أول 200 سطر.
.بچهها، ببینین چقدر خوب جای خانواده رو چیدم
میشه منو کنار لوک نشونی؟ .موقع خوردن صدا میده
.تو یه بچه لوس شهری هستی
.من تا 11 سالگی کنار بزرگترا نمیتونستم بشینم
...کم. کم ده بار بهت گفتم
چرا برنامه سفرمون رو برای سر زدن به
مامان و بابات نمیفرستی؟
.سرم شلوغ بود
،باشه ...سه ساعت وقت داشتی که ویدیوی
.رقصیدن من و خودت و لیلی رو بسازی
.کونمون رو ببین
.آره - !کریسمس مبارک -
!کریسمس مبارک - !سلام -
کی بهم مشروب میده؟
.دوره شیر دادنم تموم شده
،این کوچولوها دوباره مال خودمن
.و آمادهام با شراب پرشون کنم
،خب بدن انسان اینجوری نیست
.ولی خیلی برات خوشحالم
!دلم برای هیلی سابق تنگ شده بود - !آه! منم -
میشه هیلی رو از من و بچهها دور کنی؟
،هدیه کریسمس من بهش ...معافیت از وظایف مادرانهست، پس
،ممنون میشدم یکم زودتر بهم اطلاع میدادی
...ولی هدیهی خوبیه، پس
،پولی هم بابتش ندادم، که خیلی خوبه
.چونکه تابستون قبلی رمز کارت بانکیمو یادم رفت
احیانا 4رقم مورد علاقهم رو به تو نگفته بودم؟
.نه - .وای نه -
.خواهش میکنم منو کنار گلوریا نذار .ناجور میشه
.گلوریا برای پدرم کار میکنه
،بابا مربیشه ،و چند روز پیش
تصادفی دیدم که داره با .رقبای بابام مصاحبه میکنه
،پس اگه بیام پیش شما
باید مدل موهامو هم عوض کنم؟
.دربارهش حرف میزنیم - .یه جوری نشون ماست -
...خلاصه بگم
.من مثل 5تا فیلم آخر «متیو مککاناهی» هستم
.هیچوقت منو ندیدی
.باشه
!کریسمس مبارک
!سلام - !وای -
.به این میگن یه میز کریسمسی درست و حسابی
.به دل نگیری، عزیزم
.اهمیت ندادنت به جزییات رو هم دوست دارم
آم... کم؟
.نمیتونم بغل بابا بشینم
.ازم درباره شرکت تختخوابسازی سگـش میپرسه
!اَه کلر
!چیه؟
.نمیتونم روز کریسمس قلبشو بشکنم
.میدونی که توی تعطیلات همیشه مهربون و مظلومه
!از این شال کوفتی متنفرم
!شکل «آنجلیکا هیوستون» شدم
!کم برات خریده! باید بپوشیش
!سلام
!عاشق شال شدم !شکل ستارههای سینمام
کم، منو بشون کنار کلر، باشه؟
.میخوام یه چیزی ازش بپرسم
!خانوم اینجاست
.بیصبرانه منتظرم تا کادوت رو بدم
الان بازش کنیم؟ .بیا الان بازش کنیم
!اوه خدای من! خدای من
!خدای من! خدای من
هان؟
گرفتی؟
.بصیرت 2020
.هردوتاش درسته
.قراره عکست بره روی کلی ایستگاه اتوبوس
و ایندفعه با اونباری که مجبور شدی از شهرت فرار کنی
.و با جی ازدواج کنی، فرق داره
.وای، بابا، کار خیلی قشنگی کردی
.ممنونم الکس
.تو همیشه میدونی چی بگی و چی نگی
.فیل، تو فوقالعادهای
،که طعنهآمیزه
.چونکه پسرت یک جامعهستیزه
چی؟ داستان چیه؟
چرا از خودش نمیپرسی؟
لوک، چی شده؟
!من بهتون میگم چی شده
به جای اینکه به منی کمک کنه ،تا شری رو برگردونه
!دختره رو برای خودش دزدید
.حقیقت داره. من و شری رابطه داریم
!چی؟ - !اوه خدای من! واقعا؟ -
.کم، جای منی رو خط بزن
.نمیاد
.خیلهخب، باشه ،هرکی هرجا دلش میخواد بشینه
.مثل چندتا دورهگرد که دور آتیش جمع میشن
لوک، چطور تونستی اینکارو بکنی؟
!اونم با منی؟
،احساس بدی دارم ...ولی این رابطه با شری
.خاصه
.مثل بزن در رو های قبلیم نیست
.شنیدنش دلچسب نیست - .چقدرم عالی -
.تازه شری نمیخواد با منی باشه
.و ما واقعا ارتباط برقرار میکنیم
...خب، فکر کنم ...اگه واقعا اینقدر برات مهمه
،مهمه. اون باهوش و باحاله
.و خوب بلده منو بخندونه
.درک میکنم
.هیچی سکسیتر از یه زن بامزه نیست
.یا یه مقرراتی
خب، داستان تو و کم چیه؟
.تنش احساس میکنم
.هیچ تنشی احساس نمیکردم
فقط دنبال یکم خاله زنک بازی بودم
.و فکر میکنم جای درستی رفتم
!چه تنشی هم
...خب، اولا
.به خاطر این شام خیلی خل بازی درآورده
...ولی اینو گوش کن
،هر سال کریسمس ...به خاطر اینکه
،میخوایم بریم خانوادهش رو ببینیم، غر میزنم
،ولی امسال .گفته لازم نیست همراهش برم
.و اصلا هم ناراحت نبود
.وای چه مشکوک
پس توی چمدونش هیچ سرنخی پیدا نکردی؟
.چمدونش رو نگاه نکردم
.انگار دلت میخواد زندگیت از هم بپاشه
.بیخیال
لوک و منی رو چیکار کنیم؟
.هیچی آخرین چیزی که میخوام
.طرف شدن با گلوریاست
هی عزیزم، وقت داری؟
.یکی مونده به آخری
!ببخشید بابا .باید برم با گلوریا طرف بشم
یا اینکه کسی با کسی طرف نشه
.و یک کریسمس زیبا داشته باشیم
مینی چیزبال نیمخورین؟
لوک میخواد با شری بهم بزنه؟
،گلوریا، خیلی متاسفم که منی ناراحته
.ولی احساسات لوک هم مهمه
.همین الانشم به خودش سخت گرفته
.خواهش میکنم، ازش عصبانی نباش
.راست میگی .نباید از لوک عصبانی باشم
.اون که خودش رو تربیت نکرده
...آه
یه بار دیگه بگو؟
...با توجه به داستانهای گذشتهت
به ندرت پیش میومد که .جلوی لذت گوشت بتونی مقاومت کنی
...خیلهخب، وقت - !عجب -
!وقت استراحت! وقت استراحت - !کم! کم -
چرا یه بلیط فرست کلاس به میزوری داری؟
الان نه. و چرا رفته بودی سراغ چمدونم؟
هی بابا؟
میخوای همونجا وایسی
و نگاه کنی که زنت بهم میگی خراب؟
.احساس میکنم موقع خطرناکی برای ورود من باشه
.موافقم. دعوا دیگه تعطیل
!بیاین همه از خوردن چیزبال لذت ببریم
،دستورپخت 100 سالهی مادربزرگمه
.فقط به جای کوکایین از فلفل قرمز استفاده میکنم
.ببخشید گلوریا
.هیچکس به زنم حق نداره بگه هرزه
،توی جوونیش .از همنشینی با مردها لذت میبرد؟ بله
بیرون رفتن از خونه
بدون اینکه به معشوقههای قبلیش برنخورم سخته؟
.بستگی به این داره کدوم شهر باشی
پایانی داره حرفات؟
،بدن خودشه، اختیارش رو داره
!در هرکجای این سیارهی زیبا
میشه برگردیم سر بلیط فرست کلاس؟ - .آره. آره -
داریم چی رو قایم میکنیم؟
،نمیدونم تو چه ربطی به این ماجرا داری
.ولی پدر و مادرم برام خریدنش
پدر و مادرت؟ ...آدمایی که فکر میکنن انداختن آبنبات نعنایی
توی مشروب، کار با کلاسیه؟
...باید بگم که بمبای نعنایی مامان بزرگ
کوکتل مورد علاقه .در عمارت فرمانداره
.منی رو لوس بار آوردی
.باید بیخیال شری شده باشه
...ولی فکر کنم همین میشه وقتی که بذاری یه بچه
.تا 15 سالگیش بغل خودت بخوابه
13
،چرا داریم درباره منی حرف میزنیم
.وقتی این مشخصا تقصیر فیله
چی؟ - !چی؟ -
مشخصه که تو بهش چیزی درباره
.قانون بین مردا نگفتی
!گفتم
،هیچوقت نذار بزنقدش کسی ناکام بمونه
،هیچ بغلی زیادی محکم نیست ...اگه بزنی پشت اون مرد
،هیچ دختری رو از دوستات ندزد
هیچوقت نذار سبیل بذاره
.مگه اینکه پزشک آمبولانس اورژانس باشه
.خیلی داری تند میری بابا
فیل رو متهم میکنی که پدر خوبی نبوده؟
.شروع شد
.دوتا از دوستای بچگیم رو اسم ببر
.بدجنسه و چاقه
.هی، بهتون بگم که منی اینجاست - چی؟ -
.نشون میده اون چقدر شجاعه
.بیاین درباره یه چیز دیگه حرف بزنیم
اصلا دلش نمیخواد .این ماجرا گنده بشه
.سلام به همه
،رخت سیاه منو ببخشید
،ولی مثل «ماشا» در «مرغ دریایی» اثر چخوف
.من در سوگواری زندگیم به سر میبرم
.و نگران نباشین. دنبال دردسر نیستم
.امروز مال من نیست، مال خانوادهست
No comments yet. Be the first to leave one.