أول 200 سطر.
اون عوضی کیه؟
حالا چي کار کنم؟
چطوري این عوضیو گيرش بندازم؟
= قسمت 15 =-
! دونگ بک خانوم
کجا بودي؟ حتی جواب گوشیتم ندادی
يونگ شيک - چيه؟ -
چيه؟ چيزي شده؟
از مامانم متنفرم خيلي از مامانم متنفرم
واقعا به نظرت واسه اونکار اومده بود پیشم؟
این دیگه چطور مادریه؟
خیلی رو مخه
بيا
مگه انتقام گرفتن اینجوریه؟
چرا به جاش خودم عذاب کشیدم؟
آدم که انتقام می گیره باید حالش جا بیاد
پس چرا اينقدر حست بده؟
از بچگی ولت کرده رفته الان اومده کلیه تو می خواد؟
اصلا نمی شه بهش "مادر" گفت
نه نه اصلا نمي شه بهش "آدم" گفت
چه وضعشه اصلا؟
یونگ شیک
الان داري به مامانم فحش مي دي؟
اي بابا
دونگ بک خانوم
واسه تو اصلا نمی شه
چی؟
... دونگ بک خانوم
... تو
سیستمت طوریه که از بقیه خیلی ساده تر ، معصوم تر
و خام تری
واسه همینم نمی تونی از بقیه متنفر بشی
تو زندگی بعدیت بی رحم تر باش
این زندگی رم فعلا همینجور که هست بچسب بهش
خوب دیگه ببينم اين رستوران باربکيو کجاست؟
از مامانم متنفرم
اوا
مامانش هم بعد رفتنِ دونگ بک سريع از رستوران رفته
اطلاعات شخصيش رو هم از بيمارستان گرفته
بايد هيونگ می رو پيدا کنه
مامانِ دونگ بک هم پيدا کنه
جوکرم باید بگیره
وضعش خیلی راحت نیستا، ها؟
ای وای .. هم اسپری فلفل داشته، هم چاقو
ولی با دست خالی با آتیش درافتاده
دیگه می شه صداش کرد تانوسِ* اونگسان
خب، بیاین دوباره وضعیتو مرور کنیم
... خب
هیانگ می گم شده
مادر دونگ بکم گم شده
یعنی دونگ بک خانوم روز و شب رو تنهاست
پیل گو که پیششه
پیل گو که یه نفر حساب نمی شه
بیشتر یه نصفه آدمه
اینجوری نمی شه
مامانم نیست واسه همین سفارش دادیم رامون بیارن
غذا که خوردیم بهت زنگ می زنم
اینگو، هنوزم از دستگاهای خوراکی فروشی پول می دزدی؟
بابا دیگه ترک کردم
نه بابا ببینم چه قیافه ایه؟ جدی؟
خدایی؟ - واقعا؟-
آره به خدا
آره؟
خب حالا که بهت افتخار می کنم
واسه منم یکم مرغ بیار
وای خدا، دونگ بک خانوم
داری می پاییمون؟
از کجا فهمیدی اینجام؟
تو از کجا فهمیدی مرغ سفارش دادم؟
سفارش دادیم برامون بیارن غذا که خوردیم بهت زنگ میزنم
باشه پس، مرغ نوش جانتون
باشه
گفتم تو هم گشنته ولی انگار قبلا خوردی
آره
حتی وقتی التهاب روده دارم هیچ وقت وعده های غذاییمو حذف نمی کنم
غذا منبع انرژیه دیگه
بیا
چرا هی بهم شکلات می دی؟ به اندازه کافی خوردم
واسه روحیه ات خوبه
گفتم شاید بهت انرژی بده
می دونی که هیچی منو شکست نمیده
الانم کلی مرغ خوردم
حتی بعد از ول کردن مامانم هنوزم واسه مرغ اشتها داشتم
این که تورو آدم بدی نمی کنه
زندگی همینه دیگه
زندگی که مثل سریال های آبکی نیست
نمی شه که تا یه چی شد چند روز بگیریم تو تخت بخوابیم که
واسه همینه که ممنونم
اگه تنها بودم چند رو تو تخت می خوابیدم
به لطف تو دارم به زندگی کردن ادامه می دم
... دیدی بعضی وقتا چطوری
با باتری یدکی کار می کنن؟
هنوزم می خوام خیالم راحت باشه که پسرم سیر شده
اون وقت مرغ سوخاری برام خوشمزه ست
و نگرانت بشم که ببینم شام خوردی یا نه
پس یعنی چیزایی که بهت انرژی میده، پیل گو و مرغه
... سومیشم منم که
مثل باتری یدکی بهت انرژی میدم
دونگ بک خانوم ... مطمئنم مامانت هم
شامش رو خورده
پس نگران نباش
نه
مامان شام نخورده
امکان نداره بخوره
وقتی مادر شدم اینو یاد گرفتم
عشقی که به بچه هات داری می تونه خیلی ترسناک باشه
پدر مادرا حاضرن به خاطر بچهاشون بمیرن
در حالی که بچه هاشون به این فکرن که
چه جوری تو مراسم خاکسپاری والدینشون یه کاسه سوپ بخورن
اینو چقدر می فروشی؟
واسه چی بفروشمش همینم واسه یونگ شیک کمه
حتی تو زبون چینی هم "به مامان می گن "ماما
مامان ... ماما
همشون شبیه نیستن؟
لابد یه طلسمی جادویی ای چیزی دارن
سوپ قلم رو گذاشته تو فریزر یا نه؟
فکر میکنم اون طلسم باعث می شه به جای اینکه دونگ سون، جونگ سوک یا دونگ بک باشیم
فقط به عنوان یه مادر زندگی کنیم
به محض اینکه "مامان" صدامون بزنن احمق می شیم
، بعد از اینکه کل زندگیمونو وقف بچه هامون کردیم بازم می خوایم براشون کارای بیشتری کنیم
همین یه پسری که من دارم از صد میلیون بدخواه، ترسناک تره
تاحالا هیچ کدوم فارق تحصیل ها از دانش آموزها ! انقدر حمایت نکرده
این بچه ها خیلی خوش به حالشونه والا
به نظر من بهتون چا سونگ یو از کلاس ششم
کوان جون هیونگ از کلاس پنجم و یون جی هیوک از کلاس سوم رو پیشنهاد می کنم
حتما باید از سال بالایی ها باشن؟
اینا حسابی خودشونو نشون دادن
ذوق و اشتیاقشون خوبه خانواده هاشونم وضع خوبی دارن
چرا باید به دانش آموزی که وضع خانوادگیش خوبه کمک کنم بره خارج درس بخونه؟
حق با شماست
پس هوانگ جی دام از کلاس پنجم چطوره؟
همه شونو ول کن
کانگ پیل گو از کلاس اول رو انتخاب می کنم
پیل گو؟
خودم شخصا از کانگ پیل گو حمایت می کنم
پیل گو انتخاب زیاد خوبی نیستا
منظورت چیه؟
به نظر من که تو ذاتشه
خوب بودنش مهم نیست مهم اینه که نمیره خارج
به خاطر مامانش حتی کلاسای آموزشی رو هم نمی رفت
دیگه خارج رفتن بماند
فقط کانگ پیل گو رو انتخاب کن
... ولی انگار به نظر میاد که
خیلی بهش علاقه نشون می دینا
پیل گو شاگرد منه
خودم کشفش کردم
واسه همینم خودم آموزشش میدم
من پدر پیل گو ام
چی؟
من پدر خونیِ پیل گو ام
این همه فیلم اومدم تا کمکش کنم تو شرایط خوبی درس بخونه
پس مربی و مرد خوبی باش و کمکم کن این کارو کنم
... هرجور شده کاری می کنم که
وارد لیگ برتر بشه
یعنی من تا الان داشتم دارم شیرشاهِ آینده رو آموزش می دادم؟
مگه بچه ام؟
هیچ امتیازی با این کارت نمی گیری
فکر کردی بازی کردن باعث می شه همه چیو فراموش کنم؟
عمرا
می دونی
وقتی با تو هستم دلم واسه بابام تنگ می شه
و دیگه نیا مدرسه مون
بچها پشت سرت می گن که از لیگ اخراج شدی
چرا انقدر ازم متنفری؟
فقط یه دلیلشو بهم بگو
چطوری فقط یه دلیل بگم؟
آره، راستش گفتی دیگه واقعا قانع کننده بود
همین طرز نگاهت
منم درست همینطوری به بابام نگاه می کردم
یه روزی پشیمون می شی
شرط می بندم حداقل بابات بزرگت کرده بوده دیگه
چرا همیشه انقدر منطقی ای؟
چطور می تونی بهم بگی فقط یه دلیل بهت بگم؟
خیلی پررویی
خیله خب هرچی می خوای بهم بگو
از اینکه تو برنامه سوپرمن شرکت می کنی متنفرم
اونکه زود تموم می شه
تو هم با یکی هستی که همش لباسای تنگ تنشه
این مسائل بزرگونه ست بزرگترا خودشون می دونن چیکار می کنن
بچه ای داری که تو شلوارش می شاشه چرا گیر دادی به من؟
! اون دختر شاشو خواهرته ها
... تازشم چرا
تا حالا ازم عذرخواهی نکردی؟
چی؟
حتی وقتایی که مریضم
... مامانم واسم کتلت درست می کنه و
همش ازم عذر خواهی می کنه
ولی تو حتی یک بار هم ازم معذرت خواهی نکردی
من واقعا نمی دونستم
اگه می دونستم تو هستی حتما تو زندگیت می موندم
ما اگه مشقامون رو ننوشته باشیم یه دقیقه جریمه می شیم
اگه بگیم خبر نداشتیم مشق داشتیم پنج دقیقه تنبیه می شیم
الان من چیکار کنم؟
می خوای صد دقیقه برم گوشه اتاق وایسم؟
صحنه جرم همیشه یه حرفی برای گفتن داره
اونی که زنگ زده بود واسه تمیز کاری
حتما خودش صاحب خونه ست
گیوته حتما میشناستش
خیلی نزدیک بودن بهم معمولا باهم می پریدن
وقتی از اینجا رد می شی می بینی که این پنجره بازه
No comments yet. Be the first to leave one.