أول 200 سطر.
هنوزم خوشم نمياد
منم همينطور، ولي اين تنها راهه
،ميتونيم باهاش صحبت کنيم شايد گوش بده
اون هيچوقت گوش نميده
ايب
اگه بخواي با همچين چيزي به ،پدرت ضربه بزني دووم نمياره
...ممکنه اونقدر مجروحش کني که - نميخوام بکشمش -
و بهش به عنوان پدر من فکر نکن، خب؟
اون کسي هست که پسرمون رو ازمون دور کرده
...ايب
،نگاه کن، وقتي که توماس رو بگيرم
يه راست ميريم سمت ساحل
کيلب به زودي به اون سمت ميره، خب؟
سيمکو
صندوق رو قايم کن، قايمش کن
راجرز هم باهاشه؟ - نه نميبينمش -
شايد مرده
سروان - روز خوش -
وودهال، خانم وودهال
اونو... اونو گرفتين؟
راجرز رو گرفتين؟
به زودي گرفتارمون ميشه
در همين حال، خوشحال ميشي بدوني
يکي از اموال شما رو پس گرفتيم
،اينا حروف اول اسم شماست درسته؟
خيلي بهتر ميشد اگه بهم ميگفتي مسلحه، قبول نداري؟
آره، من... من متاسفم
راجرز تازه ازمون دزدي کرده بود
و نميخواست ماجرا رو با گفتن درمورد
،يه تفنگ غيرقانوني پيچيده کني
ماه مي پارسال بايد به ارتش تحويل داده ميشد
بله - متوجهم -
يه چيز ديگه هم ذهن منو مشغول کرد
چرا تو؟
،از بين اين همه آدم توي ستاکت
...راجرز چرا تو رو
واسه دزدي کردن ازش انتخاب کرد؟
...ما اينجا تک و تنهاييم و
لطفا
ميخوام دروغ گفتن همسرت رو بشنوم
براي آخرين بار
نه؟ بيا
سروان
و حالا، براي وظيفهاي که مدتهاست به تعويق افتاده
!نه، نه - صبر کن، صبر کن. حق با تو بود -
خيليخب- چيزي که توي جاده گفتي حقيقت داشت-
راجرز همون کالپره جدي؟ -
آره، يک ساله که دارم کمکش ميکنم
ايب - از زمان قتل سروان جويس -
اوه، آره. توي دوران تلخ اسارتم دربارهش شنيده بودم
گفته بودن کار طبلزن هست
،نه، راجرز گفت کار طبلزن بود ولي کار رابسون بود
جان رابسون قاتل واقعي بود
.اون و جويس با هم مشکل داشتن من اينو فهميدم
رفتم به راجرز گفتم و اون هم اين مسئله رو عليه رابسون استفاده کرد
ازش باج ميگرفت. تهديدش ميکرد
اون مجورش کرد که براش جاسوسي کنه و منم مجبور کرد حواسم بهش باشه
مجبورت کرد؟
خيليخب، گفت که يه نفر ديگه هم هست که حواسش به منه
گفت توي تمام ستاکت آدمايي داره که بهش
گزارش ميدن، بهش پناه ميدن
گفت اگه جاسوسي رابسون رو نکنم
به همه ميگه که من با آنا استرانگ رابطه داشتم
گفت اگه بهش خيانت کنم
مرگ پسرم آخرين چيزيه که ميبينم
خب؟ اون کارش همينه
،همه چيز رو درموردت ميفهمه رازهات، چيزايي باعث خجالتته
و مثل طناب ميندازتشون دور گردنت و خفهت ميکنه
من هيچ راه ديگهاي نداشتم
،فکر کردم آخرين دروغت رو شنيدم ولي خيلي تاثيرگذار بود
!نه، ميتونم اثبات کنم
من مدرک دارم. نشونت ميدم
ميتونم بهت ثابت کنم
پس پناهگاهش اينجا بوده؟
آره، تا جايي که من ميدونم فقط يکيش
تو قرار بود اونو بکشي
منم ميتوني بکشي. حالا که اينجا رو ديدي ديگه يه آدم مردهام
به کويل و پيرس بگيد ،مخفيانه کمين کنن
يکي لاي درختها و يکي هم توي اصطبل اسب
بله قربان- نگران نباشيد، خودتونم نميفهميد اونا اونجان-
.نميتونيم اينجا بمونيم نشنيدي ايب چي گفت؟
راجرز سراغ ما و توماس هم مياد
.پسرت توي وايتهال در امنيته اگه ميخواي اونجا بري پيشش، مشکلي نيست
همسرت بايد اينجا بمونه
همونطوري که گفتي
تو يه مردهاي
ولي هنوزم ميتوني به يه دردي بخوري
چي؟ نه
توماس رو بردار، برو به ساحل
تو چي؟ - نگران من نباش -
.برو پيش کيلب فقط به همين فکر کن
فکر ميکنم همه چي مطابق ميلت باشه
يه آشپز و خدمتکار ميگيريم
ولي متاسفانه بقيه مستخدمها نيستن
مشکلي نيست، بنديکت
ولي مجبور نيستي
پگي، مقدار خيلي زيادي پول از کنگره طلب دارم
ولي وقتي که مسئله اين دادگاه نظامي تموم بشه
،بعدش پولم رو کامل بهم ميدن مطمئن باش
و مطمئني که برنده ميشي؟
تنها کاري که بايد بکنم اينه که حقيقت رو بگم
که به هدفمون وفادارم
و اون موجود شرور خيانتکاري که جوزف ريد از من ساخته نيستم
خودت که ديدي
نميتونستم اين کارو کنم
زودتر از اينکه به تو خيانت کنم به کشورم خيانت نميکنم
هميشه درستکاري رو توي وجودت ميديدم
ولي وقتي که داري محاکمه ميشي
حواست باشه که با خشم همراه نشه
،"و بجاي گفتن "من
"هرموقع تونستي بگو "کشور ما
خودت رو با ارتش معرفي کن
تا وقتي ريد خواست بهت حمله کنه
انگار داره به خود آمريکا حملهور ميشه
با هر کلمهاي که ميگي من رو تبديل به يه آدم بهتر ميکني
کلمات من فقط واسه اين هستند که بهت کمک کنن شرافتت رو برگردوني
همينه که يه مرد رو ميسازه
من حاضرم جان
خيلي درست کردن يه هايرول بينقص سخت بود
درست انجامش دادم؟
خيلي واسه دوخت اين لباس هزينه کردي
مطمئني ميخواي درش بيارم؟
بذار باشه
ابيگل
ابيگل
الان بايد وسط مسير فيلادلفيا ميبودي
متاسفم. بازرسي به امضاي شما نياز دارن، قربان
اونا منو فرستادن - نامه رو بده من -
ميخوام توضيح بدم - نيازي نيست -
باعث ناراحتيه، ولي گاهي وقتا شغلم ايجاب ميکنه
براي رسيدن به هدفم از روشهاي بدي استفاده کنم
فکر ميکنم بهتر خبر اين مسئله
با تو سفر نکنه
برو پيش کيلب. برو سمت ساحل
فقط بايد به همين فکر کني
اونجا، لاي درختا. خودشه
!ديدمش! اونجا
خودشه. راجرزه
.هيچي اونجا نيست ترسيده
نه، منو ديد و پشت درختا قايم شد
.قسم ميخورم خودشه. رابرت راجرزه ميخواد منو بکشه
نميتونيم هر روحي رو که تو رو ميترسونه دنبال کنيم، خانم
بون، فيچ و اودل رو ببر تا توي جنگل بگرديد
تا ساحل فراگ پيش بريد
راجرز بود. ديدمش
بهم نگاه کرد. صورت وحشتناک ريشدارش رو ديدم
اگه اونجاست، سربازهاي من پيداش ميکنن
در همين حال، اگه باعث ميشه احساس امنيت بيشتري کني ميتوني با من بياي
نزديک بمونيد
يالا يالا. تکون بخور
هنوز بهش نگفتي؟
بايد بهش بگي
بهتره هيچ بهانهاي نيارم تا اينکه بهانهي بد بيارم
ولي اين بهانه نيست
.حقيقته بايد بشنوه
قبل اينکه بهش پاسخگو باشم خودم به چندتا پاسخ نياز دارم
و اگه تا برگشتن ايب صبر کنم
ميتونم يه گزارش کامل درمورد اينکه
دقيقا چطور اين حلقه از هم پاشيده بدم
،ولي تا رسيدن اون روز مبارک بايد به وظايفم رسيدگي کنم
ولي امروز يا فردا بايد به چادر ژنرال واشنگتن بري
و نميتوني توضيح بدي چي اينقدر معطلت کرد
سرگرد
يه گروه از محافظهکارها همين الان وارد کمپ شدن
چي، غيرنظامي؟ - پارتيزاني -
توي حبس آماده بازجويي هستن
ممنون
وظايف ديگه
حدود 10 مايلي جنوب به يه گروه گشت حملهور شدن
و وقتي که نيروهاي کمکي اومدن فرار کردن
سربازهاي ما اونا رو تا مزرعه تعقيب کردن، اونجا مقاومت کردن
يه نفرو از دست داديم، اون يکي هم پيش "چاپلين" هست
گفتي 10 مايلي جنوب؟ دقيقا کجا؟
شهرستان فرانکلين
هشت مرد و يه بدکاره
مطمئن نبوديم باهاش چکار کنيم
درسته. خب، اصطبل رو خالي کنيد
،زندانيها رو جدا کنيد يکي يکي ازشون بازجويي ميکنم
حق با اون بود. راجرزه
به سروان گزارش بده - بله -
اودل، تو با مني
ميخواي يکم گرم شي؟
مطمئني؟
اين شبا ميتونن خيلي سرد بشن
با سربازهايي که توي
حادثه بودن صحبت کردن
همهشون گفتن زني رو ديدن که
همراه بقيه از پنجره شليک ميکرد
خونهي من بود
حق ندارم ازش دفاع کنم؟
پس داشتي از اين محافظهکارها محافظت ميکردي؟
همون کاري که با تو کردم
...سارا
فقط يه چيزي بهم بده
هر چيزي که بتونم باهاش بهت کمک کنم
خب؟ تو رو... تو رو مجبورت کردن؟
واسه يجور تهديد به اونا کمک ميکردي؟
من به کسي کمک نکردم
خودم نقشه حمله رو ريختم
وقتي نقشه دچار اشکار شد به سمت خونه خودم بردمشون
No comments yet. Be the first to leave one.