2016-03-02
تنزيلات: 61
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

...‏آنچه در "جادوگران" گذشت

.‏می‌دونستم که "بختک" میاد

‏به هر روشی که شده .‏قوی شو و سریع یاد بگیر

‏همین؟ فقط همین رو برای گفتن داری؟

.‏من در اون دانشکده پذیرفته شدم و تو نشدی

.‏نمی‌دونم دیگه چی بگم

.‏مارینا یه روانی‌ـه

‏فکر می‌کنی بریک‌بیلز، تو رو از جادو محروم کرده؟

.‏تو نمی‌دونی محرومیت چیه

،‏حالا که طلسم‌ها دزدیده شدن .‏من باید برم پی کارم

.‏من اون جدیدایی که دزدیده رو می‌خوام

.‏اونا توی یک صندوقچه‌ی امن گذاشته

.‏- تو یک رهنورد هستی .‏- می‌تونی بین دنیاها جابجا بشی

‏هنوز در مورد مبحث پرواز روح چیزی نخوندی؟

.‏در این روش، جسم تو به زمین متصل می‌مونه

،‏باعث از بین رفتن صداها نمیشه .‏ولی تو رو زنده نگه می‌داره

.‏فقط می‌تونم بگم شبیه به یک سیاهچال بود

.‏این روی دیوارها بوده

.‏پنی، فکر کنم در فیلوری بودی

.‏تو در فیلوری بودی

....‏- ‏تو در فیلوری بودی .‏- بس کن

....‏- باشه؟ فیلوری فقط یک ‏- حیوونی هم دیدی؟

‏- اونا باهات حرف زدن؟ ،‏- من توی یجور سیاهچال بودم

.‏مرتیکه‌ی عشقِ هابیت

‏تو چت شده؟

.‏در فیلوری، هابیت وجود نداره

.‏مهم نیست

،‏اون علامت، اون سپر ...‏اون یعنی

.‏توی یک قلعه‌ در فیلوری بودی

.‏- کاش بمیرم و راحت بشم .‏- اون توسط دورف‌ها ساخته شده

.‏خب، بهتره وارد جزئیات نشیم

...‏نکته اینجاست که اون مکان پر از

.‏یه عالمه چیزهای جادویی هستش

.‏اُه، آره، اون بختک واقعاً جادوییه

...‏بذار دوباره به اونجا یه سر بزنم

.‏و ببینم جشن تولد هم می‌گیره

.‏بریم .‏وقتمون رو هدر دادیم

.‏به نظرم بهتره به حرف کوئنتین گوش کنی

...‏چون فکر نمی‌کنم به خاطر یه سفر تفریحی

.‏به فلوری رفته باشی

.‏پس نمی‌دونی هنوز چطوری کنترلش کنی

.‏پس یاد بگیر

،‏هیچکس به اندازه‌ی کوئنتین .‏در مورد فیلوری اطلاعات نداره

‏اگه دوباره سر از اونجا در بیاری چی؟

.‏بیراه نمیگه

.‏باشه، کتابدوست

...‏بگو توی کتاب گفته باید چیکا کنم

.‏که اون بختک، صورتم رو نخوره

.‏بختک توی کتاب‌ها نیست

‏چطور ممکنه، وقتی خودم اونجا باهاش ‏چشم‌‌توچشم شدم؟

...‏اون "چت‌وین‌ها" معمولا توسط جادوگرِ زمان

.‏یا همون "زنِ دیده‌بان" تعقیب میشن

.‏اون توی درخت‌ها، ساعت کار میذاره

.‏یه جورایی "سورئالیست" هستش [‏[فرا راستى‌ گرايى ‏

.‏هب حرفم رو پس می‌گیرم .‏داریم وقتمون رو هدر میدیم

،‏اون کتاب‌ها برای بچه‌ها نوشته شده بودن

...‏پس شاید ترجیح دادن که در مورد اون هیولا

.‏که چشم آدما رو در میاره، حرفی نزنن

.‏- نمی‌دونم .‏- باشه

.‏دیگه اینجا کاری نداریم

‏امیدوارم تو که اینقدر به فیلوری علاقه داری .‏بتونی بری اونجا

.‏واقعاً میگم

‏فکر کنم سعی داشتم ...‏خودم رو متقاعد کنم که

...‏پنی در مورد فیلوری اشتباه می‌کنه

.‏با اینکه اونجا رو واقعاً از نزدیک دیده

.‏این یه انکار آکروباتیک بود [‏[یعنی میدونم و انکار می‌کنم

.‏واقعاً متاسفم

،‏مطمئنم که در دوران بچگی .‏خیلی با فیلوری اخت داشتی

.‏آره

...‏وقتی بچه بودم

.‏شرمنده، مدیر الان تشریف ندارن

‏می‌خوای وقت بگیری؟

.‏می‌دونم که می‌دونی من کی هستم

.‏ببین، متاسفم که به شماها توهین کردم

‏ولی فقط بگو کی با شما حرف زده؟ ‏مارینا؟ پیت؟

.‏الان پلیس رو خبر می‌کنم

،"‏خدای من "ریک .‏یه خرده جربزه داشته باش

.‏واستا، واستا، واستا

.‏معذرت می‌خوام

.‏خواهش می‌کنم

.‏من کسی دیگه رو نمی‌شناسم

.‏هنوز کارم با تو تموم نشده

.‏این رو یه هشدار در نظر بگیر

.‏جولیا

.‏جولیا، صبر کن .‏فقط یه لحظه صبر کن

‏مارینا بود، باشه؟

.‏کسی دنبال جنگ نیست

.‏بگیر

.‏با قطار، یک ساعت طول می‌کشه

.‏سه سال پیش به اونجا رفته بودم

.‏اونا واقعی هستن .‏کارشون درسته

...‏فقط بذار کارِت رو ببینن، ولی

.‏لطفاً دیگه به اینجا نیا

‏چطور این چیزا رو یاد گرفتی؟

‏من و یکی از دوستام در دوران دبیرستان .‏غرق در طلسم‌های جوهری بودیم

...‏شبیه مونالیزا نیست، ولی

.‏من توی تاریکی، مثل روز می‌بینم

‏و این چیزا کجا اتفاق افتاد؟

.‏بهت که گفتم

.‏من اساساً اهل حومه‌ی شهر هستم

‏راستش، تا حالا یه کلمه هم .‏در مورد زندگیت نگفتی

.‏چون خسته‌کننده است

‏چجور خستگی؟

.‏مادرم در جوونی مُرد

...‏و

.‏و بابام، یجورایی مایه‌ی شرمندگیه

.‏اون صندل می‌پوشه و گراس می‌فروشه

،‏ولی توی هر وضعیتی هم که باشم .‏من رو دوست داره

.‏- جالب به نظر میاد .‏- آره

،‏خب، این علامت ‏واسه اون مخ شهوتی هم کاری می‌کنه؟

.‏خب،‌ می‌دونی، بریک‌بیلز جای خوبیه

‏اینجا همه می‌دونن چطوری ‏خودشون رو به ندیدن بزنن، متوجهی؟

.‏آره

.‏ولی هنوز صداش رو می‌شنوم

...‏اون دختر توی سیاهچال

.‏نمی‌تونم صداش رو خفه کنم

...‏همش به خودم میگم

".‏"کاش می‌تونستم یه کاری براش بکنم

.‏آره

‏یا داشتی در مورد اون بختک حرف می‌زدی؟

.‏اگه جای تو بودم، کنجکاوی می‌کردم

،‏اون خیلی عجیبه .‏هیچیش معلوم نیست

...‏فقط این رو فهمیدم

.‏که نباید به اون خرس، سیخونک بزنم

‏بهتره امیدوار باشیم که اون هم .‏دنبال چیزای بهتری باشه

.‏لعنتی، لعنتی، لعنتی

!‏هی

‏خانم، چرا من رو تعقیب می‌کنی؟

.‏آروم باش .‏فقط می‌خوام این رو بهت نشون بدم

.‏منم دقیقاً مثل تو هستم

‏آهای؟

‏کسی عمداً می‌خواد کار ترسناک بکنه؟

.‏قربانی رو محکم بگیر

.‏اُه، لعنتی !‏نه

!"‏ای "مانون

.‏ما این باکره را به تو تقدیم می‌کنیم

.‏گوشت و خون

.‏عجب، من که باکره نیستم

.‏زندگی پر از چیزای تعجب‌برانگیزه

‏تو چه مرگت شده، مارگو؟

.‏بدو بیا .‏یالا، یالا

،‏بچه‌ها، برگ‌های سوزنیِ کاج .‏پاهام رو ازذیت می‌کنه

.‏هیس

.‏سلام، سال اولی‌ها

،‏در این ساعت مقرر

،‏طبق سنت‌ها

...‏بچه‌های کلاس بالاتر باید

"‏باید چیزی که ما بهش می‌گیم "امتحانات .‏رو مدیریت کنن

...‏در امتحانات، توانایی‌های شما

،‏در تفکر و عملکرد به منزله‌ی جادوگر .مورد سنجش قرار می‌گیره

،‏اگر قبول بشین .‏سفر شما آغاز میشه

،‏اگر رد بشین .‏اخراج می‌شین

‏این آزمون، برای کم کردن افراد گروه .‏طرح‌ریزی شده

.‏فقط کسانی که لایق باشن، باقی می‌مونن

.‏اُه، هیچی نگو. اینجا که دانشگاه هاروارد نیست

.‏اینجا به تلاش واقعی نیاز داره

،‏و سعی نکنید برای شکایه کردن به هیئت مدیره .‏به خودتون زحمت بدین

،‏اونا به یک مراسم مجلل رفتن

.‏و دورادور شاهد ماجرا هستن

.‏شما بدبخت‌ها، در اختیار ما هستین

!‏پیش بسوی افتخار

.‏یالا .‏حرکت کنید

!‏راه بیفتین

!‏- بجنب، بجنب، بجنب .‏- عجله کن

.‏لطفاً اسمتون رو بگین

.‏آلیس کوئین

.‏بذار ببینم

.‏آلیس کوئین

‏وای، حتماً خیلی خوشحالی ‏که اینا مال تو نیست؟

.‏اصلاً نمی‌دونم چی داری میگی

.‏آلیس، "امتحانات"، خودشون دارای قدرت هستن

‏آقای دین طوری اونا رو طراحی کرده .‏که خودشون باعث رد شدن یا قبول شدن شما میشن

.‏به ندرت پیش میاد که بخوام به شما نظارت کنم

.‏آها. ایناهاش

.‏این رو به سر میزی که اسمت روش هست ببر

.‏موفق باشی

!‏بعدی

،‏اگه یه کلمه در مورد فیلوری بگی .‏خودم می‌کُشمت

...‏اگه ‏کاری نکنی که من اخراج بشم

.‏اونطوری با هم بی‌حساب هستیم

.‏حالا فهمیدم

‏چی رو؟

.‏اینکه چرا اسم تیم ما رو "چوپاکابرای شهوتی" گذاشتن

...‏من یک چوپا

.‏من اصلاً نمی‌دونم "چوپاکابرا" چی هست

...‏اون یک خارپشت مکنده‌ی خون بز هستش

.‏که بومیِ مکزیک ـه

...‏کاملاً مشخص هستش که با حضور تو

.‏ما کاملاً علیل می‌شیم

،‏در انگلیس قرن 18

..."‏یه انجمن سری به نام "برادران

‏صدها طلسم رو رمزگذاری کرد .‏تا به دست کلیساها نیفته

.‏می‌تونین کتاب‌های آبی رو باز کنید

،‏هر تیم باید تا ساعت 9 صبح .‏یک طلسم رو رمزگشایی و اجرا کنه

،‏اگه خراب کنید

.‏باید از نو شروع کنید

‏محض اطلاع شما، موفقیت در این تست .‏تقریباً غیرممکنه

.‏شروع کنید

.‏اون موقع، ما در دنیا سیر و سفر داشتیم

.‏بابت طلسم‌ها هزینه پرداخت می‌کردیم

More Farsi Persian subtitles for The Magicians

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left