A Wedding

A Wedding (Noces)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Noces 2017 720p BRRip 900MB MkvCage
Noces 2017 1080p BRRip 900MB MkvCage
تعليق من ImLoSeR
► ImLoSeR | LiLMeDiA.TV ◄ زیرنویس از: حسین گنجی

الوسوم

brrip
1080
mkv
MkvCage
720p
720
نشرت في: 2017-09-10
تنزيلات: 46
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی ImLoSeR

‫«داستان یک ازدواج»

‫بر اساس داستان واقعی

‫- روح داره؟ ‫- نمی‌دونم چطور به این سؤال پاسخ بدم

‫- می‌گن قبل از چهل روز، روح نداره ‫- نمی‌دونم چطور به این سؤال پاسخ بدم

‫- قلبش می‌تپه؟ ‫- بله

‫- قبل از اینم می‌تپیده؟ ‫- درسته

‫هنوز هفت هفته فرصت دارین تا راجع بهش فکر کنین

‫- تو هفت هفته تغییر نمی‌کنه؟ ‫- البته که تغییر می‌کنه

‫ولی بازم می‌تونیم انجامش بدیم

‫بعد از دوازده هفته نمی‌تونیم کاری کنیم

‫ولی این فقط یه طرف قضیه‌ست...

‫اگه بعد از دوازده هفته بچه رو بخوام چی؟

‫برات ترتیبی اتخاذ می‌کنیم که بری هلند.

‫- تو هلند می‌شه انجامش داد؟ ‫- بله، تا هجده هفته هم اونجا مشکلی نداره

‫اونجا پزشک‌هاش خیلی کارشون خوبه. ‫هلندی بلدی حرف بزنی؟

‫- یه کمی ‫- پس مشکلی برات پیش نمیاد

‫- اونجا یه کمی هزینه‌ات بیشتر می‌شه ‫- چقدر؟

‫با خرج سفر و بقیه خرج‌هات می‌شه هشتصد یورو.

‫هشتصد یورو

‫و اینجا خرجش چقدر می‌شه؟

‫اگه بیمه داشته باشی، می‌شه ۳.۵ یورو.

‫- یعنی ۳.۵ یورو برای همه چی؟ ‫- بله

‫برای کاغذ‌بازی‌های بیمه‌ای، نباید ‫چیزی توشون ثبت بشه که من اینکار رو کردم.

‫هیچ کسی چیزی نمی‌دونه

‫اگه کسی هم اطلاعی پیدا کنه، ‫حریم خصوصی شما حفظ می‌شه.

‫- والدینت خبردار نمی‌شن ‫- مشکل اونا نیستن

‫من به رازداری مریض-پزشک احترام می‌ذارم، ‫درست مثل بقیه‌ی دکترهای اینجا.

‫می‌خواستم ازتون بخوام...

‫- قبلاً این کار رو انجام دادین؟ ‫- منظورت چیه؟

‫تا حالا تو شرایط من بودین؟

‫چرا این سؤال رو می‌پرسی؟

‫نمی‌دونم

‫شما جدی در نظرش می‌گیرین؟

‫که یه نوزاد رو از شکم من در بیارین؟

‫نوزاد نیست. بهش میگن رویان یا همون جنین. ‫

‫فکر می‌کنم جدیه

‫- چهارشنبه ‫- نمی‌تونن زودتر انجامش بدن؟

‫نه، یه هفته باید بین اولین جلسه و عمل جراحی بگذره

‫- هیچ وقت کمتر از این نبوده ‫- چرا؟

‫تا مطمئن بشن که واقعاً از ‫کاری که می‌خوام کنم مطمئن هستم.

‫به صورت معمول این زمان حتی از اینم ‫بیشتره ولی من اصرار کردم که زودتر انجام بشه.

‫خیلی خب

‫یه پاکستانی تو شکممه.

‫می‌دونم

‫پاکستانیه، یعنی مسلمانه.

‫می‌دونم «زهیرا»، می‌دونم

‫کِی تو فروشگاه کار می‌کنی؟

‫- فردا ‫- خیلی خب، فردا خوبه

‫- ما موافقت کردیم ‫- فردا باهاش صحبت می‌کنی

‫ببینیم چی می‌شه

‫خیلی خب

‫بهم قول بده فردا باهاش صحبت می‌کنی

‫قول می‌دم

‫باهاش حرف می‌زنم

‫راضی شدی؟

‫همینه. ‫یه کم بیشتر.

‫آروم

‫ادویه رو بهش اضافه کن. خیلی نباشه

‫به نظر خوب میاد

‫یه لحظه، فارز. ‫موضوع مهمیه.

‫زهرا اولین بریانی‌اش رو پخته. ‫

‫ببینیم چطوریه.

‫هنوز که امتحانش نکردیم.

‫وایسا

‫نه، چیزی نیست

‫آره، اگه همه چی درست پیش بره

‫عمل جراحی روز چهارشنبه‌ست ولی ‫من نمیرم.

‫بله، می‌فهمم

‫باشه، فردا بعد از کلاس.

‫ساعت پنح

‫طارق؟

‫هنوز امیدی هست

‫هزینه‌ش چقدر می‌شه؟

‫می‌شه ۳.۵ یورو

‫- چی؟ ‫- می‌دونم، مسخره‌اس.

‫هزینه‌ی پزشک قلب من ۱۰۰ یورو شد

‫اسم بیماری من رو پیدا کرد فقط... ‫اسمش سندروم...

‫- سندروم بروگادا ‫- آره همین.

‫همین اسم سندروم بروگادا ۱۰۰ یورو آب خورد.

‫- بابا؟ ‫- بله

‫زهیرا می‌خواد طارق رو ببینی

‫چرا؟

‫میگه موضوع مهمیه. ‫پدر بچه‌ست.

‫بچه‌ای در کار نیست

‫ولی...

‫اونا می‌خوان ازدواج کنن

‫طارق مسلمانه

‫پاکستانیه. ‫این همه چیز رو تغییر میده.

‫- چه تو فکرته؟ ‫- هیچی

‫فقط می‌خوام این مشکلات حل بشن

‫روز چهارشنبه شروع می‌شه. ‫دیگه مشکلش حل می‌شه.

‫- هینا چی؟ ‫- هینا چی شده؟

‫هینا چه فکری می‌کنه؟

‫اگه می‌دونست، با ما موافق بود

‫- فکر نکنم کامل متوجه شده باشی ‫- کاملاً متوجه‌ام

‫درک می‌کنم ولی زهیرا رو هم درک می‌کنم.

‫درکش می‌کنی؟

‫آره، کاملاً درکش می‌کنم.

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫دانشگاه‌ات دیر می‌شه

‫باهاش حرف زدم ولی گوش نکرد.

‫- باهاش موافقی؟ ‫- چی؟

‫موافقی یا فقط ازش ترسیدی؟

‫مسئله این نیست که من موافقم یا نه ولی ‫درکش می‌کنم.

‫می‌دونی که کیه.

‫تو هم طرف اونی؟

‫نه، موضوع این نیست

‫تو بدون خونواده‌ات چیکار می‌کنی؟

‫- زهیرا، تنها می‌شی... ‫- من تنها نیستم. طارق با منه.

‫طارق؟

‫- سلام ‫- سلام

‫می‌دونی چقدر خوش‌شانسی؟

‫خوش‌شانس؟

‫البته

‫اگه روز چهارشنبه بری بیمارستان، همه چی حل می‌شه.

‫اگه تو یه خانواده دیگه بودی، خیلی ‫وضعیت بدتر از این بود.

‫بیمارستان نمی‌رم.

‫اگه نری خیلی بد می‌شه. می‌شنوی؟

‫به کاری که داری می‌کنی فکر کن.

‫خیلی بد می‌شه.

‫- همیشه پشتم وایمیسی؟ ‫- البته که وایمیسم

‫بهم قول بده

‫همیشه پشتت وایمیسم

‫- خوبی؟ ‫- آره

‫راحت باش، استاد دیر کرده.

‫خب، زهیرا خانم. ‫شما دیر کردین.

‫شما هنوز اهمیت وقت‌شناسی را یاد نگرفتین

‫بدون وقت‌شناسی، استعداد انسان به هدر میره.

‫اگه قابل اعتماد نباشین، استعداد و ‫هوش چه فایده‌ای داره؟

‫- و اگه دیر کنی... ‫- قابل اعتماد نیستی.

‫نوبت ماست، طارق.

‫نوبت ماست، نوبت زندگی‌مون.

‫همین الانه.

‫- تصمیم خودته؟ ‫- آره

‫- تصمیم خونواده‌ات نیست؟ ‫- نه. اینو نمی‌خوام

‫اگه بچه رو نگه‌ نداریم...

‫دیگه رابطه‌ی ما تموم می‌شه.

‫متوجه هستی؟

‫می‌دونم

‫متأسفم

‫متأسفم

‫متأسفم

‫متأسفم

‫- می‌شه مانیتور رو ببینم؟ ‫- چرا؟

‫- نمی‌دونم. ‫- خیلی تخصصیه.

‫- می‌شه... ‫- از کارت که می‌خوای کنی، مطمئنی؟

‫بله

‫می‌خوام ضدعفونی‌ات کنم

‫کسی میاد دنبالت؟

‫- بردارم بیرون منتظرمه ‫- خوبه

‫- می‌تونین فردا رو استراحت کنین؟ ‫- بله

‫کِی می‌تونم برگردم دانشگاه؟

‫دو روز دیگه

‫چیکارش می‌کنین؟

‫- چی؟ ‫- خب، منظورم بچه‌ست

‫منظورت چیه؟

‫وقتی بیرون آوردینش، چیکارش می‌کنین؟

‫خانم، بچه نیست

‫باشه ولی خب چیکارش می‌کنین؟

‫هر چیزی که بیرون می‌کشیم، داخل ‫کیسه‌های پلاستیکی قرار داده می‌شه و

‫بعدش منجمد می‌شه.

‫منجمد.

‫بعدش کیسه‌های پلاستیکی به یه

‫شرکت مخصوص سوزوندن ضایعات پزشکی ‫انتقال داده می‌شه.

‫سوزوندن.

‫می‌شه یه لحظه صبر کنیم؟

‫- صبر کنیم؟ ‫- بله

‫- یه کمی فقط ‫- هر جور که خودتون می‌خواین.

‫فکر کنم...ترجیح میدم ادامه ندم.

‫مطمئن هستین؟

‫بله

‫متأسفم...

‫نگران ما نباش. ‫اصلاً مسئله‌ای نیست.

‫ممنون

‫زهیرا؟

‫- کجا بودی؟ ‫- من همینجام

‫هزار بار بهت زنگ زدم

‫- جواب ندادی. ‫- اینجام

‫عمل خوب پیش رفت؟

‫- درد داشت؟ ‫- راستش نه.

‫حالت خوبه؟

‫دخترم،

‫مادرت و من... ‫قبلاً همدیگه رو نمی‌شناختیم.

‫و حالا ببین.

‫مثل یه آدم دیوونه، روز عروسی استرس داشتم.

‫چه شکلیه؟ ‫خوشگله؟

‫یعنی ازش خوشم میاد؟

‫منم تو همین شرایط بودم.

‫اون روز عصر، خوشحالش کردم. ‫خیلی معرکه بود.

‫یکی از بزرگترین شب‌های زندگی من.

‫اینجا حق انتخاب داری.

‫بقیه خونواده‌ها اینجوری نیستن. ‫اینجا حق انتخاب داری.

‫بعد از گندی که زدی، همه چی ‫می‌تونه درست بشه.

‫این یه فرصت خوبه، زهیرا.

‫و می‌تونی باهاشون صحبت کنی.

‫ترتیبش رو میدیم.

‫- من میرم پاکستان؟ ‫- نه، نه

‫- پس یعنی اونا میان اینجا؟ ‫- نه

‫به صورت اینترنتی باهاشون حرف می‌زنی

More Farsi Persian subtitles for A Wedding

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left