Hell's Paradise

Hell's Paradise (地獄楽)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Hells Paradise Jigokuraku S02E02 WEB-DL
تعليق من shine021
زیرنویس قسمت دوم فصل دوم سریال بهشت جهنمی

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-01-24
تنزيلات: 155
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 180 سطر.

ممنون.

من تصمیمم رو گرفتم.

اون تنها کسیه که بهش نیاز دارم.

من به هیچی جز اون نیاز ندارم!

داداش!

...شکستن...

دارم می شکنم...

دارم... می شکنم...

زيرنويس از مهدي shine021

بهشت جهنمی

واقعیت و خیال

...شکستن...

دارم می شکنم...

'نینپو: پل آتشین!'

'نینپو: شعله زاهدانه!'

این دیگه چیه؟

گابیمارو!

داداش!

ها؟

اینجا دیگه کجاست؟

این گردابه چیه؟ خیلی تاریکه، هیچی معلوم نیست.

اون نینجا کجاست؟

پس اون تو گردابه است.

فکر کردم داشتیم می جنگیدیم.

نمی فهمم.

نگاه کردن به این گردابه یه جوری بی دلیل عصبیم می کنه.

خیلی رو مخه.

تو رو مخی!

تو سد معبر کردی!

می کشمت!

می کشمت!

نمی دونم تو چیه هستی، ولی می کشمت!

اون دیگه داره خاکستر میشه.

چرا از اون 'تائو' کوفتی استفاده نمی کنه؟

گابیمارو نمی تونه از 'تائو' استفاده کنه.

یادش رفته.

'تائو' دشمن خیلی قویه.

گابیمارو شانسی نداره.

با این وضع، من شانسی ندارم.

ولی اگه دوباره از 'شعله زاهدانه' استفاده کنم...

حتی اگه بمیرم، یه روستایی دیگه جامو می گیره.

باید تا جایی که می تونم موانع رو از سر راه بردارم.

کشتن این یارو الان از جون خودم مهم تره.

اون واقعا داره می میره.

داره به چی فکر می کنه؟

هدفش باید گرفتن عفوش باشه، ولی اگه بمیره که دیگه فایده نداره.

همین موضوع برای حریفش هم صدق می کنه.

جفتشون خودشونو گم کردن.

نه... داداش، چرا داری این کارو می کنی؟

واسه چه هدفی؟

ممکنه...؟

شرط می بندم میذاشتی داداشت همه ی جنگیدنای اصلی رو بکنه.

از قیافه خوشگلت معلومه.

این واسه منه؟

این نمی تونه درست باشه، داداش.

آخه من... من فقط...

داداش!

بکش! بکش!

تو سد معبری!

همه غیر از ما دشمنن!

ما...

من...

من کیم؟

داداش.

داداش...

داداش، متاسفم.

فکر می کردم داریم با هم می جنگیم،

ولی تو همیشه تنهایی جنگیدی، چون من ضعیفم.

تو اینجوری شدی، چون نمی تونی رو من حساب کنی.

بیدار شو، داداش.

من فقط یه بخش از توام،

ولی تو همه چیز منی.

یه فرصت.

جفتشونو زنده زنده می سوزونم!

گابیمارو! نه!

خانم، مراقب باش!

دیگه 'تائو' نه! می میره!

'نینپو'...

این چیه؟

این کار دختره بود؟

داداش!

منتظرم باش، توما.

منتظرم باش.

خانم! نمی دونم داری چه غلطی می کنی، ولی بس کن!

خانم!

چه خبر شده؟

اینم از اون 'تائو' هاست؟

چی؟!

چقدر بزرگ شده! هم از نظر ظاهری، هم از نظر باطنی!

این دیگه چه کوفتیه؟

لعنتی، عجب چیزیه!

خفه شو بابا.

وقتی تشریحش کنم می فهمیم.

تو واقعا یه احمقی.

جدا که همینطوره.

اینجا پر از رمز و رازه.

یکی بیاد این گه رو واسه من توضیح بده.

با یه نگاه تازه به اینجا،

یه چیزایی درست نیست.

من تا حالا این صداها رو نشنیده بودم.

یه چیزی اون بیرونه.

معلوم نیست با چی روبرو میشیم.

اگه این همه رمز و راز جزیره همش الکی باشه،

پس اینارو کی ساخته و چجوری؟

بزن بریم.

یه سایت آزمایشی برای زندگی.

یه جزیره مصنوعی.

اگه بگم نمی دونم

این حس اشتباهی که تو این جزیره هست چیه، دروغ گفتم.

ولی...

آدمایی که دارن سعی می کنن 'تنسن' رو بکشن،

بدون شک جزیره رو تغییر میدن.

اون موقع من هنوز خودم خواهم بود؟

اوه؟

ساگی، شینون-سان.

فوچی-دونو.

و...

گابیمارو! زخمات...

ها؟ و توم... چی؟

بقیه کجان؟ تن-کون و سن-چان؟

و این چه لباسیه پوشیدی؟

اوم...

چه خبر شده؟

می، از قدرتات استفاده کردی؟

وای، حرف زد! این دیگه چه جونوریه؟

باید ازت تشکر کنم.

فکر نمی کردم تا وقتی زنده ام دوباره ببینمش.

شما از ته دره اومدین؟

حتما پر از 'سوشین' بوده.

منظورت همون هیولاهاست؟ همشونو کشتیم.

اون یه 'دوشی'ه؟ شکستش دادی؟

خب، آره. دو تای دیگه هم همینطور.

تو چجوری حرف می زنی وقتی فقط یه سری؟

تو هزار سال،

من هیچوقت با همچین آدمایی روبرو نشده بودم.

اونا 'سوشین' و 'دوشی' رو کشتن.

حتی خداها رو هم می کشن.

اونا ممکنه بیشتر از یه تغییر ساده تو جزیره ایجاد کنن.

قلبش خیلی نازه.

اولش از این ایده متنفر بودم...

اولش فکر می کردم عجیبه...

مغزش رو اعصاب خورد کنه ولی باحاله.

ولی بعد از گوش دادن...

ولی بعد از گوش دادن به حرفات، فهمیدم.

ولی هیچ چیز جگر نمیشه.

ساگی، دوست داری کالبد شکافی رو هم تماشا کنی؟

نه، کل این مدت عجیب بوده.

خیلی نازه.

بیا عجله کنیم این 'دامپلینگ' ها رو بخوریم.

فهمیدم.

فقط هشت نفر از گروه اعزامی زنده موندن. این کمتر از نصفه.

خانم باسن گنده، زنده ای!

آره. باحاله، نه؟

باید هر چه زودتر از قصر دور شیم، ولی...

گابیمارو حالش خوب نیست که راه بره، و...

می-سان هم همینطور.

به هر حال، باورم نمیشه تو فقط سه روز این همه آدم مردن.

می دونم خواست شوگون بود، ولی وحشتناکه.

اینقدر احساساتی نباش.

از اول داشتیم همدیگه رو می کشتیم.

فقط شماها فکر می کردین می تونیم هممون سالم و دوست برگردیم؟

دقیقا همین نیت رو داشتم.

اونم دوستته؟

اون همون چیزیه که بهش میگن مار تو آستین.

گذاشتیم زنده بمونه، ولی یه کلمه هم حرف نزده،

و فقط داره پامونو می گیره.

اگه براتون سخته، می خواین من بکشمش؟

نکن.

ها؟

نمی دونیم داره با چی دست و پنجه نرم می کنه.

از همه مهم تر، نمی خوام دیگه مرگ کسی رو ببینم.

مگه اینکه بخوان ما رو بکشن.

اوه، آره؟ انگار بیشتر از یه جفت سینه گنده داری.

ببخشید که حرفتونو قطع می کنم،

ولی نباید گابیمارو رو نادیده بگیریم؟

دیگه داره جون میده.

اوه، آره. باید زودتر درمانش کنیم.

خیلی بد زخمی شده، بیهوش شده.

نه، این به خاطر زخماش نیست.

من زدمش چون دست از جنگیدن بر نمی داشت.

More Farsi Persian subtitles for Hell's Paradise

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left