أول 200 سطر.
«»
من ژنرال جوزف ویلر هستم
ایالات همپیمان آمریکا
چیزی که دارید اینجا میبینید رود ساوانا هست
این مرز بین ایالت جورجیا و کارولینای شمالیـه
رود خیلی بزرگیـه
فکر میکردیم بتونه جلوی سربازهای شمالی رو بگیره
حداقل تا زمانی که بتونم سوارهنظامم رو آرایش بدم
ولی تعداد سربازهای شمالی خیلی زیاد بود
و همه امکاناتی رو که بتونن .برامون مشکل درست کنن رو داشتن
.ببخشید، ژنرال
خبرهایی به دستمون رسیده ...که کیلپاتریک و افرادش
از رود ساوانا رد شدن
حقیقت داره؟
بله، همینطوره ژنرال
،شاید بتونیم برگردیم عقب
یهکم بهتر سازماندهی بشیم
نه، نمیتونم همش اینکار رو بکنیم
میخواید چیکار کنیم، قربان؟
در پل براکستون باهاشون مقابله میکنیم
گزارشت چیه، سرگرد؟
هرکسی رو که لازم داشتیم از رود رد شدن
بالاخره. 2 روز طول کشید
.کار خیلی سختی بود، قربان داریم درباره 60هزار سرباز صحبت میکنیم
وضعیت پیشآهنگ و موقعیت دشمن چیه؟
خب، عمدتاً پخش هستن
.ولی در پل براکستون به هم ملحق میشن
چه نوع نیروهایی هستن؟
چندتا توپخانه قدرتمند دارن ولی عمدتاً سوارهنظام هستن
آه، سوارهنظام. کار جو ویلرـه؟
درسته، قربان
دوست قدیمیام
خب، شاید این دفعه ...این فرصت رو داشته باشم
.که یه گلوله بذارم تو جمجمهاش
خب، اینطوری روز خوبی برامون میشه، قربان
ولی دیگه چی ازم میخواید، قربان؟
بهترین پیشآهنگی که داری کیـه؟
.مسترسون، قربان
خیلیخب، میخوام باهاش ،ملاقات داشته باشم
فقط من و تو، همین فهمیدی؟
بله، قربان
خیلیخب، برو
همینجا
بریم
پناه بگیرید، پناه بگیرید
!آتش
مسترسون، مدوکس گفت تو بهترین پیشآهنگی هستی که داریم
میتونم راهم رو خیلی خوب پیدا کنم، قربان
عالیه، چیزی که میخوام ...یه خبرهای دسته اول
و اطلاعات واقعی از محل تقریبی نیروهای ژنرال ویلر هستش
فهمیدی؟
بله، قربان. فکر میکنم اون الان پیش نیروهاش باشه
میتونه پیششون باشه میتونه یکی از اونا باشه
اون عوضی خیلی زرنگه
ویلر مثل مار توی چمنه
...اگه بزنیش، پات رو برداری
و اون دیگه اونجا نیست
اون و سربازاش به راحتی فرار میکنن
پس اون میتونه هرجایی باشه
خب، اون باید از سربازاش حفاظت کنه
اونها یه ارتش از ارواح هستن ...اطراف آتلانتا غیبشون میزنه
،تو گرد و غبار غیبشون میزنه .و الان اینچان
حب، اگه این کار رو انجام بدم بهم پاداش تعلق میگیره؟
خب، بستگی داره منظورت از "کار" چیه؟
خب، تو ویلر رو مُرده میخوای، درسته؟
آره، ویلر رو مُرده میخوام
،و اگه بتونی این کار رو بکنی
.حسابی هوات رو خواهیم داشت، از لحاظ مالی
من دنبال ماما ثورن میگردم
خب، اینجا باتلاق اونه
بهتره اطراف اون باتلاق مراقب باشی
اون جادوگر پیر باتلاق گیرت میاره
این خونهی اون نیست، درسته؟
اوه، نه. خونهش انقدر هم بزرگ نیست
اون کسیـه که ژنرال میخواد ببینهش
،خیلیخب، وقتی نزدیک شدیم شماها عقب وایسید
اون الان از آدمای زیاد خوشش نمیاد
بیا داخل، جو
ماما ثورن
.از آخرین دیدارمون خیلی گذشته چه خبرهایی داری؟
سربازهای شمالی از رود ساوانا رد شدن
اون رو میدونستم
دارن به این سمت میان
اون رو نمیدونستم
فکر میکنی چقدر دیگه میرسن اینجا؟
خب، اونا چیزی رو که برای عبور از ساوانا نیاز داشتن رو آوردن
شاید باتلاق، یهکم سرعتشون رو کم کنه
باتلاق من خیلی سرعتشون رو کم میکنه
.این وقت سال آب سرده. حداقل یکی دو روز
.اگه اینطور باشه عالیه میخوای از اینجا بری؟
.من خیلی وقته اینجام چرا الان باید برم؟
این آدمها، خیلی دوستانه رفتار نمیکنن
.من قبلاً سربازهای زیادی رو دیدم
اینها فرق میکنن هیچی براشون مهم نیست
منظورت چیه؟
من فرمانده سوارهنظامشون رو از خیلی قدیم میشناسم
اون کیه؟
اسمش کیلپاتریکـه. ما با هم به آکادمی نظامی نقطه قبلی میرفتیم
.به نظر ایرلندی میاد از پس ایرلندیها برمیام
کیلپاتریک فقط به یه نفر جواب میده
.شرِمَن
هر دوی اینها با آدمها بد برخورد میکنن
پس اونها آدمهایی رو شکنجه میکنن که حتی نمیجنگن
.درسته. و تو باید مواظب باشی
من نگران این سربازهای شمالی نیستم
فکر میکنی درباره مکانت سوال میپرسن؟
احتمالاً
به نظرت اگه اونا رو به قبرستان خوانوادگیـت بفرستم، چطوره؟
،اونوقت من شاید باید بعد از جنگ بهشون احترام نشون بدم
شاید همینطور باشه
چیز دیگهای هست که فکر میکنی بهش نیاز داشته باشی؟
بله. مطمئن شو اون مَرد کلی کبریت داشته باشه
،میدونم وقتی داشتیم از باتلاق رد میشدیم
و خیس شدیم خیلیهاشون رو از دست دادیم
بله قربان، ولی لطفاً یادتون باشه ...که ما در ساوانا
هرچی چوبکبریت بود رو خریدیم
.میدونم، میدونم فقط مطمئن شو
بله قربان
و هنوز خبری از پیشآهنگ نرسیده، مسترسون؟
خبر موثقی نرسیده
با این حال، گزارشات اون ...اطلاعات قبلیمون رو تأیید میکنه
...که پیادهنظام یاغی پخش شدن
و دارن به سمت ایکِن میرن
چیز دیگهای هست؟ چندتا خانوم منتظرمن
یه چیز، قربان. ما داریم به شهر بارنوِل میرسیم
...و به نظر میاد چندتا آدم مذهبی و بازرگان
میخوان با شما ملاقات کنن
.اوه خدا. باشه، ولی فقط یه ملاقات
کمش کن
،میخوام فقط یه نفر رو ببینم یه نفر از آدمهای مذهبی باشه
بازرگان در کار نباشه، باشه؟
دو دقیقه
یه نفر، یه ملاقات، دو دقیقه، فهمیدی؟
بله، قربان ممنون، قربان
بسیار خب
اسم من هیو جادسون کیلپاتریکـه
،بالاترین رده من سرلشگر بوده
و البته در یه ارتش واقعی
که ارتش ایالات متحده آمریکا بود
به من جاهطلب، خشن و تندخو میگفتن
باید بگم که با همهشون موافقم
بهم نترس هم میگفتن
و امیدوارم همینجوری به یاد بمونم
شایعه شده ویلر خیلی خیلی نزدیکه
همیشه شایعه هست، سرگرد مدوکس
...چیزی که من بهش علاقه دارم
اینه که واقعاً افرادمون چی دیدن
.مسترسون رو فرستادم دنبال این کار بهترین پیشآهنگیـه که داریم
اون مرد مثل یه شگ بوکِشه این حق رو بهت میدم
اون کسیـه که ما بهش نیاز داریم
این دیگه کدوم خریه؟
تو کی هستی؟ اینجا چیکار داری؟
من نمیخوام دردسر درست کنم
من میدونم شما دوستان خیلی سرتون شلوغه
بیا نزدیکتر لطفاً بلندتر حرف بزن
تا همونجا میتونی بیای جلو
با خودت اسلحهای که داری، درسته؟
.نه، قربان من کشیش فولر هستم
...مردم من از کلیسای تعمید مستقل
در بارنوِل از ایالت کارولینای جنوبی هستن
چرا این اسم برام آشناس؟ بارنوِل؟
اونجا درست وسط مسیرمون به ایکن هست
کارت با ما چیه، کشیش؟
...ژنرال، سرگرد، آخرین باری که
شما آقایون به کلیسا رفتید کِی بود؟
.زمان زیادی گذشته، کشیش
خب اگه احیاناً مسیرتون ...از بارنوِل میگذره
دوست دارم از شما برای خدمات به کلیسام دعوت کنم
البته خدمات برای راحتی شما خواهد بود
واقعاً؟ خب، این قطعاً میتونه مسیرمون رو عوض میکنه
نظرت چیه، کاپیتان؟
به همین خاطر اینجایی، کشیش؟
که ازمون بخوای بریم کلیسا؟
درسته
حضورتون، به مردم خوب کارولینای جنوبی ...نشون میده که
...شما و افرادتون دوست دارید
یک پایان صلحآمیز به این کشمکش وحشتناک داشته باشید
این تنها دلیلی نیست که اینجایی
یا دلیل اصلی اومدنت به اینجا نیست
چرا بهمون نمیگی قضیه چیه؟
...شنیدم که شماها خیلی جاها رو
از وقتی که از رود رد شدید، به آتیش کشیدید
کشیش، ما جاهایی رو که به اعضای جنبش مقاومت پناه میدادن، آتیش میزنیم
اینها دستورهای ماست
...که اینطور، اگه شما به کلیسای ما بیاید
متوجه میشید که ما به هیچ عضوی از جنبش مقاومت پناه ندادیم
...و درهای ما همیشه به روی
هرکسی که عشق بورزه و عبادت کنه بازه، سیاه یا سفید
خب، نمیدونم خدمات رو انجام میدیم یا نه، کشیش
ولی این رو بهت میگم
اگه مجبور باشیم جایی رو ...در بارنول خراب کنیم
کلیسای تعمید مستقل رو خراب نمیکنیم
خیلی از شنیدنش خوشحال شدم
...کلیسای ما 10 سال پیش با یه اتاق
شروع به کار کرد
،ما به تازگی تعمیرش کردیم، یهکم بزرگش کردیم
یه برج صلیب کوچیک بهش اضافه کردیم
زیاد نیست، ولی بهش افتخار میکنیم
...و این خیلی بهمون آرامش میده
که ضمانت شخص خود شما رو برای اونجا داشته باشیم، ژنرال
No comments yet. Be the first to leave one.