Berserk

Berserk

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Berserk - S02 E02[480/720]
تعليق من F.A.M.E.
Translated by [Animworld.net] translation group: [Konan_S . Amin.F] Sync with Tinymovies WebRip version

الوسوم

720
480
نشرت في: 2017-04-08
تنزيلات: 46
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 171 سطر.

زیرنویس

و

ترجمه

A

m

i

n

.

F

A

n

i

m

W

o

r

l

d

.

N

e

t

K

o

n

a

n

_

S

m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265

m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265

m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265

. این فیلم شامل صحنه هایی میشه که ممکنه به مزاج برخی از بینندگان خوش نیاد ، دیگه هر جور صلاح میدونید

... اون

! اوه ، برگشتی

. ممنونم

. اون نورِ شاهین ـه . ناجی دنیا

... یا شاید

سفر زمستانی

... هی ، بیا دیگه

. گاتس ، اون سهم تو رو هم خورد

. عب نداره

! اما تو هم باید یه چیزی بخوری ها

. هیچوقت فکر نمیکردم گاتس اینقدر مسئولیت پذیر باشه

. اصلاً توقع نداشتم

... اما شاید دیگه داره زیاده روی میکنه

پوک ، سرزمین مادری تو چه شکلیه ؟

! خب ، بهتر از اون جایی نداریم

! اِلفهلم

. یه سرزمین معرکه که اونطرف دریای غرب قرار داره

، گل ها همیشه شکوفه میدن ، پرنده ها همیشه دارن آواز میخونن

. و اِلف ها هم همیشه دارن میرقصن

. تمام سال همین شکله

. یه بهشت اِلفی ، که همیشه توش بهاره

. اوه ، خونه ی خوشگل خودم

، اگه انقدر جای عالیه پس چرا تو اونجا رو ترک کردی ؟

. چون از اونجا خسته شدم

. باورم نمیشه که رو پیشنهادش حساب باز کردم

، اما الان . مجبورم به کوچکترین روزنه ی امیدی دل خوش کنم

. گاتس ، تو هم باید قبل از اینکه شب بشه یه کم بخوابی

، خیالت تخت . اگه اتفاقی افتاد ، من بیدارت میکنم

، ممنون ، میدونم که کارتُ بلدی . پس حواست جمع باشه

. اطاعت

خوابت میبره ؟ خواب میبینی ؟

راجع به اون خواب میبینی ؟

چرا ؟ چرا تعقیبش نکردی ؟

. بیا بریم ، بیا بریم دنبالش

. بیا بریم برای همیشه تمومش کنیم

بخاطر این دختره ـس که باهاته ؟ انقدر برات ارزش داره ؟

بیشتر از گریفیث ؟

. اون زن دیگه خیلی وقته که اون سربازی که تو میشناختی نیست

، این زن فقط یه مُرده ی متحرکه . همه ی هَم و غمت رو بزار واسه گریفیث

. گمشو

. راه های بهتری هم هست که با یه قربانی رفتار کنی

، میبینی ؟ اگه اینکارو بکنی . میتونی خیلی بهتر و عمیق تر به گریفیث نزدیک بشی

! کافیه دیگه

. تو خیلی وقته که همینی

کی خورشید غروب کرد ؟

. چقدر بدبخت شدم که به این اعتماد کردم

. حقیقت نداره

... نداره

، خب ، حداقل خدا رو شکر

. تونستیم یه جایی رو پیدا کنیم که از برف و بوران بهش پناه ببریم

. همچین وقت هایی که خیلی آرومه ، آدم حس میکنه که تو سفره

چطور اونوقت ؟

. سرده ، گشنمه ... کجای سفر اینقدر بدبختی داره

پس ، میخوای بیخیال شمشیرزن سیاه پوش بشیم و برگردیم به پیشگاه مقدس ؟

. همچین قصدی ندارم

میخوای بگی باید برم به پیشگاه مقدس و بگم که اون هیولا شوالیه های زنجیر آهنی مقدس رو بلعید و زد به چاک ؟

، خلع درجه که میشیم ، هیچ ! تازه استنطاق هم میشیم

. بعدم من قصد ندارم دیگه به اون دم و دستگاه برگردم

حالا ببینم ، تو چرا نزدیکتر نمیای ؟

. نه ... آخه من الان نقش دیده بان رو دارم

اولین باری که بانو فانیز رو دیدم ... دقیقاً یه همچین شبی بود

... یه خرگوش عجیب

! پسره ی گستاخ

. خوب گوش کن

. من بودم که زندگی تو رو نجات دادم

. پس از امروز ، تو به من تعلق داری

. قسم بخور

. قسم بخور که تمام و کمال گوش به فرمان منی

. بله ، بانو فارنیز

تو یه عمارت اشرافی ؟

. قرار شده که از فردا واسه کار برم اونجا زندگی کنم

دستمزدش خوبه ، اینجوری میتونم . پول پرستار واسه نگهداری از تو رو در بیارم

. فرصت خیلی خوبیه که به نجیب زاده ها نزدیک بشی

. حواست باشه خوب کار کنی

. چشم

، خانواده ی واندیمیون ، گفته میشد ثروتشون حرف اول رو میزنه . انقدر که حتی بودجه ی کل مملکت ، انگشت کوچیکه ـشون هم نمیشه

... الهی برات بمیرم . تعجب میکنم هنوز نفس میکشی

معمولاً ، ملازم های بانو فارنیز ، نمیتونن از پس فرمایشات ریز و درشت . این ایکبیری بربیان ، آخرم همشون سر به بیابون میزارن

. حتی یه بچه انقدر لباسش بدجور به آتیش کشیده شد که خودشم سوخت

، همه تو عمارت از این تخم جن ظالم ، هم میترسیدن هم نفرت داشتن . پای صحبت هر کی میرفتی ، یه دل سیر واست می نالید

. اما پشت این رفتارش یه دلیلی داشت

، فدریکو ، سالار خوانواده ی واندیمیون . آدم هوس بازی بود و هیچوقت هم خبر مرگش خونه نبود

. مادرش اونُ تو خونه ول میکرد میرفت پی عیاشی ـش

، بانو فارنیز از همه لحاظ تنها بود . هیچ ناظری تو اون عمارت به اون بزرگی بالا سرش نبود

، هر جور دلش میخواست زندگی میکرد . اونم تو یه قفس بزرگ

. خوب گوش کن

. اینجا میمونی و تمام شب دست منُ تو دستت میگیری

. بله ، بانوی من

! نه

! زود باش یه کاری کن که این رعد و برق بند بیاد

آخه اینکه دست من نیست ـــــ

! بانو فارنیز

!بانو فارنیز ؟

... اوه ، طوفان

! فقط کافیه که منم طوفان بشم

. پشت اون صحنه یه حقیقت ترسناک وجود داشت

. تو یه شب برفی ، ارباب فدریکو برگشت به خونه

، از موقعی که مشغول به کار شده بودم یکسالی میگذشت . اما این اولین باری بود که اون رو می دیدم

! پدر

. یه لحظه صبر کن ، فارنیز . الان وسط یه کار مهم هستم

. بله ، پدر

اوه ؟ اون عروسک کثیف دیگه چیه ؟

اِه ؟

. بندازش دور ، هر چقدر دوست داشته باشی از اینا برات جدیدش رو میخرم

... چیزه

. اما فعلاً ، فقط برو

... اوم

... بله ، پدر

بعدش ، یه خدمتکار تو عمارت تعریف میکرد که ، بانو فارنیز به اون عروسک تعلق خاطر زیادی داشت

. پدرش اونو طی تنها مسافرت خونوادگی که با هم رفته بودن براش خریده بوده

بانو فارنیز ــــــ

. کنار وایسا

. وگرنه تو رو هم میسوزونم

چی شده ، ارباب ؟

اون چیه دور گردنت ؟

این ؟

. میخوام از نزدیک ببینمش

. آه ... فکرشُ میکردم

. اولین باری که پدرم رو دیدم

خانواده ی واندیمیون همین الانشم 3 تا پسر داره که . سر جانشین سالار خانواده با هم جنگ دارن

، برای اینکه از جدال و کشمکش الکی دور باشی . ازت میخوام تا هویت واقعی خودت رو مخفی نگه داری

نمیخواین بیاین دیدن مادرم ؟

. به وقتش

. خیلی مودبانه اخراج شدم

، با قدرت و نفوذی که داشت

. پیدا کردن مادرم دیگه مسئله ی بزرگی نبود

... مادر بیچاره ـم

بانو فارنیز ، میتونم ازتون درخواست همراهی رقص داشته باشم ؟

. معذرت میخوام

. سرپیکو ، با من برقص

، عجب دختر سگ پایی . عمراً بشه به این آدم نزدیک شد

نکنه فقط میخواد با بادیگاردش برقصه ؟

اصلاً اون کی هست ؟

، اینجور که من شنیدم ، مقام و منصب داره . اما در اصل ملازم بانو فارنیز بوده

از طبقه ی اشراف نیست ؟

. ظاهراً ، خودِ ارباب فدریکو ، پدرش رو میگم ، قیمِ قانونی پسرس

بانو فارنیز ؟

. خیلی خوب خودشُ اینجا جا کرده

More Farsi Persian subtitles for Berserk

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left