أول 113 سطر.
Prometheus & ashkan Tel: AWSub \ TheuSub
محلول معدنی یونیزه...
...نیتریک اسید.
انتظارش رو داشتم، استن. درست بعد از من بیدار شدی.
چند وقت گذشته؟
حداقل باید چند هزار سالی گذشته باشه.
ساختمونها کامل از بین رفتن.
برای زنگ زدن میلگردها، ph بتن باید...
باشه فهمیدم.
کافیه.
استن... همهی لباسهامون از بین رفته.
انتظار نداشته باش سیگار پیدا کنی.
فرصت خوبیه تا استنشاق این گاز سمی رو کنار بذاری.
از الآن به بعد باید چیکار کنیم حالا؟
یه روز یکی بهم گفت:
«هر اتفاقی هم که برای بشریت بیفته،
همیشه یه آدم حریص پیدا میشه که میخواد سر از هر چیزی دربیاره.»
پس این تازه شروعشه.
نبرد تحسینبرانگیزی خواهد بود، نه؟
باید دید چه کسی زودتر بر علم تسلط پیدا میکنه و حاکم مطلق این دنیای سنگی خواهد شد!
این چیه؟
نیتریک اسید.
البته با خلوص پایین.
اونوقت این قراره بیدارشون کنه؟
واقعاً؟
چند هزار سال پیش که برات توضیح دادم.
پرستوهایی که در معرض پشمشیشهی آغشته به نیتریک اسید بودن...
باشه، فهمیدم.
فقط کافیه همهشون از دستور پیروی کرده باشن و هشیار مونده باشن.
پس از اون همه ابرقهرمانهای نیروهای ویژه...
...فقط شما چند نفر طبق دستور هشیار موندین؟!
بازماندهها... یا بهتره بگم خوابنماندهها.
ظاهراً بعضیها سحرخیزتر از بقیهن.
شاید بقیهشون هم چند وقت دیگه بیدار شن.
قاعدتاً کارکنان اینجا هم باید دستور استن رو شنیده باشن.
بعید نیست چند تاییشون هنوز هشیار باشن.
نه، بعید میدونم عوام هشیار مونده باشن...
بانو!
حلقهست؟
نگاهش کن!
خوب شکلش رو حفظ کرده.
انگار دهنش هزاران سال کپسول زمانِ چنین مادهی معدنی مرموزی بوده.
این... پلاتینـه.
عالیه.
واقعاً تحسینبرانگیزه!
فرض کنید قهرمان دنیای هنرهای رزمی...
...در این دنیای سنگی احیا میشد.
دنیا در دستهاش میبود.
اما با وجود این پلاتین،
میتونیم به سرعت و در مقیاس انبوه نیتریک اسید تولید کنیم،
و اونقدری باروت بسازیم که ندونیم چیکارش کنیم.
برای اینکار نیاز به افراد بیشتری داریم.
به محض اینکه نیروی انسانی کافی جمع کنیم، میریم به سمت ذرت زرددندونه.
بهترین مکان برای پرورش ذرت رو پیدا کرده و پایگاهمون رو اونجا بنا میکنیم.
در کنار تولید باروت، غذا، لباس و سرپناهمون هم تامین خواهیم کرد.
ضمناً روی پالایش فلزات و ماشینآلات دقیق هم کار میکنیم.
و در نهایت به سلاح گرم خواهیم رسید.
تحسینبرانگیزه.
سرانجام در این دنیای سنگی بر فراز قلهی علم و سلاحهای جنگی قرار گرفتیم.
آره.
میوهی ممنوعه رو شناختی، نه؟
اینجا تنباکو بهصورت خودرو رشد میکنه.
انگار نباید دست رد به سینهی طبیعت بزنم.
این هم یهجور پاداشه.
نیکوتین تنباکو.
برگهای این گیاه رو خشک کرده، خرد میکنیم و میپیچیمش دور کاغذ...
...تا به سیگار برسیم.
هیچکس نمیتونه مقابلمون بایسته.
با دانش من، و همچنین مهارت تو دوست قدیمی در استفاده از سلاح گرم،
میتونیم بهعنوان دیکتاتور به این دنیا حکمرانی کنیم.
چنین چیزی کاملاً در دسترسه.
مگه نه، استنلی؟
آره.
هست.
بنابراین تو و زنو، شاگرد و استادی هستین که تقریباً همزمان بیدار شدین و...
...رفتین سراغ نیتریک اسید:
یکیتون برای اینکه به بقیه زندگی ببخشه.
یکی هم برای اینکه زندگی رو از بقیه بگیره؛ درست میگم؟
یعنی دارن دربارهی چی حرف میزنن؟
غلط نکنم اون سنکوی بلاگرفته از یهجایی زنو رو میشناسه.
همینجوری بیهوا میرم سمتشون.
آره، به من میگن لونای خونسرد.
چـــی؟!
یعنی رهبر دشمن همون استادیـه که یادمون داد چجوری موشک بسازیم؟
اوناهاش! رو عرشهست! اینبار دیگه گیرت آوردم، دکتر تایجو!
الآن فقط کافیه بهش اشاره کنم.
بعدش استنلی دخلش رو میاره و ما میبریم.
د د د د درسته!
دقیقاً همینه!
تمام مدت هدفم همین بوده.
من لونای توانمندم.
اطلاعات خیلی بهدردبخوری از این لونا بهدست آوردیم.
دکتر زنو...
اگر اون دشمنمون باشه، میتونیم از مدوسا بهعنوان سلاح سرّی استفاده کنیم.
مـ مـ مگه هنوز کار میکنه؟!
باتریش کاملاً تموم شد رفت. خودتون که بهتر میدونید.
پس منظورت چیه؟
دکتر زنو به خوبی قدرت سلاحهای علمی رو درک میکنه.
با اونها میتونه این دنیای جدید رو تصاحب کنه.
امکان نداره چشمش رو به روی سلاح قدرتمندی مثل مدوسا، ببنده.
حالا فهمیدم!
مسئله قابل استفاده بودن یا نبودنش نیست.
از اونجایی که دشمن یه کاربر علم تواناست،
این سلاح میتونه تبدیل به بلوفی بینقص از یک سلاح توقفناپذیر بشه.
دقیقاً همینطوره.
پس اگر درست فهمیده باشم، قراره با استفاده از این مدوسای بیمصرف، دشمن رو تهدید کنیم؟
زود باش! الآن وقتشه!
به دکتر تایجو اشاره کن!
فقط کافیه انگشتم رو بگیرم سمتش.
فقط همین. کاری نداره.
خودت رو جمعوجور کن... خونسرد باش...
ببریدش داخل و زخمهاش رو مداوا کنید!
نــــمـــیتـــــــونــــــــــم!
No comments yet. Be the first to leave one.