Tale of the Nine Tailed (Gumihodyeon / 구미호뎐)

Tale of the Nine Tailed (Gumihodyeon / 구미호뎐)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

구미호뎐 Tale of the Nine Tailed E16 WEB-DL❤️(Barcode)❤️
구미호뎐 Tale of the Nine Tailed E16 HD❤️(Barcode)❤️
تعليق من Mary_fall
❤@Barcodesubtitle❤

الوسوم

HD
نشرت في: 2020-12-04
تنزيلات: 29
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

وقتی توی رودخونه سامدو بیوفتی

دیگه هیچ وقت نمیتونی برگردی

نه

عاشقتم

نه

نه

لی یون

منو ترک نکن

لی یون

میتونم صدای گریشو بشنوم

لی یون

...باید بهش بگم

...که نباید خیلی ناراحت باشه

...و اون داستان عاشقانه ی آدم و روباه

همیشه اینجوری به پایان میرسه

از اولش هم

ما متعلق به دو دنیا بودیم

از عشقمون به عنوان یه پل استفاده کردیم

دلم میخواست از روی پل عبور کنم و به دنیاش برسم

دلم میخواست بیشتر باهاش میموندم

دلم میخواست یه آدم بودم

...آرزوهام

هیچ وقت برآورده نشد

...اما مرگ من

...پرشور ترین

...نامه عاشقانه ایی بود

که برای عشق اول و آخرم فرستاده شد

...امیدوارم

منتظرم نمونه

امیدوارم خیلی گریه نکنه

و همه چیزمو میدم تا بتونم فقط یه بار دیگه ببینمش

...من

دیگه نمیتونم صورتشو ببینم

جه هوان

نویسنده؟

نویسنده

صبر کن- حالتون خوبه؟-

...خب

معجزه واقعا توی دنیا وجود داره؟

... بیماری ترسناک ناشناخته ایی که مردم رو ترسونده بود

از دیشب ناپدید شده

بیماران این بیماری مبهم ...و خانواده های اونها

...که چاره ایی جز تسلیم شدن در برابر بیماری نداشتن

در حالی که از شادی اشک میریختن همدیگه رو در آغوش گرفتن

بالاخره همه چیز به حالت عادیش برگشت

...یون رو

نتونستم نجات بدم

بازم یه مرد جوونی که عاشقش بودم رو از دست دادم

...نه. تو برای کمک به یون

هرکاری از دستت برمیومد انجام دادی

برای همین هم من برگشتم پیشت

امیدوارم یون زجر نکشه

احتمالا نمیکشه

اون دختری رو که همه ی دنیاش بود، نجات داد

بابابزرگ هیونیونگ

بابابزرگ هیونیونگ

من جی آ هستم. لطفا در رو باز کنید

چیکار کنم؟

در رو روش باز نکن

...اما

...اون باید لی یون رو فراموش کنه

و بین بقیه آدما یه زندگی معمولی داشته باشه

...لطفا بهم بگید

برای نجات لی یون چیکار باید بکنم؟

بهم بگید چیکار میتونم بکنم

...میشه یه بار

بهم بگید چیکار باید بکنم؟

بابابزرگ هیونیونگ

لطفا در رو باز کنید

لطفا

چرا نمیشه در رو باز کنیم؟

رانگ

جناب لی رانگ، براتون ننگمیون بخرم؟

برو بیرون

سه روزه که به جز مشروب چیز دیگه ایی نخوردین

بهت گفتم برو بیرون

این که تقصیر شما نیست

شما فقط کاری رو که لی یون ازتون خواست انجام دادین

یه کلمه دیگه حرف بزنی با همین دستام میکشمت

استیکر میخوای؟

یه ماشین باحالم دارم

میشه لطفا دوتاتون گم شد بیرون؟ از خونه من گم شید

ممنون که گذاشتید بیام داخل

من وقتی برای دلداری دادن به قلب شکستت ندارم

پس میرم سر اصل مطلب

لی یون مرده

نمیتونی کاری کنی برگرده

من ممکنه نتونم هیچ کاری بکنم ولی شما میتونید

کنترل مرگ و زندگی دست شماست ...پس حتما یه چیزی هست

ما توی این دنیا هم قوانینی داریم

یه کارایی هست که نمیشه انجام بشه

پس حداقل اجازه بدید تناسخ پیدا کنه

برام مهم نیست اگه منو نشناسه

حتی اگه همه چیز رو درباره من فراموش ...کرده باشه هم مهم نیست

لی یون به میل خودش توی رودخونه سامدو پرید

خودش میدونست اینجوری نمیتونه تناسخ پیدا کنه

اما بازم انتخاب کرد که این کار رو بکنه

برای همین دیگه جلوی دفتر من برای اعتراض نشین

با نشون دادن خشمت نمیتونی چیزی رو که انجام شده تغییر بدی

نه مطمئنم یه راهی هست

حتما یه راهی برای برگردوندن لی یون هست

...چنین اتفاقی

هرگز نمیوفته

گذاشتم بیای داخل که اینو بهت بگم

خانم

خانم. خانم

خیلی تاریکه

چراغ خیابون سوخته

...اگه میتونستی با قدرتت درستشون کنی

خیلی باحال میشد

یه درخواست بفرست واسه شهرداری

حالتون خوبه؟

چراغای خیابون دوباره روشن شدن

به شهرداری زنگ زدم

دکتر کو شما چرا آخه؟

اگه چیزیتون بشه جناب لی یون مخ منو میخوره

دکتر کو

شما حالتون خوبه؟

حتی اگه نباشم هم مجبورم خوب باشم

خیلی کارا هست که باید انجام بدم

من پیش نگهبان رودخونه ی سامدو بودم

اون گفت که هیچ راهی برای نجات لی یون نیست

جناب لی یون از اولشم میدونست چنین اتفاقی میوفته

اما بازم تصمیم گرفت که زندگیشو فدای زنی بکنه که عاشقش بود

من باید چیکار کنم؟

فقط جوری رفتار کنید که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده

...ملاقات کردن با جناب لی یون

و هر چیزی رو که از دنیای ما دیدین فراموش کنید

و معمولی زندگی کنید

این چیزیه که جناب لی یون برای شما میخواد

شین جو

هنوزم اونجاست؟- حتی تکونم نخورده-

میترسم غش کنه

بذار من باهاش حرف بزنم

چرا اینجوری هستین؟- نمیدونی چرا؟-

این باعث نمیشه جناب لی یون برگرده

باورم نمیشه اینو میگی

اما تو کاملا خوب بنظر میای

همیشه جوری رفتار میکردی که انگار حاضری جونتو براش بدی

تو هم یه آشغال به تمام معنایی

هر چی دلتون میخواد صدام کنین

اما اینو باید بهتون بگم

اون سخنرانیتو برای خودت نگه دار و مشروب منو پس بده

خودتونو جمع و جور کن

خل شدی تو؟

عین یه بچه رفتار نکن و زندگیتونو شروع کن

میخوای بمیری؟- جناب لی یون گفت اینا رو بهتون بگم-

میتونید بقیشو اینجا گوش کنید

کار میکنه؟ خب

منم

ما همین الان باهم ننگمیون خورده بودیم

و تو تخم مرغ منو خوردی

اگه داری اینو نگاه میکنی

من احتمالا دیگه زنده نیستم

اه

خیلی دمدست

این چیزا توی فیلما باحال بنظر میرسید

مطمئنم انقدر خفن میشه که همه یادشون بمونه

بگو که موافقی

چه خفنی آخه

رانگ

داری مشروب میزنی؟

داری واین میخوری آره؟

از کجا میدونست؟

سوجو خیلی بیشتر از واین بدردت میخوره

و بیشتر بهت میاد یه مدد کار اجتماعی باشی تا یه شخص شرور

... وقتی کوچیک بودی هم

نمیتونستی از کنار یه سگ زخمی، ساده بگذری

و برام سوال بود که چطور اینقدر تغییر کردی

اما تو تغییر نکرده بودی

حتی یه ذره هم تغییر نکردی

...پس

حتی بعد از اینکه من برم هم حالت خوب میشه

عوضی. چطور ازم انتظار داری حالم خوب باشه؟

باید حالت خوب باشه

تو الان یه خانواده داری که باید ازشون مراقبت کنی

هیچ کدومشونو لازم ندارم

وقتی دارم حرف میزنم نپر وسط حرفم

همین الانم غر غر کردناتو میشنوم

یادته توی جنگل قحطی زده ها چی بهت گفتم؟

...من

...من

هیچ وقت تو رو رها نکردم

...پس تو هم

از خودت غافل نشو

به خاطر من هوای خودتو داشته باش

این آخرین درخواست منه

مراقب خودت باش

و اینکه این پیام بعد از ده ثانیه منفجر میشه

شوخی کردم

همیشه دلم میخواست اینو بگم

لی یون

تو بهم گفتی فراموش کنم

اما من منتظرت میمونم

من دوباره و دوباره نا امیدانه آرزو میکنم

تا روزی که شاید دوباره بتونیم همو ببینیم

...توی زندگی بعدیم

نه

زندگی بعدی بعدیم هم خوبه

...برای همین تصمیم گرفتم تو رو به خاطر بسپارم

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left