Overlord

Overlord (オーバーロード)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 3

معلومات الإصدار

Overlord III -01-13 ALL EPS AnimeSubtitle
Overlord S3 E01-13 ALL EPS AnimeSubtitle ir
[HorribleSubs] Overlord III - 01-13 ALL EPS
تعليق من AnimeSubtitle
AnimeSubtitle.ir > https://t.me/animesubtitle > https://www.instagram.com/animesubtitle.ir | http://bit.ly/2JbFhnr

الوسوم

other
نشرت في: 2018-10-04
تنزيلات: 66
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 179 سطر.

www ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ AnimeSubtitle ‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏ ir | instagram‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏com/animesubtitle‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏ir | t‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏me/animesubtitle

مالیخولیای یک فرمانروا

سرها بالا‏.‏

همه‌ی شما در سرزمین ری‏-‏استیز

حسابی از پسِ وظایف‌تان برآمده و گل کاشتید‏.‏

سباس و سولوشن‏.‏ نزدیک‌ شوید‏.‏

هردوی شما در کسبِ طولانی‌مدتِ اطلاعات حسابی تلاش کردید‏.‏

در قبالِ نتیجه‌ی درخشان‌تون پاداش خوبی نزد من دارید‏.‏

‏-‏سباس‏.‏ ‏-‏بله

از ما خواستی تا جانِ تسوآره را برتو ببخشیم‏،‏

و ما او را تحت حمایت خویش درآورده تا دینی که بوده ادا کرده باشیم‏.‏

آن اصلا پاسخی برای سخت‌کوشی‌های بی‌دریغِ تو نبود‏.‏

بدین‌منظور‏،‏ ما هرچیزِ دیگری که تو بخواهی برایت فراهم خواهیم ساخت‏.‏

آنیز‏-‏سما‏،‏ تنها خواسته‌ی بنده‌ی حقیر خدمت در پیشگاهِ شما‏.‏‏.‏‏.‏

گاهی اوقات تواضع زیادی هم باعث رنجش ما می‌شود‏.‏

پوزش می‌طلبم‏!‏

پس این‌جانب‏.‏‏.‏‏.‏

از شما برای تسوآره‏،‏ لباس و ملزوماتِ روزانه طلب می‌کنم‏.‏

اجابت شد‏.‏

برای خریدِ چنین احتیاجاتی به شما طلا داده خواهد شد‏.‏

درضمن‏،‏ می‌توانی تسوآره را به عنوان معشوق خودت انتخاب کنی‏.‏

و‏-‏واقعا اشکالی ندارد؟

نه‌خیر‏.‏

خیلی از شما سپاسگزارم

خب‏،‏ به شما می‌رسیم سولوشن‏.‏ چه خواسته‌ای از ما داری؟

بنده از شما چند انسان می‌خواهم‏.‏

اگر زنده باشند‏،‏ که چه بهتر‏.‏

اگر هم انسان‌های بی‌گناه و معصوم باشند‏،‏

خوشحالی و لذتی وصف‌ناشدنی به بنده می‌دهند‏.‏

انسان‌های زنده فرمودی؟ باشد‏،‏ اجابت شد‏.‏

هرچند‏،‏ اجازه‌ی داشتنِ بی‌گناهان را نخواهم داد‏.‏

می‌بخشید که نمی‌توانم خواسته‌ات را شایسته اجابت کنم‏.‏

بنده لایق چنین کلماتی نیستم‏!‏

خب‏،‏ انتوما‏.‏

گویا هنوز صدای تو به طور کامل بر نگشته است‏.‏

آیا صدای بنده گوشِ سرورم را آزار می‌دهد؟

نه به هیچ‌وجه‏.‏

تو هم تلاشِ قابلِ تقدیری کردی‏.‏ خواسته‌ای داری تا برایت اجابت کنم؟

پس‏،‏ آینز‏-‏ساما‏.‏‏.‏‏.‏

اگر لزومی برای کشتنِ آن پتیاره‌ی بی‌همه‌چیز ایجاد شد لطفا دستورش را به بنده بدهید‏.‏

به امیدِ آن روزی هستم که صدای آن زن را به چنگ آورم‏.‏

اوه، همان دختری که ماسکِ مشکوک داشت را می‌گویی

فهمیدم‏.‏ هروقت لازم شد دستورت را خواهی گرفت‏.‏

بنده خاکِ زیرِ پای این همه مهربانی و شفقتِ شما هستم‏،‏‌ آنیز‏-‏ساما‏.‏

آه‏،‏ چه حالی می‌ده‏!‏

خدا می‌دونه که چندبار سعی کردم این بدنِ پر از حفره و سوراخ رو تمیز کنم‏.‏‏.‏‏.‏

می‌دونستم‏،‏ حموم اسلایم حالم رو جا میاره‏!‏

با این روش‏،‏ همه‌ی چاله چوله‌های بدنم تمیز می‌شه‏.‏

واقعا چه کشف بکر و خلاقانه‌ای‏!‏

جوابی کامل و بی‌نقص به این مشکل‏!‏

توی دنیای قدیمی خودم فقط می‌تونستم برم سونا‏.‏

حالا که امکانش فراهم هست دلم می‌خواد یه حموم خیلی طولانی داشته باشم‏.‏

عمل حموم کردن

عمیقا تو دل همه‌ی ژاپنی ها نهادینه شده ها‏.‏

حالا که فکرش رو می‌کنم‏،‏

دمیورگوس بهم گفت که سباس داره با تسوآره خوب پیش میره‏.‏

اگه توی اِرانتل باهم قرار بذارن‏،‏

من هم با ماسک حسودیم می‌افتم دنبالشون تا ببینم چی‌کار می‌کنن‏.‏‏.‏‏.‏

شوخی قشنگی بود‏.‏

هرچند‏،‏‌ این‌که بذاری زیردست هات از روز تعطیل‌شون حسابی لذت ببرن هم

یکی از وظایف رییس و روسا است‏.‏

نبینم یه دونه‌ی گردوخاک هم جا بذارید‏!‏

به امید روزی که به مقبره بزرگ نازاریک فرمانروایی کنم‏!‏

هوم؟

صبح بخیر عرض شد‏.‏ بازهم یه صبحِ دل انگیز دیگه‏!‏

سیکسوس‏،‏ امروز چه ترگل مرگل شدی‏!‏

به خاطر اینه که امروز من به آنیز‏-‏ساما می‌رسم‏.‏

اوه‏،‏ امروز ترکوندی‌ها‏!‏

لـ لوپوسرگینا‏-‏سان‏!‏

این‌جوری دیگه نترسون‌مون‏!‏ زهره‌مون ترکید‏!‏

قلبم داشت از ترس از سینه‌م می‌پرید بیرون‏!‏

مرسی که شما سه تا انقدر باحال ترسیدید‏.‏

دفعه‌ی بعد توی دهکده این‌کار رو امتحان می‌کنم‏!‏

دهکده؟

من توی دهکده‌ی کارونه که برای آدم‌هاست دارم کار می‌کنم‏!‏

دهکده‌ی آدم‌ها‏.‏‏.‏‏.‏ باید خیلی سخت باشه‏.‏

نه بابا چی می‌گی‏!‏

ولی راستش رو بخوای‏،‏ خیلی حوصله سربره‏.‏

ولم کن‏!‏ تورو خدا ولم کن‏!‏

من یه ماموریت مهم به اسم تمیزکاری دارم‏!‏

شی‌زو چان‌ـه شی‌زو=سی‌زی=CZ

شی‌زو چان‌ـه شی‌زو=سی‌زی=CZ

شی‌زو‏-چان

‏-‏شی‌زو‏-‏چان چقدر نازی‏!‏ ‏-‏پس این‌جایین‏.‏

دل‏-‏ دل و روده‌ام‏.‏‏.‏‏.‏ داره میاد بیرون‏.‏‏.‏‏.‏

نمی‌خواد حالا همیشه از نامریی‌شدنِ کامل استفاده کنی‏.‏

شرمنده‏!‏

درضمن‏،‏ تو که شروع به لبموندن کردی‏.‏

تو که می‌گفتی باید باهم بخوریم‏.‏

ترسیدیم‌ها‏،‏ نه؟

آره ولی در عوض تونستیم با لوپوسرگینا‏-‏سان صحبت کنیم‏.‏

نه‏،‏ نه‏.‏ امروز قراره من به آنیز‏-‏ساما برسم‏.‏

خیلی خب‏،‏ ما رفتیم‏!‏

صبح‌تون بخیر‏،‏ آینز‏-‏ساما‏.‏

شما همیشه خیلی زود میاین‏.‏

می‌دونین که همیشه می‌تونید سر وقتش بیاین‏.‏

با همه‌ی احترام‏،‏

خدمت به ارباب بزرگ برای ما ندیمه‌ها و ایتو‏-‏اجی اساشین‌ها

ایتو‏-‏اجی اساشین= قاتلین هشت‌ضلعی

بزرگ‌ترین خوشحالی‌ـه

لطفا اجازه بدید که در کنارتون باقی بمونیم‏.‏

برای این‌کار اشکالی بهتون نمی‌گیرم‏.‏

دیروز استراحتِ خوبی داشتی؟

بله‏.‏ برای خدمترسانی به سرورم با تمامِ تار و پودِ وجودم‏،‏

کلِ‌ روز در استراحت بودم‏!‏

که اینطور‏.‏

اینجا مثل اردوی کارِ اجباری می‌مونه‏.‏

اگه دستور استراحت ندی‏،‏

تمام ۲۴ ساعتِ روز رو کار می‌کنن‏.‏

یعنی تا چه حد می‌تونن وفادار باشن؟‏!‏

NPC=non‏-‏player character شخصیت غیرقابل بازی/غیربازیکن

اصلاح تفکر کاریِ ان‌پی‌سی‌ها هم مشکلی‌ـه که باید سر فرصت حل کنیم‏.‏

آنیز‏-‏ساما‏،‏ دمیورگوس‏-‏ساما درخواست شرفیابی دارند‏.‏

یه روز به آلبدو مرخصی دادم‏.‏

مرخصی فرمودین؟

بهش پیشنهاد دادم تا با محافظ‌های دیگه‌ی طبقه وقت بگذرونه و خوش باشه‏.‏

خب‏.‏

این رو برای محافظینِ مذکر طبقه آماده کردم‏.‏

دلم می‌خواست که سباس هم با ما بود اما سرش با تسواره گرم‌ـه‏.‏

باشه دفعه‌ی بعد بهش می‌گم‏.‏

این که‏.‏‏.‏‏.‏

دفتر اطلاعات‏.‏

بیرون آی‏،‏ مرکب سواری من

وای‏!‏ با یه بایکورن معمولی کاملا فرق داره‏!‏

یونیکورن=تک‌شاخ؛ بایکورن=دوشاخ

نیگاه چه شاخِ بلندی داره‏!‏ چه عضلاتِ ورزیده و کشیده‌ای داره‏!‏

آره همینطوره‏،‏

بهش وار بایکورن لورد می‌گن‏.‏ ارباب دوشاخ جنگ

هرچی نباشه‏،‏ یه بایکورن سطح ۱۰۰‌ـه

جدی؟ اسمش رو چی گذاشتی؟

یه دوشاخ‏.‏

نگفتم که چه موجودی هست‏.‏ گفتم اسم شخصی‌اش چیه‏.‏

واقعا لازمه داشته باشه؟

خب‏،‏ این حیوون خونگی خودته آلبدو‏.‏

این که واقعا یه حیوون خونگی نیست‏.‏‏.‏‏.‏

بعدش‏،‏ از کجا مطمئن بشم که هربار خواستمش‏،‏ همون دوشاخ احضار می‌شه؟

‏-‏خب‏،‏ چرا از کیوفوکو نمی‌پرسین؟ ‏-‏هه؟

کیوفوکو=کیوهوکو= موجودی سوسک مانند با قدی ۳۰ سانتری

اون توی احضار هم‌نوعانِ خودش خیلی مهارت داره‏.‏

کیوفوکو؟ شوخی نکن خواهشا‏.‏

اون به نازاریک کاملا وفاداره‏،‏

برای همین هم دوست ندارم ازش بدم بیاد‏،‏ ولی می‌دونی‏.‏‏.‏‏.‏

آره‌‏،‏ می‌دونم چی می‌گی‏.‏

خانواده‌ی کیوفوکو دوست دارن از هر سوراخ لباسی که دیدن واردش بشن‏.‏

تن آدم مورمور می‌شه‏.‏

ایش حالم به هم خورد‏!‏

یه جوری نگو که تن آدم به خارش بیافته‏.‏

پس‏،‏‌ واقعا همه یه حس نسبت بهش دارن‏.‏

راستی‏،‏ رشته‌ی کلام از دست رفت‌ها‏،‏ خب‏،‏ اسمش رو می‌خوای چی بذاری؟

خب‏،‏ اگه آینز‏-‏ساما اجازه بدن‏،‏

اسمی دوست دارم بهش بدم که قلب و روحم همراهشه‏.‏

مثل‏،‏ تاپ آو د ورلد‏!‏ راس زمانه

نکنه راسِ زمانه‌ای که گفتی منظورت آینز‏-‏ساماـه؟

خب‏،‏ حالا هرچی‏.‏

خب‏،‏ بریم سر آزمایش بعدی‌مون‏.‏

چـ چی شده؟‏!‏

فـ فعلا پیاده شو‏،‏ آلبدو‏!‏

آلبدو‏،‏ زیادی که سنگین نشدی؟

خیلی زشته سوالت‏!‏ با در نظر گرفتن حجم ماهیچه‌ها‏،‏

وزن بنده در محدوده‌ی نرمال یک خانم سکسی هست‏!‏

پس اون چش شده؟

نمی‌دونم واقعا‏.‏

پس چاره‌ی دیگه‌ای نیست‏.‏ خودم باید بفهمم که چه خبره‏!‏

انسایکلوپیدیا توسط پرورونسیو‏-‏ساما‏!‏ انسایکلوپیدیا=دانشنامه

این جایزه‌ای‌ـه که از خود آینز‏-‏ساما گرفتم‌اش‏!‏

با‏.‏‏.‏‏.‏ با با بایـ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

من خودم از آینز‏-‏ساما یه بازوبند گرفتم‏.‏

من هم‏.‏‏.‏‏.‏

ولی ایکاش‏،‏ چیزی از ایشون می‌گرفتم که مخصوصِ خودم باشه‏.‏

یه چیزِ‌ خیلی خاص از آینز‏-‏ساما‏.‏‏.‏‏.‏

بایکورن‏!‏

‏-‏پیداش کردی؟ ‏-‏وایسا وایسا‏.‏‏.‏‏.‏

گفته می‌شود که دوشاخ‌ها مظهر ناپاکی‌اند‏.‏

یونیکورن‌ها تنها به دوشیزگانِ پاکدامن اجازه‌ی سواری می‌دهند

دوشیزگان پاکدامن=دختران باکره

ولی بایکورن‌ها معکوسِ‌این قضیه هستند‏.‏

برای دوشیزگان پاکدامن غیر ممکن است که سوار یک دوشاخ شوند‏.‏

‏-‏هه؟ ‏-‏هه؟

‏-‏ها؟‏!‏ ‏-‏دروغه‏،‏ مگه می‌شه آلبدو؟

More Farsi Persian subtitles for Overlord

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left