Banished

Banished

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

banished s01e04 480p
banished s01e04 720p
تعليق من DLBR
امیدوارم لذت ببرید دوستان (neda amordad)

الوسوم

480p
480
720p
720
نشرت في: 2015-06-01
تنزيلات: 17
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

مترجم: neda amordad

باییستید

اگه بیشتر پیش بریم..

میمیریم

دومین شلیک

سومین شلیک

چه اتفاقی افتاده؟

من رفته بودم شنا کنم قربان...

~ در حین شنا یه مشکلی پیش اومد ~ به مشکل برخوردی؟

~ بله قربان ~ اون دقیقا گفت که تو سعی کردی خودتو غرق کنی

~ نه قربان ~ 100 یارد دورتر از محل نصب چادرها

تو میخواستی خودتو غرق کنی و در همین حین

~ به جسد پف کرده ی آهنگر برخوردی ~ نه رئیس ~ بله رئیس

میدونی چی در انتظارته کاترین مکویت؟

100 ضربه شلاق

شاید فکر کنی که زندگیت الان خیلی رقت بار

ولی بعد از صد ضربه شلاق چند برابر بد تر میشه

چطور جرات کردی این کار رو با من بکنی؟

چطور جرات کردی مرگ و ترجیح بدی؟

برو بیرون

~ قربان ~ برو بیرون، برو بیرون ، حالا

چطور جرات کردی مرگ و به این ها ترجیح بدی؟

چطور جرات کردی من و با این کار اینقدر خوار و خفیف کنی؟

من توسط یک فاحشه خوار و خفیف نمیشم. اگه این چیزی بود که میخواستی بهش برسی

تو عمیقا شکست خوردی

به خاطر اینکه من اصلا به نظر یه فاحشه اهمیتی نمیدم

و اگر این گناه...

این دومین بار که تو سعی میکنی من و بکشی

و من بهت میگم سرجوخه

اگه بار سومی وجود داشته باشه، اونوقت تو میمیری

فهمیدی؟

بله قربان

و اگر تو میخوای که من خودمو گناهکار بدونم

اگه دوست داری که من فکر کنم که من باعث مرگ تو شدم

تو در این مورد هم شکست خوردی

ما تو یه جامعه غیر عادی داریم زندگی میکنیم

یه عالمه سرباز، تعداد کمی زن

هیچ زنی نمیتونه فقط با یه مرد باشه، اون باید تقسیم شه

چطور جرات کردی حتی این فکر و بکنی ؟

تو هرزه ی احمق و خودخواه

باید یه چیزی بهت نشون بدم

زود باشین ، راه برین

قربان

چندتا از مردانت به فریمن شلیک کردن؟

چهار نفر ، قربان

و همه ی اونها اشتباه کردن؟

شاید قربان، اونها تیراندازهای تازه کار بودن

من هیچ شکی ندارم که اون مرده

دوست تو اینکار و انجام داده

واقعا قربان؟؟

فکر میکنی اون تنها میتونسته؟

~ ایده ای ندارم رئیس ~ تو میتونستی اونو بلند کنی؟

فقط یه کمی

میتونستی اونو تا ساحل بکشی و بندازیش تو قایق

~ و بعد بندازی توی آب؟ ~ نه رئیس

~ نه. به کمک نیاز داشتی؟ ~ بله رئیس

جمجمه ی اون براثر ضربات چماغ خورد شده

~با تبر زخمی شده ~ یه بیل

ببخشید؟

میدونم که قبلا گفتم ضربه ی تبر بوده ولی از اثرش میشه گفت که ضربه ی یک بیل بوده

~ فکر میکنم یه بیل بوده ~ چماغ و بیل!

معلوم میشه که مهاجمین بیش از یه نفر بودن، درسته؟

~ بله ~ تو بودی؟ ~نه رئیس

آهنگر ما از 10 تای شما هم بیشتر میارزید

به خاطرش متاسفم رئیس

براش یه قبر بکنید

بله رئیس

~ کشیش ~ زن جوانی به نام کاترین مکویت جسد و

توی دریا پیدا کرده

~ درسته ~ اون سعی کرده که خودشو بکشه

نه اون داشته شنا میکرده که به مشکل برخورده

این حرفی که اون زده ولی حقیقت اینه که اون سعی کرده خودشو بکشه

~ میدونید چرا؟ ~ نه

به خاطر اینکه شما خودتونو به اون تحمیل کردین

خودمو به اون تحمیل کردم؟!

نه من اونو سهیم شدم ، مثل همه ی مردانم که با زنها اینکار و میکنن

کاترین مکویت از اون دسته زنهایی نیست که بتونید اونو با کسی سهیم بشین

~ اون یه فاحشه است ~ اون فاحشه نیست

فریب چشمهاتونو نخورید خانم جانسون ، اون یه فاحشه است

~ کاپیتان کالینز ~ سرگرد ~ طبق اطلاعات شما از کاترین مکویت

آیا اون فاحشه است یا نه؟

اون فاحشه است آقا

یه فاحشه به خاطر اینکه یه مرد اذیتش کرده سعی نمیکنه خودشو بکشه

سعی نمیکنه خودشو بکشه

اینکار باید متوقف بشه

~ چی؟ ~ باید دیدن اونو متوقف کنید

~ فرمانده ~ شاید باید یه نفر دیگه رو پیدا کنی

من و ببخشید ، اینجا پر از بوی تعفن ریاکاری شده

~ آیا شما هم دست از دیدن خانه دارتون برمیدارین؟ ~ چی؟

~ فکر میکنی دبرا و من عاشق و معشوقیم؟ ~ بله

~ اینطور نیست ~ من اینطور فکر میکنم

اینطور نیست

سرگرد راس باید دوباره ازتون بپرسم

لطفا قبل از اینکه جواب بدین، فکر کنید

برای اینکه جواب شما عواقب مهمی

بر نجیب زاده بودن و روح شما داره

ایا شما کاترین مکویت و تنها میزارین؟

~ نه ~ در اینصورت شما دیگه نمیتونین ا ز خدمات من بهره ببرین

فرمانده این ناعادلانه است ایشون تنها کشیش موجود در این کشور هستن. اون میتونه یه همچین کاری و

~ .تو انگلیس انجام بده ~ این قضیه مربوط به روحانیته..... ~ .. کار ایشون تو انگلستان منصفانه است چون من میتونم

~ یه کشیش دیگه و یه کلیسای دیگه برای خودم انتخاب کنم ~ این قضیه مربوط به روحانیته..... ~ اینجا ایشون تنها کسیه که مسائل مربوط به روحانیت و انجام میده

~ و این رفتار اشتباهه که بخواد از این امتیاز بهره ببره ~این قضیه مربوط به روحانیته....

و ربطی به فرمانده نداره

لعنت به همتون

" من رستاخیز و راهنمای شما هستم"

" کسی که به من اعتقاد داشته باشه

" حتی بعد از مرگ هم زنده خواهد بود

" کسی که به من اعتقاد داشته باشه نمیمیره"

"از خاکستر به خاکستر ، از خاک به خاک

" با اعتقاد به اینکه رستاخیز به وقوع میپیوندد ، امین"

آمین

تو زن باهوشی هستی آن مردیث

میتونی خودتو جای بقیه ی آدما بزاری

و چیزی که بقیه احساس میکنن و درک کنی

و این مساله باعث میشه تا دوست آدما به نظر برسی اما دوستشون نیستی

تو دشمن اونایی چون به کمک این توانایی که داری

از اونا سواستفاده میکنی، درسته؟ ~ بله

بله!؟ وایستا ،لطفا وایستا

تو موافق این کاری؟

شوهرت داره ما رو نگاه میکنه

~ تو موافق اینی که مردم و فریب بدی؟ ~ بله

زنی اینجاست که ...

.. دو تا بچه رو موقع تولد از دست داده

دوباره حامله شده دچار وسوسه ی سرنوشت نشده

قبل از اینکه بچه به دنیا میاد اسمی براش انتخاب نکرده

این زن باید چیکار کنه/؟

خیلی آدم ساده ایم نه آن؟

بله

میدونم که ازمن میخوای که انکار کنم ولی نمیتونم

من دروغ گفتم

تو نمیتونی با بچه هات صحبت کنی ، هیچ وقت نمیتونی باهاشون صحبت کنی

متاسفم

انتظار داشتی چی در ازاش از من بگیری؟

غذا

بیا

اونا میخواستن شلاقت بزنن

منصرفشون کردم ولی کار راحتی نبود

میدونی که خودکشی بزرگترین گناهه

به خاطر اینکه از ضعف ایمانت و ناامیدی نسبت به بخشش خدا ناشی شده

معمولش اینه که 100 ضربه شلاق میخوردی

ممنون

من باورت دارم

باور کردم که اون لرد میخواسته بهت تجاوز کنه

~ باورم کردی؟ ~ بله.

پس منو میفرستی برگردم خونه

فقط فرمانده اجازه ی اینکار و دادره

میتونم برگردم سر کارم؟

اگه قضیه مربوط به سکس

اگه قضیه اینه ، ما میتونیم ....

اونکار و نکنیم، تو فقط بیا پیش من ، بامن حرف بزن ، کنارم دراز بکش

بدون لباس یا با لباس هرجوری که خودت دوست داری

~ با لباس کامل ~ باشه با لباس کامل

و بدون سکس ؟

بدون سکس ، تا وقتی که خودت براش آماده باشی

~ اگه هیچ وقت آماده نبودم چی ؟ ~ خوب پس هیچ وقت

مسیح صلیبشو خودش حمل میکرد"

" اون از کلیسای جدید بهره ای نبرد

اون فقط در انتظار مرگ خویش بود"

اینجا

" ای خدای قادر راهی به مانشان بده که بتونیم کلیسای جدیدمون و تموم کنیم"

" این حقیقتا تنها خواسته ی ما ست"

~ آمین ~ آمین

در مورد چی حرف میزدین؟

تو و آن مردیث

بهم گفت که دروغ گفته

گفت که نمیتونم با بچه هام حرف بزنم

خوبه

خوبه؟

نه اینکه تو نمیتونی با بچه هامون صحبت کنی خوب باشه

خوبه که اون به هشدار من توجه کرده

~هشدار تو؟ ~اوهوم

من ازش خواستم تا با تو حرف نزنه

و اگر اون برای صحبت با من پافشاری کنه چی ؟

اگه پافشاری کنه چی؟

اگر اون در مورد صحبت کردن با بچه های مرده مون پافشاری کنه....

.. اون مثل یه ساحره به نظر میاد

اه ، استفن

~ دبرا ~ سلام فرمانده

من باید یه چیزی بهت بگم

تو شبیه نیستی و من اصلا نمیخوام که اینج.ر به نظر بیاد که ....

اون ماهیه؟

آقای بریانت امروز یه کم ماهی گرفته ازش خواستم تا یکی هم برای شما بیاره

~ چه نوعیه؟ ~ اون نمیدونست

~ اما گفت که مزه اش به قدر کافی مطلوبه ~ ما من بیا بخور

~ نه ~ تو هم باید بخوری ~ نیازی نیست

من در مورد رفتار سرگرد راس

و اون زن جوان بهش اعتراض کردم

~ خوب؟ ~ خوب اون من متهم کرد که عشقبازی میکنم

~ با چه کسی؟ ~ با تو

اه !

شما بهش چی گفتی؟

خوب مطمئن نیستم، چیزی بهش نگفتم اوضاع از دست من خارج شده بود

درواقع یه چیزایی برام روشن شد

~ آره؟ ~ بله رفتار تو .....

.. در مورد رفتار تو در شب های قبل

تو قطعا چیزهایی شنیدی...

چیزهای محملی که قطعا روی رفتار تو تاثیر گذاشته

~ اینطور نیست ~ همینطور ، میدونم که همنطور

ما باید جلوی این شایعات و بگیریم

~ من نمیخوام که شوهرت برگرده و ....... ~ نیازی نیست

Banished subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Banished

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left