أول 73 سطر.
"لایون2" "فیلم سینمایی"
...بعضی ها میگن
...نمیتونی حقههای جدید
...به یه سگ پیر
...یاد بدی
...مگر این که
داگکاپتر سه، سه بعدی
این ماه در سینما ها
!فهمیدم که چرا این مجموعه فیلم مورد علاقته
،درسته، تو دنیایی که انسانیت تو ،بزرگترین مشکله، معلوم میشه که
...یه سگ بیشترین انسانیت رو داره- ،و دیدی اون موشک-
!از کجا دراومد؟- .آره-
،فقط امیدوارم که .مثل کتاب درستش کرده باشن
.جمها برگشتن
.درود
!سلام کانی !از دیدنت خیلی خوشحالم
،قراره یه فیلم درباره یه سگ !پیر پرنده ببینیم، نشونشون بده کانی
.بیشتر از این حرفاست
.این خیلی آسونه خب- چی...؟-
!کی نیاز به فلم داره وقتی جادو داری؟
.اینقدر پز نده آمتیست
،کانی قول داد که این فیلمها !بهتر از هر جادوییه
.من اینو نگفتم- !اینجا رو داشته باشید-
!خوراکی های خودمون رو داری- ،والدینم میگن اجازه ندارم-
.تو سینما خوراکی بخرم .پس چیزی تو سینما نمیخریم
!بهم غذا بده- !دستات رو بکش آمتیست-
.اینها برای من و کانی تو سینماست
،صحبتش شد، چطور قراره .بریم اونجا؟ یجورایی دوره
.نگران نباش .اون با من
.امروز ما به سبک جدید سفر میکنیم
.معرفی میکنم، بهترین و لوکس ترینها .در حمل و نقل...لایون
.کوچولوی پشمالو
!تو یه شیر خونگی داری؟- .لایون یجورایی خونگیه-
،اون کاراش رو خودش میکنه .بیشتر وقتا البته
میبینی؟ کی میدونه اینو از کجا اورده؟- .استیون-
.همه چیز تو زندگیت عالی و جادوییه
،هیجانانگیز ترین اتفاق .زندگیم تمرینای تنیسه
!ضربه از جلو! ضربه از عقب
!ضربه مرگبار از جلو- !تنیس چه باحاله-
.خب ضربه آخر رو از خودم دراوردم
.فکرکنم لایون میگه باید عجله کنیم و بریم
.یا فقط خمیازه میکشید
!به هرحال، بریم سینما
!و حرکت میکنیم
.لایون ازت مخوام ما رو ببری به سینما
.خیلیخب، به من گوش نمیدی
.لایون خوب تمرین داده نشده
...منم خوب تمرین داده نشدم، پس ما
!صبرکن لایون !نرو سمت دریا
میتونی روی آب راه بری؟
!چرا بهم نمیگی اینکارا رو میتونی بکنی؟
!ســلــام
مطمئنی میدونه کجا داره میره؟- .شاید یه میانبره-
تاحالا اینکار رو کرده؟- !نه این جدیده-
حالت خوبه؟- .این خیلی باحال بود-
!لایون! وایسا !کجا داری میری؟
...این یکی از
اون جاهای جادویی جماییه؟
.آره، جای جادویی جمایی
،لایون، معمولا از این چیزا خوشم میاد
.ولی اینجا سینما نیست
این یعنی چی لایون؟ این اصلا یعنی چی؟
شاید برای یه دلیلی آوردت اینجا؟
،خب، شاید، ولی اگر عجلهنکنیم ،از تبلیغات عقب میمونیم
،و بعد تیتراژ رو از دست بدیم ،و بعد باید بهترین صندلی
،جلو رو پیدا کنیم .ولی نه خیلی جلو
!فکرکنم از تو خوشش میاد
!دستم گیرکرد! درنمیاد- !وایسا-
.پسر فکرکنم برای همیشه گیرکرد
.گمونم باید قطعش کنیم- !چی؟-
!نگاه کن، شمشیر- !نــه-
چطور اینکار رو کردی؟- .نمیدونم-
!دوباره انجامش بده! دوباره انجامش بده- .خیلیخب-
No comments yet. Be the first to leave one.