أول 198 سطر.
ترجمه از
و
tekken god
shinigamis
کاری از انجمن دنیای انیمه
متاسفم ... آیاتو
در طول قرن گذشته
یک فاجعه بی سابقه به اسم " اینورتیا " دنیایی که ما میشناختیم را به شدت تغییر داد .
. قدرت کشور های موجود به طور چشم گیری کاهش پیدا کرد
و راه را برای مجموعه ای که به آن
. امپراطوری یک پارچه میگفتند ، باز کرد
و شخصیت مردم رفته رفته شروع به تغییر یافتن کرد
. ولی در همین حال " اینورتیا " یه امکان جدید به مردم دنیا داد
! حالا این الان باید میوفتاد
. که اینطور
مخصوصا تولد گونه جدیدی از انسان ها که توانایی های فیزیکی فوق العاده دارند .
. که "جنستلا" نامیده می شوند
. ببخشید که از پنجره اومدم تو
جونم؟
اینجا جاییه که دختر و پسر های جوان جنستلا
با هم برای اثبات برتری خودشون در رقابتی جنگی و تفریحی . که بهش فستا گفته میشه می جنگند
. ریککا ، مدرسه ای بر روی آب
که به عنوان " آستاریسک " هم شناخته میشه.
قسمت اول : ساحره شعله های درخشان
! ببخشید
منظورمــ...اینه کــ
! من فقط اومدم که دستمالی رو که برداشته بودم بدم
برگرد
! حرف نزن ! روتو همین الان برگردون
! ببخشید
. من اومدم اینجا که دستمالی که برداشته بودم رو بهش بدم
پس اگه درست براش توضیح بدم
. یحتمل درک میکنه
. میتونی برگردی
خب ؟ دستمال چی شده ؟
ببخشید ؟
تو الان یه چیزی درباره دستمال نگفتی ؟
! اها آره
. منظورم این بود
. خدارو شکر
پس مال توئه ؟
. بعد از این که باد اوردش سمتم من برش داشتم
. ببخشید
این برای منـ
. خیلی خیلی عزیزه
چیزی نیست ، من تصادفی برش داشتم
. با این حال بهت مدیونم
. واقعا ازت ممنونم
زیاد چیز مهمی هم نیست باو . تنها کاری که من کردم این بود که یه دستمال رو برات اوردم
خــب حــالا
اگه میخوای دید بزنی
بله ؟
پس ... بمیر
این حس
استرگا : ساحره
یه استرگا ؟
انفجار شکوفه ای
آماریلیس
گل نرگس
. انتظار نداشتم که اونو جاخالی بدی
. خیلی خب
. پس باهات یکم جدی تر بازی میکنم
! یه لحظه صبر کن
تو همین الان از من تشکر نمیکردی ؟
. خیلی بابت این که اون دستمال رو بهم برگردوندی ازت ممنونم
پســ
ولی
تو به خوابگاه دخترا نفوذ کردی ، و جاسوسی یه دختر پاک رو در حالی که لباس تنش نبود کردی
این که بهای گناهت رو با زندگیت بدی طبیعیه .
زندگیم ؟
نگران نباش
اگه مثل بچه آدم تسلیم بشی خیلی خوب و خوش مزه سرخت میکنم
! انگار جدی جدی کمر به قتل من بسته
من تازه امروز انتقال داده شدم به این مدرسه
برای همین هیچ اطلاعی نداشتم که این خوابگاه دختراس
. خیلی خب . اینو باور میکنم
اما
! من الان انقدر عصبانی هستم که نمیتونم با این شرایط کنار بیام
و حالا که اینطوریه
تو اسمت چیه ؟
آماگیری آیاتو
. من یولیس هستم
رتبه پنج آکادمی سیدوکان
به نام این نشان سرسختی ، نیلوفر قرمز
من یولیس الکسیا وُن ریسفلد
. بدین وسیله تورو ، آیاتو آماگیری ، به یه دوئل دعوت میکنم
دوئل ؟
. اگه تو ببری من دلایل تورو میپذریرم و کنار میکشم
! ولی اگه من ببرم هرکاری دلم بخواد رو باید بذاری باهات بکنم
صبر کن ، من هیچوقتــ
از اونجایی که به آستاریسک انتقالی گرفتی
فکر میکنم حد اقل درباره دوئل هامون میدونی ، نه ؟
. آره دربارشون میدونم
ولی ، ببین من شمشیر هم ندارم پس
! پس از این استفاده کن
. خیلی خب
خب حالا ، آماده ای ؟
. من ، آیاتو آماگیری بدین وسیله درخواست تو ، یولیس رو به دوئل قبول میکنم
آکادمی سیدوکان سال اول دبیرستان رتبه 5 یولیس الکسیا وُن ریسفلد ساحره شعله های درخشان
قوانین رو میدونی دیگه ، نه؟
آکادمی سیدوکان سال اول دبیرستان آیاتو آماگیری
. کسی که نشان مدرسه اون یکی رو از بین ببره برندس
. درسته
شمارش معکوس ... شروع میشه
. سه ... دو ... یک
! دوئل شروع می شود
خیلی خب ، بزن بریم
انفجار شکوفه ای
لونگیفلورم
گل سوسن
نیزه های سوراخ کننده لونگیفلورم
! هنوز مونده
لونگیفلورم
گل سوسن
! این دفعه سرعت نیزه ها رو بیشتر میکنم
! برید
! اون جدیده کارش همچین بدم نیست
. آره ، زیاد بدم نیست
فکر نمیکنید پرنسس داره بهش آسون میگیره ؟
! نه اینطور نیست
. اگه یه رقیب عادی بود تاحالا خاکستر شده بود
حتی با این که من دست بالاتر رو دارم
. یه چیزی عجیبه
! و من اون چیز عجیب رو پیدا میکنم
انفجار شکوفه ای ، آماریلیس
گل نرگس
پس میخواد جاخالی بده اونو و بیاد و از نزدیک بجنگه ؟
ولی
! منفجر شو
! خیلی خب
یه انفجار با یه همچین فاصله ای بدون شک
آماگیری
! سبک آماگیری شینمی ، اژدها های دوقلو
شینمی
سبک
دو قلو
اژدها های دوقلو
! چرا تو
! بخواب زمین
تـ تـ تـ تـ تو...چیکار داری
... اون نیزه نور نشونش کاملا به سمتـ
اگه اینطوری باشه
فکر میکنی داری چیکار میکنی ؟
چیکار دارم میکنم ؟
اینو باید از کسی که اونو شلیک کرد بپرسی نه من
! منظورم این نبود چرا تو منو
انو ... ببین
! هی ! نگاه کن اون حرومی پرنسس مارو هلش داد رو زمین
بـ ببخشید ! به خدا همچین قصدی نداشتم
راه خیلی احساساتیی برای ضربه زدن بودش
تـــــوووو
خب ، خب
لطفا دیگه تمومش کنید
. متاسفانه من باید این دوئل رو باطلش کنم
پس تو بودی . کی به تو اجازه داد که دخالت کنی ؟
با توجه به اختیاراتی که به من واگذار شده به عنوان نماینده نیلوفر قرمز
این دوئل رو باطل میکنم
از اونجایی که اون هنوز باید کارهای اداری انتقالش رو کامل کنه
پس از لحاظ فنی آماگیری آیاتو کون هنوز یه دانش آموز آکادمی سیدوکان نیست
. خیلی ازتون ممنونم
. بله
. من رئیس شورای دانش آموزی آکادمی سیدوکان ، کلدودیا انفیلد هستم
! از آشناییت خوشبختم
چی؟ شما هم سال اول هستید رئیس سان؟
بله . از وقتی که راهنمایی بودم ، پس این الان ترم سوم منه
از اونجایی که ما هم سن هستیم
. یه ذره با من معمولی تر حرف بزن
چشم کلودیا سان
. کلودیا هم کافیه
. نه دیگه انقدر یه دفعه ای
کلو . دیـ . ا
چشم ، کلودیا
خوبه
پس تو هم منو آیاتو صدا کن
خیلی خب آیاتو
. و اگه میشه دیگه اینطوری نکنید
. این یکی از عادت های منه پس زیاد بهش فکر نکن
عادت ؟
. از اونجایی که من بسیار فریبنده هستم
باید شخصیت بیرونی خودم رو حفظ کنم
تو فریبنده ای ؟
آره ، حتی تصورش هم نمیتونی بکنی
افکار درونی من انقدر تاریکه که مثل این میمونه که ماده سیاه رو اول سرخش بعد بسوزونیش
. و بعدش هم کلش رو با عسل بپوشونی
دلت میخواد نگاهش کنی ؟
! میبینی ؟ کاملا سیاهه
یه دفعه ای چیکار میکنی ؟
. شوخی کردم
. واکنشت خیلی با نمک بود
. لطفا بفرمایید تو
خیلی خب ، یه بار دیگه هم
! به آستریسک خوش اومدی
خیلی خب آیاتو
به عنوان یه دانش آموز انتقالیه بورسیه ای در آکادمی سیدوکان
فقط یه چیز از تو انتظار داریم
. و اونم برنده شدنه
مدرسه ی گاراردورث
گاراردورث
No comments yet. Be the first to leave one.