We Were the Lucky Ones

We Were the Lucky Ones

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

We Were The Lucky Ones S01E01 XviD-AFG
تعليق من SinCities

الوسوم

webdl
نشرت في: 2024-05-05
تنزيلات: 80
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

« تا پایانِ هولوکاست » « .نود درصد از سه میلیون یهودی لهستان کشته شدند »

« .خانواده‌ها از هم جدا و در سراسر قاره‌ها پخش شدند »

« آنان که زنده ماندند شروع به کار غیرممکنِ » « .جستجو برای عزیزانِ از دست رفته کردند »

« .بر اساس داستانی واقعی »

صبح بخیر. صبح بخیر

صبح بخیر

« دفترِ صلیب سرخ » « لودز، لهستان » « سال 1945 »

!هالینا

هالینا! شرمنده، یه دقیقه‌ای برمی‌گردم

!بیا اینجا - متأسفم. شرمنده -

ببخشید

شرمنده

شرمنده - این دیروز رسیده -

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

« ترجمه از سینـا صداقت » .:: SinCities ::.

ممنون

« ما خوش‌شانس بودیم »

« هفت سال قبل »

« رادوم، لهستان » « سال 1938 »

!سلیم؟ لوله‌های آزمایش رسیدن

اگه اشکالی نداره صبح استریلشون می‌کنم

،می‌تونم زود بیام .ولی شاید نه خیلی زود

اوه، سلام

نمی‌دونستم دستیارهای آزمایشگاه ساعاتِ کاری اختیاری دارن

...من معمولاً - و لطفاً وقتی اینجایی داد نزن -

اگه سلیم با کسی بود چی؟

تنها چیزی که اون پشت با سلیمه خون و هر از گاهی ادراره

مجبوری همیشه انقدر زبر و زرنگ باشی؟

نه، میلا. سعی می‌کنم کمتر زرنگ باشم

خیلی روی مُخی

و فکر کردی داری کجا میری؟

باید آدی رو ببینم - ...چون برادرمون -

نمی‌تونه خودش راه خونه رو پیدا کنه

اون مدتِ زیادی توی پاریس بوده

کی می‌دونه اون همه شرابِ فرانسوی چه بلایی سرِ مغز آدم میاره؟

میشه حداقل نون‌های مصا رو بگیری؟

همینجوری هم دیرم شده، میلا - !هالینا -

راستی، خیلی خوشگل شدی

گردیِ شکمت واقعاً بهت میاد

!آدی - !هالینا -

!آدی

به نظر میاد کوتاه‌تر شدی

احتمالاً به خاطر پاشنه‌بلندهاییه که زن‌های پاریس می‌پوشن

سلام، خانم یاگودا

ما توی قطار به همدیگه برخوردیم

تمام حرف و حدیث‌های رادوم رو به گوشم رسوند

و برادرت از زندگی به عنوان یه آهنگسازِ مشهور برام گفت

مشهور که چه عرض کنم، لطف دارید

رفته بودید خرید؟ - بله -

تا دلم می‌خواست لباس‌های مُد بهاری پاریس خریدم

فکر کنم ازتون سوءاستفاده کردن

مادرم توی پاییز لباس‌های مشابهی می‌فروخت

ای کاش یه سر به مغازه‌مون می‌زدید

ولی اونجوری نمی‌تونستم از پاریس لذت ببرم

البته

از اقامتت لذت ببر، آدی - ممنون -

تو مشکلت چیه؟

مشکلِ خودت چیه؟ .رفتارت بی‌ادبانه بود

اون زنه همیشه برای لباس‌های مامان ،غش و ضعف می‌کرد

و حالا حتی نمی‌خواد به مغازه بیاد

شاید افاده‌ایه؟

،نه، نه. افاده‌ای‌ها عاشقِ مان

مگر این که افاده‌ای‌هایی باشن که از یهودی‌ها متنفرن

.شرمنده. غافلگیر شدم .با من که مهربون بود

اون فقط به خاطر این که توی رادیویی باهات مهربونه

شهرتِ جزئی حتی بدترین ضدیهودی‌ها رو هم نرم می‌کنه

وقتشه

سول؟

سول؟

سول، کجایی؟ - اینجام -

چرا انقدر طولش دادی؟

باید برای شام لباس می‌پوشیدم

الانه که از راه برسه - خب؟ -

هیچی سرِ جاش نیست

نخوما، ما اون رو به دنیا آوردیم

لازم نیست براش نقش بازی کنیم، درسته؟

حالا، چیکار می‌تونم بکنم؟

!آدی - منم -

یاکوب. عید پسح مبارک

عید پسح مبارک

بلا هم میاد؟ - آره -

نگفتم؟ - نگفتی -

شرمنده - اشکالی نداره -

!دوروتا، بلا هم میاد

!یه جای دیگه آماده می‌کنم - فکر می‌کردم گفتم اونم میاد -

گفتی. کلاس‌ها خوبن؟

حقوق حقوقه دیگه

یعنی چی؟

یاکوب

اون آدیه؟

فقط بزرگ‌ترین و بهترین پسرتم

گنک، با برادرت حرف بزن

اون به کلاس‌هاش بی‌اعتنایی نشون میده

هی، اینطور نیست

ازشون خوشت نمیاد؟ - خیلی هم خوشم میاد -

حقوق چه مشکلی داره؟ - هیچی -

مثل یه بازیه، یاکوب

همیشه یه پرونده برای حل کردن و برنده شدن هست

.خب، مشکل همینه .من از بازی خوشم نمیاد

!آها - اون از بازی خوشش نمیاد؟ -

مامان؟ مامان، خبرِ بدی دارم

چیه؟ چی شده؟

فکر کنم آدی به قطارش نرسیده - !نه! امکان نداره -

!عید پسحه

و هیچ‌وقت جرأت نمی‌کنم عید پسح رو از دست بدم

!آدی

تو دخترِ خیلی بدجنسی هستی

!ایده‌ی اون بود - عید پسحه -

همه چی بخشیده میشه

!یاکوب - !آدی -

!اینجا رو نگاه کن. ای جان

تو به عید بی‌احترامی می‌کنی

.بنوش، لم بده، استراحت کن .خواهش می‌کنم

هفته‌ی پیش توی روز سبت مغازه‌ی تایخمن رو داغون کردن

همه می‌دونن مغازه‌مون امشب خالی میشه

نه، هر شب خالیه - عید پسح فرصتی -

برای کساییه که می‌خوان جلب توجه کنن

بابا، به موسیقی گوش کن

آدی شدیداً نیاز به توجه داره

نشونش بده هنوز عزیزترین بچه‌ست

گنک، من بینِ بچه‌هام فرق نمیذارم

...پس

عزیزترین بچه‌ات منم

تو نیستی

...منم. می‌فهمم. نمی‌تونی بگی، ولی

خب، ساکنِ جدید آپارتمان اتفاقاً یه معمارِ خوش‌قیافه و موجهه؟

مگه این چیزِ بدیه؟

اون مُسن و جدیه

اون فقط 31 سالشه

به عبارتِ دیگه، آماده‌ی ازدواجه

هیچکس نمیگه مجبوری باهاش ازدواج کنی

،ولی خب خیلی در دسترسه .طبقه‌ی پایین زندگی می‌کنه

.یاکوب، بس کن .از قیافه‌ام خسته میشی

غیرممکنه

چه سفرِ کوتاهی، آدی - می‌دونم، ولی کارم خیلی زیاده -

ولی موسیقی‌ات خیلی خوب پیش میره

عه، یه آهنگ توی رادیو درآمد چندانی نداره

آهنگِ خوبیه

مگه تو نبودی که تشویقم می‌کردی مدرکِ مهندسی‌ام رو بگیرم؟

یه شغل واقعی داشته باشم؟

تو فکر می‌کنی خیلی زرنگی که حرف‌هام رو علیه خودم استفاده می‌کنی؟

جاز کافیه

می‌خوایم لیست بشنویم - !لیست نه -

اثرِ آهنگساز مشهور پاریسی، آدی کورک؟

،هی! من شاید توی پاریس زندگی کنم

ولی همیشه لهستانی می‌مونم

شرمنده، به خاطر لهجه‌ی فرانسویت نتونستم بفهمم چی میگی

می‌خواید آهنگه رو بشنوید یا نه؟

!آره - نیازی نیست بزنمش -

!بزن

بزن، برامون بزنش - باشه -

به اندازه‌ی کافی کار کردی

همین که وقتِ ظرف شستن میشه همه‌شون غیبشون می‌زنه

میلا... من به مادرت کمک می‌کنم

استراحت کن

همم؟

اوه

همیشه شوپنِ لعنتی

من عاشق شوپنم

سعی کن هر روزِ عمرت بهش گوش بدی

میلا به طور وسواسی تمرین می‌کرد - حتی بیشتر از من -

.ولی علتش رو نمی‌دونم ...تنها چیزی که براش مهم بود

ازدواج و تولید مثل بود

هی، حرفت ناجوره - ولی حقیقت داره -

میلا برای لذت بردن از هیچ کاری وقت نمیذاره

شاید از دلخوشی‌های تو لذت نمی‌بره

!هی

وقتی با این خانواده وصلت کردی کی رو به عنوان متحدت می‌خوای؟

من با این خانواده وصلت می‌کنم؟

نمی‌دونستم - آره، نکته‌ی خوبیه -

یاکوب، چرا از بلا خواستگاری نکردی؟

!اوه - مگر این که حلقه‌ای باشه که ندیدم -

نه - شش سال گذشته -

زنِ بهتری پیدا نمی‌کنی - آره، گنک می‌دونه -

با همه قرار گذاشته - آره، چاره‌ای نداشتم -

...من رو برسون خونه، یاکوب

آره - قبل از این که برامون خاخام پیدا کنن -

همه‌تون عوضی هستید

به شدت توصیه می‌کنم از پارکِ کاسچیوسکی میانبر بزنید

خیلی رومانتیکه

چیزی رو متوجه نشدم؟

بهش بگو، بهش بگو - ،اونا همیشه زود میرن -

و هیچ‌وقت به موقع نمی‌رسن خونه

توی پارک؟ یاکوب؟ - آره -

همیشه آدم‌های ساکت و بااحساس از این کارها می‌کنن

.بهتره منم برم .به بابا قول دادم به مغازه سر بزنم

امشب؟

اون واقعاً انقدر نگرانه؟

.اون رو که می‌شناسی .همه بزرگ شدن

اون دغدغه‌ی جدیدی لازم داره - ...گنک، بگو ببینم -

اوضاع داره بدتر میشه؟

یکم، توی چند ماه گذشته

فریدمن‌ها دارن به فلسطین میرن

واقعاً؟ - اوه، بیخیال -

اونا فقط از رقابت خوششون نمیاد

چهل تا نونوایی توی شهر هست و کاسبی کساده

ولی کاسبی برای بیشتر یهودی‌ها کساده

می‌گذره. رادوم آلمان نیست

انقدر نگران نباش، باشه؟

کی می‌دونه؟ شاید منم به زودی بیام پاریس و رقیبت بشم

More Farsi Persian subtitles for We Were the Lucky Ones

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left