أول 22 سطر.
BEAST - ربان ?? گره زدن ربان يه چيزي مثل سبزه گره زدن) (خودمون ميمونه واسه ي براورده شدن آرزوها
گره ي کور يهو باز ميشه
جدا شدني که فکر ميکردم حالا حالا سراغم نمياد ، نزديک به نظر ميرسه
اين لحظه سخت ترين لحظه واسه ي منه
ولي نگران نباش، من تو رو مقصر نميدونم
حتي اگه همه چيزمو از دست بدم راه برگشتي نيست
و من ، کسي که نتونست از تو به اين با ارزشي حمايت کنه
منِ بدبختي که لبهام که از هم جدا نميشن
عاقبتم اينه که از نگه داشتن تو عاجز شم
ميخوام گره ي باز شده رو باز محکم ببندم
تا با تمام قدرت خودمون رو به هم برسونيم و باز عشقمونو گره بزنيم
يه ربان گره بزن ، رباني که گره اش باز نشه
يه ربان گره بزن تا هر گز از هم جدا نشيم
اگه خيلي دير نشده ، اگه ميتوني مثل من عوض نشي
معني اينو نميده که قبول کردم
تنها کاري که از دستم بر مياد اينه که عينِ مستا بيام سمتت
به گرمي توي خواب هام به استقبالت ميام
الکي اداي خوب بودنو در ميارم و ميگم حالم خوبه و ميخندم
عزيزم ، درسته ، من مردِ خوبي نبودم
هميشه يه جايِ کارم ميلنگيد
متاسفم که الان اين اهنگو ميخونم و تو رو تو منگنه ميذارم
حتي اگه همه چيزمو از دست بدم هيچي تغيير نميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.