أول 130 سطر.
...شخصی که در کولاند منتظر هفت گناه کبیره بود
.ملاسکولای ده فرمان بود
،توی تلهش افتادن و ملیوداس دستگیر شد
.و ارواح انتقامجو دیان رو تسخیر کردن
،در همین حین
هلبرام خودش رو .برای دوستش کینگ فدا کرد
هرچند، چند روح انتقامجوی باقیمونده .دوباره به دیان حمله کردن
،اونموقع بود که بادی وزید
.و نیزهای از نور از دیان رد کرد
،کسی که جون دیان رو از دست ارواح نجات داد
.الیزابت بیدارشده بود
...الهه الیزابت
الان وقت بیدار شدن بود؟
الیزابت بیدار شده؟
،آره، حتی اگه من کاری نکنم
.طی سه روز نفرین میکشتش
.ولی بدم نمیشه با دستای خودم بکشمش
.ملا، فقط یک بار میگم
!همین الان بذار برم بیرون
...الیزابت
!الیزابت
این داستان دورانیه که در اون هنوز انسانها .و غیرانسانها در کنار هم میزیستند
.داستانی از دوران باستان
پس از سههزار سال خفته در مهروموم خود
.نیروی نخبهی شیاطین، ده فرمان، آزاد شدند
.و سلطهی وحشتناکشان بر سرتاسر قارهی بریتانیا حلقه زد
.و آن را غرق در عصر تاریکی و نومیدی کرد
پادشاهی لیونس
،بعد از نبردی سخت و طاقتفرسا شیاطین را بیرون راند
.و با ضد حمله قصد بر دوباره متحدسازی بریتانیا را دارد
محفل افسانهای و سرافراز شوالیهها
.در خط مقدم ایستاده
.آنان هفت گناه کبیرهاند
قسمت ۱۲ عشقه که قدرت یه دوشیزهست
متاسفم کینگ. خوبی؟
.خوبم، دیان
.خدایا، چقدر کلهشقی ...بدنت
.آخه نگران تو و بقیه بودم
.به هر حال بهتره برگردی
الین؟
.جدا از این، قدرت جادویی عظیمی داشتی
تو یه الههی واقعی هستی، درسته؟
الان کدوم الیزابتی؟
،من الان الیزابت الهه
.و الیزابت شاهدخت لیونس هستم
میگم مرلین، ملیوداس کجاست؟
.مرلین، شاهدخت ازت سوال پرسید
مرلین؟
.مرلین
.واقعاً نشناختمت
.چه خانوم خوشگلی شدی
...آ... آره
بازم مثل گذشتهها نهنه صدام میکنی؟
...نهنه
منو مثل خواهر بزرگ خودت دوست داشتی، مگه نه؟
کدوم دوره رو میگی؟
.اونموقع که ۱۲-۱۳ سالت بود
یادته؟
مرلین اینجور میگفته؟ - ...نهنه -
شاهدخت الیزابت، اگه ممکنه .داستان رو با جزئیات بیشتر بگین
!سرت تو کار خودت باشه
.میبخشین که مزاحم گپوگفت کوچیکتون شدم
!عوضی... تو ملاسکولای ایمان ده فرمانی
،اونی که قلب ملیوداس رو دزدید
،اغواش کرد و کاری کرد بهمون خیانت کنه
،و به قبیلهی شیاطین ضربهی مهلکی زد
.الهه الیزابت لعنتی
...هفت گناه کبیرهی گستاخی که جلوی ما شیر میشن
اوه؟ اینی که اینجا باهاته
همون دخترک نصفهجونِ پریـه که موقتاً احیا کردم؟
،من، ملاسکولای ایمان
!برای شاه شیاطین، همهتونو تنبیه میکنم
این چیه؟
چی شد...؟
،قشنگ نشدم
.واسه همین دوست ندارم این شکلم رو بگیرم
!ولی خیلی قشنگتر از قبل شدی
!بان
.با تو شروع میکنم بان
تقصیر توئه که ششتا از قلبهام خرد شدن
.و صافی فکم بدتر شد
.وحشتناکه
با نگه داشتنت تو شکمم .برات جبران میکنم
تا ابد توی اسید معدهم .حل و احیا میشی
!کاری میکنم از جاودانه بودنت پشیمون بشی
!بان رو ول کن
!نزدیک نیا، الین
!دخترک گستاخ
!گردباد تعقیبگر
.آهای! قلقلکم اومد
!فرار کن
!حواست
!الین، نه
!بدنت ضعیفه !خودتو مجبور به جنگیدن نکن
!بان راست میگه، بذار ما به حسابش برسیم
،اگه الان خودم رو مجبور به جنگیدن نکنم
پس کی کنم؟
!الین
،بان همیشه ازم محافظت کرده
،بان لوسم کرده
!ولی میخوام بیشتر از اینا براش کنم
!منم میخوام ازت محافظت کنم
چه احمقی. زورت اونقدری نیست .که بتونی دوستپسرت رو ازم بگیری
مزهی درموندگیت رو بچش
.وقتی که جلوی چشمات دوستپسرت رو میخورم
...کینگ، شکلش
!شوخیت گرفته
.جادو ۱۸ هزار، قدرت ۵۰، روحیه ۳ هزار
قدرتش ۲۱ هزار و ۵۰ ـه؟
عشقش واسه مردی که دوستش داره
.قدرت و شکلش رو تغییر داده
.خوشگل شده
...الین
.نادون
.همیشه منو نجات میدی
.ممنونم
!چطور جرئت میکنی شکارم رو بدزدی
.دخترک گستاخ
.دیگه به دستور اهمیتی نمیدم !همهتونو میکشم
...این موج پلید
.شکی نیست، خودشه
!ملیوداس
!شوخی میکنی !غیرممکنه
حتی ده فرمان هم
.نمیتونم از پیلهی تاریکیم فرار کنن
،حتی زلدریس
!اگه قدرت شاه شیاطین رو نداشته باشه
،ارادهام رو پاسخگو باش .تبر مقدس ریتا
اسکانور، الان کاپیتانمون .قویتر از اونه که حریفش بشی
،نگران نباش
No comments yet. Be the first to leave one.