Le scaphandre et le papillon
أول 200 سطر.
لباس غواصي و پروانه
.ببين!اون بيدار شد
!دکتر کشتون رو خبر کن،سريع
دکتر کشتون به اتاق 119
اقاي بوبي،چشماتون رو باز نگه داريد
چشماتون رو باز نگه داريد
اقاي بوبي،چشماتون رو باز نگه داريد
شما از يک خواب طولاني بلند شديد
صداي منو ميشنويد؟
صداتو ميشنوم
چي شده؟
خدا،يه بيمارستان
چشماتون رو کاملا باز کنيد
سعي کنيد چشماتون رو باز نگه داريد
خودشه،خوبه
حالا نور رو دنبال کنيد
خيل خوب
نترسيد
شما تو بيمارستان هستيد
من دکتر هستم،اسمم کشتون هست
اونها پرستار هستند
ما اينجاييم تا از شما مراقبت کنيم
يادتون مياد چه اتفاقي افتاد؟
به صورت مبهم- يادتون مياد چه اتفاقي افتاد؟-
...همونطوري که گفتم،يه سري تصاوير مبهم
Berck-sur-Merشما در بيمارستان نيروي دريايي هستيد،در
نزديک ساحل کلايس
شما در پاريس تحت درمان بوديد،بعد به اينجا آورده شديد
يادتون مياد؟
جان-دومنيک
شما سکته ي مغزي کرديد
شما تقريبا براي سه هفته تو حالت کما بوديد
.ولي حالا از حالت کما در اومديد،و حالتون خوب خواهد شد
قول ميدم
ممنون
من بايد يه سري تست انجام بدم
به من نگاه کنيد
خودشه
انگشت من رو دنبال کنيد
خودشه
...وقتي گفتم چشمک بزنيد
چشمک بزنيد لطفا
!خيلي خوب
حالا،سعي کن اسم خودتو بگي
جان دومنيک بوبي
يالا،سعي کن
همين الان گفتم- !بيشتر سعي کنيد-
اسمتو به من بگو
جان دومنيک بوبي
.سعي کنيد اسم بچه هاتون رو بگيد
Théophile, Céleste, Hortense.
.نگران نباشيد
اين يه پروسه ي خيلي کند هست
ولي قدرت صحبت کردن رو دوباره به دست مياري
چي؟
!صداي منو نميشنوي؟دکتر
اينجا چه خبره؟
من نميتونم صحبت کنم؟
اونها صداي منو نميشوند
!خداي من
من نميتونم صحبت کنم؟
چه اتفاقي براي من افتاده؟
اسم من جان دومنيگ بوبي هست
!دکتر
...اوکي
من سکته ي مغزي کردم،قدرت صحبت کردن و حافظه ام برميگردن
شما حالتون خوب ميشه،اقاي بوبي
حالم خوب ميشه- آروم باشيد،ما از شما مواظبت ميکنيم-
من صبور خواهم بود
اوکي
اوکي،من حرف شما رو باور ميکنم
کي اين گلها رو آورده؟
رزها
!اينس
خوب خوابيديد؟
بذار ببينيم،حالا
امروز صبح يه ملاقات مهم داري
دکتر لوپژ،عصب شناس،اميدواريم حالت به بهترين وجه ممکن باشه
صبح بخير
من الن لوپژ هستم،دکتر عصب شناس تو،دکتر کشتون رو هم که ميشناسي
...جان-دومنيک
...نه،دوستاي تو،تو رو جان-دو صدا ميکنند
پس منم همينطوري صدات ميکنم،منو دوست خودت بدون
همون دکتري که هستي باش
به عنوان يک دوست،ميدونم اين چقدر براي تو سخته
و من ميدونم هيچکس به تو تمام حقيقت رو نگفته
اين کار منه
اين کار منه
مشکلي که تو برات پيش اومده ما بهش ميگيم کار غير عادي يا ناکارامدي رگ هاي منتهي به مغز cerebrovascular accident or Cerebrovascular disease
اين مشکل ساقه ي مغز رو از کار ميندازه
...ساقه ي مغز
...يه بخش حياتي از سيستم اعصاب مرکزي ما هست که
مغز رو به طناب نخاعي وصل ميکنه
...در گذشته،ما ميگفتيم تو يه سکته ي مغزي شديد داشتي
.و تو احتمالا تا الان مرده بودي
...ولي الان،شيوه ي احيا کردن روي کار اومده که ما ميتونيم resuscitation techniques=شيوه ي احيا کردن
...ما ميتونيم سعي
منظورم اينه که،ميتونيم زندگيتو طولاني تر کنيم
به اين ميگن زندگي؟
به اين ميگن زندگي؟
طولاني کردن زندگي
.من حرفمو نميخورم،جان دو تو از سر تا نوک پا فلج شدي
همون طوري که خودتم ميدوني،نميتوني حرف بزني
نميتوني حرف بزني
...بيماري و مشکلي که تو داري ما بهش ميگيم-
سندروم قفل شدگي locked-in syndrome
سندروم قفل شدگي locked-in syndrome
.باعث تسلي تو نيست که بدوني وضعيتي که تو داري شديدا نادره
.به سادگي ميشه گفت ما علتش رو نميدونيم
.تو سيگار نميکشي،زياد مشروب نميخوري
.بايد بگم اينم يکي از اون چيزهاي عجيبه
...ولي با اين وجود
...درسته که تو از نظر فيزيکي فلج شدي
ولي بقيه ي چيزها نرماله پس هنوز اميد هست
نرمال؟- هنوز اميد هست-
مغزت در حال کار کردنه
تو ميفهمي من چي ميگم،چشمات حرکات ما رو دنبال ميکنه
ولي من زياد نسبت به اين چشمت خوشبين نيستم
عضلاتش کار نميکنند،ميبيني؟
اين چشم ديگه خيس نميشه،و پلک زده نميشه
.فکر کنم مجبور بشيم مسدودش کنيم
مسدود؟
چي رو مسدود کنيد؟
بايد نظر يکي ديگه رو هم در اين مورد بپرسم تا مطمئن بشم
خوب،از تو ميخام يه مدتي استراحت کني
مگه چه کاري غير از اين ميکنم؟- ...وقتي قوي تر شدي-
دو تا زن خوشگل ميان تو رو ميبينند
...و وقتي ميگم خوشگل
جدي ميگم- فوق العاده-
اونها خيلي خوشگلند
درمان شناس هاي فوق العاده کارشون حرف نداره،خودت خواهي ديد
خواهش ميکنم،معجزه نميخاد بکني
همونطوري که گفتم،اميد وجود داره
قبلا هم اينو گفتي
ما از تو مراقبت ميکنم،جان دو،بهم اعتماد کن
عجب شروع خفني بود
ما ازت مراقبت ميکنيم
!سلام
من تو بهشتم؟
من هنريت هستم
منم ماري هستم
تو ميتوني پلک بزني درسته؟
براي "آره" يک بار پلک بزن و براي "نه" دو بار
عجب شانسي دارم!دو تا خوشگل و من اينجا گير افتادم
ميتوني اينو بخوني؟
کجا؟
"دورند،درمانگر گفتار"
دورند رو ميبيني؟
خوب،اقا بوبي- دوشيزه يا خانم؟-
من فيزيوتراپيست شما هستم
...اول از همه بايد به شما ياد بدم تا بتونيد قورت بديد
پس ما روي زبان و لب هاي شما کار ميکنيم
به نظر جالب مياد- من يک درمانگر گفتار هستم-
ما روي راه هاي ارتباط برقرار کردن با اين وضعيت کار ميکنيم تا زماني که دوباره بتوني حرف بزني
مورد شما خيلي نادره
منم همينو شنيدم- خوب کار ما اينهايي هست که گفتيم-
بيا شروع کنيم
دقيقا،من فقط اومده بودم تا خودم رو معرفي کنم
بعدا ميبينمت
بعدا ميبينمت
...فقط ميخواستم بگم
اين مهمترين کاريه که تا حالا داشتم
و مصمم هستم تو اين کار موفق بشم
با کمک تو البته
...فکر ميکنم تو درک ميکني،ولي
من ميخام سوال هاي بيشتري از تو بپرسم
اوکي؟
يادت باشه،يک پلک،آره
دو پلک،نه
من يک مرد هستم؟
من يک زن هستم؟
نور خورشيد اذيتت ميکنه؟
الان نيمه شبه؟
اين سوالا ديگه چيه؟
ما تو پاريس هستيم؟
ما تو برک هستيم؟
ايا چوب رو آب شناور ميمونه؟
!بيخيال
يادت مياد که سکته ي مغزي داشتي؟
و ويرايشگر مجله ي مد و فشن بودي؟
.آره،من ويرايشگر مجله ي مد و فشن بودم
برو به الايا
چشم راستت اوضاعش خوب نيست
صداي منو ميشنوي؟
چشم راستت اوضاع خوبي نداره،بايد بدوزمش
بدوزيش؟
...اين باعث ميشه
چشمت سالم بمونه و قرنيه عفونت نکنه
من همين الان از اسکي برگشتم
کوهپايه هاي مورتيز اين روزهاي سال بهترين جا براي اسکي هست
گاييدمش
!هيچي مثل اسکي کردن در حالي که باد يخ به صورتت ميخوره کيف نميده
!دست از سرم بردار
نترس- ولم کن-
هيچي رو حس نميکني- !خواهش ميکنم-
عجب گيري افتادم،اَه،ولم کن
هيچي رو حس نميکني،آروم باش
...اون نميخاد چشم منو ببنده
خواهش ميکنم،اين کارو نکن
من تا حالا هزار بار اين کارو انجام داد
No comments yet. Be the first to leave one.