أول 99 سطر.
فرار کن
اگه گيرم بيفتي مي کشمت
...اينجا مرد پولدار شروري به اسم نام گيو مان داريم
و پدري که به جاي اون به دروغ متهم به قتل شده
من اون دخترو نکشتم
...پسر اون مرد وکيل ميشه
تا بيگناهي پدرش رو اثبات کنه
من سوالاتم رو ازش ميپرسم
از اونجايي که به پدرم تهمت دروغ زدن
بايد نجاتش بدم
اون واسه پدرش هر کاري از دستش بربياد ميکنه
يو سونگ هو خودشو از پنجره پرت ميکنه بيرون
ميشه لطفا بهم قطره ي چشم بدين
خوبي؟ - آره خوبم -
تو چشمت شيشه رفته؟
چشماتو نمال
خودش آب ميشه - شيشه ي واقعي نيست -
واسه همينه که به يو سونگ هو داره خيلي سخت ميگذره
همش تقصير اين نام گيو مانــــــــــه
...خيلي از شخصيتا قراره
:( تو سريال بميرن
سريال " به خاطر آور" داستان انتقام گرفتن يه پسر
از يه مرد بانفوذ سنگدله - اون قاتل نيست -
داستان سريال حالا شروع ميشه
سو جين وو پسريه که حافظه ي تصويري داره
هرچيزي که ميبينه و ميشنوه رو حفظ ميشه
ساعت 3:08 دقيقه بود
با استفاده از حافظه ي شگفت انگيزش
چهار سال درس ميخونه
و به عنوان يه وکيل برميگرده
ولي نجات جون پدرش کار آسوني نيست
حتي نجات جون خودشم آسون نيست
ضعيفه
هنوز هيچي تموم نشده نام گيو مان
تو بعضي سکانسها اون سوجين وو رو کتک ميزنه
حتي ديدن اون صحنه ها هم منو احساساتي ميکنه
هرچقدر دلتون ميخواد از من بدتون بياد
اصلا مهم نيس
من بازم زندگي رو واسه سو جين وو سخت ميکنم
هروقت که اتفاق بدي واسه جين وو ميفته
اون واسه نجاتش سر ميرسه
اون لي اين آ، دوست قديميشه - از همتون به جرم اذيت و آزار شکايت ميکنم -
تو، تو، قيافه ي همتونو يادم ميمونه
اون ميره تو يه قمارخونه که پر از خلافکاره
کسي پيتزا سفارش داده؟
فقط يه بطري نوشابه داره
ولي بااستفاده از همون همه رو ميزنه
اونا بعدش بهم لقب تک تيرانداز دادن
" بعد از اون بهم ميگن تک تيرانداز "
همه رو زدم
کارم تو هدف گيري حرف نداشت
قبل از پرتاب بايد بطري رو خوب تکون بدي
حبابا خيلي سريع ته نشين ميشن - باشه -
واسه همين قبل از پاشيدن بايد خوب بطري رو تکون مي دادم
سو جين وو به لطف تک تيرانداز نوشابه اي از اون مخمصه در رفت
ولي اين بار، يه بتونه ميزنن تو سر اين آ
خوبي؟
اون دلش ميخواد هر جور شده به جين وو کمک کنه
اميدوارم يه آدم دلسوز داشته باشه که بتونه بهش تکيه کنه
با گذشت زمان احساس اونا نسبت به هم افزايش پيدا ميکنه
از بين خانوماي خوشگل ِ بازيگر، يو سونگ هو کدومشون رو انتخاب ميکنه؟
نونا پارک مين يونگ
واقعا اينو گفت؟ - آره -
" واقعا اينو گفت؟ "
اونا خيلي تو سريال گريه مي کنن
ولي مواقع استراحت کلي هم مي خندن
خيلي خوب ميشه اگه بتونن هميشه همينجوري بخندن
ولي اين مرد نمي ذاره
...قتل، مشارکت در قتل، تجاوز
" قتل، مشارکت در قتل، تجاوز، سرمايه گذاري غيرقانوني، فساد مالي "
...واي
" ...واي "
ولي هيچ سکانسي نبوده که من بهشون دستور داده باشم اون کارا رو بکنن
من فقط نگاشون کردم
...حتي
همين لبخندشم باعث ميشه شرور به نظر برسه
اين کله ات واسه چيه؟ خب کار بکش ازش
اون حتي با دوستشم بد رفتار ميکنه - ...من -
شرمنده ـم
اشکالي نداره، بيا اينجا
خنده داره
حتي دوستشم کتک مي زنه
با يه چوب تمرين هاکي تا ميخوره ميزندش
×ولي پشت صحنه ماجرايي داره×
خدايا - حسابي زدش -
اول بايد بهش سيلي بزنم؟
خيلي خوب ميشه - ...چطوره -
وقتي ميفتم زمين منو بزنه؟
فکر کنم اينجوري بهتره
بيايين دوباره بگيريم - دوباره بزنمت؟ -
عجب مکالمه ي ترسناکي
آروم، فقط اونقدي که صدا کنه
دارن چک ميکنن ببينن چقدر محکم لازمه بزنن
مشکلي نيست؟
نه، مشکلي نيست
درد نگرفت؟ - نه اصلا -
ولي احساس واقعيش اينه
دردم گرفت
" دردم گرفت "
No comments yet. Be the first to leave one.