Love, Brooklyn

Love, Brooklyn

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Love, Brooklyn (2025) 720p WEBRip x264 AAC
Love Brooklyn 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
تعليق من shine021
زیرنویس فارسی فیلم سینمایی با عشق، بروکلین

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-02-18
تنزيلات: 46
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

زيرنويس از مهدي shine021

شهر در حال تحول؟ این دیگر چیه؟

به این همه پول بیپرده نگاه کن که داره میاد، نه؟

انگار داره فرهنگ رو پاک میکنه. داره همه چیز رو له میکنه.

و مردم، مگه نه؟ مردم، جامعه.

این جامعه که خیلی زیبا بود، یکی از اون چند جایی بود

که مردم میتونستن با افتخار و احترام زندگی کنن.

نه؟ و اونایی که محله رو ساختند، که فرهنگ رو ساختن،

دیگه نمیتونن تو همین محله زندگی کنن.

اما داره تحول پیدا میکنه؟ نه، نه.

اصلاً نه. بگم این اصلاً داره پسرفت میکنه، اگر چیزی.

-باید درستش کنی. -ظاهراً.

این داستانی نیست که من پیشنهاد دادم، و این چیزی نیست که خوانندههاشون بخوان بشنون.

تا جایی که من تو رو میشناسم، تو همیشه «اوه،

نمیدونم، نمیتونم انجامش بدم. نمیتونم.» و بعدش انجامش میدی.

-آره، آره. شاید. -تو همیشه انجامش میدی.

-شاید تو گذشته انجام دادم. -آره، شروع نکن باهام. من تو رو میشناسم.

-من نمیخوام... -من تو رو مدتها میشناسم.

-تو فکر میکنی منو میشناسی. -من تو رو میشناسم!

-تو فکر میکنی میشناسی. -و تو همیشه راهشو پیدا میکنی.

شاید تو گذشته انجامش دادم. اما بهت میگم،

این دفعه کاملاً از دستم رفته.

مرد، باید یه چیزی بهشون بگم یا به نوعی به تعویق بندازیمشون.

چی میشه اگه حقیقت رو بهشون بگی؟

راست میگی، و بخوان فکر کنن من یه خرابکار درمانناپذیرم؟

اون، یا اینکه فقط

یه کم بیشتر از چیزی که فکر میکردی طول میکشه و یه ماه یا این حدود وقت لازم داری.

که اونا میشنونش به عنوان «خرابکار درمانناپذیر».

به هر حال، باید یه... یکی دیگه از اینا بگیریم؟

-فکر میکردم باید کار کنی. -آره، باید کار کنم،

اما یک کار دیگه منو خنگتر نمیکنه. سلام، میتونیم یکی دیگه بگیریم؟

-از اون چیزی که هستم. -ببخشید، من فردا قرار زودهنگام دارم.

-نمیتونم. -درسته، آره. خوب.

-خوب. -دو فاکتور، جدا.

هی، من خوشحالم که... میتونم رسیدگی کنم، مشکلی نیست.

-جدا. -من دارمش.

آره.

باشه.

ممنون. هی، گوش کن. داشتم به این نمایش دی کاراوا' فکر میکردم

که تو موزه هست. فکر کردم شاید بخوای باهام بری ببینی.

حالا هنر دوس داری؟ اوه، این تازگی داره.

من الآن به همه چیز علاقه دارم. باشه؟

-دارم افقهام رو وسیعتر میکنم. -میدونی من هنر رو نگاه میکنم،

تمام روز، هر روز.

تو هنر رو تمام روز، هر روز، با من نگاه نمیکنی.

اگر هیچ چیز دیگهای نداشته باشن، یه بار عالی دارن. جای خوبیه برای نوشیدن.

-آره، شاید. -اوه، باید اینقدر فکر کنی؟

لعنتنی، باشه.

باشه.

هی.

آره، آره. حالت چطوره؟

آه، آره... فقط دارم کار میکنم. آره، پیشرفت دارم... پیشرفت میکنم.

چیکار میکنی؟

منم داشتم به زنگ زدن به تو فکر میکردم.

آره، باشه. فقط چند دقیقه بهم وقت بده لباسامو عوض کنم و...

همینجا هستم.

- سلام، سلام. - سلام.

چیکار میکنی؟

- میدونی، دارم یه کم تمیز میکنم. - خوبه.

برام؟

- هی، میخوای کمکت کنم با این؟ - حتما.

- سیگار کشیدی؟ - آه... یه کم.

- تو هم؟ - آه...

- نه، اشکالی نداره. - آه.

خب، فرصت نکرده بودم دوش بگیرم. برات اشکال نداره یه دوش سریع بگیرم؟

- نه، نه. کارت رو بکن. - باشه.

- چیزی برات بیارم؟ آب، چایی؟ - نه، من خوبم. من خوبم.

میدونی چطوری باهام برخورد کنی.

چطور اینکاره؟

خب، تو بگو چه چیزی دوست داری.

و من...

- انجام میدم. - نه.

آره.

- نه، نه، نه. این... بیشتر از اینه.

انگار...

- میدونی چیزایی که منو بهم میریزه. - هوم؟

خوبه.

- شیمی ما واقعا خوبه. - آهان.

- از نظر جنسی. - آهان.

اما من هنوز دوست دخترت نیستم.

- منظورت چیه؟ - بیخیال، خودت میدونی منظورم چیه.

آره.

خوب، ولی کی داره میپرسه؟

نمیدونم. من فقط، آه...

میدونی.

چی؟

فقط میخوام واضح باشه.

باشه.

خوب، توی واضحی.

تو خیلی واضحی.

تو همیشه واضحی، نیکول. لازم نیست نگران این باشی.

- خوبه. - آره، خوبه.

خب، از اونجایی که واضح بودیم...

یه چیزی هست که باید راجع بهش واضح باشم.

- اگر اشکالی نداره. - البته.

خب، یه چیزی هست که مدتیه توی فکرمه، فکر کنم.

به عنوان غیر دوست پسرت...

دارم فکر میکنم، اگر برات اشکالی نداره، من واقعا، واقعا دوست دارم...

دوباره؟

آره.

- اشکالی نداره؟ - آهان.

مامان؟

وقتی راجر با تو کارش تموم شد، میتونم بیام پیشت بخوابم؟

یه لحظه، آلیس. ما...

باشه.

باید الان بخوابی.

هی، الی.

این چیه؟

شب بخیر.

- صبح بخیر. - صبح بخیر.

این بچه‌ها از همسایه دوباره کنجکاوی می‌کردن، به ساختمان نگاه می‌کردن.

- پرسیدن کی اینجا هستی. - بهشون گفتی من شهر نیستم؟

خوب، اونا همسایه کنارین. می‌تونن ببینن که تو اینجایی.

برام مهم نیست اگه به چشمام خیره شده باشن. من اینجا نیستم.

این اسلایدهای جدیدم رو دارم، اگه می‌خوای نگاه کنی.

ممنون.

ممنون، رایلی. خوب می‌شه اگه یه نگاهی به اسلایدها بندازم.

این مال تو هستش؟

آره، آره، همین الان گرفتمش.

همیشه وقتی باید کار کنی، خرت‌و‌پر می‌خری.

چقدر بد به نظر می‌رسی.

- تو هم همینطور. - به موهات نگاه کن.

بس کن. دیشب دیر شده بود.

دارم کاملاً شب‌زی می‌شم به این نقطه.

- تا وقتی از نیکول برگشتم خونه... - نیکول؟

- هنوز باهاش هستی...؟ - آره، آره. هنوزم.

یه کمی وضعیت پیچیده‌ایه با بچه و اینا، ولی کار می‌کنه.

- پس خوبه، تو و نیکول؟ - آره.

- منظورم رابطه‌شونه. راجع به رابطه‌شون بگو. - آره، خوبه.

خیلی بازه؟

- خوبه. - پس بازه. تا چه حد بازه؟

بیخیال، مرد. چی می‌خوای؟ جزئیات راجع به کارمون؟

آره، آره می‌خوام.

- چون من فقط... - اینقدر عاشق زنت هستم.

خوب، آره، همینه.

پس خوبه.

- آره. - خوبه برات.

هنوز با کیسی حرف می‌زنی؟

اوه، فکر کنم، آره.

- چطوره؟ - خوبه، می‌دونی. دیروز اون رو دیدم.

و بعد رفتم دوست دختر فعلیت رو ببینم.

اون دوست دخترم نیست.

- آره، هر چی باشه. - آره، خوبه.

من و کیسی، فقط باهم وقت می‌گذرونیم.

هیچ چیز بهتر از پستان‌ها وجود داره؟

یعنی، پستان‌ها واقعاً عالی هستن.

اوکی، مرد، آروم باش، اوکی؟ آروم باش.

آه، من و بت می‌خوایم ۲۴م چیزی برای تولد سَم انجام بدیم.

باید غیر دوست دخترت رو بیاری. یه بچه‌هایی هم اونجا خواهند بود.

ازش می‌پرسم.

ما معمولاً با هم زیاد بیرون نمی‌ریم، ولی ازش می‌پرسم.

چون شماها داخلید و اون سکس دیوونه و منحرف رو دارین میکنین.

منظورم منحرف نیست. ببخشید.

ایده خوبیه.

-چی؟ -این ایده خوبیه.

-موزه؟ ممنون. -آره.

دوست دارم، دوست دارم.

یه وقتایی ایده خوبی به ذهنم میرسه.

-باشه. -خوبه، قشنگه.

-حوصله سربره. -نه، نگاه کن به بافتش.

-بافت؟ -سایه‌ها روی گونه‌ش.

اوه، حالا.

البته که تو خطر رو دوست داری.

-عمل. -آره.

چیز دکاراوا باید خوب باشه. حالا، اگه می‌خوای،

می‌تونی بری طبقه سوم و یه سری از اون چیزای قدیمی رو ببینی.

چیزای قدیمی؟

این چیه؟

-عالیه. -سادوم و گمورا.

این رو هنری اوساوا تانر نقاشی کرده.

تانر؟ هرگز اسمش رو نشنیدم. کیه؟

اولین هنرمند سیاهپوست معروف بود.

این تو موزه میت در دهه 1920 آویزون بود.

ولی آره، مثل خیلی‌ها، آمریکای نژادپرست رو ترک کرد

برای فرانسه کمی کمتر نژادپرست.

-صبر کن، این کار رو کرد؟ -همه این کار رو کردن.

-صبر کن. -بالدوین، نینا سیمونه، و، یعنی، بیخیال.

من هرگز از این آدم چیزی نشنیدم.

باید بگم، همیشه فکر می‌کردم همسر لوط یه جورایی بی‌چاره شده.

نمی‌تونست یه نگاه دیگه به پشتش نیندازه و،

در ازای اون سرپیچی،

اون سرپیچی کوچیک، به ستونی از نمک تبدیل شد.

-پشت سرت رو نگاه نکن. -آره، اما احتمالاً ترسیده بود.

مطمئنم ترسیده بود، اما، آره، نمی‌تونی تو چیزایی که پشتت هست گیر کنی.

باشه، خب، می‌تونی ازش یاد بگیری.

آره، می‌تونی یاد بگیری، اما نمی‌تونی توش گیر کنی.

وگرنه، نمک.

-باشه. -آره؟

آره.

چرا نمک؟

-از من می‌پرسی؟ -بیخیال دیگه.

باشه.

چرا نمک؟...

خب...

نمک، چون نمی‌تونی تو دستت نگهش داری.

وقتی سعی می‌کنی، از بین انگشتات رد میشه.

فکر می‌کنم، شاید، نکته همین باشه، چون نمی‌تونی باهات ببری.

و وقتی نمی‌تونی چیزایی که بیشتر دوست داری رو تو دستت نگه داری،

فقط چیزایی رو می‌بری که می‌تونی یادت بمونه.

آره.

Love, Brooklyn subtitles in other languages

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left