أول 200 سطر.
گاز گرفتن لزوماً به معنای پرخاشگری نیست
خوابهایی که در مورد گاز گرفتن شریک زندگیمون میبینیم ممکنه تمایل به ایجاد صمیمیت رو آشکار کنن
آره، ولی داشتم خیلی محکم انگشتهاش رو گاز میگرفتم
تقریباً داشتم با دندون قطعشون میکردم
نه، نه، نه
مارینا به عنوان مُعبر
میگه که اون گاز گرفتن واقعی نیست، درسته؟
دقیقاً
- آره. پس با گاز گرفتنِ دستش... - آره
نیازِ پنهان، آسیب زدن نیست
بلکه ایجاد اعتماده
یعنی، الینا توی خواب نترسیده بود که؟
- از ترس زهره ترک شده بود - خیلیخب. این هم عادیـه
تو شخصیتت اینطوریـه که عشق رو با درد یکی بدونی
و خوابها محل امنی هستن که باهاش سر و کله بزنی
آره. آره
آره، گمونم
خوبه، خوبه. خب، تکلیفِ امروز،
میخوام روی چیزی که واقعاً به الینا آسیب میزنه تمرکز کنی
اگه میخوای، دستش رو توی دهنت بذار، ولی گاز نگیر
فقط به این فکر کن چه حسی داره که نسبت بهش حساس باشی و
ازش محافظت کنی
بعدش بذارید ببینیم که این کار
روی خوابت بازخوردی داره یا نه. باشه؟
- آره. ردیفـه - خوبه. خوبه
گاز نگیر! گاز نگیر، گاز نگیر
گاز بی گاز!
آفرین
گاز نگرفتی
گاز بی گاز
عزیزم
عالیه، عالیه، عالیه
چیه؟
احتمالاً به خاطر ارتفاعات کربلـه
دارن نزدیکتر میشن
نه، نه
منظورم شورشیها نیست
خودت رو میگم
چته؟
فقط...
یه حرفی بهم زده بود
کی؟
کپلینگر؟ وای خدا، نه. این چیزا رو بگا بره.
نه، بیخیال. اون مُرده. دیگه نیست
من دوباره این کار رو کردم، الینا
دوباره چیکار کردی؟
به یکی صدمه زدم تا دوستم داشته باشی
هربرت
اون یه لاشی تمام عیار بود
که حاضر بود به هر دری بزنه تا تو رو از راه به در کنه
گوش کن، این چطور؟
تو خودتی و من هم خودمم، آره؟
دو تا روانی که مثل در و تخته با هم جور شدن
وای خدا، راستش این عالیه
وقت انتخاب ماهی کریسمسـه، مرد جوان
وای خدا. این ماهیها رو نگاه. چقدر فوقالعاده هستن.
پدرم قبلاً اجازه میداد که ماهی کریسمس رو من انتخاب کنم.
اتفاقاً همیشه هم خوب انتخاب میکردم
میذاشت با چکُش بیهوشش کنم. هربرت؟
شرمنده
- اون یکی - اسکار
شاید امسال سنتشکنی کنیم و
پنجره رو بسته نگه داریم، خب؟
ولی اونوقت مسیح نوزاد چطور وارد میشه؟
نگران نباش عزیزم، یجوری خودش رو میرسونه داخل
- از هواپیماهای خودمون بود. - آره، آره، آره. مطمئنم همینطوره.
اگنس؟ موسیقی بذار
بفرما. بیا. پس بشین. بشین، این شد.
آره، امسال کریسمسمون بامزه میشه
آره، بیشترش رو میمونیم داخل، چون بیرون...
پر سر و صدا و کمی خطرناکـه
و ما... آره، داخل میمونیم و
هربرت ازمون محافظت میکنه، آره؟
عکس خانوادگی! آره
عکس خانوادگی
برو که رفتیم
لبخند
لبخند. خوشحال، خوشحال، خوشحال، خوشحال.
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی DigiMoviez@
« رژیم »
ترجمه از: امیر ستارزاده و سینا صداقت H1tmaN & SinCities
- قضیهی انتون رو شنیدی؟ - کدوم انتون؟
سرآشپز دوم، خیلی خوب پیاز پوست میگرفت
دیشب از توی رخت خوابش غیب شده
خب، زیادی ور میزد، مگه نه؟
میتونی یه لیوان کمترش کنی. برگر و همسرش فرار کردن هلسینکی.
برگر...
لعنتی
چطور خارج شد؟ فکر میکردم فرودگاه بستهست
خب، اون وزیر راه و حمل و نقلـه، مگه نه؟
- آره - یا بود
این چه کوفتیـه؟
مال منـه
نمیتونم برم خونه
ارتفاعات کربل
فقط یه شب دیگه میذارم اینجا بمونی، بعدش باید یه فکری بکنی، خب؟
- اینجا که مسافرخونه نیست - آره
خیلیخب همگی گوش کنید
میدونم همگی خستهایم و ترسیدیم
ولی مشکلاتتون رو بذارید توی خونه بمونه، خب؟
و اگه دیگه خونهای ندارید
مشکلاتتون رو بذارید یه جایی اون بیرون، خب؟
خدایا
آخه منتظر چی هستیم؟
واسه «اُپرای آرایشگر سویل» تا مثل سال 1992 اجرا بشه.
شوخی کردم. کودتایی در کار نیست، خب؟
فقط آسته برو آسته بیا
یالا، بیاید بریم سر کارمون!
ببین ویکتور، باید روی گزینههامون بحث کنیم
الان هر لحظه ممکنه شورشیها برسن جلوی درمون، پس حرف بزن
من به ارزشهای وفاداری معتقدم، آقای سینگر
پس هیچی واسه بحث نیست
بیدار شو، ویکتور! بیدار شو!
در هرم داره بسه میشه و ما هم با این فرعون روانی
اینجا گیر میفتیم
من به صدر اعظمم کاملاً ایمان دارم
و اجازه نمیدم به زور پام به توطئه باز بشه
خفه شو و بوی این گوهکاری رو حس کن، کودن!
اوه، میلاد مسیح مبارک، قربان
سرجوخه، قبل اومدن صدر اعظم
باید حتماً راجع به اهمیت مشکلمون باهاتون صحبت کنیم
اگه مشکلی داری، با خودش حرف بزن
سرجوخه، سعیم رو کردم. خواهش میکنم. شما آدم واقعبینی هستید.
باید باهاش صحبت کنید. کاری کنید واقعیت رو ببینه.
چند تا چهرهی جدید میبینم
بعد اینکه اون خائنها ما رو ترک کردن
بله خانم، آنا گریبتز
وزیر مسکن، جایگزین موئتزِ خائن شد
و لئو هوبر، وزیر سابق خدمات عمومی و ورزش،
به وزیر دفاع ارتقاء پیدا کرده، جایگزین موروسِ خائن شده
و بذارید به این نکته اشاره کنم که تزئیاتِ امسالتون
واسه عید حرف ندارن
چطوره حرفای وزیر دفاع جدیدمون رو بشنویم
میلاد مسیح مبارک، خانم
همونطور که میدونید، ارتش مقاومت وستگیت
موفق شد چندین منطقهی خارج از پایتخت رو تصرف کنه
نقشهمون برای سرکوب مقاومت نه تنها باعث شد تعدادشون دو برابر بشه
بلکه خشمشون رو هم تشدید کرد
تعداد کُشته شدههای غیرنظامی داره به 13هزارتا میرسه
قطعیهای هدفمند برق ادامه دارن، همینطور اعتصاب مغازهدارها.
انتظار میره که به زودی نیروهای کمکی ارتش از آپلندز بیان
ولی ظاهراً شورشیها دارن به حوزهی کاخ نزدیک میشن
علیرغم تمام تلاشهاتون، محبوبیت شورشیها داره بیشتر میشه،
و ما در شُرُف جنگ داخلی هستیم
خانم، با توجه به اینکه خیلی از نیروهای خوبمون فرار کردن رفتن چین و برونئی،
سرویس امنیتی تغییر محل شما رو بهعنوان یه گزینهی احتمالی پیشنهاد میده
- تا وقتی درگیریها فروکش کنن - نه، نه، نه
نه. نه، غیرممکنـه. نه، نه. همینجا توی کاخ میمونم.
من مردمم رو رها نمیکنم
خانم، شورشیهای وستگیت توی...
آشوبگرانِ وستگیت، با دروغهای ظالمانِ ناتو گمراه شدن
فقط سردرگم شدن
اونا نمیدونن بدونِ من اوضاع چقدر میتونه بد بشه
اونا عشق من رو بدیهی میدونن
منو از خودشون میرونن
ولی بعدش، بازگشتشون به سوی منـه
درست مثل هربرت
نه، نه، نه
بس کن!
خانم؟
- بله؟ - توی حوزۀ ارتباطات...
نظرسنجیهای دولتی نشون میده که شما به سختی نیمی از محبوبیتتون رو حفظ کردید
آره، آمار جعلی سیآیای، ولی ادامه بده
با این وجود، واسه نگه داشتنِ این قشر وفادار
باید به مردم یادآوری کنید که هنوزم شما بهترین گزینهشون هستید
پس با در نظر گرفتن این، اسمش رو میذاریم:
«کیسهی هدیهی کریسمسی الینا»
- چه اسم چندشآوری - خیلی افتضاحه، نه
مجموعهای از اصلاحات و پاداشهای مقطعیـه
افزایش حقوق بازنشستگی، شش درصد کاهش شهریۀ مدارس،
یارانه برای اینترنت
و برنامهی جیرهبندی برای مبارزه با تهدید قحطی
اوه، خواهش میکنم. بیخیال
اینجا اروپای مرکزیـه. کسی گرسنگی نمیکشه.
نه، واسه جلب عشق و محبت مردمم بهشون رشوه نمیدم
این یه فرآیند خود پاکسازی واسه دولتـه
باید بذارید خود به خود اتفاق بیفته
- خانم، نمیتونید نادیده بگیرید... - آهای، خفه خون بگیر!
بگیر بشین، بتمرگ!
به من گوش کن
ما فرار نمیکنیم
و اصلاً هم پا پس نمیکشیم
اینجا میمونیم و ازش محافظت میکنیم
براش میجنگیم، چون بدون اون، هیچی منطقی نیست!
فهمیدید؟
ممنون، هربرت
خانمها. آقایون
داره دیر میشه، میدونی؟
باید یه چیزی بهت بگم
میدونم
چی میدونی؟
وسط منطقهی جنگی کفش چرم ایتالیایی پوشیدی
با آمریکاییها همکاسه شدی؟
- نباید منو با تو ببینن - برام مهم نیست، دیگه طاقت دیدنش رو ندارم
بلایی که داره سر پسرت میاره، نمیتونم تماشا کنم
تو تنها آدم خوبِ اینجایی و اون داره تو رو میکُشه
دو تا صندلی توی هواپیمای خصوصی برای تو و اسکار که بعد از کریسمس برید فرانسه
اگه نگرانی که احساساتم انگیزهی کافی رو ندارن
خوشحال میشی که بفهمی در ازاش بهم پول میدن
No comments yet. Be the first to leave one.