Sunset Boulevard (Sunset Blvd.)

Sunset Boulevard (Sunset Blvd.) (Sunset Boulevard)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Sunset Blvd (1950) 720p, 1080p BluRay
تعليق من payampop
برای نسخه بلوری تنظیم کردم

الوسوم

BluRay
720p
720
1080
نشرت في: 2015-04-25
تنزيلات: 195
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

ترجمه و زيرنويس

بله قربان اينجا سانست بولوار, در لس آنجلس کاليفرنياست

ساعت حدود 5 صبحه

اينها هم پليسهاي جنائي هستند

به همراه کارآگاهان و خبرنگاران

يکي از همسايگان ساکن صدها ويلاي اطراف

خبر قتل را گزارش داده

مطمئنم که خبرش را در روزنامه ها ي عصر مي خوانيد

از راديو وتلويزيون هم مي شنويد

چون پاي يکي از ستاره هاي قديمي در ميان است

اما پيش از آنکه خبر جنجالي را بشنويد

و روزنامه نگاران هاليوود خودشان را روي آن بيندازند

شايد بدتان نيايد که واقعيت را بشنويد , تمام حقيقت را

اگر چنين است جاي درستي آمده ايد

...جسد مرد جواني در

استخر خانه اش پيدا شده

با دو گلوله در پشت و يکي در شکم

آدم چندان مهمي نبوده

يک فيلمنامه نويس معمولي با چند تا فيلمنامه درجه دو در پرونده اش

هميشه آرزو داشت يک استخر داشته باشد

آخر هم استخرش را به دست آورد

ولي کمي برايش گران تمام شد

بگذاريد شش ماه به عقب برگرديم و از روزي شروع کنيم که ماجرا آغاز شد

من در آپارتماني بالاي خيابان ايوار و فرانکلين زندگي مي کردم

آن روزها اوضاع بي ريخت بود

مدت زيادي بود که در استوديويي کار نکرده بودم

هفته اي دو تا فيلمنامه مي نوشتم

ولي انگار جذابيتم را از دست داده بودم

شايد هم داستانها به حد کافي استخوان نداشتند

شايد هم زيادي استخواندار بودند

همينقدر مي دانم که کسي آنها را نمي خريد

بله

جوزف سي گيليس ؟- خودم هستم -

اومديم اتوموبيل رو ببريم

کدوم اتوموبيل ؟

پليموت کروکي 1946 با شماره 97 ن 567 کاليفرنيا

کليدهاش کجاست ؟

چرا بايد کليدهاشو بدم به شما ؟

چون شرکت به حد کافي با تو کنار آمده

سه قسط عقبي و حکم دادگاه هم داريم

يالا , کليدها رو رد کن بياد

شايد هم دلت مي خواد با جرثقيل حملش کنيم ؟

خونسرد باشين , اتوموبيل اينجا نيست

نه بابا

به يکي از دوستام قرض دادمش رفته به پالم اسپرينگ

لابد براي سلامت مزاج رفته

اگر باورتون نميشه گاراژ رو بگردين

البته که باور مي کنيم فقط حالا تو بايد ما رو باور کني

بهتره اتوموبيل فردا ظهر اينجا باشه وگرنه آتيش بازي راه مي افته

چه با نمک

خب , به 290 دلار نياز داشتم

خيلي هم سريع احتياج داشتم وگرنه ماشين بي ماشين

نه تو پالم اسپرينگ بود و نه توي گاراژ

بنده کمي از حسابداري شرکت زرنگتر بودم

مي دونستم ميان سراغم و خيال نداشتم خطر بکنم

اين بود که ماشين رو چند خانه پائينتر در پارکينگ پشت دکه واکسي رودي خوابونده بودم

رودي هيچوقت کنجکاوي نمي کنه

فقط به کفشهات نگاه مي کنه و مي دونه قضيه از چه قراره

يک داستان حسابي داشتم که در پارامونت دست به دست مي گشت

کارگزارم گفته بود که مفت نمي ارزه

ولي من يکي از کله گنده هاي کمپاني رو مي شناختم که از من خوشش مي اومد

حالا وقتش شده بودکه از موقعيت استفاده کنم

اسمش شلدرک بود

تهيه کننده هوشمندي بود با زخم معده هاش که شاهد اين مدعا بود

خب گيليس 5 دقيقه وقت داري داستانت رو بگي

درباره يک بيسباليست جوانه که خيلي خوب بازي مي کنه

بيچاره زماني در يک جريان خلاف گير افتاده بود

حال مي خواهد صادقانه بازي کند ولي چند قمارباز هستند که مانعش مي شوند

بنابراين مي خواهند که بازي نهائي را عمدا ببازد , وگرنه ؟

کمابيش ولي براي آخرش يک کلک خوب دارم

فکر عنوان هم براش کردي ؟

آماده بردن " , چهل صفحه هم درباره خطوط کلي اش نوشتم "

بخش خواندن فيلمنامه ها رو بگير و ببين درباره " آماده بردن " چي دارند

فاکسي ها خيلي دنبالش هستند ولي به نظر من زانوک کمي شل و ول است

مي توني تايرون پاور را در ميدان بازي مجسم کني ؟

همينجا توي اين استوديو بهترين فرد را برايش دارين , آلن لد

براي لد هم فرصت خوبيست و فيلمبرداري اش هم آسان است

کلي نماي خارجي دارد شرط مي بندم مي تونيد با کمتر از يک ميليون توليدش کنيد

ببخشيد - يک نقش فوق العاده هم براي بيل دمارست -

يکي از مربي ها که بازيگر قديمي است بعضي اوقات هم حسابي روي سگش بالا مي آد

سلام آقاي شلدرک

در مورد اون فيلمنامه , دو صفحه خلاصه داستان روش گذاشتم

ممنون - ولي فکر نمي کنم ارزشش رو داشته باشد -

اشکالش چيه ؟ - محصول شکم گرسنه است -

براي آلن لد چيزي نداره ؟

مخلوطي از چيزهائيست که از اولش هم چندان مالي نبوده

حتما از آشنائي با نويسنده اش خوشحال ميشي

خانم کرمر هستند

شفر , بتي شفر

و در اين لحظه دلم مي خواست تو سوراخي فرو مي رفتم و درش را هم مي بستم

... اگر کمکي از دست من بر مياد

متاسفم آقاي گيليس , فکر نمي کنم چيز قابل توجهي باشه

به نظر من معمولي و بي بخاره

دقيقا چه چيزي مورد نظر شماست ؟ جيمز جويس؟ داستايوسکي ؟

به نظر من فيلم بايد حرفي براي گفتن داشته باشه

پس معتقدي فيلم بايد پيام داشته باشه يک داستان ساده کافي نيست

اگر به شما بود حتما " برباد رفته " رو هم رد مي کردين

نه , اونو من رد کردم , کي حوصله داره فيلمي درباره جنگ داخلي ببينه

شايد علت اينکه ازش خوشم نيومد اين بود که با اسم شما آشنا بودم , شنيده بودم که مستعد هستين

اين سال گذشته بود امسال بايد درآمد داشته باشم

بنابراين پيرنگ 27_ الف را بر مي دارين و کمي آب و رنگ بهش مي زنين

مواظب باشين اينها حرفهاي زشتيه مثل منتقدين نيويورکي حرف مي زنين

متشکرم خانم شفر - خداحافظ آقاي گيليس -

دفعه بعد " برهنه و مرده " رو مي نويسم

خب , انگار زانوک يک فيلم بيسبالي گيرش اومد

نمي خوام فکر کنين منظورم فيلمي بود که جايزه اسکار ببره

البته ما هميشه دنبال يک بتي هاتون مي گرديم

به نظرت يه بتي هاتون از توش در مياد ؟ - راستش نه -

اگه تبديلش کنيم به يه تيم واليبال دخترانه و چند تا موزيک هم توش بذاريم

ممکنه موزيکال با نمکي از آب در بياد , داستان يک زن

شوخي تون گرفته ؟ من که خنده ام نمياد

وضعم خرابه و به کار احتياج دارم

دست و بالم خيلي خاليه - کار جنبي , گفتار فيلم , چيزي -

الان هيچي نداريم

ببين آقاي شلدرک

ممکنه خودتون 300 دلار به عنوان وام شخصي به من قرض بدين ؟

کاش مي تونستم گيليس

پارسال يه نفر يه مزرعه توي دره بهم انداخت

منم از بانک قرض کردم تا پولشو بدم

امسال مجبور شدم مزرعه رو گرو بزارم تا پول بيمه عمرم رو بدم

تا بتونم از عهده پرداخت ماليات بر درآمدم بر بيام

...حالا اگر ديويي انتخاب شده بود

خيلي از ماها درمورد دراگ استور شواب اينطور فکر مي کنيم

ترکيبي از اداره , کافه و اتاق انتظار

همه در حال انتظار

انتظار آن قطار

ده تا سکه نيکلي گرفتم و شروع کردم به فرستادن پيام اس او اس

طبعا نتونستم کارگزارم رو پيدا کنم

بعد به يکي از رفقا تلفن کردم , آرتي گرين

جوان نازنيني است , دستيار کارگردان

گفت مي تونه بهم 20 دلار قرض بده

ولي کافي نبود

با يکي دو تا از اين دورقابچينهاي فاکس صحبت کردم

که جوابشان منفي بود

سرانجام کارگزرام , مرتيکه دروغگو رو پيدا کردم

آيا دنبال پيدا کردن کار براي جو گيليس بدبخت بود ؟

خير , در بل اير مشغول بازي گلف بود

پس 300 دلار نياز داري من مي تونم بهت قرض بدم

ولي خيال ندارم اين کارو بکنم - نه ؟ -

من فقط کارگزار تو نيستم مسئله ده درصد هم نيست

من دوست توام - واقعا ؟ -

نشنيدي که بهترين کتابهاي دنيا با شکم گرسنه نوشته شده اند

وقتي استعدادي مثل تو شکمش سير بشه و در رومانف غذا بخوره , کارش تمومه

رومانف رو فراموش کن , مشکل من ماشينه

اگر اونو از دست بدم انگار پاهامو بريدن

خوب اين بهترين اتفاق براي تو

اونوقت مجبوري تمام وقت پشت ماشين تحريرت بشيني

فکر مي کني تا حالا چکار مي کردم ؟ من 300 دلار نياز دارم

شايد چيزي که احتياج داري يه کارگزار ديگه است

همينطور که به طرف شهر مي راندم دخل و خرجم را در ذهن محاسبه کردم

نتيجه اش صفر بود

ظاهرا استعداد لازم رو نداشتم ...وقتش شده بود که

آرزوي کار در هاليوود را از سر بيرون کنم

کل پولم به اندازه يک بليت اتوبوس به اوهايو بود

و بازگشت به شغل هفته اي 35 دلار در روزنامه ديتون ايونينگ

تازه اگر قبولم مي کردند

بازگشت به آن دفتر کسالت بار

خوب آقايان زرنگ , چرا نميري هاليوود و اونجا تلاش نمي کني

... شايد هم شانست زد و

اوه , اوه

آره وارد ورودي ويلاي بزرگي شده بودم

که ظاهرا رها شده بود

در انتهاي ورودي منظره جذابي بود

يه گاراژ خالي که بي استفاده افتاده بود

مکاني دورافتاده براي ماشيني که پنچر بود و در تعقيبش بودند

در آن گاراژ ماشين ديگري هم بود

يک ماشين عظيم خارجي

لابد براي هر يک مايل ده گالن بنزين مصرف مي کرده

نمره اش تاريخ 1932 را داشت

حدس زدم زمانيه که صاحب خانه اسباب کشي کرده و رفته

و فکر کردم ديگه نمي تونم به آپارتمانم برگردم

حالا که آن گرگهاي گرسنه دنبالم بودند

... بهترين کار اين بود که آرتي گرين را پيدا کنم و پيشش بمانم

تا وقتيکه بتوانم بليت اوهايو را بخرم

بعد وقتي به ديتون رسيدم مي توانستم براي آن حسابدارها کارت پستال بفرستم

و بگويم ماشينشان را کجا پيدا کنند

ساختمان مانند يک فيل عظيم سفيد بود

از آن نوع خانه هايي که ستاره هاي سينماي دهه 20 مي ساختند

خانه اي که مورد بي توجهي قرار بگيره منظره غم انگيزي پيدا مي کنه

اين يکي که دست همه را از پشت بسته

شبيه پيرزن فيلم " آرزوهاي بزرگ " بود

همان خانم هاويشام ژوليده با لباس عروسي پاره پوره

که سرخوردگيهايش را سر دنيا خالي مي کرد

آمدي , چرا دير کردي ؟

چرا اينقدر منتظرم گذاشتي ؟

از اين طرف

...ماشينمو تو گاراژ گذاشتم , پنچره , فکر کردم

بفرمائيد تو - ... شايد بهتر باشه ماشينمو -

کف کفشهايتان را پاک کنيد

ادامه بدين

لباس مناسب نپوشيده ايد

مناسب براي چي ؟ - ماکس راهنمائيش کن بياد بالا -

بالاي پله ها - يه دقيقه گوش کنيد -

مادام منتظرند

منتظر من ؟

بسيار خوب

اگر با تابوت مشکلي داشتيد منو صدا کنيد

از اين طرف

اينجاست

او را روي ميز ماساژم جلوي بخاري گذاشته ام

More Farsi Persian subtitles for Sunset Boulevard (Sunset Blvd.)

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left