معلومات الإصدار

계룡선녀전~Tale of Fairy E12 ❤️(Barcode)❤️
تعليق من Mary_fall
❤️@barcodesubtitle❤️

الوسوم

other
نشرت في: 2018-12-13
تنزيلات: 47
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

مترجم: asareh, Mehr, Nasi

قسمت دوازده

به دب اکبر

دوباره، مثل همیشه، درخشش از دستانت منعکس میشه

... انگاری که برای تحمل اندوه ساخته شدن، نسیم از

غرب به شرق میوزه

تمام این مدت من تورو توی چشمام داشتم

هنوزم باید یه چیزی بهت بگم

و امروز راجب احساساتم برات مینویسم

دب اکبر

تو ممکنه تنها زن توی زندگی من باشی

که من با تمام قلبم میپرستم و دوستش دارم

با اینکه تو به من نزدیکی

و احساسات من به تو مثل روز روشنه

شهامت ابراز کردنش رو ندارم

ولی این یه قول رو بهت میدم

ممکنه 1000 سال بگذره

و کوه ها بین ما قرار بگیرن

... ولی

من

همیشه عاشقتم

جوم سون

من

خیلی عصبانیم

چرا حس میکنم

من بیشتر به پری خانم نزدیکم تا استاد جاتگ؟

آجوشی داری گریه میکنی؟

چرا حس میکنم

سرنوشتمون به هم گره خورده؟

مهم نیست چند بار دیگه دوباره متولد شم

من فقط، چشمم دنبال اونه

چرا حس میکنم اونم باید همچین حسی داشته باشه؟

اگر این حسیه که من دارم

نمیتونم همینجوری بیخیال پری خانم بشم

باید ازش بپرسم

که واقعا عاشق کدوممونه

باید بپرسم نه؟

بهش میگم

چی؟

همه چیو بهش میگم

نمیدونم چرا

نمیدونم چجوری قراره توضیح بدم

ولی بهش میکم

که اون متعلق به منه

جوم سون،بعدا میبینمت

جدی جدی داری میری؟

جوم سون مرسی که گفتی چی شده

مطمئن میشم که دیگه به احساست لطمه وارد نشه

پس طاقت بیار

اجوشی

میدونستم این اتفاق میوفته

نگران من نباش میبینمت

اجوشی

امیدوارم به احساس توام لطمه وارد نشه

با هم ناهار خوردیما

ینی زشته ازش بخوام شامم با هم بخوریم؟

ولی دوست دارم این کارو بکنم

زیاده روی میکنم؟

لعنتی، اینکه بهش زیادی فکر میکنم عجیبه

گیوم

اون عوضی چشه

چی هر روز خدا انقدر مشغولش میکنه؟

خدایا

وای پام - استاد جانگ -

چخبرا؟ - علیک سلام -

... خب

اومدم یه چیزی بگم

راجب چیه؟

بعدا

بعدا بهت میگم

پری خانم

.. میشه یکم وقتتو - پری خانم -

چرا من نه؟

منم اونجا کنار آبشار بودم

هی گیوم

پری خانم،من

یه چیزی هست که میخوام بهت بگم

پس

من

خب

راجب احساسم - گیوم -

میشه اول من بگم؟

یک ساعت پیش

خانم چو

خانم چو

رفته جایی؟

رفتم اتاقم یه چی بردارم

و دیدم که تخم جوم دول تکون خورد و ترک برداشت

احساس بدی داشتم که ترک برداشته

اگه خدایی نکرده بلایی سرش بیاد چی؟

خیلی نگرانم

این روزا زیاد نگرانی داری، انگار خودت نیستی

فقط باید تو دمای اتاق نگهش داری

گذاشتیش تو یخچالی جایی؟

نه

ولی اصلا قبلا اینهمه ترک نداشت

خیلی نگران نشو

میدونی چه چیزی درباره زمان غیر منتظرانس؟

نوزاد های تازه به دنیا اومده

مثل یه تیکه چوب میخوابن

ولی دو دقه دیگه واسه غذا بیدار میشن

همینکه بزرگتر میشی، زمان رو هم یادت میره

پس قولهایی میدی

و بخاطر نموندن سر قولهات مجازات میشی

ولی بچه های کوچولو میرن سراغ مامانشون

بعد از اینکه یکم بازی میکنن، با اینکه صداشون نکردی

یه جایی دلشون برای پدر و مادرشون تنگ میشه

این اولین تناسخ جوم دول

بعد از مرگ پدرشه نه؟

شاید وقتشه که باباشو ببینه

بهتره زودتر باباشو پیدا کنی

گفتی واسه باباش خیلی عذارادی کرد

وقتی از تخم بیاد بیرون

بدون باباش خیلی نا امید میشه

مامان

چه بلایی سر بابا میاد؟

بابات

برگشت به جایی که قبل از بدنیا اومدنش بود

بابا

بابایی

دلم برات تنگ شده

جوم دول

الان میخوای بیای بیرون؟

داری تمام زورتو میزنی که بیای بیرون

ولی بدون اینکه برای تولد آماده شم درگیر بودم

متاسفم

خیلی متاسفم

گیوم

خودخواهی من باعث دگرگونی زندگیت شد

سعی کردم با ترس کنار بیام

و با اعتماد کزدن به مهربونیات توی همچین جای غریبی زندگی کنم

من جذب رفتار خوبت شدم

و قلبم رو برات باز کردم

ولی باید شوهرمو پیدا کنم

بخاطر همین اینجام

و بزرگترین دلیلیه که تا الان زنده ام

پس از من ناراحت نشو

و روی زندگی قشنگت تمرکز کن

شوهرت احتمالا

استاد جانگه؟

فکر میکنم

گیوم

رستوران دم گاو

خوش اومدین - خدافظ -

سوپ دم گاو؟ - واسه اونه -

چقدر؟ - سلام -

خدافظ

نوش جان

مثل غذای پادشاهاس

واسه تو سوپ دم گاوه

بخور ،شنیدم ظرف غذای مارماهیتو بذل و بخشش کردی

جونگ مین بهم گفت

خوشمزس یکم بخور

میشه یه بطری سوجو برامون بیارید؟

روز ساوو

من جانگ یی هیون میگم

که نباید جلو من واسه خودت نوشیدنی بریزی

اگر خودت لیوانتو پر کنی

باید تا اخر عمرم مجرد بمونم

هیچکاری نکنم و فقط بشینم روبه رو تو

فکر میکنی

از اولش برای رابطه ازپیش تعیین شده شما مزاحم بودم؟

از پیش تعیین شده؟

مطمئن نیستم

چیزی نیست که بتونم راجبش مطمئن باشم

همونطور که میدونی، من راجب چیزی مطمئنم که قطعیه

چطوری میتونم راجب چیزای مبهم مطمئن باشم؟

حتی به چیزی که ثابت شده هم شک دارم

این شعار زندگی منه

پس احساست راجب پری خانم چی؟

اونا هیچی نیستن؟

گیوم

میدونی

کل زندگیم از بی خوابی و کابوس رنج بردم

آدمای مثبت نگر مثل تو

هیچی ایده ای ندارن اینا ینی چی

وقتی شب میرسه

چشمامو میبندم که بخوابم

بعدش

میشم یه بچه

که یجایی زندونی شده

یکی لطفا کمک کنه

هرروز رانده میشم - کمک -

هرروز از نفرت خشمگینم - کمکم کنید -

همون روح ها پیداشون میشه

و هردفعه همون نفرین رو میکنن

... من فقط

نمیتونم بهش عادت کنم

همیشه میترسم

چرا؟

چرا این اتفاق میوفته؟ چرا واسه من میوفته؟

بیشتر از صد بار بهش فکر کردم

... ولی

نتونستم جوابشو پیدا کنم

ولی یه روز، سون نام اوک جلوم ظاهر شد

با اون گل گنده رو سرش

گیوم

فکر میکنی از قبل قرار بوده باهم باشیم؟

بعد از پیدا شدن اوک نام تو زندگیم

شبا میتونستم راحت بخوابم

More Farsi Persian subtitles for Mama Fairy and the Woodcutter

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left