أول 200 سطر.
...زیباترین و پاکترین آفریدهی پروردگار
...نزدیکترین موجود به یک فرشته الهی
...یک زن جنوبی اصیل
یا دختر چشمآبی گیسوطلایی اوست
...به همین دلیل نمیتوانیم بگذاریم
...دختران و پسران کوچک
سیاهپوستان و سفیدپوستان کنار هم باشند
...و از آنها بخواهیم با هم آواز بخوانند
بازی کنند، برقصند و کنار هم غذا بخورند
نمیتوانی این کار را کرد ...و بعد انتظار داشت
باعث رنجش و ناراحتی کودکان سفیدپوست نشود
!نمیتوان این کار را کرد
...دیوان عالی با لغو تفکیک نژادی در مدارس
تمام قوانین ژنتتیکی و بیولوژی الهی را کنار گذاشته است
اگر مشکلی پیش بیاید ما میتوانیم ...پیشبینی کنیم چگونه شروع خواهد شد
...اون جوون سیاهپوست زبانباز
که در شیکاگو یا نیویورک پرسه میزنه ...رفتاری ناشایست
...و کلماتی زشت
با یک دختر سفیدپوست خواهد داشت ...چون با خودشون میگن
آیا دادگاه عالی تبعیض را لغو نکرده است؟"
"آیا دولت فدرال از ما محافظت نخواهد کرد؟
...این منطق موجب شورش
خونریزی، تجاوز و انقلاب میشود
تا چند لحظهی دیگه دفاعیات نهایی رو شروع میکنیم
بهنظرت نظر چندتاشون تغییر کرده؟
توی این موقعیت اهمیتی هم داره؟
.معلومه که داره وکیل مدافع بازی کثیفی راه انداخت
اونها میدونستن اگه قاضی اجازه بده ...کارولین به جایگاه بره
قاضی داستانش رو میشنوه
و مهم نبود قاضی حکم بده که قابل قبوله یا نه
خب چه انتظاری داشتی؟
همه میدونن برلاند توی شورای شهروندان رتبهی بالایی داره
...اینطور نیست که قبلا ندیده باشم
اما صلیبهای سوزان رو ...واسه آدمهایی مثل ما
روشن نمیکنن
اونجا چه اتفاقی افتاد؟
آفتابسوخنگیه - دارم میبینم -
داستان چیه؟
دنبال یه سر نخ بودم
...شنیدم که دوتا شاهد سیاهپوست رو
...در طول محاکمه
توی زندان چارلستون نگه داشتن
از کجا شنیدی؟
...نمیتونم منابعم رو لو بدم
اما از اون دوتا مامور آدرس پرسیدم تا سر از ماجرا در بیارم
جای اینکه آدرس بهم بدن گفتن من رو میرسونن
کاشف به عمل اومد ...بلیت یکطرفه بوده
و من مجبور شدم ...پنج مایل
زیر آفتاب سوزان سر ظهر پیاده برگردم شهر
شانس آوردی ...بلای دیگهای سرت نیاوردن
که مجبور شی بذاری بری
درست میگی
میمی، فکر کردیم از شهر رفتی
نزدیک بود برم
دیروز که اون زن به پسرم ...تهمت میزد
...زبونم رو گاز گرفتم
...و امروز صبح نتونستم
شاهد شهادت کسایی باشم که ازش تعریف میکنن
تنها چیزی که از دست دادی ...اینه که یه مشت سفیدپوست گدا
...سعی داشتن بگن که برایانت و میلام
با آبروترین آدمهاییاند که دیدن
حدس میزدم
...هرچقدر که سعی کردم وسایل رو جمع کنم
...و از این کابوس بیام بیرون
یاد حرفت درمورد اومدن میافتادم
واسه همین... اینجام
...نمیخوام اون زن فکر کنه
اون مزخرفاتی رو که بلغور کرد ...باور کردم
ولی اگه میرفتم این فکر رو میکرد
سکوت کنید
آقایون، برای ارائهی دفاعیات نهایی آمادهاین؟
بله، جناب قاضی
دادستان میتواند شروع کند
در مورد این پرونده ...در دادگاه و بیرون از دادگاه
...حرفهای زیاده زده شده
من نگران دخالت سازمانهای خارجی نیستم
تنها نگرانی من اینهکه به لحاظ اخلاقی چی درسته چی غلط
و اگر بر اساس هر چیزی ...غیر از شواهد ارائه شده
...در این دادگاه رای صادر کنید
اونوقت هر سنت و عرفی ...که جنوب
به اون افتخار میکنه رو به خطر انداختین
و همهی ما میدونیم ...که یه جنوبی اصیل
هرگز کودک نمیکشه
من در جنوب به دنیا اومدم ...و بزرگ شدم
و اگه امت تیل شیطنت کرده ...و مستحق مجازات بود
همونطور که جناب وکیل مدافع میخواد ...شماها باور کنید
بدترین نوع تنبیهای ...که باید صورت میگرفت
شلاق زدن بود
چون در اینجا ما با یک بچه ...مثل بچه رفتار میکنیم
نه مثل یه مرد
حقیقتی که هست ...اینهکه از همون ابتدا شهادت دادستان
با خون یک کودک آغشته بود
اون کلمات چه بودن، آقایون؟
این بود: "کشیش، کشیش
...من اون پسرک شیکاگویی رو میخوام
«همون پسره که توی «مانی "بلبلزبونی کرده
اومدم حقالزحمه شهادتم رو بگیریم، قربان
اسمم موز رایته
میدونم کی هستی
آقای رایت. قربان - موز -
میشه یه سوالی ازتون بپرسم، قربان؟
جناب، نظری دارید؟
کجا میری، کشیش؟
...حالا این پزشک با مدرک و القابی که داره
میاد اینجا و میگه ...نمیتونه بگه که اون جسد
متعلق به فرد سفیدپوست بود یا سیاه پوست
اگه یه پزشک نمیتونه جسد ...یه سفیدپوست رو از سیاهپوست تشخیص بده
من یکی عمرا بخوام برای من نسخهای تجویز کنه
برای شناسایی امت تیل، تنها کسی که اون رو ...میشناخت و دوست داشت
لازم بود نه پزشک و کلانتر
...اگه چیزی از امت تیل باقی مونده بود
خط رویش مویی، گوشی ...یا فقط یه قسمتی از بینیاش
...مادرش میمی بردلی
شاهدی از جانب خدا برای شناساییش بود
...حال برای اینکه
این دومرد جوان رو ...به قتل عمد محکوم کنین
...تکتک شماها باید
بدون هیچ شک و شبهه ...و تردیدی متقاعد بشین
که دادستان گناه اونها رو اثبات کرده
دادستان چیزی رو اثبات نکرده مخصوصا در مورد قتل
به فرض جی دبلیو میلام ...و روی برایانت
امت تیل رو گرفتن و بعدا اون رو رهاش کردن
به فرض موز پیر ...سوار اتومبیلش شد
و اون پسرک رو که داشت به خونه برمیگشت کنار جاده پیدا کرد
ممکنه موز اون رو ...به دیدن دوستی برده باشه
...دیدن کسانی که سعی دارن
...آداب و رسوم جنوب رو زیرپا بذارن
کسانی که موز رو متقاعد کردن ...تا انگشتر امت تیل رو از انگشتت در بیاره
...و بر روی جنازهی پوسیده و بدبوی اون
که قراره بعدا توی رودخونه پیدا بشه قرار بده
حالا که برای بحث و گفتگو ...وارد اون اتاق میشین
میخوام به آیندهتون فکر کنین
زیرا زمانی که برای عبور از پل صراط ...فراخوانده میشوید
...و در حالی که وارد خانهی پدرتان میشوید
خانهای که به دست بشر ساخته نشده ...بلکه جاودان در بهشت است
میتوانید به عقب نگاه کنید ...به جای پای پدرتان بنگرید
و کارهای نیکتان بر روی ...شنهای زمان ثبت شده را ببینید
و هنگامی که به سوی آرامگاه ...آرام و خاموش خود میروید
...تا به خواب ابدی فرو روید
...میخواهم در دست خود نامهای داشته باشید
که در آن سوابق خدمت شما به پروردگار و همنوعانتان نوشته شده باشد
و تنها با آزاد کردن این افراد چنین چیزی میسر است
...تکتک شما آنگلوساکسونها
شجاعت آزادی این مردان را دارید
آیا وکیل مدافع دفاعیات نهایی خود را به پایان رساند؟
بله، جناب قاضی
...دادستان این اختیار را دارد
که در صورت تمایل آخرین جملات خود را به هیئت منصفه بگوید
دادستان سخنی برای گفتن دارد؟
.بله، جناب قاضی داریم
اون چیزی که الان شنیدید ...بیپایهواساسترین استدلالی بود
که در دادگاه گفته شده
موز رایت در صحنهسازی برای قتل هیچ مشارکتی نداشته
سادهست
...متهمان قانون را خودسرانه اجرا کردن
...و اون پسرک رو به دادگاه نظامی بردن
...و حکم اعدام صادر کردن
زیرا فکر میکردن کسی شجاعت ...این رو نداره که جلو بیاد
و کاری که به لحاظ اخلاقی درسته رو انجام بده
من از شما میخوام ...که امروز شجاعت به خرج بدین
چون وکیل مدافع در یک مورد ...درست میگفت
...اینها اغتشاشگرهای خارجیای هستن
که سعی دارن آداب و رسوم ...جنوب رو نابود کنن
...اما به محض اینکه زندگی، آزادی
...و حق پیگیری خوشبختی رو از هرکسی بگیریم
...در موضع دفاع قرار میگیریم
و در توجیه موضع خود آسیب پذیر میشیم
تنها زمانی که بتوانیم ...به حفظ حقوق همهی افراد
...اعم از سیاه یا سفید کمک کنیم
خواهیم توانست آداب و رسوم خود را حفظ کنیم
خب حالا چی میشه؟
اینجا میشینیم و منتظر میمونیم؟
کار دیگهای از دستمون برنمیاد
آره، درسته ولی اینجا؟
توی این هوای شرجی؟
با زور نفسم بالا میاد
اگه الان بریم صندلیهامون اشغال میشن
خیلیخب
اسم و شمارهتون رو بنویسین
داره چیکار میکنه؟ - احمقبازی در میاره -
شرطبندی میکنه
داره پیشبینی میکنه که قراره چقدر طول بکشه
برای بحثوگفتگو؟
و تبرئه شدن
همه خیال میکنن که هر چه زودتر این بساط جمع میشه، مگه نه؟
...یک حکم سریع به معنی
شکست ما نیست
هنوز بحثشون تموم نشده
تشنهاند
خب براشون نوشابه ببر
وایسین ببینم، این دادگاه واسه این مردم جُکه، آره؟
ده نفر رای "بیگناه" دادن
دو نفر رای ممتنع دادن
ظاهرا دو نفرتون میخواین اعدام بشیم
به نظر میرسه قبل از رایگیری مجدد باید یهسری از ابهامات برطرف بشه
بسیارخب
...به گفتهی مسئولین کفن و دفن
سینهی اون جسد مو داشته
روی سینه سیاهپوستها تا 30سالگی ...مو رشد نمیکنه
بنابراین بدون تردید اون جسد متعلق به اون پسر نبوده
No comments yet. Be the first to leave one.