The Essex Serpent

The Essex Serpent

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

The Essex Serpent S01E04 Everything Is Blue 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
The Essex Serpent S01E04 Everything Is Blue 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
The Essex Serpent S01E04 1080p WEB H264-CAKES
The Essex Serpent S01E04 720p WEB H264-CAKES
The Essex Serpent S01E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Essex Serpent S01E04 720p WEB x265-MiNX
The Essex Serpent S01E04 Everything Is Blue 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Essex Serpent S01E04 Everything Is Blue 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 HDR H 265-NTb
The Essex Serpent S01E04 WEBRip x264-ION10
The Essex Serpent S01E04 WEB XviD-RMX
تعليق من SAHEB2485
🔴 𝟑𝟎𝐧𝐚𝐦𝐚 | بهادر و صـاحب 🔴

الوسوم

web
XviD
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
HD
1080
نشرت في: 2022-05-27
تنزيلات: 36
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫خواهرم رو در امان خودت نگه دار. ‫از ما محافظت کن.

‫«افعی اسکس»

‫هنوز آماده نشدی؟

‫چی شده؟

‫هیچی. فقط...

‫جشن.

‫منو یاد قدیم‌ها می‌اندازه. یاد لندن.

‫مایکل الان دیگه نمی‌تونه بهت صدمه بزنه.

‫امشب فقط خودت باش.

‫زود باش. دیرمون می‌‎‌‌شه.

‫من نمیام. بدون من برو.

‫ولی کورا دوست ماست. ‫خیلی ناراحت می‌‌شه.

‫پاشو. باید لباس‌هات رو عوض کنی.

‫دیگه کم‌کم چارلز هم می‌رسه.

‫می‌تونم این‌ها رو واسه بزها ببرم؟

‫الان نه. مهمونی داریم.

‫یه مهمونی واسه مامانت.

‫برای مهموناست.

‫پس من چی‌ام؟

‫زیاد‌ی رسمیه؟

‫عالیه.

‫و من؟

‫خیلی به خودت رسیدی. ممنون.

‫الان کاملاً مناسب مهمونی ‫در منزل‌ سیمپسون‌هاییم.

‫فکر نمی‌کنم کفش‌هام مورد تأییدشون باشه.

‫پس خوشحالم که همین‌جاییم.

‫حالا بهتر شد.

‫واقعاً؟

‫برات کادو گرفتم.

‫بازش کن.

‫خب، این...

‫خیلی زیاده.

‫امیدوار بودم که باشه.

‫بندازش.

‫لوک، من...

‫- معلومه که می‌ا‌ندازم. بعداً. من... ‫- فکر کردم برای امشب مناسب باشه.

‫به یقۀ لباس نمی‌خوره.

‫برام بذارش یه جای امن.

‫هر چه‌‌قدر ازت تشکر کنم کمه.

‫تولدت مبارک.

‫اومدن.

‫بهتر نیست لباست رو عوض کنی؟ ‫من باز می‌‌کنم.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫لطفاً بیاین تو.

‫عصر بخیر. ‫از «هَرودز»، شراب و پرتقال آوردیم.

‫ممنون.

‫بفرمایین لطفاً.

‫- کورا. ‫-استلا. خوشحالم می‌‌بینمت.

‫- تولدت مبارک. ‫- ممنون.

‫خواهش می‌کنم راحت باشین.

‫در مراسم خاک‌‌سپاری مایکل با هم آشنا شدیم. ‫لوک گرت هستم.

‫بله. راجع‌‌‌به کارتون خوندم.

‫چارلز امبروز هستم، نمایندۀ شورای «لایم هاوس». ‫کورا کجاست؟

‫این‌جایی.

‫چارلز. ممنون که اومدی.

‫مایۀ افتخارمه.

‫- حالا بگو شراب کجاست. ‫- اون‌جا.

‫بچه‌ها.

‫سلام، ویل.

‫- حالت چطوره؟ ‫- کورا.

‫ویل. یه چیزی بگو.

‫‌کورا زیبا نشده؟

‫واقعاً... تمیز به‌‌‌نظر میای.

‫من بابت رفتارش عذر می‌‌خوام.

‫نه، مسئله‌ای نیست.

‫کی خبر داشت همچین گنجی...

‫زیر اون همه گل و کثیفی مخفی شده؟

‫-‌ می‌تونم از پیانوتون استفاده کنم؟ ‫- معلومه که می‌‌تونی.

‫به‌نظر جو خیلی بهتره.

‫دکتر گرت، یه عذرخواهی بهتون بدهکارم.

‫وقتی همدیگه‌ رو دیدیم بد رفتار کردم و عذر می‌‌خوام.

‫شما به دخترم کمک کردین.

‫- اصلاً نباید عصبانی می‌شدم. ‫- عذرخواهی لازم نیست.

‫به من و کورا هیچ آسیبی وارد نشد، مگه نه‌‌؟

‫دقیقاً شب قبلش کورا رو هیپنوتیزم کرده بودم.

‫- البته که خودش ازم خواست. ‫- درسته.

‫حتی تصور هم نمی‌تونم بکنم ‫کاری که تمایل نداشته باشی رو انجام بدی.

‫باید برای استلا نوشیدنی ببرم.

‫- ممنون، جان. ‫- آب میل می‌کنین؟

‫فکر می‌کنم می‌خواست ‫شما رو تحت تأثیر قرار بده.

‫خب، جواب داد. خیلی بااستعداده.

‫کورا می‌گه شما نابغه‌این.

‫هستین؟

‫این‌جوری می‌گن.

‫پیشرفتی که در جراحی اخیرم داشتم ‫سر‌‌و‌صدای زیادی به‌ پا کرده.

‫شما علاقه‌ای به علم پزشکی دارین؟

‫بیرون ریختن دل‌ورودۀ انسان‌ها مثل مرغ.

‫آینده همینه.

‫دکتر گرت، با اینکه ‫ایمان خودم رو ایمانی روشن‌فکرانه می‌دونم...

‫شما ایمان رو از شواهد و وقایع برتر می‌‌دونین.

‫به همین سادگی هم نیست.

‫جدی؟

‫فکر می‌کنم افعی اسکس به شما هم نفوذ کرده.

‫تصور کنین، همین الان هم ‫روی مرداب در حال خزیدنه.

‫شاید یه‌کم شراب بخورم.

‫حتماً بخورین. خیلی دوست دارم ببینم چه‌جوریه.

‫بقیۀ دوست‌هامون اومدن. ببخشید.

‫مهمون نمی‌‌خوایم، ممنون. رمز ورود چیه؟

‫هارولد ناقلا...

‫خیلی خوشحالم می‌ببینمت!

‫از دیدن‌تون خوشحالم. بیاین تو، بیاین تو!

‫باورم نمی‌شه رسیدین.

‫درسته. صاحب تولد کجاست؟

‫دیدی! گفتم که یه جشن خوب برات می‌گیرم.

‫- اسپنسر. سلام. ‫- تولدت مبارک.

‫ممنون.

‫تولدت مبارک!

‫- مارتا. خیلی زیبا شدی. ‫- تو هم همین‌طور.

‫باید امبروز رو گیر بندازیم.

‫باید تو آشپزخونه باشه.

‫ایرادی نداره؟ البته.

‫کورا به پیدا کردن افعی نزدیک‌‎تر شده؟

‫خب، تماشاش کردم که در اسکس ‫دنبال استخوون دایناسور می‌‌گرده.

‫نه.

‫چارلز امبروز؟

‫جورج اسپنسر هستم.

‫فرصت کردین نامه‌ش رو بخونین؟

‫بله. از آشنایی باهاتون خوشحالم.

‫چه‌جوری متقاعدش کردین ‫به جنبش شما ملحق بشه؟

‫خب، شاید حقیقت کافی بود.

‫خونه‌‎های محقر، ‫خانواده‌های پنج‌نفره که تو یه اتاق زندگی می‌کنن.

‫فکر می‌کردم اومدم مهمونی.

‫- می‌دونین که این خانم یه کمونیست جنجالیه؟ ‫- موافق نیستم.

‫من موافقم.

‫ولی یه کمونیست تقریباً جذاب.

‫‌ تا حالا به رتکلیف رفتین، قربان؟ ‫وضعیت رو از نزدیک دیدین؟

‫نرفتم.

‫ولی با هیئت سلطنتی ملاقات کردم ‫و پیشنهادنامۀ «دیلک» رو خوندم.

‫- که تأثیر خیلی کمی ‌داشته. ‫- از نزدیک ندیدم، باید حرف شما رو قبول کنم.

‫چطوره مارتا از نزدیک بهتون نشون بده؟

‫می‌تونه بهتون نشون بده اسکان نامساعد ‫چه‌جوری روی سلامت مردم تأثیر می‌ذاره.

‫حالا مارتا دکتر هم شده؟

‫خب، البته که نه. ‫اگه تو هم باهاشون بری خیلی بهترم می‌شه.

‫خیلی دوست دارم با مرد جوونی که ‫جونش رو نجات دادم آشنات کنم.

‫عالیه. همه با هم می‌ریم.

‫پدر؟

‫‌افعی، گریسی رو به‌خاطر گناهاش قربانی کرد؟

‫اون رفته.

‫و الان دیگه هیچ‌کاری از دست ما برنمیاد.

‫اگه منم گناهکار باشم چی؟

‫با ویل صحبت کن.

‫تقاضای بخشش کن.

‫پدر؟

‫ویل؟

‫منو ببخش.

‫منو ببخش.

‫این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

‫چه گناهی کردی؟

‫هیچی. فقط باید با ویل صحبت کنم.

‫خب می‌تونی با من صحبت کنی.

‫اون کجاست؟

‫خبر ندارم ولی احتمالاً داره یه کار پرخطر می‌کنه.

‫اگه گناه کرده باشی، افعی می‌گیرت.

‫سلام. خوش می‌گذره؟ بیرون نمیای؟

‫کلکسیونت رو دیدم.

‫هزار تا سنگ پیدا کردم. ‫بهترین‌هاشون این‌ها بودن.

‫من و تو موهبتی داریم که می‌تونیم ‫زیبایی‌هایی رو ببینیم که هیچ‌‌کس نمی‌بینه، فرنکی.

‫- تجربۀ سخنرانی داری. یه چیزی بگو. ‫- البته.

‫بله، حتماً. نه، نه. لطفاً بهم بگو.

‫قرار نیست‌ برقصیم؟

‫- معلومه که می‌رقصیم! ‫- آره!

‫پاتریک. ویلیام.

‫خیلی خب. آره، همین‌جوری.

‫آره، جمعش کن.

‫همه!

‫آره!

‫ویل؟

‫کسی نیست؟

‫آب میل دارین؟ خنکه.

‫نام آکوامارین(زمرد کبود) از آب دریا برگرفته شده.

‫سنگی برای آروم کردن امواج ‫و حفظ امنیت ملوان‌ها.

‫حس می‌کنم بیشتر از هر رنگ دیگه‌ا‌ی، آبی‌ام.

‫بیمارستان ما برای تشخیص ‫بیماری‌های تنفسی آزمایش می‌گیره.

‫خیلی شجاعانه ظاهر خودتون رو حفظ کردین، ‫ولی شدیداً بیمارین.

‫استلا؟

‫فکر می‌‌کنم خودتون می‌دونین.

‫باید در اولین فرصت بیاین لندن.

‫بدون وقت قبلی معاینه‌تون می‌کنم.

‫خوبه.

‫- گرت؟ ‫- زندگی برای زنده‌هاست.

‫گرت؟

‫خیلی عالیه.

‫واقعاً؟

‫می‌خوام رقصیدن شوهرم رو ببینم.

‫استلا.

‫انرژی رقصیدن رو داری؟

‫چون خسته‌تر از اینم که برقصم، ‫می‌شه‌ دوستم جای من رو بگیره؟

‫ببخشید. من خیلی رقصیدم.

‫و همون‌طور که می‌دونی ‫منم اهل موسیقی نیستم.

‫خیلی خوشحالم می‌کنه.

‫- نمی‌دونم به چه ترتیبی قدم بردارم. ‫- فقط حرکات من رو دنبال کن.

‫کمر.

‫یک، د‌‌‌‌و، سه. یک، دو‌‌، سه. یک...

‫ببخشید.

‫ویل.

‫جان.

‫دیگه وقتشه بریم خونه.

‫- چارلز؟ ‫- بله؟

‫- به زودی با هم صحبت می‌کنیم. ‫- بله.

More Farsi Persian subtitles for The Essex Serpent

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left