أول 200 سطر.
زيرنويس از مهدي shine021
.زیرنویس اصلی موجود نبود.تنها زیرنویس موجود هم ناقص بود فقط بخاطر عاشقان بانو آنجلینا جولی
خانمها و آقایان،
مسافران گرامی. به فرودگاه شارل دوگل پاریس خوش آمدید.
آرزومند اقامتی دلپذیر در پاریس برای ادامه سفرتان هستیم.
لطفا تابلوهای مربوط به تحویل بار و مراحل گمرکی را دنبال کنید.
از توجه شما سپاسگزاریم.
هر چه سریعتر خودم رو رسوندم. زودتر از این نمیتونستم بیام.
دیدم که باز هم تغییرات زیادی انجام دادی.
آره. ببخشید. یه لحظه.
هی، عزیزم.
سلام، مامان.
اوم، من الان یه تماس دارم. میتونم الان بهت زنگ بزنم؟
بله. فقط میخواستم یه چیزی ازت بپرسم، ولی مشکلی نیست.
باشه، عزیزم. باشه.
هی، آره، من انجام دادم. فکر میکنم داره درست پیش میره.
او، یه کمی تیرهتره، ولی خوبه، خوبه.
ضمناً، دندونهای خونآشامی، واقعا مهمن.
او، برای شات آخر مهماند. درسته؟
سفر خوبی داشتی؟
آه، بله، ممنونم.
این خونه رو میشناسی؟
نه، اولین بارمه.
من همراهیات میکنم.
وقتی مکانها رو نمیشناسی، ممکنه خیلی زود گم بشی.
اینجا، ما تو اتاق نشیمن هستیم. اینجا جاییه که ما مشتریان رو پذیرا هستیم، و جاییه که ما
پرَوها رو انجام میدیم. بالا هم کارگاهها هستن.
ایشون تیم هستن.
صبح بخیر.
صبح بخیر.
مکسین واکر. ایشون قراره مصاحبه شما رو در شبکههای ما انجام بدن.
همینجوری میمونید؟
ام، بله.
مهم نیست. یه برنامه فشرده میچینیم.
بله.
خب، تیم؟
باشه، خیلی خوبه. دنبال من بیاین.
باشه.
اینجا بشینین.
صبح بخیر.
من دستکشها رو دوست دارم.
اوه؟
بله. خیلی خوبه.
اوه، ممنونم. مرسی.
و، اوه، میتونید خودتون رو تو دو کلمه معرفی کنید. این برای صداست.
اوم، من مکسین واکر هستم.
اوهوم. باشه. خوشحالید که برای هفته مد اینجا در پاریس هستید؟
بله، خیلی خوشحالم.
شما واقعاً خوب فرانسوی صحبت میکنید. این چطور انجام شد؟
من کمی صحبت میکنم. مادرم، مادرم فرانسوی بود.
آه، خب به خاطر همینه. ما قراره اونجا بریم.
سلام مکسین. شما فیلمی رو کارگردانی خواهید کرد که افتتاحیه رژه ما خواهد بود.
آه... چی بود این؟... هنرمند، شما چه جوری سر از اینجا درآوردین؟
واسه نمایش دعوت شدین؟
یه فیلم ومپایری ساختم که کارگردان هنری ازش خوشش اومد
و باهام تماس گرفتن.
یه فیلم ومپایری. با یه ومپایر زن، درسته؟
چرا؟
چرا که نه؟
یه ومپایر زن انتقام همه خشونتهایی رو میگیره که زنان توی
فیلمهای ترسناک تحمل میکنن.
هوم. و فشن بهتون الهام میده؟
هوم، ازم خواسته شد که شرکت کنم.
غافلگیر شدم.
چرا غافلگیری؟
من از فیلمهای ترسناک مستقل، با بودجه پایین اومدم.
پایین.
هرگز تو این شرایط کار نکرده بودم.
احساس خوششانسی زیادی دارم.
هوم.
و فشن براتون چیه؟
فشن تو دو کلمه؟
تو دو کلمه...
هوم.
هوم. بیمصرف و ضروری.
بیمصرف و ضروری.
ام-هوم.
باشه.
باشه. اوه،
فکر کنم دخترمه.
آه، خب ادامه بدین.
ببخشید.
به هر حال، فکر میکنم چیزی که لازم داریم رو داریم. فرمتش خیلی کوتاهه.
عالیه. ممنون.
باشه. سلام.
دکتر گوزینسکی صحبت میکنن.
اوه، سلام. درود.
نتیجه بیوپسی شما رو گرفتم.
باشه.
لازمه دوباره ببینمتون.
واقعا؟ چرا؟
امروز ساعت شش میتونین بیاین؟ شیش و نیم، اگه میتونین.
نه، من پاریس هستم. بهتون گفتم.
آه، بله. اِم،
تا کی اونجا هستین؟ مطمئنین که نمیتونین
زودتر برگردین؟
نه، نه. من... من با همه آزمایشها همین الآنشم دیر کردم،
پس...
چرا؟ جدیه یا...
آتیپیا (دگرشکلی) وجود داره.
آتیپیا؟
بله.
اما بیاین تلفنی راجع بهش حرف نزنیم.
شما باید هرچه سریعتر یه پزشک ببینید.
یکی رو توی پاریس براتون پیدا میکنم.
اما جدی نیست، نه؟ یعنی، خب، چیز نیست...
اون نیست...
میدونید چیه؟ دارم به یه همکارم اونجا فکر میکنم. اسمش هانسنه.
باهاش تماس میگیرم و میبینم شاید بتونه شما رو ویزیت کنه.
اوکی. خیلی ممنون.
اون بهترینه. به من اعتماد کن.
ببخشید.
ببخشید.
ببخشید.
بعد از تمرینت باید با کریستین صحبت کنی.
باشه.
ممنون.
خیلی قشنگه.
چه کار میکنید؟
این همون لباسیه که قراره فشنشو رو افتتاح کنه.
باشه، من خیلی مشتاقم. ما هنوز کلی کار داریم، مخصوصاً از نظر
آستینها، اونجا، و پشت.
اوه، باشه.
ولی این اولین لباسم که خودم به تنهایی طراحی کردم.
اسم منو داره. کریستینا.
کریستینا. ماکسین.
آخ.
حال شما چطوره؟
آره، خوبم.
این انگشت به معنی تغییره. علامت خوبیه.
آه ماکسین، بالاخره اومدی. همه جا دنبالت بودیم. بیا با من.
اوه، آره.
میریم به گروه ملحق شیم. خداحافظ.
خب، میتونیم در مورد تغییرات "مودبورد" صحبت کنیم؟
تقریباً هیچ تغییری وجود نداره.
بهتون بگم، اونا واقعاً علاقهای به تغییرات لحظه آخری ندارن.
به من گفتی.
و اینکه دیر اومدی، کمکی نمیکنه.
من تا جایی که میتونستم سریع اومدم.
اون گفت فشنشو مثل یه ماشین جنگیه.
نمیتونید هر پنج دقیقه همه چیز رو عوض کنید.
سلام، خوش اومدین. حال شما چطوره؟
صبح بخیر.
سفر خوبی داشتید؟
بله، ممنون.
ماکسین حالت خوبه؟ از دیدنت خیلی خوشحالم. آنتون رو میشناسی؟
قبلاً با هم کار کردهاید؟
بله، ما چندین هفته است که روی این پروژه کار میکنیم.
و قراره با هم فیلم بعدی منو بسازیم.
عالیه. خب، ما داشتیم آخرین
تغییرات شما رو نگاه میکردیم. عالیه.
باشه.
عالیه.
میدونی، سیاست خونه اینه که به هنرمندا آزادی بده،
تا جای ممکن آزادی کامل بده.
ولی راستش، ما فقط میخواستیم بدونیم، آه،
آره، اون فریاد آخر،
اون رو مطمئن نیستیم.
اون یه، یه فریاد خشم، آزادیه.
هوم.
یه فیلم گوتیکه.
آره.
نه، ولی ما گوتیک دوست داریم. آره.
از اون طرف، هنوز خیلی خون توش هست.
نه
؟ اون میتونه فریاد بزنه، ولی کسی رو گاز نمیگیره.
لازم نیست.
دندونای تیز، اون که یکم نیست،
در هر حال، یه کم زیاده؟
آره، ولی اون، میدونی، بدون طول دندونها، ما میتونیم اون رو تو جلوههای ویژه عوض کنیم.
یعنی، اون، اون یکم نیست...
نه.
نه؟ باشه، بیا، دیگه اذیتت نمیکنم، میذارم کار کنی.
خیلی ممنون، کریستف.
پس دندونای خونآشامی رو دوست نداری، هان؟
نه، نه، نه. اینجوری نیست که دوستشون دارم. من، من دیوونهشون هستم.
اوم.
در ضمن، لنزهایی رو که میخواستی دارم. همون روسیها رو، میدونی.
اوه، عالیه.
سایه
اینجوری میاد.
آره.
زیباتر، کمتر ترسناک.
کمتر تهدیدآمیز.
فکر کنم از پایین.
باشه.
میدونم که دیوونهای.
گزینه من بهتره، ولی باشه، حاضرم کار تو رو انجام بدم.
باشه.
میدونی چیه؟ من میخوام، من فقط مثل...
من میخوام...
امروز از دکتر کاچینسکی یه تماس داشتم.
اِدن، میتونی بیای صبحانهتو بخوری؟ اتوبوس نُه دقیقه دیگه میره.
چه تماسی داشتی؟
هیچی. ولش کن.
زمانبندی واقعاً... داری این کار مدلینگ رو انجام میدی.
فهمیدی—چرا این کار رو قبول کردی؟
این کار رو قبول کردم که قبضها رو بپردازم.
تو که میدونی.
آره، باش—اوه، لعنتی. من...
No comments yet. Be the first to leave one.