أول 200 سطر.
زيرنويس از مهدي shine021
وای خدا، جنی.
محشر شده.
همینه.
اوه!
عروس داره میاد
دان، دان، دادان
خیلی خوشگل شدی.
مرسی.
هنوز مطمئن نیستم.
فکر کنم بالاتنهاش باید کمی تنگتر بشه.
نه، نه، نه.
کلر، کلر، درستش میکنیم.
نگران نباش.
آره.
یعنی، خیلی بهت میاد.
این لباس توئه.
به نظرم کاملاً عالیه.
آره.
میتونم چهره لوک رو تصور کنم وقتی پشت altar ببینتت.
فکر میکنی؟
من اینو فقط به عنوان خواهر بزرگتر نمیگم.
این حرف دلمه.
فوقالعاده شدی.
لوک داره دیوونه میشه.
حالا فقط باید یکی رو پیدا کنیم که برای جنی دیوونه بشه.
جوری حرف میزنی انگار یه مرضه.
اوه، میدونی منظورم چیه.
بازار ازدواج تعطیل شده.
من که دنبال کسی نیستم.
اوه، بیا دیگه، بالاخره باید یه زمانی بخوای.
خیلی وقته تنهایی.
کار سرم رو شلوغ میکنه.
کاش نونا اینجا بود.
که هست.
میدونی که هست.
و میدونی نونا چی میگفت.
"روحشون همیشه مراقبتونه."
اوهوم.
اوه!
خیلی خوشگل شدی.
مرسی!
خب بریم چکلیست رو مرور کنیم.
یک، لباس عروس، تیک.
دو، لباس ساقدوشها.
تو راهه.
باشه.
سه، دسته گل.
سفارش داده شده.
چهار، هتلی که آماده بشیم.
و پنج...
شراب خانوادگی.
داریش، درسته؟
من؟
چرا از من میپرسی؟
خب، مگه تو نداریش؟
فکر کردم تو داریش.
صبر کن، داری چی میگی؟
همون چیزی که تو میگی.
اوه.
وای من.
رفتم تو وسایل کریسمس، عکسهای خانوادگی،
دستور پختهای نونا.
آه!
این عکس رو یادم رفته بود.
کدومش؟
نونا قبل از اینکه ایتالیا رو ترک کنه.
اوه، دستاش رو گذاشته روی پاش.
آره. -یادمه.
اوهوم.
آها!
لطفاً بگو پیداش کردی.
اوه، نه.
خالیه.
بطری دیگهای هست؟
نه، فقط همین یکی.
خب، یه یادداشت کوچیک هست.
آه.
از طرف پدربزرگه.
"به روزای عزیزم رزا، در روز عروسیمون.
امیدوارم این شراب پیوندمون رو برکت بده، همونطور که
نسلها خانوادهمون رو برکت داده.
با تمام عشقم، جوزپه."
پدربزرگ همیشه میگفت این شراب
برکت عشق واقعیه.
برای همین ازدواجشون تا روز مرگش دووم آورد.
حرفای زیادی میزد.
اوه، واقعیه.
مامان و بابا روز عروسیشون خوردنش.
عمه ماریا تو عروسیش، دخترعمو فیلیپا، عمو فرانک.
ما باید یه بطری ازش پیدا کنیم تا به سلامتی کلر بنوشیم
وگرنه ازدواجش نفرین میشه.
نفرین نمیشه.
تانیا تو عروسیش نداشت، الانم طلاق گرفته.
اوهوم.
یادته، اصرار کرد یه شراب سفید بیارن،
الانم تو هینجه.
میتونیم با هر شراب قرمزی بنوشیم.
نه، این یه شراب خاصه.
نونا میگفت جادوییه.
برای همین پدربزرگ مجبور شد یه جعبه ازش بیاره از ایتالیا
وقتی مهاجرت کرد.
باشه، آخرین باری که یه بطری خانوادگی باز شد کی بود.
فکر کنم عروسی من.
کل جعبه رو همون موقع خوردیم؟
باشه، پس یه بطری دیگه میگیریم.
ببین، اسمش رو داریم.
سال تولیدش رو داریم.
روش.
بیا.
پنج روز وقت داریم.
اینجا نیویورکه.
حتماً یه چیزی تو شهر پیدا میشه.
اگه نشد، یه بطری رو شبهزینه میفرستیم.
آه، خیلی راحت.
یه جا اینجا تو شهر پیدا کردم که شاید داشته باشه.
فقط نوشته تماس بگیرید.
عالیه.
لینکش رو برام بفرست.
چکش میکنم.
و نگران نباش لارا، خودم حواسم هست.
توصیهام اینه که با یه سیتی اسکن تکراری
حدود شش ماه دیگه دوباره بررسیش کنیم.
به دفترمون بگید وقت ویزیت بعدی رو تنظیم کنن.
ممنونم.
دکتر تراوالینو.
سلام.
پیگیر استعلام شرابتون هستم.
نتونستم یه بطری از فارازلی روسوی ۱۹۶۸ تو آمریکا پیدا کنم.
یکی از آخرین بطریهای باقیمونده
تو رم حراج میشه. -عالیه.
میتونی حراج رو برام مدیریت کنی؟
چهار روز دیگه لازمش دارم.
کار سختیه.
اگه سریع لازمش داری، پیشنهاد میکنم بری خودت تحویلش بگیری.
خودم تحویل بگیرم؟
رم؟
حراج کیه؟
حدود ۱۶ ساعت دیگه.
داری شوخی میکنی؟
احتمالاً امروز دو تا
یا سه تا پرواز به رم هست.
آه، به دکتر کامرون بگید فردا مریضهام رو ویزیت کنه
و شاید روز بعدش رو هم.
بستگی به پروازها داره، باشه؟
و بهش بگو شرایط اورژانسیه.
من تو مأموریت نجات ازدواج خواهرمم.
لارا، سلام.
یه بطری پیدا کردم.
تو رمه، ولی باید خودم برم تحویلش بگیرم.
یعنی، این که دیوونهبازیه.
گرون در نمیاد؟
قیمت پایه ۲۰۰ یوروئه.
اگه لازم بشه تا ۱۰۰۰ هم میرم بالا.
جنی، این خیلی زیاد میشه.
لارا، بهت اطمینان میدم، این اتفاق نمیفته.
باشه؟
راحت با ۱۰۰ میخرمش و سوار اولین پرواز برگشت میشم.
فقط به کلر بگو رفتم یه کنفرانس پزشکی
و نگران عروسی نباشه.
خودم حواسم هست.
شاید یه مرد ایتالیایی خوشتیپ هم
اونجا پیدا کردی.
من تو مأموریتم لارا.
باشه؟
وقتی برای مردا ندارم.
قبل از اینکه بفهمی برگشتم.
خداحافظ.
ببخشید.
ببخشید. سلام.
صبح بخیر.
یه لحظه.
خیلی دیرم شده.
میدونید سالن حراج کجاست؟
آه!
من ژاپنی حرف نمیزنم.
نه، نه، نه.
بذارید ایتالیایی حرف بزنم.
چطور میتونم کمکتون کنم؟
دنبال سالن حراج میگردم.
میدونید کجاست؟
سالن حراج؟
آه، بله.
بله، خب.
از این جاده میرید... میرید پایین.
میرید، میرید، میرید و بعد پیچ میزنید چپ.
و بعد یه... یه ساختمان آجری بزرگ میبینید.
و دقیقاً همونجاست.
ممكنه از دستش بدید.
میبینیدش.
ممنونم.
گراتسی.
موفق باشید.
آمریکا
ببخشید.
متأسفم.
من ایتالیایی حرف نمیزنم.
اوه، آمریکایی.
دنبال حراج ساعت ۸ صبح میگردم.
فکر کنم از این طرفه.
No comments yet. Be the first to leave one.