أول 200 سطر.
هی
چرا این جوری رو کونت نشستی؟
تو هنوز نفس میکشی باشه؟
مردم به این موقع میگن زمان یاد گیری
میدونی این یعنی چی؟
اون ها بهش اینو میگن
چون این زمانیه که ما میتونیم به خودمون شکل بدیم
از اون همه درد و رنج هایی که تو این سال ها کشیدی
این اولین چیزیه که باید ازش درس بگیری
بهتره وقتی که باهات حرف میزنم نگام کنی
وقتی که احساس کردی که دیگه نمیتونی ادامه بدی
اینو تو ذهنت داشته باش که این فکر های منفیت
از فیسیکال بدنت نیست
همش از این جاست دختر
بدنت همیشه مقابلت میجنگه
برای همین اصلا طراحی شده
بهش اجازه نده
این بدن تویه
ابزار تو
اون نمیتونه بهت بگه چی کار کنی یا نکی
خیلی درد میکنه
شاید بکنه
سال های که روبروته هم قراره درد بکنه
ولی تو قراره به مردم بگی که از دور خارج شدی
چون زانوت درد میکرد یا بهشون بگی
درد رو تحمل کردی
به دور برگشتی
ادامه دادی و تمنا کردی؟
حالا هم بلند شو
زمان داره میگذره
افتضاح بنظر میای
خوشحالم میبینمت
داشتم نگاش میکردم
کصشر
داشتی خر پف میکردی
حالت بهتره؟
حداقل بوی بهتری میدی
چی؟
فقط میخام از همه چی مطمعن شم
بهم خبر بده چطور میگذره
اون بیرون چطوره؟
خسته کننده
بیخیال مل
من 400 مایل دنبالت کردم
و تو اون بیرون داشتی ماجراجوییت رو میکردی
اونم وقتی که من تو ماشین منتظر توام که بلاخره خودتو نشون بدی
ما راه بلندی رو در پیش داریم
یک چیزی برای ادامه دادن بهم بده
من میدوم ،میخورم ،میخوابم
اون جا سنگ ،درخت و کثیفی و مایل ها راهه
و هیچ اثری از انتها نیست
من هنوز خدا یا چیز دیگه ای پیدا نکردم
اگه سوالت این بود
ازم چی میخای؟
شاید بهترین ها اگه هر دومون بخوابیم
فکر میکنی خسته شدی.سعی کن یک بچه ی سه ساله رو بزرگ کنی
میشه تلویزیون رو روشن کنی؟
نمیتونم بدون اون بخوابم
یک هدیه برات دارم
چه بد که بهش نیاز داریم
یک زنگولست
اگه این باهات باشه ،صداش خرسا رو دور میکنه
توی اینترنت خوندم
همچنین خوندم پیاده روی توی ارتفاعات
برای ریه هات خوبه
یک چیز دیگه
بیخیال ،من الانشم بهت گفتم
فقط برای موارد اوژانسیه
برای احتیاط
این بی فایدست
من اون جا اصلا هیچ خطی ندارم
من چیز زیادی ازت نخواستم
فقط بگیرش
خیال منو راحت میکنه باشه؟
ممنونم
مممم
تا توقف گاه بدی 200 مایل هست
اگه آب و هوا مساعد باشه
شاید هشت روز طول بکشه
مامان گفت بهت بگم داری زندگی تو هدر میدی
راستی
چه کمک کننده
بهش یک استراحتی بده ،اون حس میکنه که همه ترکش کردن
خیلی ساکته
اصلا کسی اون جا هست؟
برای این فصل هنوز زوده
بیشتر اون دوره گرد ها الان
اول راهشونن
هیچ کی نمیتونه با تو باشه
میدونم نمیخای این رو بشنوی
ولی من خواهرتم در هر صورت باید بهت بگم
تو لازم نیست هیچی رو به هیچ کسی ثابت کنی
مخصوصا اون
شاید توی مکان بعدی بهتره که
یک روز مزخصی بگیری
میتونیم یک غذای حسابی بخوریم شایدم چند تا نوشیدنی
و یک جای بهتر میریم
یک جای با یک وان معرکه
شاید تو از این حس مازوخیزمت لذت ببری
ولی تا جایی که میدونم من توی تعطیلاتم
میبینیم
قول بده بهم زنگ میزنی
8 روز دیگه میبینمت
تو خوبی؟
چیزی نیست
فقط سگم همش پارس میکرد
بنظر من که گاز گرفتن میاد
خیلی بد
آره
من فقط برای پنج دقیقه رفتم و ببین
چطور پیدات کردم
اون فقط داشت رد میشد
وایساد که بهم کمک کنه
این جوری هم میشه
اگه من بودم همون جوری ولش میکردم
حقیقا هنورم بهش اینجوری فکر میکنم
کفش های پیاده روی درستش نیستن
آره
بیشتر از چیزی که میتونستن تحمل کردن
فکر نمیکردم اینقدر طول بکشه
میخای بهش یک نگاهی بندازم؟
جعبه ی کمک های اولیه باهامه
اون فقط رگ به رگ شده
روی کنده درختی گیر کرد
چه دست و پا چلفتی ام
میدونی منم از این زخم ها زیاد داشتم
همچنین شکستگی گردن و پای شین
تبریک میگم
چیز جالب اینکه با توی اینم همه زخم ها
هیچ وقت ندیده بودم این جوری خون ریزی کنه
پیشنهاد میدم هر چی که هشت رو تمیز کنی
و بانداژش رو عوض کنی
فقط دو سنته
سعی کن اون پاها رو نگه داری.
شاید بهتره دفعه ی بهدی از کفش های کوهنوردی استفاده کنی؟
ممنون
صبح بخیر
سلام
معذرت که بیدارت کردیم ،ما یکم دیر رسیدیم
اصلا صداتون رو نشنیدم
نمی ترسی یک چیزی وسط شب
یهو برات بیاد؟
من از خرس یا خفاشا نمیترسم
تا اونجایی که من میدونم اگه چیزی اومد
میره دنبال کیفم یرای غذا
عاقلانست
اره که هست
مشکلیه؟
فقط داشتم فکر میکردم
که دیروز به جرارد کمک کردی
و بعد راهتو ادامه دادی به سمت وحش
بدون اینکه بهش فرصا تشکر گفتن بدی
یک برنامه دارم که باید از اون جلو برم
بنظر خیلی متمرکز میای
مثل دیکنز راه میری
نه جرارد؟
دقیقا مثل دیکنز
این چیزی بود که من گفتم
فکر نمیکردیم به تو بر بخوریم
بنظر سخت میاد
کمپ زدن این جا بدون هیچ سوختی
شما ها چی هستید؟ کوهنورد های روز؟
بهتر بگی که ما بیشتر خالصیم
سختی رو دوست داریم
یکم این جا سخت میگزرع
از طرف خودت حرف بزن پوپ
داری خفش میکنی
یکم فضا بزار براش تا وقتی بیشتر شه
و بعد این بزرگا رو اضافه کن
این چیزیه که من ببهش میگفتم
چرا اینقدر عجله داری؟
خیلی مایل ها مونده که باید برم
هنوز صبحونه هم نخوردی
بیا دیگه
. بابا، یه خورده چمباتمه بزن
ما برای مشکلی ایجاد نمیکنیم
این چه جور چاقوییه؟
فیکس بلد؟
تیز نگهش میداری
نکتش همینه نه؟
پس موضوع تو چیه؟
منظور تو چیه؟
بنظر کسی میای که فقط ترجیح میده
بره به جاهای دیگه
منظورت اینکه میخام تنها باشم؟
نه
نه یک چیزی بیشتر از این
بیشتر مردمی که میان این جا
دنبال آرامش سکوت میان
و فکر کنم آدم های آرومی اند
چرا فکر میکنمی من آدم آرومی نیستم؟
بنظر آدم خشنی میای
بیقرار شاید ،نمیدونم
منظوری نداشتم
همه ی این ها دلیل اینکه
من چرا این بیرونم نیست
این چیزیه که میخام پشت سر بزارم
میبینم
فکر کنم این طبیعت ماست که کارایی کنیم
غیر طبیعی باشن
No comments yet. Be the first to leave one.