Lost Horizon

Lost Horizon

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Lost Horizon (2025) 720p WEB-DL
Lost Horizon 2025 1080p WEB-DL x264-LOL
تعليق من shine021
زیرنویس فارسی فیلم افق گمشده

الوسوم

webdl
نشرت في: 2025-12-21
تنزيلات: 46
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

shine021 زیرنویس

تو رو توی انبار میبینم...

...و محموله من رو میاری.

منو ناامید نکن، عوضی.

10 ماه قبل

20 کیلومتر تا مرز، بچه ها.

منظم بمونید، تمام.

باشه، مایک.

نمیدونم، داچ...

...یه چیزی در مورد این ماموریت.

حس خوبی ندارم.

نمیتونم دقیقا بگم چیه.

منم دقیقا داشتم به همین فکر میکردم.

یادت میاد اون عملیات تو اکوادور رو؟

دقیقا منو یاد اون میندازه.

با من بازی نکن، تری.

اصلا خنده دار نیست.

لعنتی.

لعنتی.

لعنتی.

چی شده رئیس؟ حالت خوبه؟

چه خبر شده؟

چشماتون رو باز نگه دارید.

به نظر کمین میاد.

میرم یه چک بکنم.

همونجا وایسا.

دستات بالا، بذار ببینم.

لطفا شلیک نکنید.

اینجا چیکار میکنی؟

این ماشین منه. به کمک احتیاج دارم.

دارم اسلحه ام رو میارم پایین. غیرنظامیه.

تهدید محسوب نمیشه.

انتظار نداشتم کسی اینجا باشه.

ماشینم خراب شده و داشتم سعی میکردم ببینم چیکار باید بکنم.

تری.

چی شده مایک؟

میتونی درستش کنی؟ دوباره راه بیفته.

آره، بلدم.

بذار یه نگاه بندازم.

آروم باش، درستش میکنیم.

نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم.

لعنتی.

این خوب نیست.

تسمه پاره شده.

احتمالا خیلی کیلومتر قبل پاره شده.

موتور خیلی داغ کار میکرده.

چه خبر شده؟

موتور قفل کرده.

اینجا درست نمیشه.

حداقل میتونید منو به نزدیکترین شهر برسونید؟

غیر ممکنه. باید حرکت کنیم. وقتمون کمه.

باید بریم مایک.

اینجا خیلی در معرض دید هستیم.

وقت داره تموم میشه مایک.

کمتر از 30 دقیقه وقت داریم تا مرز بسته بشه،

و امشب تنها فرصتمونه.

نمیتونیم همینجوری ولش کنیم اینجا.

اینجا که هتل پنج ستاره نیست.

باید با ما بیای.

ماشینم چی؟

ولش کن.

بریم بچه ها.

باشه.

جدی میگی؟

سوار میشی؟

من مایک هستم، اتفاقی.

آملیا، از آشناییت خوشبختم.

خب...

یه کسی مثل تو رو چی میکشونه تا اینجا؟

این سوال رو زیاد ازم میپرسن.

میدونی که توی منطقه جنگی هستیم، درسته؟

خب...

بهترین داستان ها توی امنیت یه دفتر نوشته نمیشن.

من یه خبرنگار جنگی آزادم.

روزنامه نگار.

ما هم زیاد از شماها اینجا نمیبینیم.

دفترم منو فرستاده تا مذاکرات صلح رو پوشش بدم.

چند روزه که توی منطقه هستم.

این ماشین های نظامی چیه؟

کجا میرین؟

بچه ها، باید سرعت رو بیشتر کنیم.

17 مایل تا مرز، تمام.

باشه مایک.

باید با ما از مرز رد بشی.

به این سادگی ها نیست.

ببین...

روز خیلی بدی بود...

از صبح اینجا گیر افتادم و...

تقریبا هیچکس از این جاده رد نمیشه.

اینجا امن ترین جا برای گیر افتادن نیست.

دقیقا.

برای همینم دزدیده شدم.

دزدیده شدی؟

آره.

یه گروه از محلی ها منو لخت کردن...

پولم رو گرفتن، موبایلم رو...

همه چیزم رو.

منو با هیچی ول کردن، جز یه داستان.

اذیتت کردن؟

خوشبختانه، نه.

من...

...بالاخره با چرب زبونی راضیشون کردم و جون سالم به در بردم.

یه کم از اصطلاحات محلی و این چیزا بلدم.

ببین...

من نه مدرکی دارم نه هویتی.

خب، این یه مشکل جدیه.

اگه بگیرنت، هممون به دردسر میفتیم.

من ازت نخواستم منو تا مرز برسونی.

فقط میخواستم منو تا یه جای امن برسونی.

آره، ولی الان دیگه یکم دیره.

تقریبا رسیدیم.

باید برگردی.

کاملا مطمئنی؟

آره.

سرت رو پایین نگه دار و ساکت باش.

همه چی مرتبه؟

گذرنامه.

به نظر میرسه دقیقه نود رسیدین.

آره، یه سری مشکلات فنی داشتیم.

یکم عقب افتادیم.

ویزاتون نشون میده که برای ماموریت بشردوستانه اومدین اینجا.

بله، درسته.

چیزی برای اظهار کردن دارین؟

نه. فقط دارم رد میشم.

همه چی مرتبه. میتونین رد شین.

صبر کن!

اینجا یه مشکلی داریم.

دقیقا چه مشکلی؟

گذرنامتون رو جا گذاشتین.

حواسم نبود.

ممنون که بهم گفتین، افسر.

شب بخیر، آقای 'فاستر'.

شب بخیر.

چه شانسی آوردیم.

شک داشتم بتونیم از پسش بربیایم.

آره، من دقیقا دنبال آدرنالین نیستم.

ولی خیلی نزدیک بود، نه؟

جدی میگم...

ممنون که دوباره نجاتم دادی، مایک.

خواهش میکنم، مشکلی نیست.

یه شب کاری معمولی.

80 کیلومتر تا پایگاه، بچه ها.

مسیر رو ثابت نگه دارید، تمام.

باشه، مایک.

خب...

میبینم که خیلی منعطفی؟

توی موقعیت های تنگ تری هم گیر کردم.

خوبه که بدونم.

پس، توی ساخت و ساز کار میکنی؟

آره، میشه اینطوری هم گفت.

حالا بگو.

گوش کن.

قرار نیست ازت دربارهٔ اسرار دولتی بازجویی کنم.

برو پایین.

همینجا بمون.

دارن از سمت راست میان.

دریافت شد.

برو جلو.

برو جلو.

عقب نشینی کردن.

خوبی؟

بیا از اینجا بیرونت بیاریم.

چطوری؟

زخمی شدی؟

سالامتم.

فقط یکم تکون خوردم.

کسی رو نمیبینم که دنبالمون باشه.

بچه ها...

فکر کنم از خطر دور شدیم.

دریافت شد، مایک.

داریم به سمت یه جای امن میریم...

توقف برای سوختگیری و بررسی خسارت، تمام.

یه ایستگاه قطار متروکه جلو رومونه.

حدود 15 کیلومتر به سمت جنوب.

تمام.

خوب به نظر میرسه.

میتونی تا اونجا بری، مایک؟

داری خونریزی میکنی.

یه زخم سطحی. بدتر از اینم دیدم.

به سمت ایستگاه حرکت کنید.

هوشیار باشید، تمام.

اونا کی بودن؟

دریافت شد.

چرا بهمون حمله کردن؟

هیچ ایده ای ندارم.

شاید هر گروه شورشی توی منطقه بودن.

ولی جنگ تموم شده.

نباید این اتفاق میفتاد.

همه از مذاکرات صلح خوشحال نیستن، آملیا.

کنترل دولت اینجا ضعیفه.

داری از حال میری. باید وایسیم.

من خوبم.

چرا اینقدر لجبازی؟

داری چی رو ثابت کنی؟

حداقل یه داستان حماسی برای تعریف کردن خواهی داشت.

اگه کسی باورش کنه.

یه بار دیگه جونمو نجات دادی.

دو بار توی یه روز، نمیتونم به اندازه کافی ازت تشکر کنم.

آره، دارم توش خوب میشم.

دریافت شد.

Lost Horizon subtitles in other languages

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left