Friends

Friends

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

friends s01 e01 UNCUT DVDRip XviD
تعليق من ksjvk
کاملا هماهنگه. ترجمه من نیست تنظیمش کردم

الوسوم

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
نشرت في: 2010-08-14
تنزيلات: 189
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

"قسمتي که همه چيز از اونجا شروع شد"

!!چيزي براي گفتن وجود نداره !اون فقط يکي از همکارامه

!ولمون کن …وقتي تو داري باهاش مي ري بيرون‏

حتماً بايد يک مشکلي داشته باشه…

خيلي خب "جويي" مودب باش‏

خب اون قوز داره؟ هم قوز داره و هم کلاه گيس؟

صبرکن، اون گچ که نمي خوره؟

فقط، چون، نمي خوام بلاهايي که سر کارل" سرم اومد سرت بياد"

خيلي خب، آروم باشين بچه ها.‏

آروم باشين، اين حتي يک قرار هم نيست.‏

اين فقط يه بيرون رفتن ساده و خوردن شامه و از سکس هم خبري نيست.‏

!شبيه قرار هاي من که هست

خوب، من برگشتم توي دبيرستان …وايسادم وسط بوفه

و يک دفعه متوجه مي شم، کاملاً لختم…

من اين خواب رو ديدم.‏

بعد پايين رو نگاه مي کنم و …متوجه مي شم که يک تلفن

اونجاست…

‏…به جاي‏ - ‏!!درسته -

جويي: من هرگز اين خواب رو نديدم فيبي: نه

يک دفعه، تلفن شروع به زنگ زدن کرد

ديگه حالا کاري ازم ساخته نيست‏ همه هم برگشتن و دارن منو نگاه مي کنن.‏

يعني قبلش بهت نگاه نمي کردن!؟

آخرش مي بينم که بهتره جواب بدم،‏

…و معلوم ميشه که مامانمه

که اين خيلي خيلي عجيبه چون…‏ اون هيچوقت به من زنگ نمي زنه!‏

سلام

اين جور که اين مرتيکه سلام مي کنه من مي خوام خودمو بکشم.‏

تو خوبي عزيزم؟

من حس مي کنم يکي از گلوم رفته پايين، ‏ …روده کوچيکمو گرفته، از دهنم کشيده بيرون

و دور گردنم گره زده.‏ ‏شيريني؟ -

کارول" وسايلش رو امروز برده"

‏- بذار برات يه قهوه بيارم.‏ ‏- مرسي.‏

نه، نکن!‏ دست از پاکسازيه هاله من بردار

هالهء من رو ولش کن، مي شه؟

باشه! کدر بمون!‏

من خوبم، باشه؟ واقعاً بچه ها.‏ من آرزو مي کنم "کارول" خوشحال بشه.‏

نه نمي کني!‏

نه معلومه، بره به جهنم،‏ وقتي که منو ول کرده!‏

جالبه که هيچوقت نفهميدي که لزبينه!‏

نه!! خيلي خب؟! چرا همه به اين قضيه گير مي دين؟

وقتي خودشم خبر نداشت،‏ من چطوري بايد مي دونستم؟

بعضي وقتها آرزو مي کنم که لزبين بودم.‏

اين جمله رو بلند گفتم؟

من ديشب به مامان و بابا گفتم،‏ به نظرم خيلي خوب برخورد کردن

اوه واقعاً؟ پس اون تلفن عصبي از زني که ساعت سه صبح زار ميزد،‏

‏من ديگه هرگز نوه دار نمي شم" "من ديگه هرگز نوه دار نمي شم

چي بود؟ شماره اشتباهي؟

معذرت مي خوام.‏

خيلي خوب "راس" ببين.‏ تو الان فشار روحي زيادي داري.‏

عصباني هستي. ناراحتي.‏

مي خواي بهت بگم دواي دردت چيه؟

استريپ کلاب!‏

آره بابا، تو مجردي!‏ يک خرده هورمون از خودت نشون بده!‏

ببين، من نمي خوام مجرد باشم،‏ باشه؟

من فقط، من فقط مي خوام دوباره متاهل باشم.‏

و من هم فقط يک ميليون دلار مي خوام!‏

راشل"؟"

اوه، خداي من، "مونيکا"!‏ سلام! خدارو شکر

من رفتم به ساختمون تون و اونجا نبودي و …بعد اين مرده که چکش گنده اي داشت گفت

ممکنه اينجا باشي و… !اينجايي،‏ اينجايي

‏- مي تونم يک قهوه براتون بيارم؟ ‏- بدون کافئين!‏

خب بچه ها، اين "راشل" هست، يکي ديگه از باز مونده هاي دبيرستان لينکولن.‏

اينم بچه هان، اين "چندلر"، "فيبي"

جويي"، و برادر من "راس" رو که يادت مياد؟"

سلام، معلومه!‏

خوب ميخواي بگي چي شده؟ يا بايد منتظر چهار تا ساقدوش خيس باشيم؟

اوه خدا، خب، تقريباً نيم ساعت قبل از عروسي بود.‏

من توي اتاقي که همه کادوها …رو گذاشته بوديم بودم

و داشتم به يه ظرف سس خوري… نگاه مي کردم

يه ظرف نفيس مارک "لاماژ" قايق شکل

که يک دفعه متوجه شدم… ‏ شکر رژيمي "سوييت اند لو" دارين؟

متوجه شدم…

با اين ظرف بيشتر تحريک مي شم تا با "بري"!‏

و بعد واقعاً ترسيدم، و اين موقعي بود که برام روشن شد‏

چقدر کله "بري" شبيه کله آقاي سيب زميني هستش.‏

ميدونين؟ منظورم اينه که، من هميشه مي دونستم يک جوري برام آشناست،‏

ولي، در هر حال، بايد از اونجا بيرون ميومدم و تعجب کردم که،‏

‏"اصلاً چرا دارم اين کار رو مي کنم،‏ و براي کي دارم اين کار رو انجام مي دم؟"‏

خوب در هر حال من نمي دونستم کجا مي تونم برم،‏ و با اينکه يادم بود که ما باهم قطع رابطه کرديم

اما تو تنها کسي هستي که توي شهر نيويورک مي شناختم

که به عروسيت دعوت نشده

اوه، من اميدوار بودم که اين موضوع اهميتي نداشته باشه

من فکر مي کنم يارو مرده ارگ بزرگ کليسا رو براش خريده

و زنه اصلاً از اين موضوع خوشحال نيست.‏

"تن ماهي يا سالاد تخم مرغ؟"

"تصميم بگير!‏"

"من هرچي که کريستين مي خوره رو مي خوام.‏"

بابا، من اصلاً،‏ من نمي تونم باهاش ازدواج کنم!‏

من متاسفم.‏

من اصلاً دوستش ندارم.‏

خب، اين قضيه براي من که مهمه!‏

"اگه موهامو ول کنم، سرم ميفته پايين.‏"

اوه، اون هيچوقت نبايد اين جور شلوارها رو بپوشه.‏

من ميگم بندازش از پله ها پايين.‏

بندازش از پله ها پايين!‏ بندازش از پله ها پايين!‏

ببين بابا جون، گوش بده!‏

اين مثل اينه، که تمام زندگيم ‏ همه هميشه بهم گفتن، "تو کفشي

‏"تو کفشي! تو کفشي! تو کفشي!"‏

آخر سر وايسادم و گفتم، "اگه نخوام کفش باشم چي؟

اگه بخوام يک کيف باشم چي،‏

مي فهمي؟ يا يک کلاه؟"‏

نه من نمي گم که برام کلاه بخري …من ميگم که خودم کلاهم

اين يه استعاره بود، بابا!‏

از اينجا ميتوني بفهمي که مشکل اصلي بابات کجاست

ببين بابا جون، اين زندگي خودمه.‏

خب، اصلاً ممکنه اينجا پيش "مونيکا" بمونم.‏

خب، من فکر کنم باهم به توافق رسيديم که پيش "مونيکا" بمونه

خب، شايد اين تصميم من باشه.‏

شايد هم به پول شما نيازي نداشته باشم.‏

!!!صبر کن! صبر کن! گفتم شايد

فقط نفس بکش، نفس بکش.. همينطوري.‏

فقط سعي کن به چيزاي آروم و لطيف فکر کني.

شبنم روي گل رز، سيبيل روي صورت پيشي

زنگوله در، زنگوله سورتمه، و چيزي با دستکشي

لا لا لا ، چيزي و ماکاروني با نخ کشي

‏…اينا هستن - ‏ من ديگه خوب شدم -

کمک کردم

خوب، ببين، اين شايد برات بهتره، مي دوني؟

استقلال.‏ بدست گرفتن کنترل زندگي خودت

همون جريان "کلاه"‏ که مي گفتي.

هي، ضمناً، اگه چيزي لازم داشتي،‏ هميشه مي توني بياي پيش "جويي".‏

من و "چندلر" خونمون اون طرف راهرو هست. و اون بيشتر وقتها بيرونه.‏

جويي" دست بردار از مخ زدنش!‏" روز عروسي شه ناسلامتي!‏

مگه چيه؟ نه اينکه قانوني چيزي !در اين موارد هست‏

من جواب مي دم.‏

لطفاً ديگه صداشو در نيار چون صداي نکره اي داره.‏

من "پال" هستم.‏

اوه خداي من، مگه شش و نيم شده؟ بازکن بياد تو!‏

‏- "پال" ديگه کيه؟ ‏- "پال"، همون "پال شرابي" يه؟

شايد.‏

يک دقيقه صبرکن. اون قراري که ميگفتي همچين قراري هم نيست، با "پال شرابي" يه؟

‏- بالاخره دعوتت کرد برين بيرون؟ ‏- آره!‏

اوه، اين يکي از لحظاتيه که بايد تو دفتر خاطرات نوشته بشه

"راشل" صبر کن، من مي تونم قرار رو بهم بزنم

نه بيخيال، برو، ايرادي نداره!‏

راس" تو چي، خوبي؟" مي خواي من بمونم؟

اگه مي موندي که خوب مي شد.‏

‏- واقعاً؟ ‏- نه، برو! آخه اون "پال شرابي" يه!‏

اين شرابي يعني چي؟ شراب مي فروشه،‏ مي خوره، يا فقط رنگش شرابيه؟

سلام، بيا تو! "پال"، …اين هم‏

همه بچه ها… "بچه ها، اين هم "پال‏

‏- هي! "پال"!‏ سلام! مرد شرابي! سلام‏ ‏- ببخشيد، من متوجه نشدم. "پال" بودي ديگه؟

من الان ميام،‏ …من بايد برم، فقط برم

دست پاچه بشي؟

لباسمو عوض کنم! ميشه بشيني؟‏ دو ثانيه.‏

اوه، من الان چهار تا مژه در آوردم.‏ اين نمي تونه خوش يمن باشه.‏

هي، "پال"!‏ يه راهنمايي کوچيک.‏

خيلي خوشش مياد وقتي گردنش رو …روي يک نقطه ثابت اونقدر بمالي

و بمالي، که شروع کنه کمي قرمز شه…‏

خفه مي شي "جويي"!‏

خوب "راشل"، تو امشب چي کاره اي؟

خوب، من يه جورايي قرار بود امشب براي ماه عسل "آروبا" برم

که ديگه هيچي!‏

درسته، تو حتي به ماه عسل هم نمي توني بري،‏

البته، "آروبا" توي اين موقع از …سال؟ پر از

مارمولکهاي بزرگه‏…

…در هر صورت، اگه نمي خواي امشب تنها باشي

جويي" و "چندلر" دارن ميان به سرهم"… کردن مبلمان جديد من کمک کنن

بله، و ما خيلي هم هيجان زده ايم!‏

خب ممنونم، ولي فکر کنم امشب همين جا بمونم.‏

‏- يک جورايي روز طولاني اي داشتم‏ ‏- باشه، هر جور راحتي.‏

هي "فيبي" تو نميخواي بياي کمک؟

!کاش ميتونستم ولي دلم نميخواد

عشق شيرينه مثل دوش تابستاني،‏

عشق اثري هنري شگفت انگيزيست

اما عشق تو، عشق تو عشق تو

مانند کبوتري بزرگه

که روي قلب من فضله مي اندازد

مرسي!

خب من بايد يک چيز ال شکل رو به اين چيزاي کناري بچسبونم

با استفاده از چند تا از اين کرمهاي کوچولو

من هيچ چيز ال. شکلي ندارم هيچ کرمي هم که نمي بينم،‏ يا هر چي ديگه که هست

و پاهام هم ديگه بي حس شدن

فکر کنم يه چيزي تو مايه هاي کتاب خونه ساختيم

چيز خيلي قشنگيه

اين ديگه چيه؟

بايد بگم که اين يک چيز ال. ماننده

‏- که کجا بايد بره؟ ‏- من هيچ نظري ندارم

!کتاب خونه تموم شد ‏- تمومش کرديم

اين آبجوي مورد علاقه "کارول" بود

اون هميشه با قوطي مي خورد،‏ بايد از همين جاش مي فهميدم که لزبينه

هي، هي اگه مي خواي اين بحث ها رو شروع کني ما از اينجا مي ريم ها

آره، لطفاً اين همه خوشي رو خرابش نکن

راس، بذار يک چيزي ازت بپرسم

کارول" مبلمان رو برده، سيستم صوتي و" تلويزيوني رو که بهتر بوده رو

پس تو چي برداشتي؟

شما رفقا رو.‏

‏- تو به گا رفتي پسر ‏ ‏- اوه، خداي من

‏- اوه خداي من!‏ ‏- مي دونم، مي دونم، من خيلي احمقم‏

فکر کنم از اينکه هفته اي چهار پنج بار مي رفت دندون پزشکي بايد مي فهميدم

منظورم اينه، مگه دندونا چقدر مي تونن تميز بشن؟

برادر منم دو در شده،‏ اونم خيلي داغونه

چطوري از پسش بر اومدي؟

خوب، مي شه اول به طور اتفاقي يک چيز با ارزش طرف رو شکوند

…مثلا - پاهاشو؟ -

!آره، اونم يکي از راه حل هاشه

من ساعت رو انتخاب کردم

تو واقعاً ساعت اونو شکستي؟ عجب!‏ بدترين کاري که من تا به حال کردم

اين بود که حوله مورد علاقه دوست پسرم رو جر دادم

‏اوه، بايد حواسم بهت باشه - اين جوريه ديگه -

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left