أول 127 سطر.
عزیزم خوب چشماتو باز کن
اون در بهشت شیطانی دنیاس
تو باید یه قلب نایاب بدست بیاری
امکان نداره که بتونی ازش فرار کنی
پرنس رنگ پریده و زندانی شده من
من یه الهه ام
«Kami-ChamaKarin
تو این اتاق انتظار ، باید همه چیز رو بدزدی
با یه دام مخفیانه
اگه گیرشون بندازی
تو هم دلت می خواد نابودشون کنی
اینکه بصورت طبیعی بمیری یا از نقص و نارسایی
اینا همه واسه قلبت مثل سم می مونه
مثل گل سرخی که تو شعله های اتشین برزخ پرپر میشه
بیا از این دنیا رها بشیم
یه گل کوکب سیاه رنگ توی اسمون شهری که اصلا شبی نداره
یه پندار از دست رفته ، یه حقیقت رو به زوال
که مثل مورچه تو جهنم داره مبارزه و کشمکش می کنه
عزیزم ، صداتو بده به من
از الان دیگه ، محدودیت هامون باید تغییر کنه
اگه ما مهمترین چیز را بخواهیم
عاقبت دعاهاتو باید پیدا کنیم
پرنسس تو داره تو زندان می میره
تو واقعا چه شیطانی هستی
مشت های نفرت وانزجار و زخم های اندوه و غصه روزگار هم
حل میشه و ناپدید میشه و از بین میره بدون اینکه اثری ازش بجا بمونه
حلقه گمشده
!نیست ! نیست ! نیست ! نیستش
نیست ! نیست ! نیست ! نیستش
چی شده کارین-چان؟
!حلقه م نیستش
…با اینکه اون حلقه با ارزش ترین یادگاری از طرف مامانم بود
…بدون اون حلقه ... من ... من
! واسه این جور کارا وقت ندارما
! اگه پیداش نکنم تو بد دردسری میفتم
…با اینکه خیلی واسم با ارزشه ولی مهمتر از همه اینه که اگه کازونه-کون بفهمه که گمش کردم
چی !؟ گمش کردی؟
…ادمایی مثل تو
!اصلا حالیت میشه که چقدر اون حلقه خدا با ارزشه؟
!می دونم ! می دونم
نه معلومه که نمی دونی
…واسه همینم هست که دخترا
…اگه بفهمه ، اشوب به پا می کنه
!می ترسم ، خیلی می ترسم
!تو باید حتما پیداش کنی کارین-چان
!ا-اره
! تادا ! کاراگاه کارین-چان بالاخره سرو کله ش پیدا شد
.و اینم از دستیارش میاتو-سان
…تو فستیوال مدرسه که هنوز داشتمش
پس باید بعد از اون قضیه ... گم شده باشه
.احتمال داره که تو این اتاق گذاشته باشیش
این دیگه چه جور اتاقیه؟
شتر با بارش توش گم میشه ... دزدی چیزی اومده اینجا؟
کارین-چان ، تو خودت این بلا رو سرش اوردی
اوه ، جدی؟
! ظاهرا که اول باید یه دستی به سر و روی این اتاق بکشیم
…اره خب ، بهتره تمیزش کنیم
…حلقه هیچ جای نبود
…هی ، اینجا رو نگا ! چه رمانتیکه
!از دست تو ! اگه جدی دست به کار نشی ، عمرا بتونی اتاقو تمیز کنیما
!شی-چان ، اینا عکسای بچگی های منه ها
! میو کارین-چان خیلی ناز بوده ها
.فکر کنم خب
!پس یه وقتایی هم هست که کارین-چان این قدر با نمک باشه
منظورت از این حرف چی بود؟
.شوخی کردم بابا
.کارین-چان
خدایا ... وسط تمیزکاری هستی؟
هیمکا-چان
اینو نگا
!واو ، این کارین-چان کوشولوئه ... چه نازه
وقتی داشتم اتاقو تمیز می کردم ، پیداش کردم
خیلی باحاله که عکسای البومو نگاه کنیا، نه؟
!اوه ، می دونستم
!یه لحظه وایسا
!منم میرم البومم رو بیارم
!وای ، خیلی نازه
این کازونه-کونه؟
!هر دو تون با نمکید
!اصلا باورم نمیشه که همچین بچه با نمکی تبدیل به همچین ادم خنگولی بشه
شرمنده که این طوری شد خب
! کازونه گودزیلا
…چیزی نشده
!چیزی نیست
…چیزی نشده که ... چه اتاق شلوغ پلوغی داری
داشتی چی کار می کردی؟
!واسه همین تمیزش می کردم دیگه
.تمیزش می کردی ؟ از تو که بعیده
…راستی کارین-چان چیزیو گم نکرده ها
!شی-چان
! نه بابا ، فقط داشتم فکر می کردم که هر از گاهی منم یه سری کارای خانومانه انجام بدم خب
.عجیبه ها
.چه بویی
.یه بوهایی میادا
!خیلی بد شد
!کازونه-کون یه چیزایی حس کرده
چ-چی کار کنم؟
…فکر کردم یه بو هایی حس کردما
اینو کی خریدی؟
نون مارماهی؟
…اون روزی که کیریکا-سنپایو دیدم ، گرفتمش دیگه
کپک زده
…خیلی تمیزه
از دست تو ، از این بعد مرتبا اتاقتو تمیز می کنی ، باشه؟
ب-ببخشید دیگه
…اخرشم حلقه رو پیدا نکردیم
.فردا سعی می کنیم مدرسه رو بگردیم
…باید تو فستیوال یه جایی انداخته باشمش
.فایده نداره ... نمی تونم پیداش کنم
چیو نمی تونی پیدا کنی؟
!ک-کازونه-کون
!هیچی بابا ، هیچی
…نگو که
!کوجو-کون ! نگا نگا
!ما همه یه حلقه یه شکل داریما
!اون حلقه ها
هی ، اونا چشون شده؟
بهم میادش؟
.از اونجا گرفتیمش
!اونا رو خریدین؟
واقعا همین ورا خریدینشون؟
.اره ، یه مغازه همین جاهاس
عجیبه ، یعنی کجا رفتش؟
…نزدیک بودا
فکر خوبی بود که مغازه رو زودتر بستیما
نی-سان ...چرا حلقه ها رو می فروشی؟
.اگه این کارو بکنیم ، اونا گیج میشن و متوجه نمی شن که ما حلقه رو دزدیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.